نخستین 188 خط.
موانع پیش از رسیدن به ارگاسم، بسیاری از آن ذهنی است.
من اغلب فکر می کنم اگر در فضای مناسبی نباشم…
اوه... می دانید، رسیدن به آن سخت است.
من به شدت به افکار و افکار و ایده های مردم علاقه دارم.
من به ذهن خودم و همه فکر می کنم
احتمالا زیباترین قسمت است
من در دبیرستان در تگزاس یک تشویق کننده بودم.
مثل کلیسا، همیشه می گفتند…
ام... هر چیزی که همیشه در درون شما بوده است، فقط این را بدانید،
مانند، در صورت شما دیده می شود.
دوست دارم بدانم چگونه از داشتن لذت اینقدر احساس گناه نکنم.
حتی اگر این مثل کسی بود که من عمیقا عاشقش بودم،
اما پر از این ایده نیز بود
کاری که من انجام می دهم بسیار اشتباه است و دیده می شود.
از آنجایی که ما در یک جامعه مردسالار زندگی می کنیم، شما پیام های متفاوتی دریافت می کنید، مانند:
سکسی بودن اشکالی ندارد اما خیلی سکسی نیست.
باهوش بودن اشکالی ندارد، اما نه خیلی باهوش.
ما اجازه نداریم واقعا برای لذت خودمان وجود داشته باشیم.
اگر به من گفته شود که واقعاً کاملاً خودم باشم
و اینکه من زیبا بودم
زمانی که من بچه بودم، یادگیری کمتری وجود داشت
کاری که من در بزرگسالی باید انجام می دادم تا واقعاً در بدنم احساس غرور کنم.
هیچ کدام از این صدا آشنا است؟
وای خدای من. آره. -آره
آره.
به فرماندهی مرکزی خوش آمدید: ذهن شما.
این مهم ترین دروازه بدن شما به سوی لذت جنسی است.
وقتی صحبت از لذت و اروتیسم می شود،
فکر می کنم مغز من مهمترین ابزار است.
منظورم این است که آنها قرن ها پیش چه می کردند
قبل از ظهور تلویزیون و اینترنت؟
پس…
من عاشق انجام بازی های فکری یا بازی های سوال با شریک زندگی ام هستم.
میدانی، من به نوعی میخواهم بدانم چگونه میتوانم آنها را تیک بزنم
با گفتن برخی کلمات
گاهی ذهنم به جاهای دیگر می چرخد…
اوم... اما هر بار که ما رابطه جنسی داشتیم، اینطور بود که... ما اینجا با هم هستیم.
به نظر می رسد بسیاری از ما به این لذت فکر می کنیم
یک احساس کاملا فیزیکی است
اما واقعیت این است…
لذت اینجا اتفاق نمی افتد.
لذت در پوست شما اتفاق نمی افتد.
لذت در کلیتوریس شما اتفاق نمی افتد.
لذت در دستگاه گوارش شما اتفاق نمی افتد.
لذت در مغز شما اتفاق می افتد.
ارتباط ذهن و بدن برای میل جنسی حیاتی است،
و از مطالعه عمیق ما درباره علم میل جنسی ناشی می شود،
که در طول سالیان بسیار پیشرفت کرده است.
و بنابراین میل واقعاً به ارتباط مغز و بدن متکی است.
ارتباط ذهن و بدن برای رفاه ما حیاتی است.
این همچنین بخش مهمی از سفر ما برای درک لذت خودمان است،
در بدن ما و با دیگران
اگر در مورد باز کردن پتانسیل آن خیلی سخت فکر کنید، ممکن است دلهره آور باشد.
در عوض، ذهن خود را مانند یک باغ در نظر بگیرید،
جایی که بسیاری از قطعات شگفت انگیز شما، از جمله تمایلات جنسی شما، پرورش می یابند.
پس بیایید با نگاهی به داخل این سرسبزها شروع کنیم
و ذهن جادویی ما،
شروع با فیزیکی ترین جزء آنها: مغز.
در نگاه اول، مغز انسان بسیار غیرقابل توجه به نظر می رسد،
مثل یک گردوی سه پوندی.
