نخستین 200 خط.
ارائهشده توسط مدرس و پژوهشگر زبان و ادبیات انگلیسی
«بانک جنوب کالیفرنیا»
«سستعنصر»
«میخانه بِن، آبجوی چلیکی»
«تماشاخانه ماگنولیا، پخش اختصاصی دو شاهکار» «در کنار فیلم «نِبراسکایی
کمکی از دستم ساختهست؟
شاید موتور خفه کرده باشه
چطور درستش کنم؟
یه دستی بزنم؟
بزنید
میرید اونطرف؟
فیلمش رو پسندیدید؟ - بله -
چطور متوجه حضور بنده شدید؟
دیدمتون
تعجبهم برد تنها بودید
بنده هم نسبت به شما بهتعجب افتادم
بعیده خفه کرده باشه
میرم یه نگاهی به کاپوت بندازم
مطمئن نیستم، اما انگار قسمتتون نیست جرقه بزنه
قسمتم نیست؟
اونقدری نیست که ماشین روشن بشه
پیشنهادی دارید؟
بله، بهتره ببرید یه تعمیرکار ببینتش
یک تعمیرگاه 24ساعته در خیابان نورمَندی هست
میتونید از میکده اینجا باهاشون تماس بگیرید
بسیارخب
آسودهخاطر میشدم اگر شما هم همراهیم میکردید
به همینفکر افتادم
بازم نوشیدنی میل دارید؟
اما میتونید بگید صفحه رو مجدد پخش کنن
بله
چی شد؟ - روشنش کردید؟ -
باید تا تعمیرگاه بکسلش کنم، خانوم موفق نشدم مشکلش رو پیدا کنم
چقدر زمان میبره؟ - گفتنش سخته -
با تلفن اینجا خبرتون بدم؟
ساقی، چهساعتی تعطیل میکنید؟
رأس 12. آخر شب زیاد فروش نداریم
پس، خودمون باهاتون در تماسیم
باشه
میفرمودید
مایلید بنده رو تا منزل همراهی کنید؟
الان؟
البته
بریم منزل خودتون یا بنده؟
غافلگیرم کنید
بله
حقیقتا، هیچ عجلهای نداریم
پس با تعمیرکار هماهنگ کنید و مجددا با بنده تماس بگیرید
هالیوود 33449
صحیح
اجازه هست؟ - بله، راحت باشید -
فرمودید آب شرب، درسته؟
معذرت میخوام
چرا عذرخواهی میکنید؟
که منو سوار کردید
پیش شما این کار سوار کردنه؟
این کار رو نکردید؟
شما، زیاد سواری میگیرید؟
مهمه بدونید؟
اگه بگم آره، با عقل جور در نمیاد، میاد؟
نه
گمونم جور در نیاد
پاسخ بلهست
با عقل جور در میاد اگه بهتون بگم هرگز دست به چنینکاری نزده بودم؟
ممکنه
جالبه
…امشب که دیدم به تماشاخانه اومدید
…پیش خودم فکر کردم چقدر غمانگیزه
که هردو تکوتنها نشستیم
با عقل جور در نمیاد
خانومی مثل شما
ماشین نو، پالتوی پوستخز
عطری که هر اونسش 50 دلار میارزه - صد دلار میارزه -
ولیکن تنها هستید
علتش چیه؟
نشد
سؤال بی سؤال، هیجانش به همینه
بله؟
چقدر زمان میبره؟
یک لحظه منتظر باشید
میگه دلکو آسیب دیده
درست کردنش چندساعت بلکه بیشترم زمان میبره
میپرسه کجا باید ماشین رو تحویل بده
خودتون تعیین کنید
میتونید همینجا تحویلش بدید
خیابان کرِسِنت، ساختمان 3916
D آپارتمان
صحیح
«اداره پلیس»
تمام تلاشمون رو انجام میدیم
…چون به هرحال، شناسایی هَری ویلِر
بهعنوان یکی از افرادی که از بانک …سرقت کرده کار سادهای نبود. این امر
بله، قربان
بهروی چشم، قربان. بهمحض اطلاع
شما چطور، ریک؟ خبری از سِینتلوییس نشده؟
ویلِر تا پنج هفته پیش اونجا بوده این تنها چیزیه که دستگیرمون شده
خبری از همدستش نشده؟ از اینکه چرا رفته؟ - در حال بررسیه -
بهموقع اومدی
خبری چیزی نشده؟ - خیر، خبر موثقی ندارم -
دنبال چی هستی؟ میخوای سه روز دیگه با اون دختره باشی؟
سه روز اولش رو هم نمیخواستم
کافیه، پال. ما هم چیزی دستگیرمون نشده
اگر صلاح میدونی زمان بیشتری باهاش سپری کن
مطمئنم دختره آدم ویلِره
از کجا مطمئنی؟ - رفتارش مزید بر علته -
اکثر اوقاتمون رو در منزل بنده صرف میکنیم، بهدور از اقامتگاه دختره
مشخصا یک دوست سخاوتمند داره که بهندرت ایناطراف پیداش میشه
شب گذشته، سعی بر این داشتم که ببرمش کلوپ لومباردی که امتناع کرد
چهارتباطی به اونجا داره؟ - یکی از پاتوقهای ویلِر هست -
بهنظرت با این شواهد میشه نتیجهگیری کرد؟ - نظر شما غیر از اینه؟ -
زیاد هم بیربط نیست
هَریس، اون نقشه رو بیار
خب الان، دختره در چهحاله؟
بهش گفتم مدتی از شهر خارج میشم
این رو هم دیروز از سمت بانک دریافت کردم. آمار رسمیه
