نخستین 200 خط.
ارائهشده توسط مدرس و پژوهشگر زبان و ادبیات انگلیسی
مشکلی در پروندهت نیست، دِنیس
یحتمل ترخیص میشی - امیدوارم، آقای اَزِنار -
حتما اطلاع دارید بنده افسر رابط اطلاعاتی شما هستم
هر هفته با این شماره تلفن به من گزارش میدید، مفهوم شد؟
بله، قربان
منو دوست خودت بدون تا راحتتر با هم کنار بیایم، دِنیس
تمام تلاشم رو میکنم، آقای اَزِنار
روانشناسان معتقدن از ذکاوت بالایی برخوردارید
کافیه بهترین عملکردتون رو داشته باشید
متوجه شدید برای کارورزیتون به کجا اعزام میشید؟
بله، خیلی صریح قید شده، قربان
شرکت خدمات چوببری لُوِل
چیزی راجع به بنده میدونند؟
حقیقت رو، دِنیس
خبر دارند که در جوانی با مشکلاتی روبرو شدید
مدتی تحت مراقبت بودید و اکنون شرایط مساعدی دارید. تمام
اینجا که زندان نیست
هیچ کس قرار نیست مثل زندانی با شما برخورد کنه، متوجهید؟
بسیار هم عالی، قربان
همه چیز به رفتار خودت برمیگرده، دِنیس
رفتار شماست که تعیینکنندهست
موفق باشید
سؤالی ندارید؟ - خیر، قربان -
…گرچه
…لازمه به عرضتون برسونم، آقای اَزِنار
کار در کارگاه چوببری با قابلیتهای بنده کمی در تناقضه
جدی میفرمایید؟ - بله، قربان -
بنده در خفی به مطالعه ترابرش میانسیارهای پرداخته بودم
به امید اینکه روزی برای اولین عملیات پرتاب موشک به زهره انتخاب بشم
ادامه نده، دِنیس
مزاح بود، قربان
قوه مخیله شما میتونه کار دستتون بده نبایستی بهش دامن بزنید
بله، قربان. برم که از اتوبوس کارگاه چوببری جا نمونم
بیخبرتون نمیزارم - دِنیس؟ -
بهم اعتماد کن، دِنیس
پا به دنیایی واقعی میذارید که با شما سر جنگ داره
مجال خیالپردازی نخواهید داشت
حرکت رو به جلو
یک دو، یک دو
"سَم زیبا"
"تعمیرگاه خودروی بِرانسون"
بیا پیشولی
صبح به خیر، آقای بِرانسون
چطوری، دِنیس؟
خانم بِرانسون؟
سلام، خانم بی - صبح به خیر، دِنیس -
میشه یه لطفی کنید و اینو واسه چاپ بفرستید؟
بله، حتما - ممنون -
…راستی
اگه ممکنه از من اسمی نبرید
چرا؟ - ممنون، خانم بِرانسون -
دِنیس، نمیخوای صبحونه بخوری؟ - نیازی نیست. یه کم بیسکوییت انرژیزا خوردم -
میبینمتون
"کارخانه تأسیسات شیمیایی ساسِنفِلد" "وینزلو، ماساچوسِتس"
توجه: 50 دلار پاداش جهت گزارش منتهی به" …دستگیری و محکومیت افرادی که
عامدانه اقدام به آسیب یا "تخریب اموال شرکت کنند
دیرت نشه، پیت
بله. بله، قربان
چشم، قربان
پیت، چی شده؟ - بله؟ بنده بیخبرم، قربان -
یه مرتبه زد به سرش - یه مرتبه؟ -
ظاهر قضیه که اینطوره، قربان
…از بنده که انتظار ندارید چیزی دیده باشم
من که حواسم به ذرهبینم بوده
منو ببینید، آقای مانش نکنه به من اطمینان ندارید؟
چرا، پیت، بهت اطمینان دارم
فقط ای کاش میتونستم …عدم اطمینانم رو ثابت کنم. من
…من
"کردار شهوانی"
ترکیب گیراییه
تا حالا نشنیده بودم
…اینجا نوشته که "پلیس ایالتی یک مرد 43 ساله
…و یک زن 39 ساله را
"به علت کردار شهوانی دستگیر کرد
یعنی که وسط عشق و حال بودن
جون! بده ببینم
فالرُد! تعجبی نداره
چطور؟
نکنه تازهواردی جَوون؟
تقریبا
…فالرُد؟ توی مسیر جنگله
یه راهباریکه هست که بری پایین میرسی به چندتا درخت توس
"تهش ختم میشه به "کوی لبگیری
عجب، پس یه جای معروفه در این نزدیکیا که مخصوص ملاقات عاشقانهست
آره - یه مکان سری؟ -
مکان چی؟
یکی از پلیسا تازهکار بوده
خودتون رو بذارید جای یه پلیس 25 ساله که میخواد یه مرد 43 ساله رو دستگیر کنه
اونم واسه کاری که حاضره دست راستش رو پیشکش بده
آره
…شرط میبندم قبل از خفت کردنشون
یه چشم سیر دید زدن
سلام
کسی 25 سنتی خُرد داره؟ - البته -
…میگم
کلاساتون رو که نپیچوندین؟
با این وضع نمرهدهی دانشگاهها مگه عقلم رو از دست دادم؟
مرسی
صحبتی نکنید. طبیعی رفتار کنید. تحت نظر هستیم
قرارمون امشب، این محموله رو بیارید
تماشاخانه خیابان اِسپرینگ، هشت شب ردیف هفتم از بالکن، سمت چپ، گرفتید؟