اما اگر به سطح میکروسکوپی دقیق تر نگاه کنید،
بیش از 85 میلیارد نورون دارد
که در مدارهای دقیق به هم متصل می شوند،
و این مدارهای عصبی مسئول یک محدوده غیرقابل تصور هستند
از رفتارهای پیچیده انسانی
علاقه زیادی به تحقیق وجود دارد
در پنج سال گذشته تلاش برای تمایز بخشی از مغز
که برای تجربه لذت ضروری هستند
در همپوشانی و در تضاد با احساسات مثبت، به طور کلی.
اما به نظر می رسد لذت یک نوع تجربه واقعا منحصر به فرد است
که می توانیم در مغز و بدن داشته باشیم.
لذت یعنی مغز شما برای انجام کاری به شما پاداش می دهد
که به بقا یا تولید مثل کمک کرد.
مغز ما در واقع به نوعی سیم کشی شده است
جایی که چیزهایی که ما لذت بخش می دانیم چیزهایی هستند که در طول زمان تکامل
در زندگی ما معنا ایجاد کرده اند.
بنابراین، نقش مغز ما در تجربه ما از لذت چیست؟
مغز شما سیگنال هایی را از بدن شما دریافت می کند و سپس تماس برقرار می کند.
آیا من به این موضوع علاقه دارم یا نه؟
و هر چیز دیگری که در آن لحظه در مغز ما می گذرد
تأثیر زیادی بر این که آیا این احساس وجود دارد یا نه، دارد
طعم، بو یا صدا
در مغز ما به لذت تبدیل می شود.
سیگنالهای حسی از طریق سیستم عصبی محیطی میآیند
به سیستم عصبی مرکزی که ستون فقرات و سپس مغز است.
به مکان های احساسی مغز شما می رود.
به سمت شناخت می رود
و مکان های حافظه در مغز شما، و همه این مکان های مختلف.
آنها این اطلاعات را دریافت می کنند.
و این احساس اساساً این است که "نظر شما چیست؟"
و زمانی که مغز شما در آرامش و آرامش است،
آرامش، اعتماد، حالت روحی شاد،
به احتمال زیاد آن احساس را دریافت می کند و مانند
"اوه، آره، جالب، باحال، خوب."
تفسیر سیگنال
به جهانی بستگی دارد
تفسیر چند سیستمی
از ورودی هایی که از بدن وارد می شود.
اگر کسی مصیبت داشته باشد،
یک آسیب مغزی تروماتیک یا یک وضعیت فیزیکی
که دیگر احساس لذت را برای آنها غیرممکن می کند،
ما می توانیم از طریق قدرت مغز و کمی تمرین به آن شخص آموزش دهیم
خود را دوباره سیم کشی کند تا لذت همچنان بخش مهمی از زندگی آنها باشد.
همچنین به ما می آموزد که میل جنسی چیزی است
که در طول زندگی فرد انعطاف پذیر و سازگار است.
ثابت نیست.
هیچ یک از ما با سطح مشخصی از ظرفیت متولد نشده ایم
برای لذت جنسی، میل جنسی.
اما باز هم از طریق تجربه و از طریق تمرین،
این چیزی است که می تواند در طول زمان تکامل یابد.
شما بچه ها، در واقع می توانید میل جنسی خود را شماره گیری کنید
با استفاده از قدرت ذهن و تخیل خود.
ما در دوران مدرن فکر می کنیم که مغزمان از بسیاری جهات مانع ما می شود.
ما تحت استرس هستیم و بعد از اتمام کار مضطرب و در حال چرخش هستیم
با روز کاری و آرزو می کنیم که مغزمان کند شود.
بنابراین ما اغلب احساس میکنیم که مغزمان به نوعی درهم میخورد،
اما فرصت های زیادی وجود دارد که واقعاً در مورد مغز خود فکر کنید
به عنوان قدرتمندترین چیز در دستیابی به لذت.
از تحقیقاتی که دیده ایم،
مردان بیشتر بصری هستند
و زنان بیشتر داستان محور هستند.
مانند داستان سرایی اما چیزهایی که به نظر می رسد به واقعیت وابسته است.
نه مثل یک پیتزا که چیزی را تحویل می دهد،
اما زن و شوهری در حال پیاده روی هستند و سپس تصمیم می گیرند توقف کنند
و رابطه جنسی، مانند، بر روی یک صخره در بالای یک کوه.
یه چیزی شبیه اون.
