نخستین 200 خط.
فیلمی از روبرتو روسولینی
آلمان، سال صفر
با یاد و خاطره فرزندم، رومنو - روبرتو روسولینی
دیروز بخش روس ها، مربا و ، یانکی ها (آمریکایی ها) هم کره میدادن.
پس مثل همیشه عسل رو میمالند روی نون و به ما میدن مثل همیشه.
من مریضم و از همه اینا خسته شده ام.
اینجا باید بپری در گودال
حرف از خسته بودن نزنید دیگه
من گفتم 6.5 * 5 * 2 فوت؟
ما که اینجارو برای کاشت سیب زمینی نمیکنیم.
این بچه سهمش رو انجام ندید
- اون اینجا چیکار میکنه؟ - چند سالته؟
- پانزده سال - دروغ میگه
شرط میبندم 13 سالش هم نشده.
فقط 12 سالشه همراه پسر من میره مدرسه
- راست میگه؟ - ولم کنید
اجازه کارت کو؟
.توی کیفمه
شک ندارم جعلیه این ادمای بدذات هرکاری میکن
بچه جون اگر میخوای اینجا کار کنی باید اجازه کار داشته باشی همراهت
به منم یک تکه بزید
گمشو
برو پی کارت، بد ذات
کوچه سنگ رو ول کن پس فطرت
صبر کن تا یکی بزنم توی صورتت
چه خبره؟
این آقا از اداره برق اومده
با 62 کیلووات مصرف، دیگه کپونت تمومه
- میدونم - ما ده تامون همینجا زندگی می کنیم
پنج خانوار جدا از هم
این دلیل نمیشه که زیاد مصرف کنید.
- سیگار داری؟ - همشونو انداختم دور
این آخریشه
- تو چی؟ -نه
- تونستی چیزی همراهت بیاری؟ - فقط کمی زغال سنگ
باشه من این اضافه شده رو تا ماه بعد همراهم میبریم
دیگه تکرار نمیشه
هفته پیش مامور گاز اومد الانم برق
دفعه بعد باید در تاریکی بگذرونید
من باید از همین الان یه قانون سفت و سختی بر مصرف آب داغ بزاریم
ما نمیتونیم مثل یه خوک اینور اونور بریم
من همیشه آب سرد استفاده می کنم هیچکس نمیگه من کثیفم
بابا، من هنوز می توانم از سشوارم استفاده کنم؟
ساکت شو
اونو همراه با کهلر میندازم بیرون
بزار حرف بزنه کار احمقانه نکن
- همه چیز خوبه؟ - بله
همه اینا تقصیر پدرشونه
چای، بطری های آب گرم، کمپرس داغ
نمیشه ادامه داد
یادت باشه اون مرد مریضه
مریض! هممون مریضیم یکی بدتر از اون یکی
میدونم، اما
گفتنش برای تو آسونه نمیتونی از وضعیتی که توشیم حرفی بزنی
-مهم چی خوبه - آره، نگرانش نباش
موضوع چیه؟
کنتور رو دیدن زیادی برق مصرف کردیم
- پس برق رو قطع کردن؟ - فعلا باهاشون صحبت کردیم
دوباره کثیف شدی
کارت سطح دوم رو گرفتی؟
نه، فهمیدن من 15 سالم نشده
خب معلومه میدونستنم اینجوری می شود
واقعا، خوشجالم از این موضوع
برای یک پسر 13 ساله کار پیدا نمیشه
این یعنی بیشتر بخور کارهاینزم همینطور
... شنيدی
کارل هاینز؟
فهمیدی برادرت چه تیکه ای انداخت بهت
یعنی خودت رو سربار بقیه کردی
تو چی؟
چیکار میکنی؟
داری پنهان میشی
تو هیچ وقت ثبت نام نمیشی و کارت جیره غذایی هم نمیگیری
مردم چجوری با سه تا کارت، چهار تا غذا میگیرن؟
ما نمیتونیم از بازار سیاه بگیریم
ما همه چیز رو میفروشیم
من هرکاری برای تو گرفتی
هرکاری در توانم بود
اما در این شرایط
فقط فکر میکنم این چه دیوونگیه که تو میکنی
فکر میکنی چه چیز برات اتفاق میفته؟
در اردوگاه زندانیان جنگ نمیمیرم
بسه نمیتونم ادامه بده
اما من روزنامه رو نشوند دادم خودتم از رادیو گوش دادی
نظامیان سابق الان نمیتونن شرایطشون رو تغییر بدن
تو فقط باید مثل بقیه خودت رو به پلیس معرفی کنی، همین
و وقتی منو پیدا کردن تا آخرش خواهم جنگید
آن گردانی که من توش بودم
فکر می کنم میذارن من برم؟
اون یک جنگ بوده تو به عنوان یک سرباز وظایفت رو انجام دادی
اونا نمیتونن این رو نادیده کشن
در حرف سادست این زندگی تو نیست که بفهمی
بابا، تو نمیتونی نظری بدی تو هم خارج از این داستان نیستی
کار منطقی همینه
مگه تا حالا کسی ما رو آزار داده؟
باشه، اگر وظیفت رو انجام دادی
من دیگه برم کار خودم رو انجام بدم
نه، کارل هاینز
اینجا بمون
من چیزی پیدا می کنم همراه با اوا
فقط به من کمی زمان بده
باشه، ادموند خودت یه کارش بکن
باید برم اقای رادماخر رو ببینم
اون چیزی چیزی برام داره من برمیگردم
اون همیشه یه جای دوری کار میکنه
پدر؛ تو باید راحت تر از این باشی
باید با هم حرف بزنیم - باشه
اما اینجا نه، بیا تو اتاقم
پس اون یارو منو دید، درسته؟
- اون بی خطره - بی خطر
البته صداش می کنن "قربانی فاشیست ها."
