نخستین 200 خط.
ویلنیوس لیتوانی
زيرنويس از مهدي shine021
حالت خوبه؟
حس خوبی داری؟
برگرد.
لطفا چشمهات رو ببند.
و دم بگیر.
بازدم.
دم بگیر.
آقای 'کوزلوف'.
به لیتوانی خوش اومدید.
از دیدنت خوشحالم. پروازت چطور بود؟
خیلی خوب بود، آقای 'اشنابل'.
پرواز خوب بود. میتونیم آلمانی صحبت کنیم.
- عالیه. از ملاقاتت خوشحالم. بفرمایید. - ممنون.
اون 'دیمیتریج' هست.
منشی
ـمه.
البته. من 'اودو اشنابل' هستم.
خوش اومدید.
میل دارید...
نوشیدنی؟ من که خیلی دوست دارم.
الان میارم.
عالیه.
بله.
داستان جالبیه، درسته؟
آقای 'کوزلوف'، پرواز من داره میره. باید برم ژنو.
البته.
قرارداد خرید، همونطور که صحبت کردیم.
برای خونه و زمین.
بفرمایید. دو تا امضا.
این چی بود؟
گربه.
گربه؟
یه داستان خوب درباره گربه بلدم.
ولی شما باید برید فرودگاه، درسته؟
بله، متاسفانه.
بفرمایید.
ممنون.
خب، خوبه. همه چی حل شد.
ده درصد پیش پرداخت، درسته؟
بله. از طرف آقای 'یانکوسکاس'، ممنون.
سلامش رو از ریو رسوند.
عالیه.
نمیخواید بشمریدش؟
اوه، خواهش میکنم، آقای 'کوزلوف'.
مهمان؟
اینجا چیکار میکنید؟
آه، آقای 'یانکوسکاس'!
داشتیم کارمون رو تموم میکردیم. از ریو برگشتید؟
بگیریدش! بگیریدش! بدو!
اوه، لعنتی.
اوه، شت.
گندش بزنن.
لعنت بهش!
لعنتی. لعنتی.
کجا غیبت زده بودی؟
ببخشید؟
مجبور شدم با گوشیم از مراسم عروسی عکس بگیرم.
اوه، من...
ببخشید، یه چیزی رو توی تاکسی جا گذاشتم.
آماده شید، اینجا جلوی محضر یه عکس دسته جمعی می گیریم.
بچه ها، عکس دسته جمعی.
- عکاس الان اینجاست. - چی؟ الان؟
نه، هوا سرده.
زود باش دیگه. عجله کنین. الان دیگه اتوبوس عروسی راه میفته.
نه، قرارمون این نبود. زود باشین، عکس!
زود باشین، سوار شین. انگار داره برف میاد.
- این برنامه نبود. - عجیبه!
دیگه از این بهتر نمیشه.
همه سوار شین.
لعنتی.
میشه یه کمکی به من بدی؟ ممنون.
- حالا. زود باش. - دلم میخواد لمسش کنم.
می دونم، ولی عجله داریم. می دونی صندلیت کجاست؟
مراقب باش سوار میشی، باشه؟
- سلام، من ینس هستم. شما؟ - اوه، من...
بیاید دیگه، بریم سوار اتوبوس شیم. هوا سرده.
بابا، حالا می تونی بری.
خیلی خب!
فابیان و عروسی مرگبار
خانواده و مهمانان عزیز،
حدود 90 دقیقه تا ویلای خاله نیکولا راه داریم.
به محض رسیدن، اون عکس دسته جمعی رو می گیریم، باشه؟
خیلی مهمه.
بلژیک فیلیپ ژراند
بعد از اون، همه یه فرصت داریم تا یه کم سر و وضعمونو مرتب کنیم. باشه؟
از سفر لذت ببرید.
- سلام. چه خبر؟ - سلام.
میشه چند تا عکس بگیری؟ وگرنه خواهرم سکته می کنه.
فیلیپ ژراند، عکاس.
میلوا، عروس.
بذارید همه رو بهتون معرفی کنم.
بابا، مامان، این فیلیپه، عکاس ما.
- مادرت پشت خطه. - سه شنبه برمی گردم. صبر کن.
عکاس عروسی.
لبخند بزنید، لطفا!
فوق العاده است.
و این برادر مورد علاقه منه، لوکاس. فیزیکدان نجومی نوپا.
و پرستارش.
اول از همه، من فیزیکدان نجومی نیستم. من دستیار تحقیقاتی هستم.
دوم اینکه، 'اووا' همدم منه، و اسم داره.
اینا هم دوستا و شریکای کاری ما از برلین هستن.
شریکای کاری تو چی؟ - با هم یه بار رو میچرخونیم.
