The War Between the Land and the Sea

The War Between the Land and the Sea

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The War Between the Land and the Sea S01E04 1080p WEB-DL AAC2 0 HFR H 264-NESTED
ناشر NESTED

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2025-12-15
تعداد دانلود: 153
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫به قول یه مرد بزرگ، ‫میتونیم قهرمان باشیم.

‫بیاین دنیا رو نجات بدیم.

‫لعنتی، اینجا باورنکردنیه.

‫حس میکنم میشناسمت، ‫یا قراره بشناسمت.

‫یا از همیشه میشناختمت.

‫جزر و مد ما رو به هم رسونده.

‫اگه هومو آکوا ‫جنگ بین خشکی و دریا میخوان،

‫- ما دریا رو میگیریم. ‫- قربان، این جور حرف‌ ها غیر مسئولانه هست.

‫اگه دارین سعی میکنین صلح رو حفظ کنین، ‫همین حالا هم شکست خوردین.

‫خوش اومدین...

‫...به قلمرو ما.

‫کلمه جدایی ‫واسه تو معنی میده؟

‫پیام ‌های رمزی دارن رد و بدل میشن.

‫جنگ شما...

‫...تمومه.

‫شلیک شد! شلیک شد!

‫یه نفر افتاد! کد قرمز!

‫کمک فوری لازمه!

‫کد قرمز. همه تیم ‌های زمینی، ‫ساختمون سنداون!

‫- کد قرمز! ‫- برو! بجنب!

‫ساختمون هدف روبروئه. ‫ایندیا هاوس.

‫تخمین میزنم طبقه 35.

‫تخمین میزنم طبقه 35.

‫گروه سه، ساختمون سنداون. ‫گروه چهار، ایندیا هاوس.

‫تماس اضطراری از منطقه دیپلماتیک، ‫یه اتفاقی افتاده.

‫- یعنی چی؟ ‫- یه پالس صوتی.

‫- یعنی چی؟ ‫- تمامیت از دست رفته.

‫جین، لطفا، یعنی چی؟

‫اونا مُردن.

‫همه ارتباطات از طریق من، ثبت کنین ‫شرلی آن بینگهام الان فرمانده هست.

‫گزینه‌های یک تا پنج طرح‌ها ‫نصب شده،

‫همه ایستگاه‌ها در حالت هشدار قرمز.

‫بگین، چی میدونیم؟

‫فرد مسلح دیده شد!

‫قربان، زیر آتیشیم!

‫شلیک شد! مظنون افتاد.

‫نشونه ‌ای از زندگی نیست.

‫مظنون از بین رفت.

‫اون کیه؟

‫شرلی، میدونیم اون کیه؟

‫ببخشین، قربان، نمیدونیم.

‫و متأسفم، ولی یه حادثه بزرگ ‫در حال وقوع داریم.

‫و داریم از منابع نظامی ‫خبری دریافت میکنیم.

‫ام، متأسفم، این همین الان ‫ساعت 5 صبح به وقت گرینویچ به دست ما رسید.

‫ولی همین الان تأیید شد ‫که یک انفجار زیر آب در محل

‫جلسه دیپلماتیک اتفاق افتاده.

‫فرض بر اینه که تمام دیپلمات‌ های ‫انسانی مُرده باشند

‫و تلاش‌ های دیپلماتیکشون شکست خورده.

‫این یک تشدید بزرگ در جنگ رو نشون میده

‫بین هومو آکوا و انسان.

‫و سفیر هومو آکوا یک بیانیه منتشر کرده

‫و مسئولیت مرگ دیپلمات ‌های ‫اچ تو ا رو به عهده گرفته.

‫چی؟!

‫این یک هشداره

‫برای نژاد بشر.

‫دیپلمات‌ های شما مُردن.

‫خون و مغز استخوونشون حالا ‫غذای بچه ‌های ماست.

‫همین سرنوشت واسه هر کسی ‫که جرأت کنه وارد آب ‌های ما بشه، پیش میاد.

‫زمان واسه دیپلماسی تموم شده.

‫مرزهای ما دفاع میشن و ورود ممنوعه.