دویست و دههزار دلار شماره شناسهشون هم در دسترس نیست
این نقشه ساختمانی هست که دختره اونجا زندگی میکنه
واحدش اینجا میشه از روبهرو زیرنظر داریمش
حواستون باشه از تماس با مابقی مستأجرها خودداری کنید
دو نفر همیشه میبایست حیوحاضر در این اتاق باشن
یکی پشت تلفن، و دیگری پشت پنجره
یک نفر هم در خودروی دیدبانی جلوی ساختمون رو زیرنظر داره
در صورت رؤیت ویلِر، اوننفری که در خودروی دیدبانی هست با طبقه بالا تماس میگیره
و اون دو نفر دیگه آمادهباش منتظر خروجش از آسانسور هستند
بهنظر ساده میاد - همینطوره -
اگر نظر منو بخواید الان ویلِر نصف راه پرو رو هم طی کرده
با اینهمه پول و اتهام قتلی که گریبانش رو گرفته
ببین، این فکر رو از سرت بیرون کن که میگی ویلِر برنمیگرده
دستمون تنها به همین بنده پس ازتون میخوام منتظرش بمونید
انگار تابهحال گزارش سرقت بانک بهگوشِت نرسیده، پَدی؟
تا حالا شنیدی سارقی رو پس از سرقت در بزرگراه یا مرز بینالملل دستگیر کنن؟
توی سوراخسنبههای یه کلانشهر پیداشون میکنن
که 70 درصد مواقع هم یه خانوم همدستشونه
نظرت چیه، پال؟ فکر میکنی ویلِر پیداش میشه؟
آره، پیداش میشه
همهچی روشنه پس؟
درهای پشتی چطور؟ قفل بذاریمشون؟
از بیرون امکان باز شدن ندارن
رهبری عملیات دیدبانی با شماست، پال و میدونی ازت چی میخوام
ویلِر رو میخواید - زنده میخوامش -
روی صحبتم با همه شماست
اگه بمیره، کی بهمون جای پولا و همدستش رو لو میده؟
زنده باشه، دردسر زیادی از روی دوشمون برداشته میشه
شیفتامون مشخص شده؟ - مهمترینش بهعهده شماست -
بریگز، فاین و کوریک رو شیفت صبح گذاشتم
با توجه به اینکه احتمالش کمه ویلِر در طول روز آفتابی بشه
خب، تا همینحد کافیه
یه کپی ازش برای خودتون از هَریس بگیرید
پال؟
چشم از پَدی برندار
دلم میخواد بازنشستگیش رو بگیره فقط امیدوارم دوباره خطایی ازش سر نزنه
ببین بریگز کجاست و بفرستش پیش من
«آپارتمان پارککرِست»
پال؟ ریک؟ - احوال آقایون؟ -
بعدازظهر بلندی بود - چهخبر؟ -
یه بار رفت بیرون. بریگز دنبالش کرد - ماشینش رو برد روغنکاری بشه -
کمی مشکوکه - بدجور بهانتظار کسی نشسته -
بیقراری میکنه
یه بسته سیگار رو در دو ساعت گذشته دود کرد
قهوه میل داشتید اینجاست - تشکر، آدم یاد خونه خودش میوفته -
تماسی هم داشته؟ - خیر، همهچیز در دفتر گزارش ثبت شده -
خوش باشید - فعلا، تا هفت صبح -
بهسلامت
…ساعت 2:46 تماس با»
هیچی، بگذریم
میبینیش؟
نظرت چیه؟
حق با توئه، پیداش میشه
بهچشم من که اونم یه دافیخانومه مثل 30 میلیون دیگه
تلفن با من باشه؟
نه، خودم میام
داره تماس میگیره
ساعت 7:10 و 40 ثانیه است
ماشین نو و پالتوی پوستخز که داره تعجبه چرا ساعت دستش نبسته
وضع زندگیش رو میبینی؟ - کلا با زنا آبت تو یه جوب نمیره، ریک -
جنابعالی چرا هنوز مجردی؟ - شاید بیش از اندازه عاشقپیشهم -
از وقتی عضو سازمان شدیم همهمدلیشون به تورمون خورده
اوباش، کلاهبردار، اخاذ، دلهدزد، عرقخور
با اینوجود، اگه زنی پیدا میشد که یه نمه روراست بود، میگرفتمش
هنوزم تکوتوکی پیدا میشن
…فقط حواست باشه
همون تکوتوکش سرت شیره نماله
آخه چرا باید همچیندافی با امثال ویلِر بچرخه؟
پول. غیر از اینه؟
ترس برش داشته
میترسه تنها بمونه و گرسنگی بکشه
میشه کل زندگیش رو در همون یک کلمه خلاصه کرد
پول؟
پول خوبه ولی دنیا رو پول نمیچرخه
نمیچرخه؟
متأهل خوشبختی رو سراغ داری که پول کلون تو زندگیش نباشه؟
پدرم اینطور بود، علیرغم فشار زندگی، خم به ابروش نیاورد
والدینم از هم بیزار بودند
وقت و ناوقت یکیبهدو میکردند
این کارشون رو هیچوقت یادم نمیره
بگومگوشون تمومی نداشت
و همش هم سر پول بود
فقط و فقط سر پول
زمانی که کوچک بودم، به خودم قول دادم هروقت بزرگ شدم، مشکل مالی نداشته باشم
در تمکن مالی باشم
No comments yet. Be the first to leave one.