Henry Johnson

Henry Johnson

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Henry Johnson 2025 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
ناشر Samurai_EP
A commentary by _SinCities_1 █⫸ سینا صداقت و محیا مبین مقدم ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

برچسب‌ها

webdl
full_subtitles
تاریخ انتشار: 2025-08-21
تعداد دانلود: 24
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

« هنری جانسون »

دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی ‫DigiMoviez@

‫آره. نه، تو ادامه بده

‫نه، متوجهم. البته. ‫وقتی بخوای میام.

‫هم اون انجامش داد هم من

‫چهارشنبه و قبلش. ‫خب، یادداشت‌ها رو داری.

‫ازش خواستم توی بایگانی ثبتش کنه

‫این کارو کرد و بهش گفتم

‫همونطور که صحبت کردیم

و اصلاً نمی‌تونی تشخیص بدی

‫نه، اونا انتخاباتِ سختی رو دنبال می‌کنن

‫نمی‌دونستم بهش چی بگم

‫یه آدم باهوش‌تر هیچی نمی‌گفت

‫ولی من جلسه رو اداره می‌کردم، پس...

‫چون به همکاریش نیاز دارم

‫پس گفتم: «به نظر میاد قانع نشدی» ‫و اون یه سخنرانیِ طولانی تحویلم داد

‫خب، منظورش این بود که حق اظهار نظر داره

‫پس، می‌خواست این حرف‌هاش ‫به طور رسمی ثبت بشن،

‫که اگه یه جور دیگه پیش می‌رفت، ‫می‌تونست بگه «بهت گفته بودم»

‫من دیگه باید برم

‫اگه اون نمی‌رسید جای خالی هیچکس ‫توی جلسه‌ی کمیته احساس نمی‌شد

‫نامه‌ات

‫- اون الان... ‫- قاضی؟

‫- اون... ‫- نه، دوستت

‫- خب، اونا ادعا کردن... ‫- ولی اون اعتراف به گناهکار بودن کرد؟

‫- آره ‫- پس، چطور «ادعا کردن»؟

‫خب، خودش انتخاب کرد ‫اعتراف به گناهکار بودن کنه تا...

‫- دادگاه این انتخاب رو بهش داد؟ ‫- درسته

‫- به... ‫- به قتل غیرعمد، آره

‫ولی اونا می‌خواستن محاکمه‌اش کنن برای...

‫- برای قتل عمد ‫- آره

‫قتل عمد

‫- بنابراین به قتل غیرعمد اعتراف کرد؟ ‫- آره. و اونا این حق رو حفظ کردن

‫که به اتهام قتل محاکمه‌اش کنن، ‫اگه اعتراف می‌کرد...

‫ولی اگه خودش اعتراف کرده، ‫چطور می‌تونی بگی «ادعا کردن»؟

‫خب، اون...

‫- اون... ‫- اون سوگند خورده بود

‫اون سوگند خورده که اون کارو کرده

‫چطور سوگند خورده بود؟

‫توی دادگاه سوگندش داده بودن، مگه نه؟

‫نمی‌دونم وقتی به گناهکار بودن اعتراف می‌کنی ‫اون کارو می‌کنن یا نه

‫چطور...

‫منظورم این نیست که این کارو می‌کنن یا نه. ‫آره، منطقی به نظر میاد.

‫- در هر صورت... ‫- فقط دارم میگم نمی‌دونم

‫اون یه اظهاریه‌ی حقوقی امضا کرده، مگه نه؟ ‫یه اعتراف‌نامه نوشته؟

‫یعنی، اگه این کاریه که حین اعتراف ‫به گناهکاری می‌کنن، آره

‫- باید یه توجیه حقوقی باشه... ‫- خیلی خب. منظورم اینه که اون...

‫- اون تحتِ فشار انجامش داده؟ ‫- خب، خودت اسمش رو چی میذاری؟

‫وقتی گزینه‌ی دیگه اینه که...

‫به اتهام قتل محاکمه شه؟

‫تحتِ فشار انجامش داده باشه یا نه،

‫هیچکس جز اون ادعا نکرده

‫و اون ادعا نکرده، ‫که به معنای پذیرش نظر مخالف بود.

‫اون گفته انجامش داده. ‫باید حرفش رو قبول کنیم.

‫- چه نفعی براش داشته؟ ‫- اعتراف کردن؟

‫- آره ‫- تا مجبور نشه به اتهام قتل محاکمه شه

‫می‌تونست. این انتخاب بهش پیشنهاد شده بود

‫ولی در نهایت بین این دوتا ‫چه انتخابی وجود داره؟

‫بهتر و بدتر. خودش چه انتخابی به دختره داد؟

‫- باهاش منطقی حرف زد ‫- آره، باهاش منطقی حرف زد و...

‫وقتی دختره گفت نه... ‫اون حق نداشت نه بگه، مگه نه؟

‫- فکر می‌کرد سه‌ماهه‌ی اول بارداریشه ‫- واسه حق دختره برای نه گفتن چه فرقی می‌کنه؟

‫دارم میگم این خصومتشون رو بدتر کرد

‫این که گفت سه‌ماهه‌ی اول بارداریشه؟

‫نه، این که نبود

‫- نبود؟ ‫- نه، سه‌ماهه‌ی دوم بود

‫طبق نظر دو پزشک. ‫به گفته‌ی دو پزشک به نظر می‌اومد...

