نخستین 200 خط.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
به قول یه مرد بزرگ، میتونیم قهرمان باشیم.
بیاین دنیا رو نجات بدیم.
لعنتی، اینجا باورنکردنیه.
حس میکنم میشناسمت، یا قراره بشناسمت.
یا از همیشه میشناختمت.
جزر و مد ما رو به هم رسونده.
اگه هومو آکوا جنگ بین خشکی و دریا میخوان،
- ما دریا رو میگیریم. - قربان، این جور حرف ها غیر مسئولانه هست.
اگه دارین سعی میکنین صلح رو حفظ کنین، همین حالا هم شکست خوردین.
خوش اومدین...
...به قلمرو ما.
کلمه جدایی واسه تو معنی میده؟
پیام های رمزی دارن رد و بدل میشن.
جنگ شما...
...تمومه.
شلیک شد! شلیک شد!
یه نفر افتاد! کد قرمز!
کمک فوری لازمه!
کد قرمز. همه تیم های زمینی، ساختمون سنداون!
- کد قرمز! - برو! بجنب!
ساختمون هدف روبروئه. ایندیا هاوس.
تخمین میزنم طبقه 35.
تخمین میزنم طبقه 35.
گروه سه، ساختمون سنداون. گروه چهار، ایندیا هاوس.
تماس اضطراری از منطقه دیپلماتیک، یه اتفاقی افتاده.
- یعنی چی؟ - یه پالس صوتی.
- یعنی چی؟ - تمامیت از دست رفته.
جین، لطفا، یعنی چی؟
اونا مُردن.
همه ارتباطات از طریق من، ثبت کنین شرلی آن بینگهام الان فرمانده هست.
گزینههای یک تا پنج طرحها نصب شده،
همه ایستگاهها در حالت هشدار قرمز.
بگین، چی میدونیم؟
فرد مسلح دیده شد!
قربان، زیر آتیشیم!
شلیک شد! مظنون افتاد.
نشونه ای از زندگی نیست.
مظنون از بین رفت.
اون کیه؟
شرلی، میدونیم اون کیه؟
ببخشین، قربان، نمیدونیم.
و متأسفم، ولی یه حادثه بزرگ در حال وقوع داریم.
و داریم از منابع نظامی خبری دریافت میکنیم.
ام، متأسفم، این همین الان ساعت 5 صبح به وقت گرینویچ به دست ما رسید.
ولی همین الان تأیید شد که یک انفجار زیر آب در محل
جلسه دیپلماتیک اتفاق افتاده.
فرض بر اینه که تمام دیپلمات های انسانی مُرده باشند
و تلاش های دیپلماتیکشون شکست خورده.
این یک تشدید بزرگ در جنگ رو نشون میده
بین هومو آکوا و انسان.
و سفیر هومو آکوا یک بیانیه منتشر کرده
و مسئولیت مرگ دیپلمات های اچ تو ا رو به عهده گرفته.
چی؟!
این یک هشداره
برای نژاد بشر.
دیپلمات های شما مُردن.
خون و مغز استخوونشون حالا غذای بچه های ماست.
همین سرنوشت واسه هر کسی که جرأت کنه وارد آب های ما بشه، پیش میاد.
زمان واسه دیپلماسی تموم شده.
مرزهای ما دفاع میشن و ورود ممنوعه.
آب های دنیا دیگه هرگز مال شما نخواهد بود.
این از کجا اومده؟ استیو، واقعیه؟
- شاید یه دیپ فیک باشه. - پس بفهمین!
هدف رو داریم میبینیم.
سالت نبود.
بهتون قسم میخورم، من شاهدم.
دستگاه توسط تد کمپبل منفجر شد.
تئودور کمپبل، باشه؟
اون بود که...
همشون مُردن.
له شدن...
...درست جلوی چشمم.
تو یه ثانیه، ناپدید شدن.
میتونم بپرسم...
- ...مین چند سالش بود؟ - 28.
اگه قراره تسلای خاطری باشه، باید درجا بوده باشه.
نه، نه، اونا میدونستن.
تو اون ثانیه...
...متأسفم، اونا میدونستن.
باشه.
به خانوادت گفتیم حالت خوبه.
و مهمترین چیز الان اینه که تو برگردی اینجا.
ممنون، خانم بینگهام، انتقالش بدین به میز من.
تو نباید اینجا باشی.
آقای پیر-دوپون ، یه سؤال اساسی هست.
چطور تونستی جون سالم به در ببری؟
مطمئن نیستم که تونستم.
خوش شانس بودی.
اون شب خیلی طولانی ای بود.
آره.
ما... ما خیلی آدم های خوبی رو از دست دادیم.
به خاطر اون زنده موندی؟
آره. اون...
آره، اون منو گرفت.
و نمیدونم چجوری یا چرا.
میدونین که اون پخش یه جعلیه، درسته؟
آخه، به خدا، اون همین جا با ماست.
شما اونو سوار کردین، اون میتونست فرار کنه،
اون کل اقیانوس رو داشت، ولی نکرد!
اون موند...
...پیش من.
و حالا شما اونو حبس کردین.
- چرا باهاش حرف نمیزنین؟ - این کار رو میکنیم، رو خشکی.
