نخستین 200 خط.
هماهنگی مجدد زیرنویس با نسخه بلوری MAJID__KIA
خوک زیر نویس از دانیال عرب زاده
من که گفتم نمیرم جشن
ماکا بیا... لطفا
همین دور و بر میچرخم تا بپوشی
- هی روسی! - ولش کن
بریم سراغ آبشار کلاو؟
شما بچه ها تصمیم بگیرید
باشه پس ببینم مامانم چی میگه
- بیا، دختر. بیا. - همه چی، هست برا اونجا
بیا آبجو و غذا بگیریم و بریم
من باید برم قصابی
- صبر کن، از اونجا خرید می کنی؟ - گرونه.
برو سوپری
مامانم سفارش داده باید تحویل بگیرم آبشار میبینمت
- باهات میام - نه، اوکیه
بیا باحاله
بیا دیگه!
هی بلوندی سفارشت تقریباً آماده است
ممنون
تابستون کجا بودی؟ کم پیدا شدی
سلام.
سلام.
خرگوش چطوره؟ پیشنهادش میکنم سارا شکارش کرده
نه ممنون.
پس، امشب میری جشن مادریگال؟
تو چی بچه؟
- با کلاو میری؟ - من باید مطالعه کنم
مطالعه؟ بچهها باید لذت ببرن!
- از مامان بپرس - از من چی بپرسه؟
میخواد بره مهمونی
اگه درسش تموم شده باشه
سوسیس خونگی دوست داری؟
- نه ممنون. - متشکرم عزیزم.
خدا حافظ.
خدا حافظ.
بیا اینو مرتب کن ناهار درست میکنم
زودباش بچه نشنیدی مامان چی گفت
زودباش
هشتگ: سه بچه خوک
- حیوون! - اگر مامان ببینت، پوستت رو میکنه
شعور داشته باش
با کیا باید سر و کله زد
ببخشید من شما رو می شناسم؟
خوب پس
به چی نگاه می کنی دلقک؟
توی مسابقات گاوبازی در مادریگال دلا ورا،
یک گاو نر از میدان گاوبازی فرار کرد و باعث هرج و مرج شد و یکی از ساکنان را زخمی کرد.
فرار گاو باعث ایجاد غوغا در میان حاضران شد.
مردمی که به پریدن آن از روی نرده های محافظ نگاه می کردند
و فرار کردن گاردیا سیویل را
وقتی غذا می خوریم گوشی رو بزار کنار بسه دیگه
هر سال همینطوره
شوخی نیست یادته یکی اومد توی خونه لوسیانا
یادت نیست؟
سارا، موهات، لطفا.
مشکل چیه؟ گرسنه نیستی؟
گاوباز از 14 سالگی.
من یک سال منتظر برگزاریش تو شهر بودم و هیجان انگیزه
بنظرم باید این رو تجربش کنی
از بچگی یادش بگیری
می تونی فردا با بابا بری شکار
بچه، من با تو صحبت می کنم
روب رو شدن با گاو نر عجیبی داره
چی میگی بابا
بابا چی
شکار، فردا، با اون اگه بخواد
موضوع این نیست که اگه بخواد، باید بیرون بره
و هوای تازه بخوره
تو باید زود بیدار شی سارا وگرنه وقت تلف کردنه
هر چی.
الان حتی نمی خواد بره شکار بعدش چی؟
- نگو بیرون نمیری - خب، این به خودش بستگی داره
-چرا نمن نمیتونم بیام - تو نه، روگرت.
اوه سریالم بزن سریال
شروع شده
چیزی میخواهید؟ یا قصدتان فقط اذیت کردن است؟
همه چیز برای وطن
با پدرو کاری داری
- شاید. - تو خیلی گستاخی
نگاه کن، کلاو، دوستت. نمیخوای سلام کنی؟
بریم سلام کنیم
بیا ماکا، بیا لباس بپوشیم.
خوک! دلت برام تنگ شده؟
تو اینجا تنها چیکار میکنی پیگی؟
تنها نیست. نمی بینی دوست پسر داره؟
نه! نه پیگی نه دوست پسر داری و به من نگفتی؟
فکر کردم با هم دوستیم پیگی. هیچ کسی نمیخواد با تو باشه.
