نخستین 200 خط.
خوب؟
،و خوب مي شينم اونجا و بهش نگه مي کنم، خوب؟
اون بهم مي گه بساطت رو جمع کن .و گورت رو از اينجا گم کن و برو بيرون
اين مزخرفات رو باور مي کني؟
مي دوني که چي گفتم، نه؟ - نه، چي گفتي؟ -
.لعنتي. باشه - .توي ِ لعنتي گفتي باشه -
.مطمئنم که گفتي
،مرکز کنترل .متروي 1215 هستم
.بفرماييد، 1215
...من نزديکي ايستگاه خيابون 57 هستم
.به خاطر علامت قرمز تاخير داشتم...
.علامت بايد سبز باشه، متروي 1215
آره، يه چيزي بهم بگو .که خودم ندونم
،خيلي خوب، آروم حرکت کن .احتياط کامل رو رعايت کن، طبق کتاب قانون
آره، ريل ترک برداشته. فاصله نهصد پايي .از شرق سکو
.خيلي محکمه .خودت که مي دوني
.گرفتم ، گرفتم چقدر طول مي کشه تعمير بشه؟
.بايد يه صفحه روش بذاريم. دو ساعتي مي شه
،ممنون. تو يک ساعت و نيم تمومش کن .يه شيشه مشروب مهمون مني
لعنت به تو جي بي. خيلي بدم .مي ياد تو رو اينجا ببينم، پسر
.موقتاً اينجا هستم .قبل از اينکه بدوني برگشتم پشت شيشه اون بالا
...بهتره که متروي "آر" تغيير مسير بده
.به مسيرهاي سريع السير ايستگاه 34
کدوم مسير سريع السير؟ - .همون که متروي "کيو" استفاده مي کنه -
،وقتي که از خيابون 57 خارج شدند ."مي تونن برن روي مسير "اف
.که مستقيم مي ره به کويينز
وقتي که به کويينز رسيدند، برمي گردن به ."خيابون 36 به سمت مسير "آر
،کاري که بايد بکني اينه که، "دابليو" رو موقتاً بيکار کني .ان" و "آر" هم آهسته به حرکت شون ادامه بدن"
.ببخشيد، جلوي راهم رو گرفتين
.درو باز کن .همين حالا ، وگرنه مي کشمت. يالا
.باشه، باشه
.خفه شو و راه بيفت
.واگن اول، برو
.ديدي؟ بهت گفتم که مي تونيم اين کارو بکنيم
،معامله بزرگيه .تو کارو رو که مي گفتي انجام دادي
.خيلي خوب
.پنج دقيقه وقت داريم
!آره - !خوبه -
.خوبه - .باشه -
.اينجايي
.من توي مترو هستم و هنوز تو رو دارم
تو هم منو داري؟ - دارمت. داري چيکار مي کني؟ -
هنوز منو داري؟
.اوه، خداي من
عزيزم؟ عزيزم؟
.کليد جدا کننده رو بده من
.کليد جدا کننده
.مرکز کنترل هستم پلهام 123 .جواب بده، پلهام 123
چرا توقف کردي؟ .علامت هاي جلوت سبز هستند
.مرکز کنترل هستم پلهام 123
.مرکز کنترل هستم پلهام 123
چرا توقف کردي، 123؟ .علامت هاي جلوت سبز هستند
.مشکلي نيست
.زندگي الان ساده س
.تو بايد اون کاري که من مي گم رو انجام بدي
الان نه، باشه؟
اهل کجايي؟
.بروکلين - ايرلندي هستي؟ -
.آره
.حدس مي زدم
راننده پلهام 123 کيه؟
.شايد چيزي توي مسير بوده
داريم برمي گرديم؟
،برج مراقبت خيابون 42 ...يه مترو اينجا داريم که داره برعکس مي ره
.در خط خيابون لاکزينتون، در شمال شما
،گوش کنيد .بايد همه سر پست خودشون باشند
همه مسافراي عازم جنوب .ايستگاه خيابون 51
