The Home

The Home

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Home 2025 WEB-DL 1080p NESTED
The Home 2025 WEB-DLRip
The Home 2025 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264
The Home 2025 1080p WEBRip x264 AAC5 1-[YTS MX]
The Home 2025 720p WEBRip x264 AAC5 1-[YTS MX]
ناشر NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSub 🔥

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2025-08-29
تعداد دانلود: 125
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫زنده از کینگستون

‫هرچند رسماً طوفان نیست

‫ولی اوضاع داره خیلی سریع بدتر میشه

‫جلوماز بارون شدید سیل راه افتاده، بن

‫اگه به ساحل نگاه کنی،

‫میبینی اوضاع خیلی خیلی بدتره

‫مد دریا تو این فصل رکورد زده

‫و داره به خیابونا میرسه

‫اینجا داوطلب ها دارن ‫کیسه های شن رو هم میذارن

‫و هر احتیاطی که میتونن انجام میدن

‫ولی میدونیم این طوفان ‫فاجعه بار میشه

‫برمیگردم به استودیو

‫مرسی جودی. مواظب خودت باش

‫داریم این طوفان رو دنبال میکنیم

‫منتظر موج های طوفانی هستیم

‫بادهای شدید و بارون سنگین...

‫جامو بلند کن.

‫به ما میگن خانواده سرپرست.

‫ولی ما اینجوری صداش نمی کنیم.

‫ما بهش میگیم همون چیزی که هست...

‫یه خانواده.

‫- به سلامتی لوک! ‫- آره، لوک!

‫پسر من داره میره دانشگاه.

‫آره!

‫- غلیظتر از خون؟ ‫- همیشه.

‫به احتمال زیاد طوفان ‫به سمت شمال میره

‫و تا آخر هفته ‫به منطقه سه تا ایالت میرسه

‫لعنتی، داداش کوچیکه.

‫هی، این یکی از بهترین کاراته.

‫باورم نمیشه داری منو اینجا ول میکنی.

‫هی، من تو رو هیچ جا ول نمیکنم.

‫باشه؟ همش برات نامه مینویسم.

‫یه ساعت با اینجا فاصله دارم. ‫تعطیلات و تابستونا میام خونه.

‫و چهار سال دیگه برمیگردم.

‫و بازم من و تو باهمیم، ‫داریم مسیرمونو میسازیم.

‫همونطور که بابا گفت، ‫به ما میگن برادرای به پسرپرست گرفته شده.

‫ولی مکس، رابطمون غلیظ تر از خونه.

‫همیشه.

‫بیا عزیزم، اشکالی نداره. ‫همه چیز درست میشه...

‫مکس.

‫بیا اینجا پسرم.

‫نمیدونم چطور بگم، مکس.

‫لوک...

‫فوت شده...

‫چی؟

‫برادرت دیگه نیست.

‫یه یادداشت گذاشته، مکس.

‫تو دانشگاه مشکلاتی داشت.

‫نمیفهمم... ‫نمیفهمم چرا نیومد پیش ما.

‫اشکالی نداره. اشکالی نداره.

‫شماره 0426. بریم.

‫خب، چند بار مکس؟

‫دزدی از ساختمونا، تخریب اموال.

‫باید جواب پس بدی.

‫- از وقتی لوک مُرد... ‫- میدونم. میدونم...

‫میدونم. با این سخنرانی آشنام. ‫نیازی نیست دوباره...

‫بهم بگی چقدر از دستم ناامید شدی.

‫- چندتا تماس گرفتم... ‫- نخواستم.

‫با قاضی بریک حرف زدم. ‫التماسش کردم کمک کنه.

‫کمک کرد.

‫بدون زندان.

‫خدمات اجتماعی.

‫لعنتی. باشه.

‫مرسی.

‫فکر کردم قراره بندازنم زندان.

‫چکار باید بکنم؟

‫قاضی ازم پرسید دست به آچار هستی؟

‫دروغ گفتم که هستی.

‫گفت: خب، پس میتونه چهار ماه بعدی رو

‫تو خونه سالمندان گرین مدوز ‫به عنوان سرپرست جدید کار کنه.

‫چی؟

‫شوخی میکنی.

‫خونه سالمندان، با آدمای پیر؟

‫چی؟ نمیخوام... ‫نمیخوام این کارای گه رو بکنم.

‫این آخرین شانسته، پسر.

‫طبق قوانین عمل کن.

‫وگرنه میری زندان.

‫کِی شروع میکنم؟

‫نازه. این کیه؟ دوست پسرت؟

‫سطلای زباله باید روزی دو بار خالی بشن.

‫فرش ها هر روز جارو بشن.

‫وقتی اومدی دیدی چقدر اینجا تمیزه؟

‫بله قربان.

‫کارت اینه که همینجوری نگهش داری.

‫آره. این کلید،

‫همه اتاق های خونه رو باز میکنه،

‫به جز چندتا راهرو و زیرزمین.

‫و تو آپارتمانای مسکونی نرو ‫مگه اینکه اضطراری باشه.

‫- درسته. ‫- از اون موقعیتای «افتادم و نمیتونم بلند شم»

‫از این چیزا، میدونی؟

‫اول در بزن.

‫آهان، راستی. ‫طبقه چهارم نه، عزیزم.

‫اون مریض ها ‫نیاز به مراقبت ویژه دارن.

