نخستین 167 خط.
!اوه، آره - !آره -
!اوه - اوه، منو ببین -
میخوام دوباره اون ممههای کوچولو رو ببینم
!اوه - !آه -
شهوتانگیز بمون. شهوتانگیز بمون
اون ممهها
!اوه! خیلیخب. آره - خیلی کوچولوئن -
میشه ...؟
اوه، آره
اوه، خدا
همیشه یه مرحله وجود داره که کسی که عاشقتـه
نعوظـش رو از دست میده
گیج میشه، وحشت میکنه ریسک خیلی میره بالا
خون از آلتـش با سرعت به سمت مغزش به حرکت در میاد
اوه، یا پیغمبر - و همهچیز به فنا میره -
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـيکـنـد »
هــومــن تــرجــمــه از Raylan Givens
!اوه
چیه؟
اوه، نه، فکر نکنم هیلاری دلـش بخواد اینو بشنوه
اوه، بگو
نه - اوه، بگو -
خیلیخب، یه پسربچهی 11 ساله رو به خاطر اینکه مکرراً
مداد پاککندار فرو میکرده داخل سوراخکون
همستر مدرسهش، انداختن زندان جوانان
چی؟ - آره -
چرا باید اینکارو بکنن؟
ظاهراً وقتی چشماش از حدقه میزده بیرون خوشش میومده
نه، چرا باید بندازنـش زندان؟
اون به کمک نیاز داره
شخص تعجبآوری بود
نباید همینطوری بندازنـش زندان
مداد فرو میکرده توی کون یه همستر
آره، واضحه که خوش نیست افراد خوش، چنین کارهایی نمیکنن
درسته - و به هر حال -
به همین خاطرـه که پاککن میذارن تـهِ مدادها
تا کون همستر گذاشته بشه؟
نه، چون آدما اشتباه میکنن
هـی
هـی
هـی
ببین، در مورد دیشب - اُ اُ -
من معمولاً با زنها ارتباط برقرار نمیکنم
میدونم، منم از همینـت خوشم میاد
آره، خیلیخب
... من
واو
حتماً غیرقابل اعتمادی همین حس رو داره
راستـش، میشه بعداً در موردش صحبت کنیم؟ میخوام حرفهای درست رو براش پیدا کنم
توی نمایشگاه جنسی میبینمـت؟
آره، اونجا میبینمـت - من میرم یوگا -
باشه
حیرتآورـه - خیالم راحت شد که اینجایید -
سلام
و، سلام، خوشتیپ
سلام
ممنون
خوب نگهش داشتی - ممنون -
خیلی خستهکننده میشه
که همه تمام مدت بهت بگن چقدر قشنگی؟
یه ذره - ... باید -
اوه، آره، اینو فراموش نمیکنم، قول میدم
اوه، البته. کلیر الان اینجاست؟
نه، نه هنوز، خیلی خوبی که الان اینجایی
اینو نگه میداری؟
چندتا شیشه هم داخل، توی بار کوچکمون هست که باید پر بشن
خیلی خوششانسم که تو رو دارم
... و
بیا
توی ذاتـته
نه، واقعاً، این نمایشگاه جنسی در مورد این نیست که من سعی داشته باشم شما رو تحریک کنم
در مورد زیبایی سکسـه
و اینکه چطور ما رو دور هم جمع میکنه
اینکه چطور به هیجان میاره و باعث ارتباط برقرار کردن میشه چطور ذهن آدما رو باز میکنه
هرچی نباشه، سکس ما رو اینجا جمع کرده
سکس، حیات میاره
من از موقعی که یازده سال و سه ماه داشتم در حال ساخت این نمایشگاه جنسیام
که زمانی بود که اولین بار تصادفی روی یه بیده، به انزال رسیدم
بیده، البته
اینجا به نمایش گذاشته شده؛ به مانند تمام قطعات دیگه از اولین نمایشگاه جنسیـم
همه به جز یکیشون
چند هفته پیش، یکی از دلچسبترین آثارم از کارگاهـم دزدیده شد
ولی از یک جهت، یه موهبت الهی بود