‫آب‌ های دنیا دیگه ‫هرگز مال شما نخواهد بود.

‫این از کجا اومده؟ ‫استیو، واقعیه؟

‫- شاید یه دیپ‌ فیک باشه. ‫- پس بفهمین!

‫هدف رو داریم میبینیم.

‫سالت نبود.

‫بهتون قسم میخورم، من شاهدم.

‫دستگاه توسط ‫تد کمپبل منفجر شد.

‫تئودور کمپبل، باشه؟

‫اون بود که...

‫همشون مُردن.

‫له شدن...

‫...درست جلوی چشمم.

‫تو یه ثانیه، ناپدید شدن.

‫میتونم بپرسم...

‫- ...مین چند سالش بود؟ ‫- 28.

‫اگه قراره تسلای خاطری باشه، ‫باید درجا بوده باشه.

‫نه، نه، اونا میدونستن.

‫تو اون ثانیه...

‫...متأسفم، اونا میدونستن.

‫باشه.

‫به خانوادت گفتیم حالت خوبه.

‫و مهمترین چیز الان اینه ‫که تو برگردی اینجا.

‫ممنون، خانم بینگهام، ‫انتقالش بدین به میز من.

‫تو نباید این‌جا باشی.

‫آقای پیر-دوپون ، ‫یه سؤال اساسی هست.

‫چطور تونستی جون سالم به در ببری؟

‫مطمئن نیستم که تونستم.

‫خوش‌ شانس بودی.

‫اون شب خیلی طولانی‌ ای بود.

‫آره.

‫ما... ما خیلی آدم‌ های خوبی رو از دست دادیم.

‫به خاطر اون زنده موندی؟

‫آره. اون...

‫آره، اون منو گرفت.

‫و نمیدونم چجوری یا چرا.

‫میدونین که اون پخش یه جعلیه، درسته؟

‫آخه، به خدا، اون همین‌ جا با ماست.

‫شما اونو سوار کردین، ‫اون میتونست فرار کنه،

‫اون کل اقیانوس رو داشت، ‫ولی نکرد!

‫اون موند...

‫...پیش من.

‫و حالا شما اونو حبس کردین.

‫- چرا باهاش حرف نمیزنین؟ ‫- این کار رو میکنیم، رو خشکی.

‫باشه، خب، بذارین من... ‫بذارین من باهاش حرف بزنم!

‫متأسفم که این امکان نداره.

‫باید یادتون باشه، پنج نفر مُردن،

‫و اون در قلمرو آکواکند اتفاق افتاد.

‫در چشم دنیا، ‫اون مسئولیت رو به عهده گرفته.

‫نمیتونم هیچ مصالحه ‌ای بهتون پیشنهاد بدم.

‫سالت اسیر جنگیه.

‫و اسم دیپلمات‌ هایی که در انفجار ‫زیردریایی کشته شدن

‫حالا تأیید شده.

‫این اسم‌ ها شامل کاپیتان کارکنان ‫یونیت لوئیز مکی ،

‫ژنرال آستین پیرس ‫و سرتکنسین مین تسو هستن...

‫فکر نکنم هیچوقت ‫قراره یه جسدی پیدا شه؟

‫فکر نکنم.

‫اون دفترچه طراحی.

‫اون همیشه در حال طراحی بود.

‫این رو کجا ببرم؟

‫گروهبان لیک ، ‫اون میتونه برسونتش.

‫مادر لوئیز تو کرکالدی زندگی میکنه.

‫من میبرمشون.

‫شخصا میرم مادرش رو تو کرکالدی ببینم.

‫تو کرکالدی؟ کی واسه این کار وقت پیدا میکنی؟

‫اون تحت دستورات من مُرد.

‫وقتش رو پیدا میکنم.

‫به ما ده دقیقه وقت بدین.

‫خبری از زیر دریا نیست؟

‫آروم شده.

‫و تو به یه محافظ شخصی نیاز داری.

‫قرار نیست شب و روز تعقیب بشم.

‫کیت، یه نفر سعی کرد ‫تو رو بکشه، نه کریستوفر.

‫ما قاتل رو شناسایی کردیم.

‫اینه.

