نخستین 200 خط.
ترس رو میشناسی؟
میدونی چه حالیه
که حس کنی قلبت داره توی سینهات میکوبه
اونقدر شدید که حتی نتونی نفس بکشی؟
این داستانِ هیولاها و جونورهاست
کابوسهای وحشتناکی که شبونه میخزند
من اونا رو دیدم
توی رویاهام اونا رو دیدم
و شما هم خواهید دید
میدونم حتماً دارین با خودتون میگین
"این برادرِ حسابی و همهچیتموم اینجا چیکار میکنه
توی این خرابشده؟"
خب، الان بهتون میگم
بذارید حقیقت رو بهتون بگم، اینکه چی منو تا اینجا کشونده
چون اینجا تنها جایِ این کشوره
که میتونم حقیقت رو بهتون بگم و دستشون بهم نرسه
درست شنیدید
همینجا توی ایستگاه KFRD، رادیو آزادی
تنها منبعِ خبرهای دستاول
دربارهی توطئههای دولتی و آدمفضاییها
و گزارشهای لحظهبهلحظه از اینکه کِی قصد دارن حمله کنن
یه صبح زیباست اینجا توی پراسپریتی، آریزونا
و وقتشه که آمریکا بیدار بشه، مردم
بیدار شید قبل از اینکه خیلی دیر بشه
ولی نه، معلومه که هنوز خوابید
هنوز فکر میکنید ما واقعاً روی ماه پیاده شدیم
که آزوالد کندی رو کشت
و اینکه رأیِ یه سیاهپوست توی فلوریدا واقعاً شمرده میشه
بیدار شید مردم
به آسمون نگاه کنید
به آسمون نگاه کنید، دوستای من
البته، مگه اینکه پشت فرمون باشید
نمیخوام کسی ازم شکایت کنه و یقه منو بگیره
همینجوریاش هم به اندازهی کافی با دولت مشکل دارم
بهزور پولِ این تریلرِ لعنتی رو میدم
ادامه بده رفیق
یه چیزی بگو که کافئین داشته باشه و خواب رو از سرم بپرونه
زندگیِ سختیه، پخش کردنِ حقیقت
هیچوقت گاندی رو پولدار نکرد
هیچوقت مادر ترزا رو هم پولدار نکرد
ال ران هابارد چی؟
خب، راستش اون برای خودش حسابی بارشو بست
جاشوا؟
جاشوا؟
جاش؟
خیلی گنده شدی پسر
جاشوا، میخوای منو از ترس زهرهترک کنی؟
سلام مایک
این "لایکوسا ناربوننسیس"ها امروز متفاوت به نظر میان
بزرگتر شدهان
به خاطر رژیم غذاییشونه
یه چیزی کشف کردم
اینها توی سه روز گذشته
توی برکه ظاهر میشدن. جیرجیرک؟
اینا مثل استروئید برای عنکبوتان
من آدمای مرده رو میبینم
من آدمای مرده رو میبینم
اون عاشقِ این فیلمه. ولی من نه
بفرما، رفتن سراغش. نگاه کن، نگاه کن
اوه! چقدر گرسنهاش بود
آره. هرچی بزرگتر میشن، اشتهاشون هم بیشتر میشه
تا حالا عنکبوت به این بزرگی ندیده بودم
همهاش به خاطرِ خوردنِ اون جیرجیرکهاست؟
قراره کلی پول به جیب بزنم
وای، عنکبوتهای جهنده
آره، "هابروناتوس اوربوس"
واو. آره، نگاه کن
نگاه کن چطوری میکشن
اسمشو گذاشتم "عنکبوتحمله"
گرفتی چی شد؟
آره، باحاله
خب، اون عنکبوتهای "بافندهی گردباف" جدید رسیدن؟
اوهوم، آره
جونم در اومد تا اون جفتِ مَچشدهی شیلیایی رو جور کردم
مجبور شدم به تمام مامورای گمرک از سانتیاگو تا توسان رشوه بدم
ولی بیا، ایناهاش
خیلی باحاله. آره
ببین، عنکبوتهای نر برای جلب توجه ماده با هم رقابت میکنن
آره؟ همهشون سعی میکنن بهش
بهترین کادو رو بدن، مثلاً حشره یا، میدونی، موش
یا بعضی وقتا هم طوطی
بیا بریم. میخوام یه چیزی نشونت بدم
میبینی، شکار رو زنده زنده پیلهپیچ میکنن
تا بتونه توی لونهاش اونا رو بخوره
میدونی که زنها چقدر "صبحانه در تخت" رو دوست دارن
بیا، اینو ببین
اینو ببین. بهش نگاه کن
ببین، گونهی مادهی اینا
سه برابرِ نرهاست
با کانسوئلا سلاموعلیک کن
اون بدن شکارش رو پر از اسید گوارشی میکنه
تا اندامهای داخلیش رو ذوب کنه
تا بتونه از درون به بیرون اونا رو بنوشه
اوه، اونم وقتی که طرف زندهست
ای وای، بدبخت شدم
من باید برم
بعداً بهت زنگ میزنم، باشه؟
