نخستین 200 خط.
در یک کلام، بورژوازیْ جهانی .مطابق تصویر خویش میآفریند
!رفقا !ما باید آن تصویر را نابود کنیم
:شبحی در حال تسخیر بریتانیا ست .شبح کمونیسم
تمام قدرتهای امپریالیسم کهنه ... و نو، برای راندن این شبح
:در اتحادی مقدس شرکت جستهاند
،بریتیش پترولیوم و موسیقی پاپ
،دلار اروپا و قوانین ضد اتحادیههای صنفی
.الیزابتِ کودن و ویلسونِ خائن
بورژوازی میان انسانها رابطهای ...جز نفع شخصی صرف
و پرداخت نقدی بیعاطفه در صفوف .خرید اقساطی باقی نگذاشته
،تودههای کارگر، گردآمده در کارخانهها و دفاتر کار .مانند سربازان سازمان داده میشوند
...آنان چونان گماشتههای ارتش صنعتی
.تحت فرمان درجهداران و دفترداران قرار میگیرند
آنها نه تنها بردهی طبقهی بورژوا ،و دولت بورژوایی هستند
بلکه ماشینآلات، مراقبهای کارخانه و ... به ویژه فردِ بورژوای کارخانهدار
و نمایندگانش، هر روز و هر ساعت .آنان را به بردگی وامیدارند
این استبداد هرچه آشکارتر جار زند ...که غایت و هدفش سودورزی است
،به همان اندازه تنگ چشمتر .منفورتر و ناگوارتر میشود
اما آیا کار دستمزدی برای کارگر مالکیتی خلق میکند؟
.البته که نه
،کار دستمزدی سرمایه میآفریند
یعنی گونهای از مالکیت که کار ...دستمزدی را استثمار میکند
و تنها در صورتی افزایش ...مییابد که منبع جدیدی
از کار دستمردی پدید آورد تا .از نو به استثمار آن بپردازد
...در جامعهی بورژوایی
کار انسانی فقط وسیلهای برای .افزایش کار انباشته شده است
...در جامعهی کمونیستی
،در جامعهی کمونیستی ...کار انباشته شده فقط وسیلهای برای
گستردن، بارور کردن و اعتلای .زندگی کارگران است
در جامعهی بورژوایی .گذشته بر حال چیره است
در جامعهی کمونیستی .حال بر گذشته غلبه دارد
...قوهی حیات کارگر
،کار او یا تجلی نیروی کارش است
.شیوهای که با آن به زندگیاش معنا میبخشد
...او ناچار است این قوهی حیات را
به غریبهای بفروشد، تا بتواند .وسایل ضروری معاشش را تامین کند
بدین ترتیب قوهی حیات کارگر، بدل به چیزی .میشود که جز وسیلهای برای حفظ بقا نیست
.او کار میکند تا زنده بماند
،برای او کار نه بخشی از زندگیاش .بلکه قربانی کردن تام و تمام آن است
کالایی است که به مزایده گذاشته میشود .تا در ازای بالاترین پیشنهاد فروخته شود
،از اینرو، محصول کارِ کارگر .چیزی که او تولید میکند نیست
،محصول کار او برای خودش ...ماشینی که مونتاژ میکند
...نفتی که از چاه استخراج میکند
.یا هتلِ پر زرق و برقی که میسازد نیست
.آنچه او برای خود تولید میکند مزد است
شرکت ،MG در حالی که خودروسازیِ ...نفتِ طلای سیاه، و هتل هیلتون
به تدریج، مقدار دقیق نیازهای ضروری ...کارگر را به چیزی معادل با
...یک دوچرخه، دو گالن بنزین
و ده عدد سیگار، یا پولی که برای کرایهی اتاقی .در یک خانهی اشتراکی لازم است، کاهش میدهند
این ادعا که کارگر از رشد ...پرشتاب سرمایه نفع میبرد
...تنها بدین معناست که او
هرچه تندتر بر ثروت ...سرمایهدار بیفزاید
پسماندی را که خود دریافت .میکند نیز گستردهتر میکند
...هرچه بر تعداد کارگرانِ
به کار گماشتهای که به بازتولید سرمایه ...واداشته میشوند افزوده شود
شمار بردگانی نیز که به اسارت سرمایهداری .درمیآیند بیشتر و بیشتر میشود
از اینرو، همچنان که ،رضایت از کار کاهش
،و بیزاری از آن افزایش مییابد
،رقابت بین کارگران رشد .و دستمزدها نزول میکنند
کارگران تلاش میکنند ...دستمزد نسبیشان را
با طولانی کردن زمان کار یا افزایش .نرخ تولید، ثابت نگه دارند