‫میکلوش کنستانتینوس.

‫متولد آتن، 1985.

‫از ارتش هلنیک سال 2010 مرخص شده.

‫در 2011 به عنوان یه مزدور با ‫نیروهای طرفدار قذافی پیداش میشه.

‫آدمکش اجاره‌ ای.

‫ولی یکی از بهترین ‌ها.

‫از 2019 غیبش زده بود.

‫اگه ارتباطی با لیبی وجود داره،

‫پس ممکنه اون توسط...

‫خدا.

‫خب، سؤال اینه...

‫سؤال اینه که کی استخدامش کرده؟

‫ولی این ربطی به ما نداره.

‫لطفا بهم بگو این قطعا ‫هیچ ربطی به ما نداره!

‫هیچوقت انقدر احمق نیستیم.

‫اگه من میخواستم ‫کیت لتبریج-استیوارت مُرده باشه،

‫میتونستم تو یه چشم به هم زدن ‫این کار رو بکنم.

‫شما باید تن صداتون رو درست کنین، قربان.

‫اون زن داره به این دنیا خدمت میکنه، ‫جوری که ما هرگز نمیتونیم تصور کنیم.

‫اما با این حال، ممکنه تو دردسر باشیم.

‫ما لینک ‌هایی داریم که نشون میده

‫این مرد رو انستیتو لاس کلمنتی استخدام کرده

‫همون کسایی که ‫تد کمپبل رو واسه مأموریتش فرستادن.

‫تد کمپبل سرطان پانکراس ‫مرحله چهار داشت.

‫خوشحال بود که جونش رو ‫واسه انستیتو بده.

‫ولی انستیتو کیه؟

‫یه اتاق فکر خصوصی که توسط ‫میلیاردرها تأسیس و حمایت میشه.

‫و انگیزشون واضحه. ‫تئوری جایگزینی بزرگ.

‫از جایگزین شدن بشر ‫توسط هومو آکوا میترسن.

‫ولی اونا واقعا ‫هیچ ربطی به ما ندارن!

‫اون انفجار، هیچ ارتباطی به ما نداره،

‫به هیچ شکلی، فرمی یا صورتی!

‫داره؟

‫میتونم انستیتو رو ببندم، ‫تو دو ساعت با زور وارد شم.

‫اونا رو تحویل یونیت بدم. ‫پرونده بسته بشه.

‫لتبریج-استیوارت سالمه.

‫ولی یه مشکل باقی میمونه.

‫کمپبل همکار سر کیث اسپیرز بود،

‫بزرگترین کمک ‌کننده مالی ‫و دوست خیلی خوب شما.

‫آره، ولی اون که جزئی از ماجرا نیست، هست؟

‫اون یه احمقه. اون مرد یه دلقکه!

‫نه، ولی مشکل اینه که ‫اون 100,000 پوند سرمایه‌گذاری کرده بود

‫تو انستیتو لاس کلمنتی تو 2015.

‫تصور نمیکنم اون به انفجار ‫ربطی داشته باشه،

‫حتی واسه یه ثانیه. اون خیلی ترسوئه.

‫ولی مقامات اون لینک رو پیدا میکنن،

‫و اگه اونا سر کیث رو تحقیق کنن...

‫اون بخشی از جدایی هست.

‫اون اتوماتیک یه لینک برمیگردونه به ما.

‫خدای من.

‫دقیقا.

‫ما وصل شدیم.

‫بدشانسیه.

‫مرد احمق.

‫چی کار کنیم؟

‫سر کیث اسپیرز یه سرمایه‌گذار بزرگه ‫تو شرکت‌های خصوصی آب.

‫خیلی ‌ها شرکت‌ های آب رو مقصر ‫تحریک کردن اقیانوس میدونن.

‫خب؟

‫نخست‌وزیر، ‫تنها چیزی که باید بدونم اینه که،

‫شما به من اجازه میدین ‫با این قضیه کنار بیام؟

‫بدون هیچ ارتباطی با من؟

‫بدون هیچ ارتباطی با شما.

‫پس انجامش بده.

‫ازش مراقبت میکنن.

The War Between the Land and the Sea subtitles in other languages

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left