باشه، خب، بذارین من... بذارین من باهاش حرف بزنم!
متأسفم که این امکان نداره.
باید یادتون باشه، پنج نفر مُردن،
و اون در قلمرو آکواکند اتفاق افتاد.
در چشم دنیا، اون مسئولیت رو به عهده گرفته.
نمیتونم هیچ مصالحه ای بهتون پیشنهاد بدم.
سالت اسیر جنگیه.
و اسم دیپلمات هایی که در انفجار زیردریایی کشته شدن
حالا تأیید شده.
این اسم ها شامل کاپیتان کارکنان یونیت لوئیز مکی ،
ژنرال آستین پیرس و سرتکنسین مین تسو هستن...
فکر نکنم هیچوقت قراره یه جسدی پیدا شه؟
فکر نکنم.
اون دفترچه طراحی.
اون همیشه در حال طراحی بود.
این رو کجا ببرم؟
گروهبان لیک ، اون میتونه برسونتش.
مادر لوئیز تو کرکالدی زندگی میکنه.
من میبرمشون.
شخصا میرم مادرش رو تو کرکالدی ببینم.
تو کرکالدی؟ کی واسه این کار وقت پیدا میکنی؟
اون تحت دستورات من مُرد.
وقتش رو پیدا میکنم.
به ما ده دقیقه وقت بدین.
خبری از زیر دریا نیست؟
آروم شده.
و تو به یه محافظ شخصی نیاز داری.
قرار نیست شب و روز تعقیب بشم.
کیت، یه نفر سعی کرد تو رو بکشه، نه کریستوفر.
ما قاتل رو شناسایی کردیم.
اینه.
میکلوش کنستانتینوس.
متولد آتن، 1985.
از ارتش هلنیک سال 2010 مرخص شده.
در 2011 به عنوان یه مزدور با نیروهای طرفدار قذافی پیداش میشه.
آدمکش اجاره ای.
ولی یکی از بهترین ها.
از 2019 غیبش زده بود.
اگه ارتباطی با لیبی وجود داره،
پس ممکنه اون توسط...
خدا.
خب، سؤال اینه...
سؤال اینه که کی استخدامش کرده؟
ولی این ربطی به ما نداره.
لطفا بهم بگو این قطعا هیچ ربطی به ما نداره!
هیچوقت انقدر احمق نیستیم.
اگه من میخواستم کیت لتبریج-استیوارت مُرده باشه،
میتونستم تو یه چشم به هم زدن این کار رو بکنم.
شما باید تن صداتون رو درست کنین، قربان.
اون زن داره به این دنیا خدمت میکنه، جوری که ما هرگز نمیتونیم تصور کنیم.
اما با این حال، ممکنه تو دردسر باشیم.
ما لینک هایی داریم که نشون میده
این مرد رو انستیتو لاس کلمنتی استخدام کرده
همون کسایی که تد کمپبل رو واسه مأموریتش فرستادن.
تد کمپبل سرطان پانکراس مرحله چهار داشت.
خوشحال بود که جونش رو واسه انستیتو بده.
ولی انستیتو کیه؟
یه اتاق فکر خصوصی که توسط میلیاردرها تأسیس و حمایت میشه.
و انگیزشون واضحه. تئوری جایگزینی بزرگ.
از جایگزین شدن بشر توسط هومو آکوا میترسن.
ولی اونا واقعا هیچ ربطی به ما ندارن!
اون انفجار، هیچ ارتباطی به ما نداره،
به هیچ شکلی، فرمی یا صورتی!
داره؟
میتونم انستیتو رو ببندم، تو دو ساعت با زور وارد شم.
اونا رو تحویل یونیت بدم. پرونده بسته بشه.
لتبریج-استیوارت سالمه.
ولی یه مشکل باقی میمونه.
کمپبل همکار سر کیث اسپیرز بود،
بزرگترین کمک کننده مالی و دوست خیلی خوب شما.
آره، ولی اون که جزئی از ماجرا نیست، هست؟
اون یه احمقه. اون مرد یه دلقکه!
نه، ولی مشکل اینه که اون 100,000 پوند سرمایهگذاری کرده بود
تو انستیتو لاس کلمنتی تو 2015.
تصور نمیکنم اون به انفجار ربطی داشته باشه،
حتی واسه یه ثانیه. اون خیلی ترسوئه.
ولی مقامات اون لینک رو پیدا میکنن،
و اگه اونا سر کیث رو تحقیق کنن...
اون بخشی از جدایی هست.
اون اتوماتیک یه لینک برمیگردونه به ما.
خدای من.
دقیقا.
ما وصل شدیم.
بدشانسیه.
مرد احمق.
چی کار کنیم؟
سر کیث اسپیرز یه سرمایهگذار بزرگه تو شرکتهای خصوصی آب.
خیلی ها شرکت های آب رو مقصر تحریک کردن اقیانوس میدونن.
خب؟
نخستوزیر، تنها چیزی که باید بدونم اینه که،
شما به من اجازه میدین با این قضیه کنار بیام؟
بدون هیچ ارتباطی با من؟
بدون هیچ ارتباطی با شما.
پس انجامش بده.
ازش مراقبت میکنن.
No comments yet. Be the first to leave one.