نخستین 199 خط.
زود باش اسپایسر
گوشی رو بردار مرتیکهی مستِ پدرسگ
پیرِ پاتالِ دائمالخمر. از اون مبلِ فلانفلانشده بیا پایین پدرسگ
یالا اسپایسر. بچهها رو لازم دارم اینجا
یه خرده به مشکل خوردم اینجا
ای لعنت بهش
الو؟
الو؟
پشتِ سرِ کایتِ پیر دو تا موش افتادن
هان؟ هان؟ بزنیم به چاک
اوه
یالا. یالا. خب؟
تو
نوبتِ توئه. اول تو
آخ
کایت اصلاً نباید با کولئونی درمیافتاد
بدون کایت، کارِ این دار و دسته تمومه
من میگم آفتابی نشیم. اگه آفتابی نشیم، لهِمون میکنن
من میگم تلافی کنیم. دلو، نظرت چیه؟
هیچکس نمیتونه به کولئونی نزدیک بشه
پس نوچههاش رو خطخطی میکنیم
با اون کثافتی شروع میکنیم که کایت رو زد
تو چی میگی اسپایسر؟
پینکی، خوب دیدیش بچه؟
نه، نه، گوش کنین آقای کولئونی
بهتون که گفتم، اتفاقی بود
مسلح بود
آقای کولئونی؟ آقا
وقتی قمه میکشی پسر... بهتره آمادهی استفاده کردنش هم باشی
"جوانها این جزیرهی باستانی رو تسخیر کردن
"و فرماندهی کشوری رو به دست گرفتن که تا قبل از این همیشه جوانی
"در جایگاهِ خودش نگه داشته میشد
"ناگهان، شهر مالِ جوانها شد."
سلام آیدا
یه پورت و لیمو، بل. تو هم یه زمانی جوون بودی، ای فسیل
یه لحظه حق رای میخوان
لحظهی بعد، این احمقهای بیخاصیت دارن سواحل جنوبی رو به گند میکشن
آره. من میگم باید دوباره ترکه رو برگردونن. باید اونقدر بزنیشون تا آدم بشن
باید حواست باشه
اول هستینگز، بعد مارگیت. نفر بعدی هم برایتونِ لعنتیه
اوه. یه لحظه بهمون اجازه بده عزیزم
حتماً آیدا
افتخارِ رقص میدی دختر؟
سلام فرد
همون همیشگی؟
آره. آره، فقط سریع
پورت و لیمو
خودت نمیخوری؟
من دیگه بسّمه. نمیخوام خوابم بگیره
این دفعه دیگه چیه فرد؟
اوه، من
تو دردسر افتادم آیدا، خودت که میدونی
چقدر؟ نه اینجا، باشه؟
ندارمش فرد
ناهار میخوری؟
سرِ چی بود؟ سگدوانی یا اسبدوانی؟
پیچیدهست. اوه
یعنی اینقدر اوضاع خرابه؟
بیا یه چیزی بخوریم آیدا، لطفاً. به یادِ قدیما
حالت خوب به نظر نمیرسه. فرد، مریضی چیزی که نیستی؟
بیا ناهار آیدا، لطفاً. من... نیاز دارم یکی پیشم باشه
چرا همینجا یه چیزی نمیخوری؟
میتونی یه ساندویچ کالباس براش درست کنی، مگه نه؟
میتونم براش ساندویچ کالباس درست کنم. نه، ممنون
بهتره دیگه برم
در هر صورت ممنون
هی! آهای
آماده؟ یک، دو، سه
سیگار میخوای؟ من سیگاری نیستم
پس گمشو
یه دونه از اون آبنباتها بهم بده
سیگار؟ نه ممنون
فقط برای امروز اومدی، آره؟ من توی وقت استراحتم از "اسنوز" اومدم بیرون
چه خوب
میخوای کل روز رو تنها بشینی؟
تا چند دقیقهی دیگه باید برگردم
پایهای یه قدمی بزنیم؟
میتونیم بریم لب ساحل. برات بستنی میخرم
نه، نمیتونم برای برگشتن از ناهار دیر کنم
راستی، من فرد هستم
رز
نوشیدنی میخوری رز؟ خیلی لطف داری ولی بهتره برگردم
عیبی نداره، تا اونجا باهات میام. "اسنوز" رو میشناسم
اینم از این، فرد
این دوست جدیدمه، رز
از آشناییت خوشوقتم رز. کجا داریم میریم فرد؟
داریم میریم یه چیزی بخوریم. من باید برگردم
یه جای خوب میشناسم. بستنی مخصوص داره؟ اونا که عاشقشی
اصلاً امکان نداره... بهترین بستنیها رو داره
ولش کن. رز "بنانا اسپلیت" بیشتر دوست داره. مگه نه؟
بیا بریم فرد
گفتم بیا بریم. بگین سیب
بفرما. عالی شد
عکستون توسط "پوم پوم" گرفته شد
بفرما عزیزم. هر کار میکنی، این رسید رو گم نکن
بدون رسید، عکسی در کار نیست. باشه؟ عکاسی "پوم پوم" همونجاست
آه
ما قرار بود فقط خطخطیش کنیم
فقط در حدی که کولئونی بفهمه ما هنوز تموم نشدیم
اون دیگه میدونه
تو فقط یه پادویی، پینکی. بدون اجازهی ما هیچ غلطی نمیکنی
اگه قصدمون کشتنش بود، خودمون این کار رو میکردیم
اسپایسر. اون دختره توی "اسنوز" قیافهت رو خوب دید؟
از خوب هم اونورتر. یه عکسِ لعنتی هم گرفت
این تقصیرِ بچه نیست. پس تقصیر کیه؟
اگه شریکِ جرمِ یه قتل نبودیم، یه عکسِ مزخرفِ لب ساحل اصلاً اهمیتی نداشت
یا مسیحِ قادرِ متعال. ممکنه به خاطر این بالای دار بریم
بهتره اون عکس رو به دست بیاریم
آفرین دلو. ...قبل از اینکه کسِ دیگهای بهش برسه
عالیه
پینکی، تو اون عکس رو کش میری، مگه نه پسر؟
چرا من؟ تو جیببری، مگه نه؟
خنگ بازی درنیار. رسید پیشِ من نیست. "بدون رسید، عکسی در کار نیست."