‫برات ممنوعه.

‫- ساده هست، نه؟ ‫- آره.

‫فقط قانونو رعایت کن

‫تا مجبور نشیم گزارش بدیم.

‫دقیقاً.

‫یالا!

‫لعنتی!

‫سلام. خوبی؟

‫اومدم زباله تو جمع کنم.

‫باشه، میام تو.

‫بلند شو، حالا محکم.

‫و به سمت راست.

‫نفس بکش.

‫و بالا. و چپ.

‫و بالا.

‫و، اوه، به راست.

‫به راست. محکم. محکم و حالا...

‫ببخشید پسرم. ‫میتونی یه حوله برام بیاری؟

‫- آره، حتماً. ‫- و برمیگردیم عقب.

‫و دستاتو بچرخون عقب.

‫تازه واردی.

‫- آره. ‫- گرم میکنیم. درسته.

‫من نورمام. ببخشید، تو... تو...

‫شبیه یکی هستی که قبلاً میشناختم.

‫خب، من، اِ... من مکسم. تازه واردم.

‫و، اِ، خیلی خوشحال شدم ‫که باهات آشنا شدم، نورما.

‫و جلو و بالا.

‫ما جنگجویای آسمونیم.

‫روز اولت چطوره، مکس؟

‫- ما جوونیم. ما قویم. ‫- اِ، این...

‫ما در حال رشدیم. ‫و، آره، و بیرون و بالا.

‫و... خدای من، خانم فیشر!

‫بعد از عمل پوستش رفت تو استخر.

‫بیاید همه، عجله کنید.

‫- خون. خون. ‫- وای خدایا.

‫- چی؟ ‫- برو کمکش کن.

‫- برو، برو. ‫- بالا!

‫همه، بیاید. اینجایی.

‫- بیاید. ‫- بیاید.

‫خانم فیشر.

‫- چیکار کنیم؟ ‫- بیاید. بفرما.

‫- همینجا. ‫- بیاید.

‫همه، بیرون. اوه، اوه!

‫بیاید.

‫بهترین نسل، گوهم به این حرفا.

‫این پیرای لعنتی.

‫فقط میخوام برم خونه.

‫مکس!

‫طوفان حالا به یه گردباد ارتقا پیدا کرده

‫و بهش میگن گرتا

‫و خیلی خیلی سریع به سمت ساحل میره

‫باید بگم، واقعاً نادره

‫که طوفانی با این شدت

‫تو این موقع از سال ‫به سواحل شرقی بخوره

‫یه کارشناس میگه ‫این به خاطر گرمایش زمینه

‫هی پسر، بلند شو! ‫بلند شو! بیدار شو!

‫به خاطر خدا.

‫خدایا!

‫- آره. ‫- بیاید!

‫آره. باشه.

‫لطفاً پسر، بلند شو!

‫چرا اینقدر طول میکشه؟

‫- چی شده؟ ‫- بیا پسر.

‫بهت نیاز داریم. ‫ایتن یه تصادف وحشتناک داشت.

‫- اینجا به هم ریخته هست. ‫- منظورت از «تصادف» چیه؟

‫شلوارشو حسابی کثیف کرده،

‫از پوشکش زده بیرون.

‫- گفتی «کثیف»؟ ‫- مدفوع، فضولات.

‫- آره، گه. ‫- داره دیوارا رو باهاش رنگ میکنه.

‫اوه، میخواین من چیکار کنم؟

‫میخوایم تمیزش کنی، پسر.

‫- آره. ‫- تو سرپرست جدیدی.

‫- وای خدایا. ‫- پشت اون دره.

‫الان بهتره نفس نکشی.

‫- اوه! ‫- سورپرایز!

‫آره!

‫پس، پوشک کثیف نبود؟

‫نه. نه گهی، پسر.

‫میدونی، نمیتونم ‫همش بهت بگم «پسر»، پسر.

‫- من لوم. اسمت چیه؟ ‫- اِ، مکس.

‫- مکس! باشه، مکس. ‫- مکس...

‫خب، شنیدیم که دیروز ‫یه روز خیلی سخت داشتی،

‫برای همین تصمیم گرفتیم ‫یه خوشامدگویی نه چندان رسمی،

‫ولی خیلی گرم بهت بدیم.

‫پس، خوش اومدی به گرین مدوز. هورا!

‫- هوو! ‫- مکس!

‫الی. اون انگلیسی حرف نمیزنه، مکس.

‫میگه خوش اومدی، منم همینطور.

‫مرسی.

‫- دوباره دیدنت خوبه، مکس. ‫- هی.

‫و، اِ، اگه اینا اذیتت کردن، ‫فقط بهم بگو.

‫من درستشون میکنم.

‫و جدی میگه. آره.

‫خوشحال شدم باهات آشنا شدم، ‫و خیلی خوشحالم که اینجایی.

‫حس شوخ طبعی خوبی داری.

‫- مرسی. ‫- باشه.

‫میدونی، پدرم تنها مُرد.

‫ها؟

‫نمیتونستم پیشش باشم. ‫تو دانشکده پزشکی بودم.

‫ولی همش فکر میکنم ‫چه حسی داشته...

‫تنها، نزدیک مرگ.

‫اِ... هیچوقت خودمو نمی بخشم.

More Farsi Persian subtitles for The Home

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left