نخستین 200 خط.
حالت چطوره، رفیق؟
اوه، آره
- تو خیلی خوشگلی - ممنون
ممنون، آقا. خدا خیرت بده. بگیرش
خدا خیرت بده، آقا. ممنون
منتظر مسیحم!
خب، شیفتمون تموم شد
وقتشه جمع و جور کنیم، رفیق
بیخیال، اونقدرا هم بد نیست
فقط قراره بخش جدیدی از زندگیمون رو شروع کنیم، همین
بهش فکر کن
به اون همه وقت آزاد فکر کن...
که میتونم کارهای مورد علاقهمون رو انجام بدیم، هان؟
در ضمن، مراقب اون دایرهزنگی باش
به پول توش نیاز داریم
خب، این چطوره؟
خب، به گمونم باید رفتنمون با افتخار باشه، نه؟
بزن بریم!
از سر راهم برو کنار!
برو کنار، جری. خیلیخب، ما داریم از در پشتی میایم
شما هم از در جلویی برین
دریافت شد، دولی. ما از در جلویی میریم
نیروی کمکیم کجاست؟ نیروی کمکیم کجاست؟ دارم میرم تو
من یه پلیسم، من یه پلیسم
وایسا سر جات، عوضی!
سوپرایز!
فکر کردی میذاریم بدونی مهمونی از اینجا بری؟
بیا اینجا!
تبریک میگم، پیرمرد
سختیهات دیگه تموم شدن
اوه، بچهها
افسر به یه نوشیدنی نیاز داره. افسر به یه نوشیدنی نیاز داره
آره. چهار تا نوشیدنی بهش بدین
این افسر به کلی نوشیدنی نیاز داره
بازنشستگیت مبارک، عزیزم
بیا اینجا، یه بوس بهم بده
وای، این واقعاً... یه سوپرایز بود!
ممنون. خیلی خوبه
اینو توی کلکسیونم میذارم
- این چیه؟ - نمیدونم جعبه خوشگلی داره
این از طرف... کلکسیون ماشینهاست!
خب، هی، اینجا رو ببین
هی، این چطوره؟
یه باتری توش گذاشتیم که هر روز بتونی با ماشین پلیس بری بیرون
اوه، خیلی باحاله. میخوای امتحانش کنی؟ میخوای امتحانش کنی؟
ببین، دست اونه
هی، جری لی. اینو نگاه کن. آمادهای؟
این یه ماشین پلیسه. مراقب باش، جری
یالا، میتونی بگیریش
مراقب باش، جری لی. یالا
مراقب باش، مراقب باش! پات، پات!
اوه، گرفتیش! گرفتیش!
اوه، نشکونش، جری
- بیخیال - اوه، پسر
اوه، مرد، شکستیش. بیا اینجا، پسر
عجب پسر خوبی
این چطوره؟
خب، این هدیه آخره
از طرف خانومهای ادارهاس
- خانومهای اداره. آره - خب، ممنونم
واسه گردن بند جری لیه
- خیلی خوبه، خیلی خوبه - واقعاً خوشگله
اوه، نگاش کن
عکس من و توئه
میدونی، عاشق اون مردمم. واقعاً میگم
ولی خیلی خوشحالم که کارم تموم شده
از پلیس بودن خسته شدم
از شلیک کردن خسته شدم
از کتک کاری خسته شدم
بذار یه چیزی بهت بگم، جری لی
دفعه بعد که مشت، لگد یا سرم داد بزنن
موقعی هست که
زن داشته باشم
بیا
بازنشستگی مبارک، همکار
آفرین، آفرین
منم حال تو رو دارم
- پسر بد. - یالا، دولی
یالا. وقت رفتنه
اوه، دوست دارم، پیتی، واقعاً دوست دارم
تو بهترین دوستی هستی که میشه پیدا کرد
البته به جز سگها
منم دوست دارم. ولی باید بریم خونه. یالا
میدونم. میدونم حق با توئه. احتمالاً حق با تو باشه
ولی فقط یکی دیگه. جری لی یکی دیگه میخواد
یکی دیگه واسه کاراگاهها. یالا، فقط یکی دیگه
ببین، فردا روز بزرگی داری
اولین روز بازنشستگیته
میدونم و میخوام چک بازنشستگیم رو بگیرم
حقوق بازنشستگیم، و بعد کاری که میخوام بکنم
تعمیر ماشینمه
و بعد من و جری لی...
من و جری لی میزنیم به جاده
- یه مسافرت. چقدر خوب - چرا که نه؟
منظورم اینه که، از قبل نقشهاش رو ریختم
آره، و از بزرگراه 66 از یه ساحل به ساحل دیگه میریم
تا نخوابی نمیتونن جایی بری
فکر کنم اون به شیکاگو بره
گفتم ساحل. دریاچه میشیگان هم ساحل داره
چی؟ اون دیگه چی بود؟
اوه
خیلیخب، رفیق. خوابمون بُرده بود
یکم حس خماری دارم، ولی مطمئنم اونم پشت سر میذارم
از پس این بازنشستگی بر میام
من و تو خارجیم. آزادیم. ما خارجیم...