‫پس، درست روی مرز بود. قضیه اینه؟

‫آره، همینه

‫ولی از نظر قاضی چه فرقی می‌کرد ‫کدوم سه‌ماهه‌ی بارداری باشه؟

‫چون می‌تونست حکم کنه ‫جنین هنوز آدم نبوده

‫از یه طرف، حکم دادن به این که آدم نبوده ‫باعث نمیشه همینطور باشه

‫این عموماً پذیرفته شده

‫مهم‌تر این که چنین تمایزی ‫وجود داره که اجازه بده...

‫- متوجهی که به طور جهانی پذیرفته شده ‫- به سختی

‫- نشده؟ ‫- نه

‫خب، خوشحال‌تر میشی اگه بگم...

‫«به طور گسترده»؟ ‫به طور گسترده پذیرفته شده.

‫اصلاً خوشحالم نمی‌کنه

‫به هیچ وجه

‫می‌خوای بگی که چون بعضی‌ها یا خیلی‌ها ‫حق سقط جنین رو قبول دارن...

‫- من... ‫- که حق یه زنه که حین...

‫آره یا نه، یه زمان مشخص...

‫- این حق یه زنه ‫- ولی اینطور نیست که... آره

‫حق هرکسی نیست که ‫به بارداریِ یه زن پایان بده

‫فقط چون توی سه‌ماهه‌ی اوله

‫خب، یه زن غریبه نبوده، درسته؟

‫خب چه حسی پیدا می‌کردی اگه یه یارویی ‫با چوب بیس‌بال توی خیابون راه می‌افتاد

‫و هر دخترِ حامله‌ای که می‌دید، ‫اگه توی سه‌ماهه‌ی اول بارداری بود،

‫با چوب می‌زدش تا بچه رو سقط کنه؟

‫به نظرت این از انجام دادن این کار ‫با زنی که می‌شناخت بهتره یا بدتره؟

بهتر یا بدتر. خواهرت؟ زنت؟

‫بهانه‌اش چیه؟ از دختره خواست ‫بچه رو سقط کنه و اون قبول نکرد؟

‫خب اون بچه، بچه‌ی خودش بوده

‫از دختره خواست بچه‌اش رو بکشه، ‫و اون قبول نکرد؟

‫یا...

‫منظورت اینه که حق نداره باردار باشه ‫اگه به نظر یه مرد اسباب زحمت باشه؟

‫بهانه‌اش اینه، مگه نه؟ ‫که خیلی براش مهم بود،

و چی از دختره کم می‌شد که خواسته‌اش رو عملی کنه؟ همینه؟

‫بذار یه چیزی بهت بگم. ‫تا جایی که من می‌دونم همینه.

‫اصلاح شدن چی؟

‫صبر کن. اونا حق محاکمه‌اش ‫به اتهام قتل رو حفظ کردن

‫این کاریه که کردن که یعنی ‫چنین احساسی بهش داشتن

‫ولی چطور می‌تونست قتل باشه؟

‫حتی اگه این معنای واضحی داشته باشه

‫- یه معنا داره ‫- که چیه؟

‫گرفتنِ غیرقانونی جونِ آدم ‫با قصد و نیت قبلی

‫اون کارو کردن که اهرمِ فشاری ‫در برابرش داشته باشن

‫اینطور فکر می‌کنم

‫با توجه به عفو مشروطش

‫خیلی خب

‫این منصفانه‌ست؟ ‫که هر زمانی می‌تونستن به راحتی...

‫نمی‌دونم چی منصفانه‌ست

‫اصلاح شدن چی؟

‫- من کاملاً باهاش موافقم ‫- به خصوص

‫- به خصوص؟ ‫- آره

‫- من کاملاً باهاش موافقم ‫- پس...؟

ولی کسی تا حالا مجرمی دیده که اصلاح شه؟

‫- چرا باید انتظار داشته باشن اصلاح شه؟ ‫- صبر کن. چرا نباید اصلاح شه؟

‫ببین. اون این دختره رو دیده...

‫دختره چی بود، فروشنده بود؟

‫- نمی‌دونم ‫- و حالا عاشق یه دخترِ پولدار میشه؟

‫دخترِ فروشنده حامله میشه ‫و براش دردسر درست می‌کنه

‫- پیشنهاد سخاوتمندانه‌ای به دختره داد... ‫- دقیقاً

‫که رد کردنش توسط دختره غیرمنطقی بود؟

‫آره

‫- غیرمنطقی بود؟ ‫- آره

‫به نظر اون، متوجهی؟ خب...

‫این هیولای حق به جانب چیکار کرد؟

‫اون القا کرده یا...

‫وارد کرده...