،اینان که محرک اصلیشان ترس است ...آثار فاجعهبار تقسیم کار اجتماعی را
.چندبرابر میکنند
نتیجه این که یک کارگر هرچه ،بیشتر کار میکند، کمتر دریافت میکند
آن هم به این دلیل ساده که ،در رقابت با همکارانش
آنان را برای خود به دشمنانی بدل میکند که در شرایطی .بهیکسان طاقتفرسا، ناچار به خودفروشی میشوند
بدین ترتیب، پس از به وقوع ،پیوستنِ همهی آنچه گفته شد
،او در مقام عضوی از طبقهی کارگر .تنها با خودش رقابت میکند
...در 1368 -
...در 1368 -
...دهقانان به رهبری تایلر -
...دهقانان به رهبری تایلر -
...و بال - ...و بال -
.علیه سرکوب فئودالی به پا خاستند -
.علیه سرکوب فئودالی به پا خاستند -
...در 1648 -
...در 1648 -
...سربازان دهقانی -
...سربازان دهقانی -
...که «تساوی طلبان» نامیده میشدند -
...که «تساوی طلبان» نامیده میشدند -
...برای دستیابی به جمهور جدید مبارزه کردند -
...برای دستیابی به جمهور جدید مبارزه کردند -
...جمهور اشتراکی -
...کارگران باید دریابند که جامعهی موجود
،با تمام نکبتی که بر زندگیشان میانبارد، همچنین شرایط مادی و شکلهای اجتماعی ضروری برای
.دگرگونی اقتصادی آن را نیز فراهم میکند
...آنان باید شعار محافظهکارانهی
دستمزد روزانهی منصفانه بهازای» ...کار روزانهی کافی» را
با شعار انقلابیِِ «الغای نظام .مزدبگیری» جایگزین کنند
...در 1791 -
...در 1791 -
...پیشهوران -
...پیشهوران -
...انجمنی آزاد تشکیل دادند -
...انجمنی آزاد تشکیل دادند -
تا در آن، ایدههای انقلاب - .فرانسه را پیگیری کنند
...در 1844 -
...کارگرانِ
...نساجی دست به شورش زدند
.خوبه -
...رابطهی بین انسان با انسان
به زیرمجموعهای از رابطهی .مرد و زن بدل شده
.دانشی دربارهی آن تصویر وجود دارد .بیایید آن دانش را بسازیم
:به کمک این راهنماها
.ماتریالیسم - .دیالکتیک -
.مستند - .داستانی -
.نبرد آزادسازی ملی - .نبرد مردمی -
.احتمال آموزش دیدن و متحد شدنمان کمتر است... -
ساختار کنونی خانواده، فشار .زیادی بر ما تحمیل میکند
چه در حال مبارزه برای ادارهی ،یک خانواده با کاری کم درآمد باشیم
،و چه ناتوان از کار کردن
سایهی منع بر جنسیت ما، روز - ...به روز گستردهتر میشود
و تبعیض جنسیتی .همچنان پابرجاست
برخی زنان هنوز لذت .جنسی را تجربه نکردهاند
:اعتراض ما بر سر مسائلِ جزئی است -
.حق راندنِ اتوبوس و فوتبال بازی کردن
...ما نمیخواهیم در ازای - - .شرابهای گرانقیمت مبادله شویم... -
نمیخواهیم تزیین شده با کاغذ کادو، روانهی چای دم .کردن شویم، یا داخل کمیسیون اجتماعی وول بخوریم
اما وقتی فقط به مسائلِ ...جزئی اعتراض کنی
.درون همانها گیر میافتی
.بیرون آمدن از آنها دشوار میشود
.فرا رفتن از آنها دشوار میشود
- و هیچ راهی برای خلاصی - ...پیش رویت نمیبینی
چون مردم میگویند: «شما فقط دارید «.تلاش میکنید مثل مردها باشید
...اما همین مسائل جزئیِ - ...همیشگی هستند که -
همواره، هر کجا که باشید، در تمام .زندگیتان، انقلابها را میسازند
انقلابها مربوط به .مسائل جزئی اند
همین جاست که ناخشنودیها .دست به دست هم میدهند -
...همین جاست - -
که تجربهْ روشن و ملموس میشود، به بیان .درمیآید، و در برابر امر خاص قد علم میکند
- ...امر خاصی که تو را -
- ...با چنان لطافتی... -
به حیطهی انفعال پرت میکند که حتی نمیتوانی... .فراسوی مسائل جزئی و امر خاص را بیینی
ما نمیدانیم چگونه خود .یا فرد دیگری را بازشناسیم
- پس ما هم مثل دیگر گروههای - .سرکوب شده، از هم جدا شدهایم -