در حقیقت، ربایش بیرحمانهش باعث شد من به تمام زنان جهان فکر کنم
که آزادیشون، خوشحالیشون و در سوزناکترین
موارد، بدنشون ربوده شده
پس به طرق مختلف، باید از این دزد، تشکر کنم که بنیادیترین اثر کاری من
... تابهامروز رو، بهوجود آورده
«زنی ربوده شده»
حالا، ازتون میخوام که اندامهای تناسلیتون رو بذارید دم در
و عقلتون رو بیارید به سوی این آثار
به این باور ندارم که مردم همیشه وقتی یه بدن برهنه میبینن، به سکس فکر میکنن
به این باور دارم که اونا ذهن خودشون رو به یاد میارن بدن خودشون رو به یاد میارن
و قدرت خودشون رو به یاد میارن
... و این برنامه هم کاملاً در همین مورده
در مورد قدرتـه
ممنون
عالی
کلیر، منم، فقط برام سؤاله که کجایی
چون من تمام و کمال، اینجام و منتظر توئم
خیلیخب، خدافظ
لعنت بهت، کلیر. اینطرفا یه ورژن مضطرب از من رو
ندیدی؟
غیرعادیه که آب دهنم راه افتاده باشه؟
واقعاً کار معرکهایه، واقعاً شگفتانگیزـه
خیلی ممنون
آره، چشمگیرـه
واقعاً، متأثرکنندهست
حضورش. خیلی دوست دارم یکی از اینا ... کف اتاقم باشه
مثل یه فرش که سینهشو داده جلو
مطمئنم که دلـت میخواد، ولی امروز عصری محکم میخ شدن به دیوار
هنوز پدرتو پیدا نکردی؟ - اوه، آره، فکر کنم نزدیک کتهاست -
اوه، نه، نه، هنوز پدرتو پیدا نکردی؟
واسه من خیلی واضحه
آره
اوه، کانر - !وای -
... ببین، در مورد امروز صبح
... گوش کن، چیزی که سعی داشتم بگم، اینه
شروع شد
تا قبل از اینکه اخیراً سکس کردیم، نفهمیده بودم
... چیزم رو از دست دادم - نعوظ -
نعوظ - یه بار دیگه -
نعوظ
ولی باعث شد بفهمم ... من عاشق شدم
اوه
... خیلیخب، منظورم اینه، واقعاً نمیدونم چی بـ
دلم نمیخواد با کس دیگهای سکس کنم
و این اتفاق تابحال برام نیوفتاده بود
من عاشق شدم
و باید بهش بگم
بهش؟
آره، چند ماهی هست با همـیم
و از لحاظ شهوانی، ابداً منو ارضا نمیکنه ممههای فنری خیلی
گندهای داره که واقعاً کاری برام انجام نمیده
و تو فقط به از خودبیخود شدن ادامه میدی ... مثل این پلنکِ
شهوتانگیز پلنک: ورزشی جسمانی که ماهیچههای شکم را ] [ قوی میکند
و منو گیج میکنه
فقط به نظرم دیگه نباید پشت سرش خیانت کنم
فقط فکر کردم باید بهت بگم که
متأسفم اگه
فریبت دادم
اوه، نه
خدا، نه، به هر جهت دوستپسر سابقم اینروزا باید برگرده، پس
برات خوشحالم
میدونستم به یهورتم نیست
چی میتونم بگم؟
متأسفم، به یهورمـم نیست
خوبه
هیچوقت نرمپوش تنـت نکن، خیلیخب؟
کلیر، کجایی؟
دیگه بیشتر از این نمیتونم توی این دریای پر از آلت، دووم بیارم
... کسی رو نمیشناسم. و، پس
هری؟
هری؟
سلام - سلام -
اون باهات چی کار کرده؟
فقط، میدونی، منو داخل گچ، پوشوند
و چند ساعتی منو داخل باغ، تنها گذاشت
اوه، خدا، سلام
اوه، خیلی از دیدنـت خوشحالم
اوه
سلام - سلام -
سلام
سلام
من میرم اطراف رو ببینم
واقعاً از دیدنـت خوشوقتم
به همچنین
No comments yet. Be the first to leave one.