نخستین 200 خط.
!مامان
واسه چی به این مرکز اومدی؟
رباط صلیبی جلویی تو پای راستم .کامل پاره شده
.حتما درد زیادی داره
.بله همینطوره
میتونی جریان حادثه رو برام توضیح بدی؟
تپه رو میرفتم پایین، فکر کنم خیلی تند ،میرفتم
... اسکی هام به هم گیر کردن و
.رفتم هوا
چرا اون روز خاص این اتفاق افتاد؟
.نمیدونم
احتمالا به خاطر اینکه خیلی تند میرفتم و
.چوب اسکی هام به هم گیر کردن
چرا چوب اسکی هات به هم گیر کردن؟
.بعضی اوقات به خیلی چیزا دقت نمی کنیم
نمی دونیم کجا میریم، عجله داریم، بدو بدو .می کنیم
.فقط جلو رو می بینیم
پامون گیر میکنه و می افتیم
درسته؟
بعضی اوقات دیگه نمی تونیم از .جامون بلند شیم
میشه بگی "زانوی من"؟
.آهسته
.لطفا
."زانوی من"
."...من"
"ما"
اگه بگم شونه چی؟
چی میشه؟ - .همیشه نتیجه نمیده -
،یه چیزی واست می خونم
.و تو نظرت رو به من بگو
،زانو منبع قدرت رها کردنه"
،باز کردن راه
".یا حتی عقب نشینی
،چون مفصلی هست که فقط به عقب خم میشه"
پس درد این ناحیه نشون میده
فرد در قبول و کنار اومدن با حادثه ای
که در زندگیش اتفاق افتاده و
پیشرفت روان درمانی که در این مسیر ".وجود داره، مشکل داره
،شاید کتاب سطح بالایی نباشه
،اما هرچی بهش فکر می کنم
.به این نتیجه میرسم که باید حرف زد
.باشه
چه اتفاقی افتاد؟
من رو شناختی؟
نه
نمی تونید خودتون برید غذا بخورید؟ - .بدون تو نه -
.تو باید ازمون محافظت کنی
شماها انگار از قبر بیرون اومدید. کی این ساعت مزاحمتون میشه؟
!برو بابا
کی با 2 تا زامبی که از کلوب اومدن بیرون کار داره؟
از کلوب بیرون اومدن؟
.من میرم بخوابم
.من اون موقع شناختمت
.ولی نه همون لحظه
.تونی، بیا بریم
.الان همه چی داره یادم میاد
.تونی
.اسمت تونی یه
درسته؟
.می دونستم اسم مردونه داری - کجا همو دیدیم؟ -
.قیافه قبل از اسم یادت میاد منو یادت میاد؟
.قیافه ام رو یادت بود
اون موقع پا شدی و آب پاشیدی .رو صورتم
.قیافه من رو یادت نیست - .چرا یادمه -
.دوستت دارم تونی
بریم صبحانه بخوریم؟
بیا بریم صبحانه بخوریم. تو چشمام نگاه .کن و بگو نه
دیدی؟ - .یه لحظه صبر کن، میتونم -
واسه چی صبر کنم؟ - .میتونم بگم نه -
.ادامه بده
!دو، سه، باختی
!بیا بریم صبحانه
!نه، تو رو خدا نه
!خدایا
!نقاشی های دیواری رو نگاه
.مغز آدم منفجر میشه
!فوتبال دستی هم داریم
.فقط جسمش رشده کرده
.کوک نیست
.خونه قشنگی داری
.بقیه جاهاش هم ببینید
.خیلی کارم طول نمیکشه
!وااای
...می خواهم بگم که
!پولدار و بی پول، همه پاهاشون بو میده
.یک کم ترافل توی هات چاکلت
.نباید خرد کنی، فقط باید رنده کنی
!پنیر نیست که، ترافله
.همه چیز ساده اش خوبه
شغلت چیه؟
.غذا درست میکنم
آشپزی؟
.الان دیگه نه، رستوران دارم
بازرگانی خوندی یا درس های آشپزی؟ - .هیچکدوم -
متوجه شدم که دوست دارم مردم رو .خوشحال کنم