.راننده متروي 123 جري پولارده
.جري پولارد رو مي شناسم .با هم آموزش ديديم
،پلهام 123 .جواب بده، پلهام 123
،پلهام 123، جري پولارد اونجا چه خبره؟
.از مرکز کنترل هستم اونجا چه خبره، 123؟
،با يه متروي سريع السير بريد کنارشون .ببينيم چه خبره
.متروي گذرگاه جنوبي 105 هستم .نمي تونم برف پاک کنم رو روشن کنم
.گذرگاه جنوبي 105، يه مدار درست پشت سرت براي اين کار هست
چه خبره؟
استاد، چه خبره؟
.پليس - .ببخشيد -
.لعنتي
.وقتي گفتم وايسا، محکم وايسا
.پليس عبور و مرور - .وايسا -
!همه بتمرگن سر جاشون
!بشينيد
!بتمرگيد سر جاتون
يا مسيح! گزارش تيراندازي از داخل .تونل بهمون رسيده
.گروهبان موران
.دلگادو، بگو اون سريع العسير رو نفرستند - !گرفتم -
.من مي مي ميرم .من ِ لعنتي مي ميرم
.يالا! هي
!همه پاشن! بريد کنار پنجره !يالا، پاشيد، پاشيد
!وايسين! وايسين! يالا
!راه بيفت! رو به پنجره
اون جا چه خبره؟
.يه پليس اينجا بود. باشکين بهش شليک کرد
.فکر کنم...فکر کنم مُرده باشه
!باشکين رو خبر کن و اينقدر ترسو نباش
!يالا - .لعنتي -
چي شد؟ - .يه پليس بود. اون مُرده -
.بذار با مسئول صحبت کنم
اسمت چيه؟ - .رجينا -
،رجينا، عزيزم، گوش کن .بايد به کاري بکني، عزيز
کار؟
خدا تو رو گذاشته توي اين زمين .براي همين کار
...اون مردم رو از قطار پياده کن
.و بذار برن روي سکوي ايستگاه... .گرفتي چي شد؟ بذار منم بشنوم
.بذار منم بشنوم
.همگي گوش کنيد
.ما بايد برگرديم به ايستگاه ...ازتون مي خوام
.رجينا. دوباره امتحان کن
.مردم رو هدايت کن
گوش کنيد. الان مي خوايم بريم طرف .ايستگاه
.از همه تون مي خوام که آروم بلند شين
.من شما رو از اين مترو مي برم بيرون - .خوبه -
خوب، ما مي خوايم برگرديم به مسير .پس هر چي رو نمي خواين ول کنيد
.اينجا، اينجا .اينجا، اينجا
.بيا اينجا، اينجا
.برو - .بيايين اينجا، اينجا -
.بريم
.بالاي پله ها، بالاي پله ها - .بفرماييد -
.همه پليس هاي شهر توي راه هستند - .شايد صداي شليک نبوده -
.شايد مترو يه چيزي ترکونده يا موتورش ترکيده؟
.نه، اين يه کار عمديه
.لعنت به تو
.آره، دارم مي يام - .از ديوارها فاصله بگير -
.دهن کثيفت رو ببند و بيا
.لعنتي. يالا
.راموس .برق اضطراري رو وصل کن
چي؟
!برق اضطراري رو وصل کن
!خيلي خوب، گرفتم
.روز شانس منه
.لعنت تو چه مرگته؟
.از پلهام 123 به مرکز کنترل صداي منو داري؟
آره، صداتو دارم، پلهام 123
اينجا مرکز کنترله. تو کي هستي؟
منم ، پسر. تا وقتي همه چي آماده نبود .نمي خواستم تماس بگيرم
.اون جري نيست - .نمي دونم کيه -
.مي دونم، مي دونم .پلهام 123
تو کي هستي؟
من مردي هستم .که مي خواد اين شهر رو تکون بده
من مردي هستم که مي خواد اين شهر .رو دنبال پول بفرسته
