نخستین 200 خط.
خب ، باورم نميشه اونقدر مست بودم که
اتفاقي
اسمه اشتباهي رو روي مُچ دستم تتو کردم
تو چي فکر ميکني؟ شانسي هست که رنگش بره؟
البته
تا وقتي که دستتو از جعبه سيريال بيرون بياري
و با زبونت ليسش بزني
خوب ، حداقل جاييت رو فلزکاري نکردي
از فلزياب رد بشي
که بعد از اون همش مضطرب بودم
فقط نميدونم چطوري
اينو به ايمي توضيح بدم
من واقعاً احمق ترين آدم دنيا هستم
خيلي خب ، رسمي شد
من واقعاً احمق ترين آدم دنيا هستم
پسر! چرا من هميشه بايد با تو
در رقابت باشم؟ !من بزرگترين خـره دنيام
!درباره چي حرف ميزني؟
خيلي خب باشه ، شايد تو بُردي
فقط نميتونم برگه هاي حضانت اِما رو پيدا کنم
خوب ، عزيزم ، فقط براي اينکه بدوني
اگه برگه هاي اصلي رو هم داشته باشي
نميتوني بچه رو پس بدي
من تلاش کردم
دوبار
بايد اون برگه اي که آنجلا امضاء کرد
وقتي اِما رو جلو در گذاشت
حضانتش رو به من داد ، پيدا کنم
بالاخره دارم خدمات بيمه رو ميگيرم
براي خودم و بچه ي تحتِ تکفلم
اگه پيداش نکنم چي؟
اگه مجبور بشم با آنجلا حرف بزنم چي؟
:-p از اون شبي که اونو بوجود آوردم نديدمش
به سختي يادم مياد چه شکلي بود
اوه ، و من به سلامتي اون شب عروسي اِما مينوشم
آروم باش
تو تموم وسايل مهم مربوط به بچه رو براي حفظ امنيت به من سپردي
تموم برگه ها رو داري؟- بله-
ميتوني بي خيال دستپاچه شدن بشي- مچکرم ، مامان-
بدونِ تو چيکار ميکردم؟
يحتمل براي نگهداري از بچه پول پرداخت ميکردي
اين بچه ي شما
سلام
اوه! نگاش کن وايسادي
دخترکوچولوي بابايي دختره بزرگ بابايي شده
...خب
فکر ميکني امروز بايد چيکار کنيم؟
يه کاري که با بادکنک ها داشته باشه پيشنهاد ميدم
!منم- رايلي؟-
!عجب قيافه ايي
دلقک شدي؟
اونا کادوي تولد از طرف مامانمه
چون دوست داره چيزايي که ازشون متنفرم برام بگيره
...اما ، اينطوري نيست
!اوه خداي من !تولدته
و من ميدونستم! بيا ، برات يه چي گرفتم... آم
وواو ، من به طرز شگفت آوري محو
هرچي تو اين آپارتمان ميباشه شدم
خوب ، اولاً ، تولدم فردا ميباشه
و دوماً من جشن تولد نميگيرم
پس مشکلي نداري
درباره چي حرف ميزني؟
تو هميشه جشن تولد داشتي وقتي بچه بودي
اگه درست يادم بياد خيلي عچقِ کيک بودي
...خوب يه جورايي بي خيال جشن تولد شدم ، بعد از ، ميدوني
بعد از اينکه ميدونم چي؟
اتفاقي افتاده؟
آم ، نه
...اتفاقي نيفتاد ، ميدوني
نه چيزي که مربوط باشه پس از بادکنک ها لذت ببر
و من بايد برگردم سرکارم و
و يه کارت تبريک بزرگي رو باز کنم که توسط يه سري آدم که به زور ميشناسم امضاء شده رو ببينم
"تولدت مبارک مايلي"
خانوم ويلر ، پيامتون رو گرفتم
همه چي مرتبه؟
بشين ، يه مشکلي داريم
ميدوني اون برگه هايي که براي بن نگه ميداشتم
!اوه خداي من گُمشون کردي؟
!نه
اينجان
:l فکر ميکني چقدر وظيفه ناشناش هستم؟
...فقط ، آم
فقط ممکنه يا ممکنه اينطور نباشه که به موقع ارسالشون نکردم
و حالا ممکنه يا ممکنه اينطور نباشه که بن حضانت کامل بچه رو داشته باشه
:)) بيشتر به ممکنه اينطور نباشه ، نزديکـه
!بن حضانت بچه رو نداره؟
!آخه تو چه مرگته ، زن؟
!نميدونم
شور و هيجان بچه بودن اين اطراف بود
و ميدوني تازه من هيچ تمبري هم نداشتم
ببين ، باشه
ما فقط آنجلا رو لازم داريم تا اين مدارک رو دوباره امضاء کنه
و مشکلي نداريم
اوه خداي من ، بن ميريزه بهم
واسا
منظورت از"ما" چيه؟