جداییای که در فهم وآگاهی ما - .از شرایط عینیمان رخ میدهد
،ما درون طبقات متفاوتی قرار میگیریم .چون در پی بلعیدن دیگری و انتفاع از اوییم
:آزادسازی، اغلب تنها یک معنا دارد ...مبارزهی طبقهی ممتاز
.برای اعتلا و تحکیم تفوقاش
زنان طبقهی کارگر، در میان استثمارشدگان .از همه استثمارشدهترند
آنها هم از آنرو که کارگرند سرکوب .میشوند و هم به آن دلیل که زن اند
...در 1919) -
لنین مرخصی چهار ...روزهی زنان کارگر را
طی دورهی عادت (.ماهانهشان لغو کرد
.زن متاهل به زنان مجرد مشکوک است... -
،او به این زنان به چشم تهدید مینگرد .تهدیدی بالقوه برای امنیت قلمرویش
و زنِ مجرد، حس میکند به این دلیل ...در معرض نکوهش زن متاهل است
که از وظیفهاش در مقام خانهدار، و... .کارکردش در مقام للهی بچه غفلت کرده است
او حس میکند به ناتوانی .از زن بودن متهم است
.به ما میگویند چه باید باشیم
تحلیل مارکسیست-لنینیستی از) - (عادیترین حالتِ کردن
ما به ویژه از دوران بلوغ، تحت فشار... - ...شدیدی قرار داریم تا مقبول افتیم
و از تورِ امن ازدواج .بیرون نلغزیم
از کودکی به ما یاد میدهند ...که شکست به معنای
.انتخاب نشدن توسط مردان است
...این نشانهی هوش و باریکبینی توست -
...که بتوانی امنیت معاملهی قراردادی را
با تسلیم کردن بکارتت در ازای .دریافت سند ازدواج، تضمین کنی
.لذت جنسی مسالهای مربوط به مبادله است
.آنان نمیخواهند ما بیش از حد باهوش باشیم
به خاطر داشته باش: حتی اگر به دانشگاه رفته باشی .مردها زنی را میخواهند که بتواند آشپزی کند
در نظام آموزشی ما، بیش از هر چیز .بر وحدت و یکپارچهسازی تاکید میشود
انتقاد فعال و خشم روشنگرانه .به ندرت تشویق میشوند
فضائل محتاطانه .در همهجا چیرهاند
اگر خودت را در تقابلی فکری با مردان ببینی اوضاع برایت .سخت میشود، چون نه راه پیش خواهی داشت نه راه پس
:اروتیسیسم پرولتاریایی) -
،عشق عمیق یک خانواده به یک زن
:اروتیسیسم بورژوایی
(خوابیدن با بیشترین تعداد زن ممکن
دشوار است که از محدودهی... - ...خواستهایشان دور شوی
چون این خطر وجود دارد .که به دو معنا طرد شوی
،نه تنها در مقام یک یاغی
.بلکه همچنین به حکم دلایل اخلاقی
فائق آمدن بر این قضیهی مربوط به .اخلاقیات به مراتب دشوارتر است
چون کل جهان مردسالارِ ...وحشتزدهی کثیف، هنوز
«پشت واژههایی مثل «جنده»، «هرزه
«ماده سگ»، «حشری»، «عروسک» .و «پرندهی کوچک» پناه میگیرد
.بدن، دارایی شخصی و حسادت) -
(.تولید و بازتولید
...در 1841 -
...در 1841 -
...نخستین اتحادیههای کارگری معادن -
...نخستین اتحادیههای کارگری معادن -
...تاسیس شدند -
...تاسیس شدند -
.در مکانهای آزاد شدهی محدود -
از جنگیدن در همهی جبههها دست میکشی - .و به لانهی آریگوییات میخزی
به زن خانهدار تحصیلکردهای با دستورهای ،آشپزی خاص خودت بدل میشوی
،یا به تصویر زن طرفدار حق رای :که تصویری تحریفشده است
با لباس پشمی رسمی، سیمایی ...مقتدارنه، موی کوتاه و صدایی آرام
که سلطهجویانه درون دنیای .مردانه به پیش میرود
...سرکوب جنسی این زن
:بیمیلی مفرطش نسبت به مردان است
رهایی برای او در بیاعتنایی به .مردان خلاصه میشود
.جنسیت یکی دیگر از نقصها است
چون تو این امکان را نداشتهای که آزادانه ...دربارهی بدنت تصمیم بگیری
چون بدن تو بخشی از مایملک .فردی دیگر بوده
تو با عمل جنسیات میتوانی ثابت .کنی که آزاد و صاحب اختیاری
اما اگر نتوانی آزادیات را ...در چیزی ورای این بجویی
No comments yet. Be the first to leave one.