چیزی که احساس می کنم می توانم آرزوی انجام آن را داشته باشم.
این همیشه برای من واقعاً شهودی است
که رابطه جنسی ذهنی است
و اینکه تجربه آن به همان اندازه که در مورد بدن است، به مغز نیز مربوط می شود.
می خواستم قبل از اینکه به اینجا برسی، تو را بگیرم.
من میخوام اون بازی رو که پیشنهاد کردی بازی کنم
صدا نزدیک ترین چیزی است که ما می توانیم به افکار خودمان برسیم.
من در این جاده روستایی سفر می کنم،
من دارم به این تجربه سه نفره گوش میدهم و مثل این بود که خدایی نکرده.
در حال رانندگی ماشین بودم و شروع کردم به دست زدن به خودم،
که امیدوارم الان نتوانم بلیتی برای گفتن آن تهیه کنم.
در نهایت کشیدم کنار…
... اما آن موقع بود که من به نوعی می گفتم: "اوه، پورن صوتی کار می کند."
صدا بسیار صمیمی است و بسیار فراگیر است.
وای، دیدن یک طرف جدید جالب است.
داشتم چیزی را امتحان می کردم.
اروتیسم نوعی تفکر است،
"خب، چگونه می توانم محیط خود را دستکاری کنم تا برای من مفید باشد؟
چیزی که به من احساس امنیت و آرامش می دهد
و به من اجازه می دهد احساس کنم در یک فضای اروتیک هستم؟"
و اینجا جایی است که رابطه جنسی و تمرکز حواس در وسط به هم می رسند.
خیلی فانتزی،
حتی یک فیلم اروتیک یا یک کتاب اروتیک یا هنر اروتیک
یا ویبراتورها
اینها ابزارهایی هستند که زندگی را کمی آسان تر می کنند…
... از نظر برانگیختگی.
آنها عمدا طراحی و در نظر گرفته شده اند
برای برانگیختن یک واکنش برانگیختگی فیزیکی
و بنابراین اگر بتوانیم به برانگیختگی برانگیخته توجه کنیم،
سپس به این معنی است که تجربه ما از آن،
لذت ما که از آن ناشی می شود…
ام… و توانایی آن برانگیختگی برای اتصال به میل،
یا خواستن را زیاد کن
بسیار قوی تر می شود
آنچه بین مغزهای ما می گذرد
و بدن برای فعال کردن لذت؟
در واقع چگونه تخیل خود را به احساس روشن تبدیل کنیم؟
معلوم شد که همه اینها توسط یکی دیگر از نزدیکان مرتبط ممکن شده است
و سیستم پیچیده بسیاری از ما حتی چیز زیادی در مورد آن نمی دانیم.
درست است، هورمون ها.
اوم... راستش نمیتوانم بگویم که چیزهای زیادی در مورد هورمونها میدانم.
-هورمون ها ترسناک هستند. -
مثل اینکه کلیشه ای نباشیم،
اما روحیه من فقط برای من، شخصا،
حال و هوای من… اوه…
وقتی زمان ماه من است عمیقاً تغییر می کند.
ای کاش در مورد هورمون هایم بیشتر می دانستم زیرا تفاوت آنها را نمی دانم
بین من فقط یک آدم احساسی
مثلاً آیا فقط زمانی از ماه است؟ آیا در حالی که زندگی می کنید هر روز است؟
آیا این… مانند خاموش و روشن برای آن وجود دارد؟
هورمونی به آن عبارت فراگیر تبدیل شده است
برای توصیف اینکه آیا بد خلق هستید،
شاخ، یا هر چیزی در این بین.
اما در مورد نحوه عملکرد هورمون های خود یاد بگیرید
همچنین می تواند به به حداکثر رساندن سلامتی کلی کمک کند
و ارتباط ذهن و بدن ما
ایده ای وجود دارد که بسیاری از مردم دارند
که هورمون های آنها مانند چیزی است که برای آنها اتفاق می افتد.
میدانی، مثل این است که «اوه، هورمونهایم باعث این کار من میشوند
و هورمون های من همین هستند."
حتی نحوه صحبت ما در مورد آنها، ما در مورد آنها صحبت می کنیم
انگار آنها چیزی بیرون از ما هستند،
No comments yet. Be the first to leave one.