بهش ژامبون دادی تا دوستت داشته باشه؟
یا شکم خوک بود؟
چی میگی؟ خوک، خوک، خوک
مثل این؟
بیکینیش رو ببین. کل بدنشو میخوره
کاملا.
ساکت، ساکت
چرا چیزی نمیگی؟ تعجب کردی؟
وای این فوق العاده ست. موهاتو بخور بخورش!
موهای خوش طعم!
آره، طعم بیکن، مثل چربی،
مثل شکم خوک پر از چربی.
این چیزیه که دوست داری.
چقدر خوشمزه! چه خوش شانسی که می تونی چربی موهاتو بخوری.
چرا میخندی؟ داری به من می خندی؟
اون خیلی نفرت انگیزه بهش نگاه کن.
یکم آب برای ما بذار، خوک!
خوک! ببین داره میره گرازتو از دست میدی
دوست پسرت داره میره اوه عزیزم تو الان تنها هستی
بالاخره ترکوندی خوک
- دختر بیا اینجا - بیا دیگه!
قصدتون چیه
بیایید خوک رو بگیریم.
- ماکا، ماکا، تو داری خیلی جلو میری. - جدی؟
ماکا بیا ولش کن
شوخی کردم.
- کمک! - داریم با هم بازی می کنیم، درسته؟
حلقه لاستیکی اونجا داری، قرار نیست غرق بشی!
بی حرکت بمون پیگی داری میشکنیش
داریم بازی می کنیم، درسته؟
پس فقط با من بازی کن!
چه دختر احمقی.
کمک! کلودیا!
کمک؟ کلودیا، به دوستت کمک کن
کمکش کن آره؟
- تو هم مثل دوستت خوکی؟ - کلودیا
پیگی، لبخند بزن!
خیلی باحالی.
میشکنیش پیگی.
- کوله پشتی اش ناز نیست؟ - آره.
بیا بریم.
نه ! کلودیا!
نه!
بیا بریم کلاو
- عجله کن. - حوله اش رو بردارید.
نه!
نه!
خانم بیکن!
بیا خانم بیکن!
بیا دیگه! آه، چاق!
- بیکن! - بیخیال رفیق.
فرار کن!
اون می خواهد پل رو غرق کنه!
از روش رد شو
بیا، بیکن!
نه! نه!
نه! نه!
راحت باش خانم بیکن
- برو رفیق. - نه! نه!
- حرومزاده! عوضی! - خداحافظ خانم بیکن!
خیلی خوکِ کوچولویِ نازی هستی!
سارا خواهش میکنم
سارا!
سارا کمکم کن
سارا!
سارا کمکم کن لطفا
سارا!
سارا کمکم کن سارا!
سارا کمکم کن لطفا
سارا!
سارا!
سارا...
سارا لطفا...
سارا!
سارا!
سارا! سارا! سارا!
سارا!
نه نه نه نههه
سارا!
سارا!
سارا!
نه!
همه چیز برای وطن
آروم باش!
تو خوبی بچه؟
سارا!
نمیفهمی صدات میکنم
نگاش کن
تو سوختی، نگاه پوستت چطوری قرمز شده
تو آفتاب شدید رفتی تو خیلی احمقی
تو استخر بودی، درسته؟
البته... به جای درس خواندن.
چه بلایی سرت اومده
برو بیرون و برو مغازه
وقت تلف نکن. برو دیگه
برو دیگه
راستش این بچه
لوسیون بعد از آفتاب!
سه خوک کوچک
لعنت بهشون
کوله پشتی
اجازه دارم برم؟
حالا بچه؟ هنوز انگشتت رو بلند نکردی
اگه مامان بفهمه...
چراغ سوخته
زود باش
برو مغازه ،من یادداشت می کنم.
من باید مطالعه کنم. - باز یه داستان دیگه
-اگه یکی بیاد داخل چی؟ - سازمان بهداشت جهانی؟ هیچ کسی بعد از ظهر نمیاد
بیا
برای من یک کولای سرد بردار و برای خودتم یه چیزی بیار.
برو دیگه زود باش سارا
No comments yet. Be the first to leave one.