تماستون رو بگیرید و به بنده توجه نکنید
چی شد؟
بسیار کارساز واقع شدید
ممنون. شب خوش
مگه نگفتم شب خوش؟
دنبال دردسری بچهجون؟
این کارا چه معنی میده؟
شما کی هستید؟ - اسمم دِنیس پیت هست -
گرچه فراتر از حدتون سؤال پرسیدید
چی توی اون شیشه بود؟
تِترا اَسِتیک دِئوکسی ریبونوکُلُئیک پِرکُلُرات، راضی شدید؟
باشه، قبوله
قبول دارم باید شما رو بیشتر در جریان میذاشتم
کار درستی نکردم. بر خلاف هر کتاب قانونی که وجود داره بود
اما مجبور شدم از شما استفاده کنم تنها چاره کار همین بود
چاره کدوم کار؟
…حالا که پای شما هم گیره
وای خدا، باورش سخته اما انگار داره جواب میده
چی جواب میده؟
اینجا نمیشه صحبت کرد، ماشینتون رو بیارید
برید
باشه
نام و نام خانوادگیتون؟ - سو اَن اِستِپِنِک -
روسی هستید؟ - لهستانی -
نمیخواید یادداشتش کنید؟
تقویت حافظه بخشی از برنامه آموزشی ماست بسیارخب سو اَن، کجا زندگی میکنی؟
خیابان فِرِشاِر، پلاک 14
سن؟ - هجده -
دانشجو هستید؟ - بله -
ناامیدم کردی، سو اَن
در حال تمرین با گروه به خصوصی از دانشآموزان دبیرستانی ملیگرا دیده شدید
…اونو میگید - پس هر دو همنظریم که بیتجربگی کردید -
با این حال، رفتارتون حسن اعتماد و صداقت شما رو هم رسوند
راستش، من سالآخری دبیرستان چابهای هستم دارم میرم توی 18 سال
حالا شد، حقیقت از هر چیزی باارزشتره
چرا به من دروغ گفتی؟ - …خب، راستش -
نمیخواستم کمسن به نظر بیام
…نادونی کردید. اگه روزنامهخون بودید
متوجه میشدید از کمسنتر از شما هم استفاده کردیم
شغل پدرتون چیه؟
فوت شده
در کره به قتل رسیده
تحملش سخته، متأسفم
زندگیه دیگه - اشتباه نکن، سو اَن، مرگه -
هرگز نباید این دو رو در حیطه کاری بنده اشتباه گرفت
حالا از مادرت برام بگو
بله، خب، اون تایپیسته یه مؤسسه حقوقیه
ولی خیلی رو مخه، دِنیس
خوبه
بله؟
جوری که منو خطاب کردی طبیعی به نظر میرسید
ظاهرا با هم تفاهم داریم - جدی؟ -
داشتی از مشکلت با مادرت میگفتی - …آره، خب -
هیچ وقت اجازه نمیده پامو بیرون بذارم - که اینطور -
احمقانهست، مگه نه؟ - خیر، اتفاقا در کِیسهای "ب.ح" متداوله -
"بهکارگیری حداقلها" ما روشهای خودمون رو واسه دور زدنش داریم
…جدی میگید؟ یعنی میشه
بماند
فرعی بعدی، بپیچ راست
"فالرُد، حریم خصوصی، عبور ممنوع"
اونجا بزن کنار و چراغ جلو رو خاموش کن
اینجا واسه بحثمون یه جوریه
چرا؟ - "چون پیش بروبچ معروفه به "کوی لبگیری -
بله، میدونم
به همین علت اینجا رو انتخاب کردم. سرپوش معرکهایه
مثل شغل سادهای که در کارخونه ساسِنفِلد دارم که بر مأموریت اصلیم در اینجا سرپوش میذاره
کدوم مأموریت؟
شرمنده، سری هست
دِنیس، یه چیزی هست که باید راجع به مامانم بهت بگم
حدس میزنم با یکی ریخته رو هم
مَرده؟
پس چی، دگرباش که نیست
ولی، گمونم طرف اخلالگر باشه
فکر کنم زیاد تلویزیون میبینی، سو اَن
ببینم، نمیشه با اون روشی که گفتی ته و توش رو در بیاری؟
باشه
فردا شب اگه پیداش شد، ته و توش رو در میاریم
مطمئن باش پیداش میشه
خوشحال شدم دیدمت، دِنیس
مراقب باش بروز احساسات در چنین مواقعی کار دستت نده
در چه مواقعی؟
راستی، هنوز بهم نگفتی اینجا چه کار میکنی
…فقط میتونم بهت گوشزد کنم
…که یک گروه منحصر و ناشناس
…قصد داره یک ماده مهلک رو
وارد کل سازگان آبرسانی شمال شرق کنه
…اونا کارخونهٔ
تأسیسات شیمیایی ساسِنفِلد رو به عنوان نقطه ارتشاح انتخاب کردند
…اگه اونا
یکی داره میاد، وانمود کن عاشق و معشوقیم
…وایسا! دِنیس، دنده رو
خبری نیست، میتونی بیای بالا
هر وقت دیدی کسی اومد از این ترفند قدیمی استفاده کن
اون که آره - نه، دارم جدی میگم -
یه مأمور به لطف همین کار از چنگال مرگ فرار کرد
خب دیگه، من باید برم
بله، منم همینطور
ممکنه ما رو دیده باشن
No comments yet. Be the first to leave one.