نخستین 200 خط.
" به نظر مياد ، به نظر مياد " " شالت خيلي سکسي به نظر مياد "
" به نظر مياد ، به نظر مياد " " صورتت سکسي به نظر مياد "
!وايسا
ممنونم ، خداحافظ
...پوجا
پوجا...؟
!راهول
کران...؟ تو کي اومدي؟ پوجا کجاست؟
پوجا ما رو گذاشت و رفت
!پوجا
قربان ، جنازه اينجا از پنکه آويزون شده بود
قربان قبل از پايين آوردن جسد و بعد ش عکس گرفتيم
سلام ، من کارآگاه خان هستم کران_
اين... شوهر پوجا. راهولِ شما؟_
من دوست اينم
دوستاي خوب اونهايي هستن که تو مشکلات کنار دوستشون مي مونن. درست مثل شما
اما يه مسئله ديگه هم هست ، اون هم اين که اغلب باعث و باني مشکلات همين دوستها هستن
خب ببينم آقاي راهول ، وقتي اين حادثه اتفاق افتاده کي اينجا بود؟
فقط من
خوابيده بودم و اون خودکشي کرده
جالبه! ما هنوز تحقيقاتمون ... رو شروع نکرديم
اونوقت شما مي گيد که خودکشي بوده؟
منظور شما چيه؟ منظورم من اينه که شما فقط مي تونيد حدس بزنيد_
آقاي راهول ، ديگه کي تو اين خونه زندگي مي کنه؟
به جز من ، خدمتکارم الکس هم هست اون کجاست؟_
رفته روستاي خودش
پليس اومده توي خونه؟ چي شده؟ خانومت خود کشي کرده_
چي؟
خانوم! خانوم شما چيکاکر کرديد؟
حداقل به اين فکر مي کرديد که بعد از شما اربابم ميخواد چيکار کنه
...الکس ارباب ، اين چه اتفاقيه که افتاده؟ چي شده_
خب پس الکس اينه
واقعاً خدمتکاري که قلباً به شما وفاداره
عجيب نيست که به موقع از روستاش برگشته
آقاي راهول هر چيزي به جز جون آدما ارزش داره
به محض اينکه طرف ميميره ديگه جسدش به هيچ دردي نميخوره
ملک و املاک و ثروت و جواهرات همه رو ميذاره رو ميره
اما آدم وقتي زنده است همه ش دنبال همين چيزاست
قربان ما اين جواهرات رو از جسد خانوم پوا برداشتيم
قربان ، ايشون بايد اينجا رو امضاء کنن
جناب کارآگاه ، من کِي ميتونم جسد پوجا رو ببرم؟
کالبد شکافي تا ساعت 8 تموم ميشه ميتونيد ساعت ده ببريدش
راهول من فکر مي کنم که تو بايد پيش من بموني
اگر بخواهي اينجا بموني ، همش ياد پوجا ميفتي من تا آخر عمرم نميتونم از ياد پوجا بيرون بيام کران_
تو برو خونه ، ممنون مراقب خودت باش ، پسر_
" زندگيم رو زيباتر کن ، اي مولا "
" زيباييم رو ، زيباييم رو " " شکوفا کن ، مولاي من "
" زندگيم رو زيباتر کن ، مولاي من "
" ...براي اينکه بتونم جلوه ات رو ببينم "
" هزاران چشم بهم عطا کن ، مولاي من "
" زيباييم رو ، زيباييم رو " " شکوفا کن ، مولاي من "
" ...دنياي تو چشم خورده "
" چشم بد رو ، چشم بد رو ازش دور کن ، مولاي من "
" زيباييم رو ، زيباييم رو " " شکوفا کن ، مولاي من "
" زندگيم رو زيباتر کن ، مولاي من "
خب عمرم ... حالا چيکار کنيم؟ راهول بايد يه چيزي بهت بگم_
تمام مدت زندگي وقت براي گفتن اين حرفا داري پوجا راهول من يه گذشته اي دارم_
خب منم يه آينده اي دارم راهول ، خواهش مي کنم_
من ميخوام همه چي رو در مورد ...زندگي گذشته ام بهت بگم ت
بتونم پام رو تو زندگيه جديدم بذارم
باشه ، بگو
راهول من يه گذشته اي دارم
که توش عاشق يه نفر شده بودم
عاشقش بودي يا هستي؟ راهول ، عاشقش بودم_
من ديکه باهاش هيچ رابطه اي ندارم پس بيخيال ، پوجا_
ببين پوجا من کاري به گذشته ي تو ندارم من آينده و حالت رو ميخوام
من اونقدر بهت عشق ميدم که که حتي خودت رو هم فراموش کني
نه فقط گذشته ات رو يه چيزي بهت بگم پوجا؟
تا امروز آبروي من تو دستاي خودم بود
اما از اين به بعد آبروي من تو دستاي توئه
