نخستین 200 خط.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
این فیلم بر اساس رمانی از وانگ هائو با عنوان «بحران هوایی» ساخته شده است
سلام!
چقدر طول میکشه تا برسیم؟
تازه رسیدم.
خیلی شانس آوردی تو این بارون تاکسی گیرت اومده.
ماشین شماره ۲۳۷۷.
باشه.
هی.
یه کاری داشتم.
بهتره سریع بریم.
مرسی.
داداش، تو که سوار خطی گرفتی.
حالا هرچی سریعتر بریم، باید اول اونو پیاده کنیم.
"ماشین گرفتم، دارم سریع میام"
لولو.
کجا بودی؟
چرا خونه نیستی؟
مگه نمیدونی کجام؟
امروز پرواز دارم.
اما...
وسایلات کو؟
بردمشون هتل.
دارم میام پیشت.
نیا سر کارم هواپیما به زودی میره.
پرواز عقب افتاده!
چی خوردی داداش؟
گوشت خوک.
یا ماریجوانا.
یه بوی سوخته و ترش میاد.
حتما جلبک دریایی بوده.
وای خدا.
داداش.
میتونی مسیر رو عوض کنی؟
الان نمیرم فرودگاه.
منو ببر به نزدیکترین کلانتری.
ماشین رو نگه دار.
آخ!
درد داره!
مگه گل زیاد کشیدی؟
الان کو داری میری؟
شماره ای که گرفتید در حال حاضر در دسترس نیست.
لطفا بعدا دوباره تلاش کنید.
جواب نمیده؟
این گو چائویانگ که...
هی، زیادی فکر نکن.
عمدی اینکارو نمیکنه.
حتما اتفاقی افتاده.
بیا بریم.
چه سریع رسیدین!
همتون تو یه گروهین.
پس همگی بریم.
بریم واحد مبارزه با مواد مخدر!
اول...
ببینم اصلا میتونی زنده از اینجا بری بیرون یا نه.
برو.
بشین.
جائو.
چی گفت؟
نگران نباش.
بعد از اینکه پیچش رو سفت کردیم، همه چی رو گفت.
زیاد فکر نکن، من هستم.
برو فرودگاه و دونگ لو رو پیدا کن.
موبایل خاموشه.
حتما تا حالا رفته.
چرا هی اشتباه میکنی؟
مگه نمیخوای با اون ازدواج کنی؟
چرا که نه.
حتی حلقه هم خریدم.
خریدی، درسته.
اما بازم دل زن رو نمیشناسی.
اونا به حلقه اهمیتی نمیدن.
اصلا منو درک نمیکنه.
میگه همیشه عصبانی ام.
چرا نمیفهمه که همه اینا تقصیر خودشه؟
چه تقصیری دارم؟
اون روز و شب تو هواپیماست.
با مسافرا با خنده حرف میزنه.
اما وقتی میاد خونه، به من ترشرو میشه.
منم کل روز کار میکنم.
خستم.
نمیتونه...
همه اینارو بفهمه و صبوری کنه؟
چائویانگ تو یه کم خون گرمه.
خودت که میدونی.
حتی به مسافرا هم با شک نگاه میکنه.
این شغل منه.
وقتی به مظنونی نگاه میکنی، باید اینجوری نگاه کنی.
هر دوتون...
زیادی فداکاری کردین.
دونگ لو، به خاطر تو...
فرصت رفتن به خارج رو از دست داد،
گو چائویانگ هم میخواد...
که شما دو تا بیشتر کنار هم باشید.
برای همین پلیس جنایی رو رها کرد...
و اومد پلیس هوایی.
شما دو تا باید بیشتر باهمدیگه حرف بزنین.
دیگه چیزی نمیگم.
رفتم.
بهت گفتم اون روز برای تیم مبارزه با مواد مخدر درخواست بده.
بهش فکر کن.
ولش کن.
" نتونستم برم بخاطر دردسر با یه معتاد "
"بارون بند اومد، دارم میام، میبینمت در اورایا"
رئیس.
باید برم.
باید برم اورایا.
نوش جان.
باشه، مرسی.
میدونم.
کمبودای زیادی دارم.
تو زندگی روزمره...
اونقدرا دقیق نیستم.
بعضی وقتا بخاطر کار با تو قهر نکردم.
منم کارمند دولتم.
معلومه که کارتو درک میکنم.
اما تو پلیس هوایی.
باید به اتفاقایی که تو هواپیما میفته برسی.
چیکار کارهای دیگه داری ؟
دقیقا جلوم اتفاق افتاد، پس...
دماغم رو نکردم تو کار.
فکر کنم تو حتی منو نشناختی.
تو به آینده مون هم جدی نیستی.
کار فوری دارم، باید برم.
لولو.
لولو!
این از اداره امنیت عمومی هوانوردی غیرنظامی چین...
پلیس هوایی لو چنگ فی.
و این هم همکارمه،
چین چنگ.
سلام کاپیتان.
اینها همه مدارک تحویل زندانیه.
دو جیولین،
یکی از تحت تعقیب ترین مجرمین چین.
اخیراً تو اورایا دستگیر شده.
بعد از مذاکرات،
پلیس اورایا موافقت کرده که اون رو به کشورمون تحویل بده.
از اونجایی که این تصمیم ناگهانی گرفته شد،
قبل از اینکه دردسری پیش بیاد،
دو جیولین باید هرچه سریعتر به چین برگردونده بشه.
به دستور مافوق،
من مسئولیت این انتقال رو بر عهده دارم.
ما با این پرواز میریم.
امروز روز خاصیه.
همه هوشیار باشین.
اگه تو طول پرواز چیزی غیرعادی تو کابین دیدین،
فوراً به من گزارش بدین.
و دستورات پلیس هوایی رو اجرا کنین.
فهمیدین؟
بله قربان.
خوبه.
برین، کابین رو چک کنین.
لطفاً تجهیزات اضطراری هر در رو با دقت چک کنین.
محوطه در شماره ۴،
همه تجهیزات اضطراری آمادهست.
سیستم اطفا حریق اتوماتیک دستشویی هم درسته.
مرسی.
مهماندار ارشد،
غذا داره بارگیری میشه.
میشه عینکت رو در بیاری؟
چکش کن.
لطفا.
چی؟
چی؟
توی کیف چیه؟
چی؟
چی میگی؟ نمیفهمم.
شاید یه وسیله ممنوعه داشته باشی.
میشه چینی حرف بزنی؟
کیفو باز کن.
چینی بگو.
لطفا کیف رو باز کنین.
باشه، میتونی بری.
چینی.
به کیفم دست نزن.
منظورت چیه؟
اصلا تکون نخور.
ترجمه میکنم.
باشه.
میگه کیف باید بازرسی بشه.
ممکنه داخلش وسایل ممنوعه باشه.
دروغه.
ممنوعه؟ چه جور وسیله ممنوعه ای؟
این مشخصه
همین الان از فروشگاه فرودگاه خریدمش!
براش توضیح بده.
میگه...
این یه دستساز از کشور شماست.
بزار برم.
اونجا رو نگاه کن.
یه گلوله دور گردنش داره!
با این حال راهش دادن.
چرا به من نمیدی؟
این چیه؟
این؟
گلوله توخالی.
تقبلیه.
باشه، برو.
No comments yet. Be the first to leave one.