نخستین 23 خط.
"پرستار رچد"
میشه بپرسم چرا به سمت لوسیا میرید؟
جواب سوالتون شخصیه
!معذرت میخوام، خانوم
نمیخواستم باعث موذب شدنتون بشم
من نگفتم که سوالتون موذبم کرد فقط گفتم سوالتون شخصیه
معذرت میخوام
باید بیشتر حمام بری
زیر ناخنونات و چرک گرفته
"همون لحظه ای که وارد گروه شدی"
ما یه جمله ای بین سربازا جنگی داشتیم
که اگه یه نفر و نجات بدی قهرمانی
جون صدها نفر و نجات بده
اون وقته که تو یه پرستاری
"میخواهی که خوش بگذرانی؟"
"....نظرت درباره یک ذره "خنده چطوره؟
تو به اندازه کافی درد و تحمل کردی
"میتونم بهت نشون بدم.."
"اوقات خوبی را"
ولی دیگه وقتشه که یه نفر بهت خوبی کنه
من خودم چقدر میتونستم فرق کنم اگه کسی به من رحم نشون داده بود
"میخواهی که خوش بگذرانی؟"
خوشی خوشی "خوشی"
No comments yet. Be the first to leave one.