نخستین 200 خط.
،در آستانهی نوزدهمین انقلابمون
آقای ویلفورد بزرگ از دل سرما بیرون آمد
زمان رویارویی دو موتور فرا رسید
تِیل دیگر تِیل نبود، بلکه خطی مرزی بود
...دورهی مهارت بازیگردانی و ادارهی قطار
در پیِ انقلابهای مختل شده
و ریلهایی تازه بر روی قلمرویی جدید
خاوی، صدامو داری؟
خاوی؟ لعنتی
،اگه صدامو میشنوی از بیسیم پشتیبان استفاده کن
دارم میرم قسمت اتصالدهنده
امید تنها روزنهی ما
،«در جنگ قطار «بیگ آلیس به درازای 40 واگن
در برابر برفشکن، به درازای 994 واگن بود
:ترجمه و تنظیم مریم
برفشکن قادر به حرکت نیست
با مطالبات آقای ویلفورد موافقت میکنید
یا اتصال قطار رو قطع میکنیم و اینجا رها میشید دست و پا بزنید
به آقای ویلفورد بگو مردم برفشکن
هرگز تسلیم نمیشن - جنابعالی کی باشی؟ -
همونی هستم که الان از در پشتی واگنـش به زور اومدید تو
مطمئنم همه میتونیم با هم کنار بیاییم
آقای لیتون قصد بیاحترامی نداره
آره، وقتی راه افتادیم میتونیم در موردش حرف بزنیم
منطقی به نظر میاد، الکس
مطمئنم مادرت هم موافق ـه
حالا چطور شدنیه؟
هر چی تو لیسته برام بیارید
آبجو؟ - هویچ و خیار -
باید همهی اینا رو تهیه کنیم؟
قبلِ اینکه از سرمای زیاد نتونید حرکت کرد دوازده دقیقه وقت دارید
!هی، هی، هی
فقط چند قلم چیز ناچیز و بیارزشه
چارهای نداریم
خطوط سخت و فرعی قطار از کار افتادن
باشه، باید سریعتر اینا رو آماده کنیم
،از بخش آبجوسازی شش تا بطری آبجو «ریلمن» میخوایم
حله. راه رو باز کنید
از کتابخونه، یکی بره یه جلد
از کتاب «ربکا» نوشتهی دافنه دوموریه رو بیاره
روث، تو پیش من باش - باشه -
روچ، حواست به خط ارتباطی باشه - باشه -
بخش کشاورزی - !اینجام -
تیل، تو باهاش برو
یه مقدار هویچ، خیار
شش تا تخم مرغ و یه مرغ لازم داریم - مرغ؟ -
آره
خاوی، با مل ارتباط بر قرار کردی؟
قطار ایستاده - آره، فهمیدم -
با مل در ارتباط بودی؟ - دستم بستهاس، بن -
ویلفورد کنترل کامل
برفشکن رو به دست گرفته
.مل میدونه میدونه باید از بیسیم پشتیبان استفاده کنه
ملانی، ملانی، جواب بده، از موتور هستم
این بیرون روز زیباییه
آره، 118 درجه زیر صفره
بیا برگرد تو قطار
.من تو قسمت اتصالدهنده هستم بازوهها تو هم قفل شده
هی، مل، نمیتونی ارتباط رو قطع کنی
میدونم
برای فرار کردن سوخت زیادی مصرف کردیم
که خودمون به تنهایی نمیتونیم حرکت کنیم
حق با تو بود، بن. من رودست خوردم
،اگر خط بالایی رو منفجر کنم
حداقل میشه کنترل دستگاه هدایت قطار و سیستم حیاتی رو پس گرفت
خرج انفجاری داری، آره؟
آره، ولی فقط یکی دارم
هی، مل، دمای لباس محافظت چقدره؟
الاناست که دچار هیپوترمی بشی، مل
مل
منفی ده شده
.همه گوش به زنگ باشید دستاتون رو گرم نگه دارید
یه اتفاقی داره میافته
مشکل از پاهای قطاره، عزیزم
تا حالا قبلاً متوقف نشده بودیم
نه، گوش کن. یه صدایی میاد
!هی، یه ثانیه ساکت باشید
لعنتی، یکی بیرونه
به نظرت یکی از ماهاست؟ - یه حسی بهم میگه آره -
هر کاری که داره میکنه، کاش موثر باشه
منفی دوازده
به اونایی که رفتن دنبال لیست بگو عجله کنن
برو، دارم میام
زود باش، برو، برو، برو! راه رو باز کن
برید کنار
همین رو بردار. همینجاست
زود باشید، برید. یالا
دارم یخ میزنم
زود باش
راه رو باز کنید
برید کنار
وای خدای من
خیلی بدشانسی