خب برو رسید رو قاپ بزن پسر
میتونم کمکتون کنم آقا؟ میخوام سفارش بدم
برای ناهار دیر کردین، متاسفم. یه فنجون چای میخوام
میشه پشت یکی از میزهایی که برای چای آماده شدن بشینین؟
این میز برام مناسبه
بله، هست
بغلِ دریه که به محضِ تموم شدنِ کارتون، ازش خارج میشین
و یه ظرف بیسکویت
رز؟ اومدم خانم آرنولد
ببخشید که منتظر موندین آقا
مشکلی نیست
خانم آرنولد همین الان برام سخنرانی کرد
برام مهم نبود اگه تقصیر خودم بود، ولی نبود. برای برگشتن از ناهار دیر کردم
یه مردی روی... اوه
یه مردی روی اسکله... ببخشید
وقتی عصبی میشم، زیاد حرف میزنم
رفته بودی پیادهروی؟
ببخشید؟ تو و دوستپسرت؟
نه، تا حالا تو عمرم ندیده بودمش
توی وقت ناهارم بودم که یکی از دوستاش پیداش شد و اونم یهو در رفت
آخه چرا یکی باید این کار رو بکنه؟
بعضی از مردا بلد نیستن چطور با یه دختر رفتار کنن
تو هم مثل منی؛ قدیمیپسندی
واقعاً؟
من و تو یه جورایی وجه اشتراک داریم
تو همون دختری هستی که من خوشم میاد
دختری رو دوست دارم که صمیمی باشه
بعضیاشون، آدم رو دلسرد میکنن
من رو دلسرد میکنن
تو حساسی. موضوع اینه
مثل من
من و تو باید یه شب بریم بیرون
بریم سینما
اسمت چیه؟ رز
رز
من پینکی هستم. از آشناییت خوشوقتم
ولی چایتون
داشتیم حرف میزدیم و من راس ساعت ۴:۳۰ یه قرار داشتم
ببخشید، باید جلوم رو میگرفتین. اشکالی نداره
خوشم اومد
در هر صورت، هنوز ده دقیقه مونده. چه ساعتی کارت تموم میشه؟
به جز یکشنبهها، تا ساعت شش و نیم نمیبندیم
امشب چطوره؟ یک ربع به هشت
اوه
مگه اینکه برنامهی دیگهای داشته باشی. اوه، نه
پس شد امشب
توی "پاویلیون گاردنز"
من و تو وجه اشتراکهایی داریم
رز
پینکی
ممنون پینکی. بزنش به دیوارت و دعا کن
تو کاتولیکی، مگه نه؟
اوه، این
بهت گفتم که وجه اشتراک داریم
منم کاتولیکم
قدیما توی گروه کر بودم
مراسم عشای ربانی میری؟
ولی باور که داری؟ البته که دارم
این تنها چیزیه که با عقل جور درمیاد
این آتئیستها همهشون در اشتباهن
معلومه که جهنم وجود داره
شعلهها، عذابِ ابدی
و شکنجهها
و بهشت هم هست، پینکی
بهشت؟
شاید
میخوای برقصیم؟
بله پینکی
پس بیا
تا حالا عاشق شدی؟
اوه، بله
آره، معلومه که اینو میگی
تو خامی. نمیدونی مردم چه کارایی میکنن
میتونی به این کارت ادامه بدی
اگه دوست داری
لوس نشو
کار اشتباهی کردم پینکی؟
بیا بریم
خودشه. کی؟
همون مرده توی اسکله. همونی که بهت گفتم
مطمئنی؟ شاید فقط شبیهشه
خودِ خودشه پینکی
من هیچوقت قیافهها رو فراموش نمیکنم
"پلیس... از... شاهدان... درخواست کمک کرد."
یه لحظه همینجا روی اسکله نشسته بودیم، دقیقاً همینجا
و حالا
No comments yet. Be the first to leave one.