نخستین 200 خط.
آنچه در واعظ گذشت...
- تو برگردوندیش به جهنم. - اون مُرده
بهت پیشنهاد دسترسی به قدرتمون
و اطلاعاتمون رو میدم
بگو که وسوسه نشدی
کی جاش توی جهنم نیست؟
- پیدات میکنیم - باور کن یوجین
میخوام کمکت کنم
اسمت چیه پسر؟
جسی
جسی کی؟
جسی...
کاستر!
برگردونش
نه نکن. خواهش میکنم
نکنید. نـه!
خواهش میکنم، بذارید بیام بیرون
نه، خواهش میکنم
خواهش میکنم. نه دست نگه دارین
خواهش میکنم. بذارید بیام بیرون
بذارید بیام بیرون
بذارید بیام بیرون بذارید بیام بیرون
ترجمه و تنظیم: حـامـد HaMeD
بعد از تمام کارایی که کرد...
میذاریش توی باتلاق کوفتی؟
از توی باتلاق آزارش به کسی نمیرسه
دروغ گفتی جسی
متاسفم
با این وجود دروغ گفتی
خب توام دروغ گفتی
چه موقع؟
چه موقع؟ میخوای واست لیست کنم؟
چطوره ازدواج کردنت رو مثال بزنم؟
تو که گفتی درک کردی!
درک میکنم اما الان میخوام تو منو درک کنی
چرا نفرستادیش جهنم؟
نمیتونستم با یه روح دیگه هم چنین کاری کنم
نمیتونه بیاد بیرون
چی شده؟
هوور. فلافرمن
فدرستون هستم قربان
جسی و دوست دخترش الان دارن از باتلاق برمیگردن
این که دختره اسلحههارو پیدا کنه فکر خوبی بود
پس دختره یه کامیون خالی دید و...
خیلی شاکی شد
خوبه. یه شروعه
یه سوال دارم قربان
تمام اینا بنظر یه عالمه دردسر داشته باشن
نمیشه راحت کاستر رو بکشیم؟
من همجنسباز نیستم
اوه نه، معلومه که نیستین قربان
شما ته مرد بودن هستین
کسی نمیتونه هیچوقت مردبودنتون رو...
این بار چکار کردی؟
عذر میخوام
قربان، فکر کردم که
وقتی شما فاحشههارو درخواست کردین...
باید پولتون رو پس بگیرم؟
داری از اصل مطلب غافل میشی هوور
پس برم روی پارچهی برزنت قربان؟
بله همونقدر که از
تماشای پهن شدن دل و رودهت
مثل یه میز رنگارنگ صبحونه توی یه هتل پنج ستاره جلوم لذت میبرم
زمانی که با اون اوباشهای خرزور گذروندم
بهم یه دید جدید و متفاوتی داد
پارچهی برزنت باید صبر کنه
واسه اتفاقی که قراره بیفته به زندهی هردوتون نیاز دارم
- ممنون قربان - چه اتفاقی قراره بیفته؟
مسیح یه آدم سبک مغزه
میدونم ممکنه ناامید بشین
چرا که تمام زندگیتون رو وقف خدمت به اون کردین
ولی میمونها هم وقتی هیجان زده بشن نسبت به اون با ادبتر و باوقارترن
ولی جای نگرانی نیست. یه کودتا ترتیب میدم
نقشهام اینه که جسی کاستر رو بذارم جای اون سبک مغز
و نظم و کنترل واقعی رو واسه دنیا به ارمغان بیارم
میخوام هردوتاتون به من ملحق شین. چی میگین؟
مسیح سبک مغزه؟
عالیه قربان. خیلی موافقم
و شک نکنید کاستر صلاحیتهای بی نظیری داری
ولی میشه بپرسم آیا خودشم با این نقشه موافقت کرده؟
هنوز نه ولی میکنه
هنوز از این نقشه خبر نداره اما من چیزی که اون میخواد رو دارم
پس با توجه به اینکه راه دومتون اعدام سریعه
فرض میکنم که هردوتون همراه من هستین
شک نکنید قربان
خوبه. برید
بله؟
عذر میخوام بابت...
اون آقایون
باید بقیهی عمرم رو
با اون خاطره زندگی کنم
راجع به ماموریت جدیدم قربان، یه مقدار دلشوره دارم
ادامه بده
خب شاید به خودم سخت میگیرم
ولی من...