چی انتظار داشتی؟
به 170 نفر مجروح رسیدگی کردیم
شرمنده، دیروز مورفین برفشکن تموم شد
چی؟
اگه آقای ویلفورد در وضعیت بدی باشن چی؟
درجه یک چینی، فقط تحویلش بده
به کسی که داره میاد، بیرونه
واقعاً هنوز زندهس
آره، آخرین آیتم لیست
یه بطری از اسکاچ مورد علاقهی آقای ویلفورده
این تازه اوّلشه، آندری
هر چیزی رو که براش جنگیدیم ازمون میگیره
بعداً در موردش حرف میزنیم
برید کنار
.ملانی، در آستانهی سرمازدگی هستی خودت علایمش رو میدونی
گیج میشی
مهارتهای حرکتیت رو از دست میدی
من خوبم
داره موفق میشه
یه بخش رو آزاد کرد
مل، موفق شدی
دیگه سوار قطار شو
هنوز کارم تموم نشده
مل
خدای من
چه بلایی سر این یارو اومده؟
ملانی، ملانی، جواب بده
وقتشه برگردی خونه
.هر چی تونستیم مهیا کردیم حالا حرکت کنیم
چی کم داره؟
مورفین نداریم، اما آسپرین داریم
همونطور که میدونن، خودمون درست میکنیم
ببین، دمای اینجا شده منفی بیست درجه
میشه راه بیفتیم؟ - منفی 22 ـه -
مطمئنم وقتی قطار راه افتاد میتونیم در موردش حرف بزنیم
آقای ویلفورد از مشارکت شما تشکر میکنن
...الکس، وایسا، الکس
!صبر کن
!نه
آره - !خودشه -
خب، به گمونم نشونهی خوبیه
روث، طرف پاشو گذاشته بیخ خِرمون
میفهمی؟
،اکثرمون تازه برای رسیدن به دموکراسی جنگیدیم
پس باید تصمیم بگیری طرفِ کی هستی
ملانی
ملانی، سوار قطار شدی؟
ملانی، سوار شو
ملانی، سوار شدی؟ جواب بده
!ملانی، سوار شو
یه چیزی اینجاست
فکر کنم داره برف میاد
قاطی کرده، مرد - ملانی، ببین چی میگم -
اونقدر سرده که دیگه برف نمیاد
سوار قطار شو
ملانی، با من بمون
ملانی
!ملانی
نه
...بن، اگه صدامو میشنوی - بله -
دارم سوار بیگ آلیس میشم
به منظور ضدعفونی لباس محافظ را در بیارید
خیلی خندهداره
کوین
مشتاق دیدار
هر چند تو تازهواردی
واسه این بود که ولمون کردی بمیریم
راه رو بلدم
این پایین چند تا تِیلی باقی مونده؟
فکر کنم نصفشون
،بعضیا همینجا موندن
اما بیشترشون بالای قطار اوتراق کردن
بعضیامون نمیخوایم از اینجا بریم
ببینید، حرفم اینه
تِیل دیگه تیل سابق نیست
،خط مرزی ـه، و مرز رو باید کنترل کنید
پس موضع اینجا رو تقویت کنید
تا اینجا رو نگه داریم
،هفت ساله سعی داشتیم از اینجا بزنیم بیرون
و حالا اینجا بالاخره یه ارزشی پیدا کرده
بریم به همه چی سامان بدیم
به نظرم باید یه راهبند دیگه اینجا بسازیم
.آره، فکر خوبیه این ناحیه رو باید مستحکم کنیم
،اگه آمادهس قطار رو متوقف کنه
باید فرض بگیریم برای حمله هم آمادگی داره
نظرم بر خلاف فرض شماست، آقای لیتون
،اگه خیلی زود با مسافران حرف نزنیم
قسم میخورم شایعات زنده زنده میخورنمون
خطوط ارتباطی وصل شدن - ممنونم، روث -
بلافاصله بعد از جلسهی انجمن
تو واگنشبانه با مسافران صحبت میکنم
اینجاست که باهات خداحافظی میکنم، ملانی
هی، ژوپیتر
هی، هی. آروم باش، دختر
تو رو یادشه
امیدوار بودم بخورتت
عالیه، قطارت سیستم کاهندهی نور داره
ازش خوشت میاد؟
هر چی از آلیس قدیمی خواستیم بر آورده کرده و حتی بیشتر
هر چند دقیقاً نقشهمون این نبود، نه؟
بیا جلوتر
زود باش
ببینم گذر زمان باهات چی کار کرده
کی اون بالا داره موتور منو هدایت میکنه
وقتی خودت بیرون مشغول خرد کردن هیزمی؟
بن؟
نام، درجه، شمارهی شناسایی
No comments yet. Be the first to leave one.