نخستین 200 خط.
بخش اول: عشق و رنج
هوکايدو در ماه دسامبر
چه صدايي!
متأسفم. من خواب مي ديدم.
خواب؟
من فکر کردم شما در حال مرگ هستيد.
واقعا هم
زماني قرار بود تير بارون بشم
اغلب همين رويا رو ميبينم
من يک جنايتکار جنگي بود و محکوم به تيرباران .
الان که زنده ايد؟
بله در آخرين لحظه فهميدن منو اشتباه گرفتن. اينجوري بود که نجات پيدا کردم
اما شوک حادثه من رو ديوانه کرده
من در يک بيمارستان آمريکايي بودم.
بخش جنوبي؟
اوکيناوا. الان بهترم. 10 روز پيش مرخصم کردن.
چه بيماري؟
حماقت.
اسمش رو گذاشتن زوال عقل
من به يک ابله تبديل شدم.
ابله؟
)
)
)
)
)
بلند شو! اين مرد بيماره!
نه، خودتون رو به زحمت نندازيد ... برو جلو.
لطف ديگران رو رد نکن ابله!
متاسفم. افقط يه اصطلاحه
نگران نباشيد. مهم نيست.
باعث تسکينه
شما سردتونه؟
بله، خيلي سرده.
شماعجب آدمي هستيد!
)
)
)
)
)
)
)
)
)
کامدا همچنين براي ديدن يکي از خوشاوندان خود ( اونو ) راهي هوکيادو بود
توفان برف ديگري در هوکايدو
فقط دنبال من بيا
اين تائکو ناسو است
به نظرتون اون جذابه؟
خيلي جذابه...اما
اما چي؟
نگاه کردن به چهره اش آزارم ميده
چرا؟
يه جورايي خيلي رنجيده به نظر ميرسه
چرا گريه مي کني؟
نميدونم ، نگاه کردن به اين تصوير..ا
شما واقعا مرد عجيب و غريبي هستيد!
باعث ميشيد نتونم درکتون کنم
انگار دارم به يک نوزاد تازه متولد شده نگاه ميکنم
من ديگه ميرم.مراقب باشيد...دنيا پر از گرگ شده
کامدا او را ديد و گريه کرد
زني بيمار از تنهايي
گفته ميشود که از کودکي تحت سرپرستي تاهوتا بوده است
و در حال حاضر او حاضر هست 600.000 ين بدهد
تا از شر اون زن خلاص شود
سايه ي تائکو ناسو در خانه هم به دنبال کامدا بود
در مورد کامدا ميخواي چکار کني
درباره کامدا؟...ا
او روي کمک ما حساب کرده
من سعي ميکنم کاري واسش جور کنم
کاياما اتاق براي اجاره داره...کامدا هم ميتونه اونجا بمونه.
همين؟
منظورت چيه؟
منظورم رفتار هاي اخيرت هست
رفتارم چجوري بوده؟
خيلي مرموز شدي
اون ملاقات ها...ا
تاهوتا ممکنه تاثير زيادي داشته باشه
تا اون زن رو به کاياما غالب کنه
تو از چيزي خبر نداري...اين بد نيست.
خوشحالم که خبر ندارم
اما هر مردي که همچين کاري کنه...جاش توي اين خونه نيست
اما ...
بحث رو عوض کن!
من ميخوام راجع به اون ابله باهات صحبت کنم
من مخالف فريب دادن همچين مرد ساده اي هستم.
)
)
)
)
)
)
صبح بخير.
خوب خوابيدي؟
داشتيد ميرفتيد؟
نه...فقط داشتم به حرف هاي کاياما راجع به زندگي گوش ميکردم
فردا تولد تائکوست...فراموش که نکردي؟
نه خبر دارم.
خيلي خوب.
من و اقاي تاهوتا باهاش صحبت کرديم که توي مهموني بهت جواب بده
بهتره اونجا حاضر باشي
متوجهم
اول در بزن!
چيزي ميگفتيد که من نبايد بشنوم؟
آقاي کامدا ناهار اماده است
)
)
اگر همه اين ها مال شما بود چي ميشد؟
چه عرض کنم
خوشحال ميشديد؟
بله، البته.