از اونجا که فکر کردم تو بهترين دوستِ بن ميباشي
... و تو تنها کسي هستي که آنجلا رو ديدي
!اونو ديدمش؟
بن بين يه اتاق آدم بهش اشاره کرد و گفت
"باورت ميشه با اون صحبت کردم که با من بياد خونه؟"
تاکر ، بايد بهم کمک کني
باشه؟ تو تنها اميد من هستي
خواهش ميکنم
:)) خوب ، افسردگيت رو ملاحظه ميکنم
که لذت هم ميبرم ، باشه هستم
اوه ، دني خيلي متأسفم
فکر کردم فقط ضربه ديده
نميدونستم که شکسته
کي از گچ درمياري؟
X_X يه سه هفته ايي نميتونم درش بيارم
گچ ، گچ ـه ديگه
خيلي خب ، بالاخره ، اِما خوابيد
اگه ديگه هيچوقت "لا لا گُل ـه پونه" رو نشنوم
اونوقت لالايي خوشحالي رو ميشنوم
هي ، دني ، مشکل چيه
رايلي نميخواد جشن تولد بگيره؟
واقعاً داري اون سوال رو از من ميپرسي؟
آره ، کاملاً مطمئنم که بنده پرسيدم
جدي ، چرا اينقدر متنفره؟
بن ، رايلي از وقتي که
جشن تولد 16 سالگي وحشتناک رو داشت ديگه جشن تولد نگرفته
وحشتناک؟ چي شد؟
چيزي نشد
کي شد
مطمئني ميخواي اينو ببيني؟
مشکل چيه؟ من اونجا بودم
و فکر کنم يادم باشه اگه اتفاق وحشتناکي افتاده باشه
خيلي خب
!آره ، مامان
خيلي خب ، زودباشين شروع کنيم
20دقيقه ديگه کلاس دوچرخه سواري دارم
دوچرخه ها ميچسبن به زمين انگار که آخرين بارشونه
!داريم ميايم
مراقب باش
دني ، کجا داريم ميريم؟
خوشبختانه به آينده
جايي که آقا غولِ شما سيبلش پريده و خانوم اندازه يه آدم ديگه وزن کم کرده
خيلي خب ، دارم چشم بند رو بر ميدارم
!سوپرايز
اوه، خداي من ، خداي من
هميشه يه مهموني سوپرايز ميخواستم
مچکرم
پسر تو چه مرگت بود؟
قشنگ موهاي اونو بو کردي
انگار که عاشقشي يا همچين چيزي
بن اينجاس؟
نيومده؟
بنجامين ويلر، پاشو بيا اينجا
و يه تبريک تولد مبارک به رايلي بگو
بدو بينيم
سلام بن- سلام ، رايلز-
تولدت مبارک
اوه ، بي خيال بايد فکرشو ميکرد همچين اتفاقي ميفته
وقتي بغلش کردم
خيلي خب ، قطعاً بهترين جشن تولدم ميباشه
اوه خداي من ، اون کيک ـه؟
چيکار ميکني؟
نگو که يه غلطي با کيک کردي
باشه ، هيچ غلطي با کيک نکردم
باشه ، سرگرم باش ، پسر
اگه يکي از اون شوخي هاي احمقانه ـت رو بکني
=)))) بخدا قسم اون اينترنت دايل آپ رو ازت ميگيرم
!يه آرزو کن
!بن
ميشه لطفاً خاموشش کني
!رايلي، وايسا
!واوو
يادمه خيلي خنده دار تر بود
خيلي خب ، رسماً معلوم شد
:l من بدترين آدم کُره خاکي هستم
حس ميکنم بايد بگم ، نه بن
اينطور نيست
اما خب اين دروغه
تعجبي نداره چرا از جشن تولد خوشش نمياد
همش تقصير منه
بايد يه کاري کنم که براش جبران کنم
...داداش دارم بهت ميگم
فقط بي خيالش بشو
کاري که با اون موهاي هاکي که داشتم بکن
و بي خيال شکستت بشو
درواقع اول سعي کن فر بودنش رو از بين ببري
بعد بي خيال شو
چيه؟ فقط خوشحال باش که اونجا نبودي
براي مدل تاج خروسي و مدل هاي ديگه مو نبودي
اوه ، نه خوشحالم
...اما فقط کنجکاوم ، ام
رايلي هنوز عاشق بن هست
يا فقط يه چيزيه که دوران بچگي بينشون بوده؟
رايلي؟
عاشق بن؟
نميدونم کدوم ويديو رو تماشا ميکردي
خيلي مشخص بود
منظورم اينه ، اشتباه نميکنم ، نه؟
اون ممکنه يه جورايي دوسش داشته باشه
و اون هنوز اونو دوسش داره ، اينطور نيست؟
شايد
و منظورم اينه لازم نيست دکترا داشته باشي تا اونو متوجه بشي
مشخصه که بن احساساتي نسبت يه اون داره
يادته گفتي وقتي داري مثلِ يه مشاور رفتار ميکني بهت بگم؟
No comments yet. Be the first to leave one.