این وضعیتشون رو توضیح میده.
و...
امیدوارم این داماد باشه؟
خوبه.
اشکال نداره. اشکال نداره.
بابا، اون چی بود؟
بچهها، خبر بد. جاده بسته است.
ولی نمیذاریم این حالمون رو خراب کنه.
این پلیلیست عروسی نیست.
نه، این لیست منه.
عمه نیکی!
میلوی! اوه، چقدر زیبا شدی.
تو هم همینطور. اینو از کجا آوردی؟
هدیه از طرف 'امیلیو'.
همون 'امیلیو'؟ - خدا رحمتش کنه.
سلام. سلام. من 'Clemens' هستم. - سلام.
خانم 'وانکدورف'، فقط میخواستم از صمیم قلب ازتون تشکر کنم
که اجازه دادین جشنمون رو اینجا تو ویلای قشنگتون برگزار کنیم...
خواهش میکنم، جوون. حالا بیا تو.
میخوای کمکت کنم؟
اینجا چی داری؟
خوش اومدین.
'Katja Nager'. - البته.
همهی چمدوناتون رو بذارین. بعداً میارنشون.
بیاین، بیاین، بیاین.
بابا، ما رو از آستانه رد کن. - آره بابا، لطفا.
حتما.
آره بابا. - ینس، مواظب کفشها باش.
اوه، گند زدم. ببخشید.
پر از هنره، ها؟
چند تا رعیت لازمه تا یه همچین جایی رو سرپا نگه دارن؟
بیست تا. تو زیرزمین زنجیرشون کردیم.
عزیزم، ممنون که اینقدر سریع اومدی.
مشکلی نیست. - واسه همینه که دوستت دارم.
میشه به 'Albertas' بگی چمدونا رو بعداً بیاره؟
قبلاً گفتم.
خواهر عزیزم.
سلام، آرمین.
یه گیلاس شامپاین؟ - اوه، بله.
وایسا، وایسا!
حق استراحت نداری. الان عکس گروهی بگیر.
همه لطفا برای عکسها جمع شین.
بله، خوبه.
شاید گلها رو یه کم بیشتر نگه دارین... آره، اینجوری.
دقیقا. - خیلی خوبه.
اینجا لطفا. - یادتون باشه لبخند بزنید.
میشه من فقط... - خیلی سریع رفتم.
چه عکس خوبی شد.
بذار دوباره اون ژست رو ببینم. سه، دو، یک.
- همه اومدن؟ - آره.
نه.
- ای بابا، لوکاس. - یادم رفت.
آنالنا داشت میومد دنبالت.
شعار تبلیغاتی مامان چی بود؟ 'شمول از خانواده شروع میشه'.
بد نیست.
و سه، دو، یک.
عالیه.
نه، خوبه.
باید برم لباس عوض کنم.
میتونی بری تو سالن مراسم رو آماده کنی. برای مراسم 'ونوس'.
البته.
بفرمایید. زحمت کشیدید.
ممنونم. خیلی لطف دارید.
- خب، بریم. - بله.
اتاقتون بالاست.
دنبالم بیا، آقای 'ژارگون'.
'ژامبون'. 'ژراند'.
این کفشا دارن منو میکشن.
ولی در کل، خوب پیش میره، درسته؟
اگه میلوا میتونه با اون آدمِ پارتی بازِ 'کرویتزبرگ' ازدواج کنه،
پس منم میتونم با تیشرت بگردم.
نه، قرار نیست خودمونو تا اون سطح پایین بیاریم.
چه سطحی؟
ممنون از 'گرهارد'، الان میتونم با همه آهنگای پارتی بخونم.
و دقیقا به همین دلیله که ما متانت خودمونو حفظ میکنیم.
نمیخوام به خواهرم بهونه بدم که ازم انتقاد کنه.
میخوای آسمون رو ببینی؟
آره. شهاب های 'برساوشی' امشب دیده میشن.
حق با تو بود.
خانوادت نمیخواستن تو عکس باشی.
ممنونم، 'اِوا'.
من همینجا میخوابم.
نه، 'تورن' اونجا میخوابه.
نه، من اونجا میخوابم.
میتونیم تخت هارو بهم بچسبونیم.
الان یه حس خیلی بدی اینجا دارم.
چرند نگو. مادرت فقط خستهست.
امشب که پاهاش سرد بشه، میاد تو تخت من.
با ما.
من فکر میکنم عمه خیلی باحاله.
معلومه، تو هم یه ملکه یخی هستی.
بی اعتنایی، پول جدیدِ عزیزم.
ولی "بی اعتنایی" پول آب و برق نمیده.
اینجا جای خیلی باحالیه.
بفرمایید.
خیلی دنج و راحته.
No comments yet. Be the first to leave one.