ممکنه مال شما باشه
متاسفم...متوجه منظورتون نميشم
منظره ي زيبايي هست
موضوع چيه؟ چرا اينجوري به من نگاه ميکنيد؟
راستش نميتونم باور کنم شما بيمار باشيد
اي کاش نبودم
من خيلي خنده دارم...نه؟
عيبي نداره...ناراحت نميشم
مردم به من ميخندن...من بدون اينکه تلاش کنم باعث خنده ميشم
به چه چيز هايي علاقه داريد؟
ميخوام بيشتر راجع بهتون بدونم
در مورد قبل از جنگ؟
خب ...
دوست نداريد راجع بهش حرف بزنيد؟
چيز زيادي يادم نيست
من به وضوح روزي که مرگم فرا رسيده بود رو به ياد ميارم
همه ي اتفاقات قبل از اون به نظر غير واقعي ميان
خب در مودر همون واسم بگو
وقتي داشتيد با مرگ رو به رو ميشديد چه حسي داشتيد؟
دنيا...مردم..ا
همه چيز به طور ناگهاني به نظرم عزيز ميومد...
مردم؟
هر کسي که ميشناختم
و هر کس که تو زندگيم بود
و نه تنها مردم.
يه سگ بود که تو بچگي به طرفش سنگ پرتاب کرده بودم
از اين متعجب بودم که چرا نتونستم مهربان تر باشم
به سگ؟
مهربان به همه.
به خودم قول دادم که اگر عفو بشم و نميرم...ا
نسبت به همه چيز و همه کس مهربان تر خواهم بود
اما فايده اي نداشت...قرار بود تير باران بشم
فکر کردن بهش باعث شد حس بدي بهم دست بده
احساس کردم دارم ديوانه ميشم
کجا بودي؟
اقاي کاياما ميخوان شما رو به خانه ببرن
کجا بودي؟
نپرس...اون خيلي لجباره
به روي خودش نمياره اما خيلي به زيباييش مينازه
دليل لجبازيش همينه
نگاه کنيد چجوري به من اخم ميکنه
بهش نمياد؟
چرا حتما
تائکو ناسو من رو شگفت زده کرده
اما بايد اعتراف کنم که زيباست
شما او رو کجا ديديد؟
عکسش رو پنجره ي عکاس خانه بود.
منم بايد اون رو ببينم
بگو...من خيلي کنجکاوم
من ميخوام ببينمش
من نه
واقعا؟
من ميخوام اقاي کاياما رو ببينم...ميشه صداش کنيد؟ توي اتاق مطالعه است
مادر!
معذرت ميخوام که دختر ها رو نميفرستم...دليل دارم.
صداتون ميکنن
براي چي؟ شما خبر نداريد؟
من راجع به تائکو ناسو بهشون گفتم...و
چي؟ شما او رو ميشناسيد؟
اما چگونه؟
شما صحبت هاي من و آقاي اونو رو شنيديد؟
من فقط ...
براي چي اين کار رو کرديد؟
من فقط در مورد عکسي که ديده بودم بهشون گفتم
فايده اي نداره. من بايد برم.
يه لطفي در حق من بکن
اين نامه رو از طرف من به خانم آيکو بده.
مشکلي نيست؟
نه...اما چرا خودتون بهش نميديد؟
راستش به دليلي اين کار رو انجام نميدم
نميخوام هيچکس ديگه ببينش و کمي هم عجله دارم.
مادر در اتاق مهمان است.
بريم طبقه ي بالا
آقاي کاياما از من خواستند اين رو به شما بدم.
ببخشيد که رک صحبت ميکنم
اما نميتونم دروغگويي رو تحمل کنم
ما با هم مثل فاميل هستيم. بنابراين من همچون مادرت باهات صحبت ميکنم
شما قراره به زودي ازدواج کنيد؟
نه...راستش من...ا
نه؟ مطمئنيد؟
من...ا
نميتونيد واضح به من بگيد؟
وقتي دختري از ازدواجش با افتخار ياد نميکنه
باعث تعجب منه.
اين همه ي چيزي بود که ميخواستم بهتون بگم.
بخاطر شما به من کلي نيش و کنايه زدن.
اما من
هيچ عذري پذيرفته نيست
به نامه ي من پاسخ داد؟
No comments yet. Be the first to leave one.