پس بریم در حموم اونجا کسی ما رو نمیبینه
ببین کسی اون بیرونه؟.
نه، کسی اینجا نیست
بیا
من دهنمو میبندم
چون ننمیخوام وقتی پدرم هست باهاش جر و بحث کنم
تو این شرایط رو میدونی نباید هیجانی بشیم
من هیچ چیز رو شروع نمیکنم از اینکه تنها میمونم خوشحالم
- چون تو ترسویی - شاید
و يه خودخواه وحشتناک
تا زمانی که ادموند هست حواست نیست که این غذاها از کجا میاد.
من ادموند را مجبور نکردم بره سر کار
نه تو نمیتونی هرکس رو به هرکاری وادار کنی
و هنوز گرسنه و تشنه، همینجایی
و نمیتونی مراقبت باشی وقتی من میرم بیرون از خونه سیگار بگیرم
من اونا ور میکشم؟
نه ولی تو میدونی اون جز کالاهای اساسی ماست
الان باید تحسینت کنم؟ این روزا همه دخترا این کارو میکنن
- و حتی بیشتر از این - تو دیدی؟
نکنه میخوای برم جندگی کنم؟
ببخشید، منظوری نداشتم
هر دومون الان در حاشیه ایم
اما موقعیتمون هم در نظر گرفتن
روز به روز ناامیدتر و بیچاره تر میشیم - نیازی نیست بهم بگی
فقط نبای بزاریم ادموند -
میدونم فکر میکنی من نگران این موضوع نیستم
اما همه تون به فکر خودتونید
فراموش کردی که من در همه این سالها چیکار مودم
اشتباه می شوند
ما فکر میکردیم تو باید از تشنگی در اطراف طبرق (شهر بندری در لیبی) مرده باشی
و یا از سرما در روسیه یخ رده باشی
من نمیخوام کسی رو رنج بدم ترجیح میدم تمومش کنم.
نه کارل هاینز
زنده م مونی و زندگیتو ادامه میدی
اینجایی جینا بیا اینجا
مامان، میخوام همینجا بمانم
دخترت اذیت نمیکنه
- شما با همین نور کار میکنید؟ - باید در مصرف برق صرفه یویی کنیم
نه تا وقتی که واقعا بهش نیاز دارید
میخوای کمکت کنم؟
مرسی خوبم
- تو به منم مشکوکی حتما - نه
- اما بقیه هستن، نیستن؟ فكر كنم
چرا؟
چون من خیلی وقت خارج بودم؟
- نه به خاطر اعتقادات سیاسیت - مسخره است
راماخر برا این ازم متنفره چون من یه اتاق رو گرفتم
-دوباره اشیاء کشی داریم؟ - نه، فعلا ساکت باش
اتاف شما همراه با خانم کهلر اونا خوبن، آدمای ساده ای هستن
چرا اونا در مقابل من وایسادن؟
مطمئنم به خاطر پسرشونه
بیا جینا
برات ی خورده کتان میارم
میتونین ازشون قنداق درست کنی
اون همیشه کمک حاله
نمیتونم به کمک اجنبیا اعتماد کنم
همه این روزا فقط به خودشون کمک میکنن
کاملا میفهمم پسرم. من هیولا نیستم
اما یه محدودیتی هست که قبلا بهت گفتم
نمیفهمم چه کمکی منظورته
میتونم یه چیزی یهت بدم
میدونی من از بازار سیاه متنفرم
یا چیزی برات بفروشم؟
دفتر صراف رسمی برای همین کاره
اونا بارها سرمون رو کلاه گذاشتن بهش یه ترازو بده
ترازوی من؟ پس من چیوری خودمو وزن کنم؟
این اولین چیزی نیست که قربانی میشه، عزیزم
برو ترازو رو بیار - باشه
چقدر باید بفروشمش؟
- چقدر باید برای این بگیریم. مادر؟ - فکر کنم 200 مارک
خیلی کمه - حداقل 300 تا
دقیقا قیمت یک پوند کره
ادموند، اوه منو ببخش.
غذات داره سرد میشه عجله کن من هنوز میخوام برم بیرون
- الان میام - ببخشید
خانم رادماخر
ممکنه ترازوتون رو ببینم؟
میزون نیست اون زن خجالت هم نمیکشه
عین اون دختره گستاخ بلانکه
فرض کن دختر ما با اینجور ادمایی قاطی بشه
عین نشونه های ساعت میمونه
مشکل تو و خواهر من چیه؟ چرا همش از ما شکایت داری؟
ساکت شو
ترازو رو بگیر و تا 300 مارک نیاوردی برنگرد
گرفتی؟
بله آقای داماخر فردا برمیگردم
-آوا؟ - جیه؟
کجا میری؟
- بیرون - چرا میری بیرون؟
No comments yet. Be the first to leave one.