چون آبروي هر خونه اي تو دستاي زنِ اون خونه است
ممنونم راهول ، حالا ديگه زندگيه من مال توئه
و من بهت قول مدم که هيچ وقت بهانه اي دستت نميدوم که بخواهي ازم شکايت کني
ميدونم عاشقتم_
صبح به خير عزيز دلم صبح به خير_
ساعت هفت شده؟ نه چهار ساعت هم از 7 گذشته_
ميدونم امروز چقدر کار دارم؟ نه عمرم امروز نبايد هيچکاري کني_
همه کارا رو من مي کنم؟ يعني چي؟_
چشمات رو ببند
راهول من ميدونستم اينجوري ميکني! ولم کن !ميخوام برم دوش بگيرم
عمرم ، منم باهات بيام؟ براي چي؟_
آخه تنها بري حوصله ات سر ميره؟ شيطون! برو اونور_
!گرفتمت
!چه بوي خوبي ميدي عمرم !خيلي سکسي شدي
راهوا تو فقط به چيز فکر مي کني خب اون يه چيز هم بهترين چيزه_
ولم کن ، همش احساس گناه مي کنم
همه بهم گفتن بعد از عروسي بايد هر روز ساعت 7 ازخواب بيداربشم
دوش بگير و بعد از اينکه چايي رو گذاشتم ، شوهرم رو از خواببيدار کنم
وقتي اون داره دوش ميگيره ، من ... بايد صبحونه رو اماده کنم و
اما عمرم ، صبحونه آماده است چي؟_
واقعاً؟
!بيا
!اينم از صبحونه
راهول! کي اينا رو درست کرده؟ من_
تو؟ با همين دستام_
چي؟ چرا انقدر شوکه شدب؟_
اگر يه زن مي تونه تو آشپزخونه کار کنه پس چرا شوهرا نتونن؟
اول بخور ، بعداً تشکر کن
چي شد عمرم؟ با خرودنِ دست پختم خيلي احساساتي شدي؟
خوبه؟ خيلي خوبه راهول_
واقعاً؟ پس بازم بخور
نه ديگه ، نمي تونم خوشحالي بيشتر از اين رو تحمل کنمراهول
يعني انقدر خوبه؟ پس تو بذار دهنم
راهول ، بيا از اين بخور
خيلي تنده ، نه؟
چرا بهم نگفتي؟ خب راهول با اين همه عشق درستش کردي_
اگر بهت مي گفتم ناراحت نميشدي؟
تو عمر مني عاشقتم_
اين هم کيف پولت ، دسته کليدت و کيف دستيت
يه چيزي رو يادم رفته ، يه چيزي رو يادم رفته همه چي رو که بهت دادم. چيو يادت رفته؟_
اگر يادم بود که فراموش نمي کردم
!آهان يادم اومد ، مهمترين کارم
!اي شيطون ... ول کن ، برو ديگه
عجب زندگي يي برام درست کردي، عمرم
قبلاً دلم نميخواست از اداره بيام خونه
اما الان دلم نميخواد از خونه برم اداره
من چم شده؟ ميشه امروز مرخصي بگيرم؟
نه لطفاً !لطفاً لطفاً_
!نه نه نه ، لطفاً راه بيفت برو برو
!خدا حافظ عمرم
!تولدت مبارک عمرم
!تولدت مبارک !تولدت مبارک
راهول اينجا چه خبره؟ تولدت مبارک ، عمرم_
راهول اين ماشين مال کيه؟ مال زن همسايه اس_
!راستش رو به من بگو عمر من ، امروز تولد توئه_
!اين مال توئه !واااي_
!مرسي راهول !عاشقتم راهول
" کورتي يه تو سکسي به نظر مياد ، کورتي تو سکسي " -=کورتي: نوعي پيراهن زنانه=-
" شالت سکسي به نظر مياد ، شالت سکسي "
" حالا چي ميگي عزيز دلم؟ "
" صورتت سکسي به نظر مياد ، صورتت سکسي "
" لبخندت سکسي به نظر مياد ، لبخندت سکسي "
" ...سکسي ، سکسي "
" تو چشمام مملو از رؤياست " " اين رؤياها هم مملو از عشقمه "
" دلم ميخواد با عشقم زندگي کنم "
" بدنم تشنه ي توئه " " ضربان قلبم تشنه ي توئه و عشق تو زيور منه "
" عشق من فقط مال توست "
" تو زندگي يه مني ، تو داستان مني " " فقط مي خواستم همينو بهت بگم "
" به نظر مياد به نظر مياد " " چشمات سکسي به نظر مياد، چشمات سکسي "
" حرفات سکسي به نظر مياد ، حرفات سکسي "
" رختخوابي از رؤياها رو برات زينت دادم "
" خودم رو براي تو خوشکل کردم "
" چجوري بهت بگم ف چجوري بهت بفهمونم " " که نمي تونم بدون تو زندگي کنم؟ "
" تو نفس مني " " تو زندگي يه مني "
" هميشه دنبال تو بودم ، هميشه تو رو از خدا خواستم " " به خاطر تو از همه چي گذشتم "
