نخستین 200 خط.
!هي
چقدر ديگه مونده؟
الان چقدر ديگه مونده؟
ده مايل ديگه
تاي ديگه 15
ايستگاه قطار
روستا همينجاست دکتر هم همينطور
هي
هي
دکتر
به ما گفتن دکتر اينجاست
اينجا هنوز دکتري نرسيده
فقط من اينجام
الان دورزه
قرار بود اينجا يه ايستگاه قطار باشه
يه بارانداز
اسباب اثاثيه قراره فردا به اينجا برسه
اون حالش خوبه؟
تکون نميخوره
تکون نميخوره
!خيلي خب کت
ترجمه نشده -
خدايا
ترجمه نشده -
ترجمه نشده -
صداي نفس کشيدن
آره از سايه
دره مرگ عبور ميکنم
و از شيطان نميترسم
بخاطر اينکه تو با مني
چون عصا و فرشتگان تو با من هستند
اونها منو آروم ميکنند
اون رفته پيتر جيکوب ما رفته
مطمنا مهرباني و رحمت تو نصيب من خواهد شد
در همه روزهاي زندگي من
و من در خانه خداوندساکن خواهم شد
براي هميشه
آمين
او را رها نکن
او تو راخواهد داشت
اور را دوست بدار و نگهبانش باش
با من ازدواج کن کت
اورا با تمام قلب با تمام روح
و قدرت دوست داشته باش
عشق هيچ آلودگي در کنارش نخواهد بود
در آنجا عشق قانون را کامل خواهد کرد
درود و رحمت از آن تو خواهد بود
صداي عقاب
ترجمه نشده -
!هي
!هي
شما دوتا بيايد پايين الان
از اونجا بيايد پايين
زود باش
!زود باش برو
شما امشب اينجا اردو ميزنيد
فردا صبح به طرف ايستگاه ميريم
شماگرسنه ايد
بيايد با ما غذا بخوريد
بذار يه خورده بيشتر بهت بدم
دخترايي که اونجان به ما گفتن سرخ پوستها زنا و پسر بچه ها رو ميدزدن
دختر بچه ها رو توي جنگل گرگها رها ميکنن
تو خواهرت ميريد شمال؟
ما هم داريم ميريم اونجا
تا کاناداي جديد رو ببينيم
اين سفر ماه عسل ماست
تو واسه شوهر بودن پيري
من به تازگي زنم رو از دست دادم
ربکا زن جديد منه
!زندگي جديد من
مادرتون باهاتون نيست؟
يا پدرتون؟
مادرمون تو چهارده سالگي مرد
ما داريم ميريم ايستگاه قطار
راننده پول گرفته که ما رو ببره اونجا
وبه مردي به اسم سلاتر تحويل بده
ما فاحشه ميشيم خانم
!اوه
کت
شايد دکتر
هم نميتونست نجاتش بده
از کجا گيرشون آوردي؟
مال پدر و مادرم هستن
دنبال يه واعظ بودم از وقتي رودخانه سرخ رو ترک کردم
خيلي دلم ميخواست با تو ازدواج کنم
همه راه ها به جنوبه
جيکوب پيتر به دنيا اومد
بيشتر از سي مايل مونده
ما تقريبا اونجاييم
سرزمين ما
!جرمي
ما بچه هاي بيشتري به دنيا مياريم
ما همين الان اينکارو ميکنيم چون ماه عسلمونه
چرا اونا بهت زل زدن؟
شايد بهشون بگم
که من سند اثبات توانايي خانم ها هستم
خنده
!شايد بهشون گفتم
انجمن دانشمندان نجيب زاده
اعضايي واسه ثابت کردن اين حقيقت داره
ولي اونا تشخيصشون نميدن
اثبات توانايي خانم ها خيلي سخته
مردي که اين بچه ها رو خريده هيچ وجداني نداره
آره
خيال دارم با راننده حرف بزنم
اون (راننده) تو اين قضيه دست نداره توماس؟
ما بايد يه کاري بکنيم
من يه فکري دارم ربکا
خانم؟
!خواهرم بدنش درد گرفته
خيلي هم درد گرفته
ميشه بريد ببينيدش؟
آره
البته
تو خوبي؟
نه
نه؟
چند وقته اينطوري شدي؟
خيلي نيست
ترجمه نشده -
شيهه اسب
ترجمه نشده -
رسيديم ايستگاه قطار
به نظر ميرسه اون مرد(سلاتر)هنوز اينجا نرسيده
من بايد يه سايه پيدا کنم
آره.البته.حتما
اين يکي فلا خوشگله است
اين اسب سينه اش آسيب ديده
اوه... خب ظاهرا که همينطوره
اين يکي
و اون ماديان
شما يکيش رو بخريد و کار مزرعتون رو باهاش شروع کنيد
زنت با اسبا حرف ميزنه
چقدر؟
خب...تو بهم بگو
اون نيمه سالمه
واسه بعضياشون هيچي بهت نميدن
اين عين حقيقته
ما يه واگن پر از لوازم داريم که تو راهه
و منتظر دو تا پسريم که اجارشون کرديم تا با اين اسبا سواري کنن
ممکنه بهمون بگي از
اينجا تا مرز کانادا چقدر راهه؟
مرز نزديکه
چند تا تپه و بوته زار انبوه
و همينطور يه دشت باز هم هست
سرخ پوست ها بهش ميگن: کوتناي
زنم هم يکي از اونا بود
قبيله بلک فوت
زنان با شکوه
بهت ميگم چيه
من اون اسبا رو دزديدم
اونا رو آوردم اينجا تا 49 تايي بفروشم
!زرنگ بازي ديگه بسه
اگه ميخواشون پولشون رو بده قربان
خانم محترم
اون فاحشه ها اينجان
!تو يه بچه رو گذاشتي اين تو ربکا
اين روش خطرناکيه
اين قنداق تفنگه
خانم کمپل رو يادته؟
وقتي اون بچه رو بيرون کشيدم داشت خفه ميشد
يه عمل جراحي ميتونه اينو درست کنه
عمل سزارين هميشه باعث مرگ مادر ميشه
ولي اين روش باعث نجات هردوشون هم مادر هم بچه ميشه
نه
خيلي گرممه
!واي
اين بچه نزديک يه قبر به دنيا اومد
من مادر جنازه ها هستم
تو چشم بصيرت داري؟
تو ارواح رو ميبيني؟
بيا
نميتونم صداي گريه اش رو بشنوم.نميتونم
ولي اون اينجاست
اونو ميبيني؟
پدر ليست پرداخت رو فرستاده؟
اوه.نه.قربان.اين بار نه
دفعه قبلي هم نفرستاده بود
!يه جور پول رو بگير فرمانده
نه به دو روش
شنيدم شما تو شمال وبا گرفته بوديد قربان
ما دکترها رو اينجا آورديم اگه لازمشون داشته باشيد
واسه دکتر رفتن خيلي ديره
دخترا کجان؟من اونا رو ميبرم
به نظر ميرسه که اونا فرار کردن قربان
به خاطر همين دخترا بود که پول گرفتي
!!واي
!دو جنده
اونا کجان؟
اونا اموال من هستن و من اونا رو ميگيرم
تو بيا اينجا
بيا اينجا
!برو
تو واگن ها رو بگرديد
!زود باش لعنت خدا به شما
بقيتون کلاهتون رو برداريد
بذاريد صورتتون رو ببينم
اونا رو ببين
گوجه ها
تو مردي هستي که ميخواي بري فاحشه خونه
No comments yet. Be the first to leave one.