حالا توي مانيتورت نگاه کن .و بگو چي مي بيني
مي بيني چيکار کردم؟
.مي بينم
کنترل يه واگن با اين آدمايي که من دارم .از 10 تا واگن خيلي راحت تره
.آقاي راننده مي خواد درباره اين بگه .بگو بهش
.اونا کُلي گروگان دارند، خيلي زياد
.و اونا اسلحه هم دارند - .اين جريه -
.اين جريه - .آره، درسته -
،گوش کن بينم فهميدي چي شد؟
.شنيدم، فهميدم
بهت نگفتم که اول بايد در بزني؟
خوبه، چون به اين مي گن .انتقال پول
تو که کالاهاي مصرفي رو مي شناسي درسته؟
مي دوني که، شکم خوک؟ طلا؟ روغن ملايم؟
گوش کن، بي ادبي نباشه، اما شايد من اون آدمي .نباشم که تو مي خواي باهاش حرف بزني
.اوه، نه، اتفاقاً تو دقيقاً همون کسي هستي که مي خوام باهاش حرف بزنم
خوب، الان مي خوام که خوب به ساعت ...نگاه کني و بهم بگي
که براي يه گروگان گيري توي... شهر نيويورک چه بلايي به سر نرخ ها مي ياد؟
فکر مي کني 1 ميليون دلار پول زياديه؟ .آره. فکر مي کنم چرنده
.حالا ماشين حسابت رو بيار بيرون داري؟
ماشين حساب داري؟ - .آره، يکي دارم. يکي دارم -
خيلي خوب. اينو حساب کن. 526135 دلار .و 79 سنت
.يعني 526135.79
.حالا در 19 ضربش کن
چند شد؟
کيه اون، يه حسابداره؟
ده ميليونه؟ - چند شد؟ -
.شد 10 ميليون دلار و يه سنت
.آهان، خودشه
به شهردار زنگ بزن .و قيمت رو بهش بگو
و بهش بگو که صد هزار تا اسکناس 100 دلاري مي خوام، فهميدي چي شد؟
گرفتم. اون يه سنت چي؟
.باشه واسه خودت، دستمزد دلالي ت
...خوب، بقيه ش اينکه بايد توي چمدون هاي ساده باشه
اونايي که چرخ دارند و دسته براي حمل دارند، باشه؟
.و اين يه قرارداد براي آينده نيست .يه معامله فوريه
.يعني اينکه زمان اون رو محدود مي کنه خيلي خوب، گرفتي چي شد؟
خوب، فکر مي کني محدوديت زماني منصفانه براي اون چقدر باشه؟
.نمي دونم ...من اون آدمي نيستم
.زود باش، محدوديت زماني رو بهم بگو .محدوديت زماني منصفانه رو بهم بگو
.پنجشنبه - .من داشتم به يک ساعت فکر مي کردم -
خوب، حالا ساعت چنده؟
.دو و سيزده دقيقه
،اوه .اين دقيقاً چيزيه که ساعت منم نشون مي ده
،پس ساعت 3:13 دقيقه، مي خوام پول اينجا باشه .حرومزاده
.و بعد از اون، هزينه ديرکرد داره
فکر مي کني اون هزينه ديرکرد چي مي تونه باشه؟
.يالا، بهم بگو چي مي تونه باشه
مسافرها رو مي کُشي؟
.اوه، من اول کالاهاي مصرفي رو مي کُشم
هر دقيقه که از اون ضرب العجل بگذره .من مجبورم صبر کنم
...اونا اينطوري ارزششون بيشتر مي شه
.و همون قيمت هم مي مونن
.اون زيرزمينه .کاري نمي تونه از پيش ببره
.به من نگو، به خودش بگو - اين ديگه کيه؟ -
!نمي دونم کيه - .گاربر، جوابش رو بده -
اسمت چيه؟
اسمت چيه، مرد من؟ - اسمم؟ -
اسمت چيه؟
No comments yet. Be the first to leave one.