آره، دفعهی بعد که بیای
شرط میبندم دو برابرِ الانشون شده باشن
خداحافظ جاش! هفتهی دیگه میبینمت
کجا رفتی کوچولو؟
من آدمای مرده
متأسفم پسرجون، ما استخدام نداریم
مطمئنی؟ من مهندسِ نسبتاً خوبیم
من شبیه زنیام که مطمئن نباشه؟
آره، خب، من قبلاً این دور و برا رو خوب بلد بودم
ما استخدام نداریم
داریم تعدیل نیرو میکنیم
تا سه ماه دیگه ورشکست میشیم و چوب حراج به همهچی میزنیم
حالیت شد؟
آره، حالیم شد
ولی اسم من "پسرجون" نیست، کریسه
کریس؟
کریس؟
عمه گلادیس. اوه، خوش اومدی به خونه
سگ بد. نه
هی پیت، تو اینجا چیکار میکنی؟
خب، ما یه... نه
سوال اینه که تو اینجا چیکار میکنی؟
قرار بود توی خونه بمونی
چی پیدا کردی مامان؟
یه احمقی یه بشکهی مواد شیمیایی رو کنار جاده انداخته
با توجه به وضعیتش
حداقل دو هفتهای هست که اینجاست
کی میدونه چقدر آلودگی درست کرده؟
آب آلوده شده؟
پیت، این نمونه رو بفرست به آزمایشگاه محیطزیست توی فینیکس
ببینیم چی پیدا میکنن، خب؟
آره، باشه، اوهوم. باید به جاشوا بگم
آهان، پس داشتی میرفتی اونجا، نه؟
مگه بهت نگفتم دیگه حق نداری هفتهای یه بار بری به اون مزرعهی عنکبوت؟
نگفتم؟ آره
خیلی خب، از بیرون رفتن محرومی آقا پسر
ولی مامان، باید به جاشوا دربارهی این آلودگی بگم
نمیخوام با اون آدمِ عجیب و غریب بگردی
اون عنکبوتها خطرناکن
تازه، باعث میشن شبها کابوس ببینی
و کابوسهای تو هم نمیذاره من کل شب رو بخوابم
و میدونی چی میشه
اگه من درست نخوابم، مگه نه؟
اخلاقت بد میشه؟
دوچرخهات رو بذار پشتِ وانت
پیت، میتونی برای دوچرخه کمکش کنی؟
آره، حتماً
صبر کن مایک
مهمونی تمومه آقایون
از دوچرخههاتون بیاین پایین
عالی شد، همین یه مورد رو کم داشتم
اون حتماً جذابترین کلانترِ این کشوره
میدونم. عجیبه
یه جریمهی رانندگیِ خطرناک واسه خودت خریدی، برت
اوه، بیخیال. سخت نگیر بهش
سوار وانت شو اشلی
مامان! همین الان
گواهینامهات رو بده من. بیخیال دیگه کلانتر
اذیت نکن
شما حق داری سکوت کنی
هر چی بگی ممکنه... خفه شو احمق
و در دادگاه علیه شما استفاده خواهد شد
شما حق داری وکیل داشته باشی
اگه تواناییِ مالی برای گرفتن وکیل نداری
برات یکی تعیین میشه
هی لری، کسی رو توی شهرداری میشناسیم
که بتونه این قضیه رو ماستمالی کنه؟
برت، مگه ناپدریت شهردار نیست؟
دفعهی بعد که جونِ دخترم رو به خطر بندازی
بهت نشون میدم که این موضوع چقدر برام بیارزشه
ما با هم اوکیایم کلانتر
به نظرت لباس زیرش چطوریه؟
حتماً از اون مدلهات
شوخیتون گرفته بچهها؟
قراره پول اینو بدی؟
نه، اون حرکتت خیلی باحال بود
اون واقعاً خیلی... هی، معذرت رفیق
شنیدم چی گفتی! آره، هر چی تو بگی
خدایا برت، باورم نمیشه
مامانم برات جریمه نوشت
خیلی تحقیرآمیز بود. اشلی؟
واقعاً باید از تلفن استفاده کنم
نه، لازم نیست. تو که اصلاً دوستی نداری
آره، اصلاً اینجا حریم خصوصی ندارم، میفهمی؟
الو؟
الو؟
الو، الو؟
اوه خدایا
کسی میدونه این تلفن چشه؟
یالا جاشوا، بردار دیگه
اونا به ما نمیگن چقدر
اصلاً با عقل جور در نمیآد
صبر کن، صبر کن
این جلسهی شهرِ، نه مسابقات کُشتی کج
جناب شهردار؟
چرا اونایی که میخوان بفروشن، نمیتونن؟
گوش بدید، شرکت ویروانول میخواد
یا همهی زمینها رو بخره یا هیچکدوم رو
بیاین با واقعیت روبرو بشیم
شهر داره ورشکست میشه
و اونا حاضرن بهمون پول بدن تا بریم یه جای دیگه
از کجا بدونیم که این هم
یکی دیگه از اون نقشههای "یه شبه پولدار شدن"ِ شما نیست؟
No comments yet. Be the first to leave one.