،تا جایی که به من بستگی داره
.به یک هدفی خدمت میکنم
.عالیه
شماها چی؟
من لباس هایی که خودم انتخاب
.میکنم رو می فروشم
تا حدی مثل تو، از خوشحال کردن مردم .لذت میبرم
.بهشون سبک و شخصیت و قدرت میدم
سولال؟
هدف من تو زندگی اینه که خودم خوشحال .باشم
.به همین دلیل هیچ کاری نمیکنم .فقط در این صورت خوشحالم
.درسته
تو چی تونی؟
.من وکیلم
با تحصیلکرده ها نمیپری؟
...نه، اینجوری نیست
وکیل جنایی؟ - .آره -
قوانین جنایی؟
.همیشه نه، بعضی اوقات - .بریم فوتبال دستی -
.از حرفام خسته شدی - .نه واسم جالبه -
.اگه خوب بازی نکنی کسل کننده میشه
.هرچی تو بگی
خب کجا همو دیدیم؟
توی لو پالپ
.همدیگرو دیدیم
کلوب؟ - .خیلی وقت پیش -
دوران دانشجویی اونجا مشروب .سرو میکردم
.کافیه
.تو هم یک مشتری دائمی بودی
،همیشه دم بار بودی
دستتو میکردی تو سطل یخ و این کار رو
.با دخترا میکردی
...انگار می گفتی
.تو قراره با من بخوابی
نتیجه داد؟
.آره خیلی زیاد
.پس از من تقلید کردی
فکر کردم یادته که اون موقع همو .دیده بودیم
.چه بامزه
.ولی تو این کارو نکردی - ...نه، ولی جواب داده، ببین -
چی رو؟ - .چیزی که می خواستی -
می خواستم با تو صبحانه بخورم؟ - .آره خب -
...نه، می خواستم
.می بینمت
...می بینمت
.امیدوارم به همین زودی ها
میشه موبایلمو بهت بدم؟
.اگه می خوای
.بگیر
رمزش
.1-7-7-6 است
.خیلی باحاله
.آره محشره
.من دوستش دارم
موبایلمو می خوای؟
.بگیر
!سولال
،چجوریه که واسه بقیه مردها جواب میده ولی واسه من هیچوقت نمیشه؟
...وقتی موبایلشو واسه این میندازه اینجوری
...بعد تو اینجوری
.اصلا هم اینجوری نیست
.زانوت رو بذار اینجا
.اینجا
می خوای خودت ادامه بدی؟
.بیا دوش رو بگیر
من تو اتاق بغلیم، باشه؟
.بشین
.سلام
حالت خوبه؟
خوبم، تو چی؟
.بد نیستم
.موبایلت - .ممنون -
دلت واسش تنگ نشد؟
تو دلت واسه من تنگ نشد؟
این چیه؟
.لیست کسایی که بهت زنگ زدن
میشه یه اسپرسو بیارن برام؟
.نه لطفا نیارید
.وقت نداریم - چرا؟ -
می خوام همین الان بریم یه چیزی .رو ببینی
،دوستان عزیز
ما می توانیم در درگاه خدا
.شجاع باشیم
هر چیزی که از او بخواهیم، به ما ...عنایت می کند
منو شناختی؟
.بشین
،حالا که همه اینجا هستند
،اگه همه در جایگاه خود قرار دارن
.میتونیم ادامه بدیم
.مرسی
...لطفا همه به پا خیزید
ماری، از تو دعوت میکنم در مقابل خدا و ،شاهدانت
.عهد و پیمان خود رو به زبان بیاری
،آیا اسلیم رو به عنوان همسر خود می پذیری
تا او را دوست بداری و در کنارت نگه داری، تا زمانی که مرگ شما را از هم جدا کند؟
.بله
،و تو اسلیم
آیا ماری را به عنوان همسر خود
،می پذیری
او را دوست بداری و در کنارت نگه داری، تا مرگ شما را از هم جدا کند؟
.بله
!تو نه
.بیا
!تموم شد - .بوسه -
.اکنون شما را زن و شوهر معرفی میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.