" به نظر مياد ، به نظر مياد " " ، راه رفتنت سکسيراه رفتنت سکسي به نظر مياد "
" کورتي تو سکسي به نظر مياد ، کورتيه تو سکسي "
" شالت سکسي به نظر مياد ، شالت سکسي "
" چشمات سکسي به نظر مياد، چشمات سکسي "
عمر من ، اين همه وقتِ که دارم بهت !رانندگي ياد ميدم ، صاف رانندگي کن
خب با صبر بهم ياد بده ، منم کم کم ياد مي گيرم
!خب بابا ، رانندگي کن
راهول مي بيني چجوري رانندگي مي کنم؟
...خانوم راهول دکتر حال شوهرم...؟_
متأسفم ، اما شبکيه هر دو تا چشم همسرتون به شدت آسيب ديده
ميترسم که نکنه تا آخر عمرش نابينا بمونه
!واقعاً متأسفم راهول ...همه اين اتفاقات تقصير من بود
نه عمرم ، تو هيچ اشتباهي مرتکب نشدي
سرنوشت من اين بوده
حالا ديگه از دريچه چشماي تو همه جا رو مي بينم
چون ديگه اين چشما مال تو نيست مال منه
بهم قول بده که ... هيچ وقت نميذاري اين چشمها اشک آلود بشه
قول ميدم بهت راهول ، عاشقتم خيلي عاشقتم راهول
...من اونجا رو چک کردم برو تو ، من به سي ام اُ ، خبر ميدم _
اصلاً سر در نميارم ، چرا اين اتفاق افتاده؟ اينها هيچي نميدونن ، اون موقع ما اونجا بوديم_
اما ما که حسابي روي کارمون تمرکز کرده بوديم
درسته پانديت جي اما حالا بايد چيکار کنيم؟ جناب کارآگاه اومد_
قربان ، قربان همه چي ريخته به هم قربان نميدونيم چجوري قربان_
قربان حتي دکترها هم نميدونن چرا اين اتفاقات افتاده
جناب کارآگاه ، اومديم جسد پوجا رو ببريم
يه دقيقه صبر کنيد
جناب کاراگاه من ميدونم که شما مشغول ...انجام وظيفه هستيد ، اما ما
راهول اون رفته
همين الان من رو ببر پيشش خودم ازش تقاضا مي کنم. زودباش
من سر در نميارم راهول نميدونم اين همه هياهويي که اينجاست مال چيه
اين کشوي شماره 13 قربان ، هموني که جسد پوجا توش بود
وقتي براي کالبد شکافي بازش کرديم جسدي توش نبود
چطور چنين چيزي ممکنه؟
کران چرا انقدر طولش دادن؟ چي شده؟
نميدونم راهول ، اما انگار دکتر داره باهاش حرف ميزنه
دکتر شما نمي دونيد که اين اتفاق چه پيامدي داره ...آبروي اداره پليس
!در خطره جناب کارآگاه ، حرفه ي ما هم در خطره_
راهول من يه جورايي نگرانم نگران؟ چه نگراني يي؟_
واقعاً که دکتر ، شماها خواب بوديد؟ پس يه دليل قانع کننده بياريد
جناب کاراگاه... چه اتفاقي افتاده؟ ...اون اون ... شما_
چي شده جناب کارآگاه ... چرا حرف نميزنيد؟ ...يه نفر جسد همسرتون رو_
قبل از انجام کالبدشکافي ، ربوده
شما چي داريد مي گيد؟ چطور چنين چيزي ممکنه؟ آروم باشيد آقاي راهول... آروم باشيد_
آروم باشه؟ جسدِ زنِ يه نفر گم شده اونوقت شما ازش ميخواهيد آروم باشه؟
پس اداره شما چيکار مي کنه؟ ...زنده ها به کنار
شما حتي نمي تونيد از مرده ها محافظت کنيد؟ مزخرفه ، همش مزخرفه
جناب کارآگاه من هميشه حس مي کردم که پوجا هيچوقت خودکشي نمي کنه
دليلي براي اينکار نداشته ما دو تا يه زندگي خوب و شادي رو داشتيم
حالا ديگه مطمئن شدم که خودکشي نبوده !بلکه قتل بوده
کاملاً حق با شماست آقاي راهول ...قاتل بعد از کشتنِ اون
سعي کرده وانمود کنه که خودکشي بوده ...حتماً ميدونسته که بعد از
انجام کالبد شکافي همه چي مشخص ميشه براي همين هم جسد رو دزديده
قاتل پوجا هر کسي که باشه خودم اونو به سزاي اعمالش مي رسونم
اصلاً نگران نباشيد آقاي راهول ، اين پرونده الان با آبروي اداره پليس مرتبطه
ما هم اون قاتل رو پيدا مي کنيم و هم جنازه ي پوجا رو
No comments yet. Be the first to leave one.