مطمئن نیستم که بهترین شخص واسه این کار باشم
مطمئنم بهترین نیستی
ولی آدم زرنگمون دستش بنده و فقط تو باقی میمونی
پس برو دنبال کارت
و هوور
بیا دعا کنیم کارمون به تو نرسه
بله قربان
به اندازه کافی دیدم
کارم خوب بود، آره؟
من کسیام که جام توی جهنم نیست؟
آها درسته معلومه نمیتونین بگین
هی گوش کن. من درک میکنم
درک میکنم
ولی وقتی رفتم دلتون واسم تنگ میشه
برگردونش پیش بقیه
باشه
بله؟
کِی؟
ممنون بابت اطلاعات
خبری شد بهم اطلاع بدین
کی بود؟
نیواورلانس
سینت قاتلها
بعدی رو بیار
گمون نکنم بذارن کسی از اینجا بره
چی؟
وقتی بفهمن کی جاش اینجا نیست...
نمیذارن از اینجا خارج بشه
اوضاع رو واسش بدتر میکنن
کجا اینو شنیدی؟
جدی میگم رفیق کی اینو بهت گفت؟
هیتلر
جدی؟
حتی نمیدونم چرا با اون یارو میگردی
همه میدونن نباید به هیتلر اعتماد کنی
آره اما...
اون قبلاً مسئول اینجا بوده
میدونه اونا چکار میکنن
درسته
اون عادت داشت اینجا رو اداره کنه
میدونی چیه؟ چون مطمئنم
آخرین شبیه که اینجام، غارنشین رو سوژه کنیم
یکم خوش بگذرونیم
خب، نگران نیستم
اگه میخواست بیاد، تا الان میومد
آره خب، شاید باید قفل در رو محکمتر کنیم
میدونی، فقط واسه امنیت بیشتر
جاتون امنه
اصلا اگر بیاد، میاد واسه من
و منم ترتیبش رو میدم، مثل آخرین بار
توهین نباشه پدر، ولی امیدوارم این بار
یکم بهتر از آخرین بار ترتیبش رو بدی
آره چون خیلی خوب جواب نداد
خیلی خب بهتر ترتیبش رو میدم
صدای چیه؟
دنیس ازم توله سگ میخواست، واسه همین...
واسش سگ خریدی؟
آره از پسش برنیومدم
خب، عالیه
نباید...
باید بهتون میگفتم
آره باید بهمون میگفتی!
میدونی فقط... تمام این...
تمام این وضعیت سخت تر از چیزی شد که فکر میکردم
واسه همهمون
این...
میدونم همه مون باید یکم استراحت کنیم
استراحت بابت اینکه منتظر یه گاوچرون هستیم که بیاد ما رو بکشه؟
- میتونیم بریم جای دیگه - کجا؟
شنیدم ونکوور عالیه، میدونین؟
شیشههای خوبی داره و پیاده روی های باحال
ونکوور. مکزیک
واسم مهم نیست هرجایی جز اینجا
آره توی یوتیوب یه جایی دیدم توی دریای کارائیب
بیمینی؟
شرط بندی، "کاتاماران"، سواحل لختی
سواحل... من نمیتونم بیام سواحل لختی
کرم ضدآفتاب از وقتی بچه بودی اختراع شده کسیدی
فکر خوبیه
درسته. کاتاماران توی ساحل هم فکر خوبیه
میریم و خیلی هم خوش میگذره
- بریم بیمینی جندهها! - ولی اول...
عالی میشه! و من میرم وسایل رو جمع کنم
- منم میرم به دنیس اطلاع بدم - نه...
هی اینو یادته؟ از میامی؟
اون کار "چینچیلا" واسه کوبایی ها؟
اوه پسر، خیلی حال داد
میدونی چیه... هیچوقت، یعنی هیچ موقع،
نمیخوام جنس خوشیهام تکراری بشن
تولیپ
بله؟
هنوز نمیتونیم بریم
بچه ها! دنیس هم میاد
خدا لعنتت کنه جسی
چی شد؟
اون نمیاد
- چی؟ - من چنین حرفی نزدم
ولی بیمینی ایدهی خودت بود
نه، ما... ما میریم میخوام بیام
فقط...
اول باید خدا رو پیدا کنیم
اون اینجا نیست جسی! دنبالش گشتیم
راست میگه همه جا دنبالش گشتیم پسر
اوه میدونی کجا رو نگشتیم کسیدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.