‫شوخی می‌کنی؟ ‫یه آخرهفته میره که چیکار کنه؟

‫اشتباهش رو جبران کنه، خداحافظی کنه، ‫با دخترِ فروشنده اتمام حجت کنه؟

‫حین سکس کردن، یه چیزی وارد می‌کنه... ‫از کجا آورده بودش؟

‫خب، گمونم...

‫باشه، پس اینم می‌دونی؟ ‫یه داروی غیرمجاز؟ یه داروی سقط جنین؟

‫نمی‌دونم

‫اون رو توی نوشیدنیِ دختره می‌ریزه. ‫برای این که جنین رو سقط کنه.

‫جواب نمیده، فلان و بهمان

بعدش حین سکس دارو رو ‫وارد بدن دختره می‌کنه

‫پس، از رضایتِ دختره برای سکس ‫استفاده می‌کنه تا...

‫در ضمن، این تجاوز نیست؟ ‫به تجاوز متهمش نکردن...

‫نه

‫ولی مطمئنم توی فهرستِ اتهامات بود، ‫مگه نه، اگه اعتراف به گناهکاری نمی‌کرد؟

‫- مطمئن نیستم ‫- مطمئن نیستی؟

‫- نه ‫- که به تجاوز متهمش کردن یا نه؟

‫نه

‫چرا ازش دفاع می‌کنی؟

‫- اون دوستمه ‫- اون دوستته یا دوستت بود؟

‫اون حق دوستی داره یا نه؟

‫- نمی‌دونم حقش رو داره یا نه ‫- توی دانشگاه می‌شناختمش

‫حس می‌کنه حق داره این دختره رو حامله کنه، ‫بره سراغ نامزد جدیدش،

‫بچه‌ی دختر اولیه رو بکشه و تو رو وادار کنه ‫بیای به من التماس کنی بهش کار بدم

‫این حقیقت که اشتباه کرده چه تأثیری ‫روی ظرفیتش برای انجام کار میذاره؟

‫اون اشتباه نکرده،

‫مرتکب یه جنایتِ جنسی وحشتناک شده

‫تو اسمش رو چی میذاری؟ ‫اون مرتکب قتل شده، مرتکب تجاوز شده.

‫این چیزی نبود که بهش محکوم شده بود...

‫نه، می‌تونیم این اسم رو ‫روش بذاریم. من می‌تونم

‫اتهامات علیهش رو محفوظ نگه داشتن، مگه نه؟

‫به نظرم این منصفانه نیست

‫- چرا نه؟ ‫- چون اون دِینش رو به جامعه ادا کرده

‫نه. می‌تونی همین الان بس کنی، چون، ‫اولاً من نمی‌دونم این که میگی یعنی چی

‫خودتم نمی‌دونی یعنی چی

‫اون کلاً پنج...

‫- چهار و نیم ‫- ...سال رفت زندان؟

‫اون ادای دِین نبود، ‫تحمل مجازات بود.

‫ثانیاً، من نمی‌دونم جامعه دقیقاً کیه،

‫ولی می‌دونم هرکی که هست، ‫اون دخترِ فروشنده نیست،

‫که از زندانی شدنش هیچی نصیبش نشد

‫ولی خب شاید دلش خنک شد

‫امیدوارم همینطور بوده باشه

‫- خب، من یه سؤال ازت می‌پرسم ‫- خیلی خب

‫سرنوشتش قراره چی بشه؟

‫نمی‌دونم

‫«چرا باید برام مهم باشه؟»

‫نه، برام مهمه. امیدوارم ‫بدجوری عذاب بکشه

‫- و می‌دونم که نمی‌کشه ‫- چطور می‌تونی بدونی؟

‫چون مثل تمام جنایتکارها، بویی از شرم نبرده

‫خب، شاید توی زندان عوض شده

‫شک ندارم که عوض شده ‫و می‌دونم که بهتر نشده

‫از کجا می‌دونی؟

‫چون غرورش رو داشته که از تو بخواد ‫از من بخوای بهش کار بدم

‫پس دلسوزی چی میشه؟

‫دلت برای من می‌سوزه که ازم می‌خوای ‫این مرد رو استخدام کنم؟

‫این یه درخواستِ مشروعه

‫- پس دلت برای اون می‌سزه؟ ‫- خب، اون دوستمه

‫- اون دوستِ دیگه‌ای هم داشت؟ ‫- آره

‫- و همه‌شون... ‫- ولش کردن؟

‫فکر کنم بتونیم بگیم «ازش رو برگردوندن»

‫ولی من میگم «ولش کردن»

‫از اونا هم کمک خواست؟

‫- از کجا باید بدونم؟ ‫- شما باهم صمیمی بودید

‫- ما عضو یه گروه بودیم ‫- توی دانشگاه

‫- آره ‫- اون یه مدت پیش بود

‫- آره ‫- و از اون موقع خبری ازش داشتی؟

‫- از زندان برام نامه می‌نوشت ‫- قبل از زندانی شدنش خبری ازش نبود؟

‫نه

‫پس باید فرض کنیم ‫برای خیلی‌ها نامه می‌نوشت، مگه نه؟

‫چرا؟

Henry Johnson subtitles in other languages

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left