خالی از بنزین
بنزین تموم کردیم!
بنزین تموم کردیم. باورم نمیشه!
نباید کارت اعتباریم رو کنسل میکردم
من خیلی فقیرم!
خیلیخب. ما بازنشسته شدیم. بیکاریم و فقط بنزین تموم کردیم
میدونی میخوام چیکار میکنم؟ به تاکسی زنگ میزنم
آره، آدمای بازنشسته همیشه سوار تاکسی میشن
الان کجاییم؟
اونه دهه... اوه، موبایلم رو بده
آدمای بازنشسته موبایل هم دارن
به تاکسی زنگ میزنیم
بله، میتونین شمارهی...
شرکت تاکسیهای زرد رو بهم بدین؟
هی، جری لی!
چی شده؟
جری لی
چی شده؟
چی پیدا کردی؟
اوه، نه. پسر، بذار ببینم
اینم از شانس بد ما
خیلیخب، رفیق
اونا کجان؟
آره، مورد اورژانسیه
آروم باش. چی پیدا کردی؟
خیلیخب، رفیق. این آدما جدیان
آروم
وایسا
هیس. آفرین
نکن... عطسه نکن
هیس! جری!
یالا!
ایست! پلیس!
وایسین!
جری لی!
هی، صبر کنین منم بیام!
بگیرش!
اینو از اینجا ببر!
لعنت
آروم باش، پسر
اون مال منه، سگ
جری لی، بخواب!
جری لی!
جری لی!
جری لی، بیا اینجا
بیا اینجا. حالت خوبه؟
همونجا که هستی بمون!
دستات و ببر بالا
دستات رو ببر بالا! اسلحهات رو بنداز
- من یه پلیسم - اون سگ رو کنترول کن
- اون سگ رو کنترول کن! - اسلحهات رو بنداز
آروم باش، جری
آروم باش
مأمور پلیس فدرال. تو دستگیری
واسه چی؟
همچی مرتبه. آروم باشین
شما دارین تمرین میکنین
که موقع نیروی کمکی افسرهای پلیس رو دستگیر کنین؟
این یه کار پلیسی شگفت انگیزه
واسه پلیسی که تازه دستگیر شده خیلی بامزه هستی
دستگیر شدم؟ چیه، فکر میکنین که تو این قضیه دست داشتم؟
- نظر دیگهای داری؟ - بگو میشنویم
تو راه برگشت به خونه بودم
و یه درگیری دیدم
- دیدی؟ - خب، جری لی یه صدایی شنید
سگت صدا شنید؟
سگم یه صدا شنید. ما به اونجا نزدیک شدیم
یه نگهبان مُرده پیدا کردم و به مرکز زنگ زدم
رفتم تو ساختمون و یه نگهبان مُردهی دیگه رو دیدم
جری لی رد پا رو دنبال کرد،
و وسط دزدی دیدیمشون
اونا صدامون رو شنیدن، فرار کردن، من افتادم دنبالشون
یکیشون همکارش رو کُشت
و بعد وقتی که شما سه تا
داشتین منو دستگیر میکردین، از اونجا فرار کرد
و کسی که فرار کرد چه شکلی بود؟
180سانت قد، 80 کیلو وزن، شبیه نظامیها لباس پوشیده بود و انسان بالغی بود
بنظرم سابقه نظامی داشت
تونستی صورتش رو ببینی؟
نتونستم ببینمش. دستش و ماسک پوشیده، مثل اونی که مُرده
نمیدونی دنبال چی بود؟
خدای من، متأسفم، بچهها
میخواستم بیسکویت و چایی بیارم...
و باهاش یکم حرف بزنم، ولی سرشون گرم کُشتن من بود
میخواین بدونین چی دزدیده؟ چرا از اون آزمایشگاه نمیپرسین؟
یا یه کار بهتر، چرا اونو پیدا نمیکنین؟
کسی که شما گمش کردین، و دارین پدر منو در میارین
- من فقط داشتم کارم رو میکردم - کارت رو میکردی؟
- تو هیچ کاری نداری - همون نیمه شب تو بازنشسته شده بودی
این یعنی تو یه شهروندی عادی هستی
شهروندی که قاطی یه تحقیقات جدی پلیس فدرال شده
آروم باش، آروم باش
لازم نیست نگران چیزی باشی
اونا هیچ مدرکی از ما ندارن
چیکار میتونن بکنن؟
No comments yet. Be the first to leave one.