نخستین 200 خط.
« تـرجمـه از عـلـيـرضـا و آرين » .:: Arian Drama & Oceanic 6 ::.
«اميلي - 5 تماس از دست رفته»
حالم خيلي بده
سرم داره ميترکه
ميخواي واست سيگاري بار بذارم؟
اوه، پدرسوختههاي عوضي
هالووي هم اونجا بود
گلدوف لعنتي
اون دادستان کل لعنتي داشت ...با ملت دست
اون کثافت ميخواست خفهام کنه
...دستاش رو به آدم اشتباهي
کل زندگيم منتظر اين لحظه بودم
...گمونم حتي
دنبالش رفتم
کل زندگيم اينطوري بودم
...و وقتي از جنگل دويدم بيرون و پيدام کردن
جنگل؟
چي؟
چي؟
...گفتي
اوه خدايا
...هي، ببين، فکر نکنم
اين بهت کمکي نميکنه
شايد
معمولاً کارسازه
خيليخب
.اوه، بخاطر مواده بخاطر مواده
اوضاع بگاس
هوم
بهرحال از سر منم زيادي
ميرم يه سر به اون دو نفر ديگه بزنم
تو و دختره تا فردا بايد همينجا بمونيد
بايد ببينيم چقدر ضرر و زيان وارد شده
و همه رو به ديويس گزارش بديم
باشه
ميتوني زنگ بزني به خواهرت
به انضمام درخواست پروانه کسب ،شرکتهاي هولدينگ
...سهامهايي که به مالکين جديد داده شده شرکت مسئوليت محدود عقاب آهنين
به رياست اوسيپ آگرانوف
سرگرمي الکترالاکس
به رياست آنتوني چساني
اين داراييهاي شرکت هولدينگ رو نشون ميده
اين همه تقسيمبنديهاي اون زمينه
درهاي که با ضايعات آلوده معدن سمي شد
بخاطر مرگش يه معامله خريد/فروش کردن
سهام کسپر رو مُفت خريدن
و دوباره توزيعش کردن
انگيزه قتل
خب، کم چيزي نيست
شماره ناشناس «شب شلوغيه؟ به اميلي سلام کن»
همه چي مرتبه؟
آره. آره
نامزدمه
خيليخب، حالا چيکار کنيم؟
...من بايد، اِه
بايد يه سر به خونه بزنم
اينا رو بايد تحويل ديويس بديم
ميخواي همين جا بموني؟
وقتي بيدار شد ازش سوال بپرس
باشه
فکر ميکني ميتونن بخاطر اون نگهبان پوستم رو بکَنن؟
اينکارو ميکنن؟
نميدونم
اميدوار بودم بياي خونه
اما گمونم اينجا هم بدک نيست
ديشب کلي لذت بردم
ميخواي دربارهاش حرف بزني؟
،چند نفر جديد ميان براي يه مدتي چند روز در هفته
توي کلوب کار کنن
چه آدمهايي؟
.مکزيکيها بايد اون مساله رو هم حل کنم
توو بحبوبه تجاوز بهم توسط نيروهاي نامرئي
،فکر کردم سوراخ جديدي واسه خودم درست کنم
و برم و محض تنوع خودم رو بگا بدم
فرانک، چي ميتونه الان حالت رو جا بياره؟
الان مشروب ميخواي؟
.شايد 200 هزار دلار نهايتاً 300 هزار دلار
ميتونيم بيخيال اين ميز بشيم و بريم
45سال عمرم پاي همين بوده
ديدي که مديريت رستوران بکنم؟
يه بار توي يه رستوران کار ميکردم
اونا بهت ناهار شيفت ميدن
به تحويليهاي لاکس رسيدگي ميکنم
.خانم سميون امروز صبح خوشتيپ شديد
ري، بيباک مثل هميشه
غلافش کن
شب عجيبي بود
بايد بهم بگي چه خبره پاول
اوني که بهم تلفن زد منو ترسوند
".گفت، " از پاول درباره عکسها بپرس
فقط همينو گفت
بعدش قطع کرد
قضيه چيه؟
بهم بگو وگرنه نميام
.يه پرونده بود مامور مخفي بودم
فقط ميخوام واسه چند روز جات امن باشه
داريم بچهدار ميشيم
تا اونموقع همه مسائل حل ميشه
چرا با من ازدواج کردي پاول؟
چرا اصلاً باهام دوست شدي؟
فقط دارم سعي ميکنم مرد خوبي باشم
خب، درست سعي نميکني
چي شده؟
اونجا اوضاع خراب بود
اگه فکر ميکنن من، تو بودم
پس بهتره واسه مدتي ناپديد بشي
چي؟
چطوري بايد ناپديد بشم؟
بهت يه کم پول ميدم
.برو شمال شايد اورگان
بابا اونجا آشنا داره
،اونم بايد بره
محض اطمينان
واسه چه مدت؟
با يه مردي آشنا شدم
و پاييز دانشگاهم شروع ميشه
بايد اين پرونده رو ببنديم
و بعدش ديگه همه چي حله
.اما بايد بري هر دوتون
همين حالا، مثلاً امروز
به يکي بگو وسايلت رو واست جمع کنه
ديگه برنگرد خونه
چيکار کردي؟
جون يه دختر رو نجات دادم
توي اتاق بغليه
و اثر چيزي که بهش خوروندن داره از تنش خارج ميشه
به تو هم چيزي دادن؟
تا آخرش رفتي؟
توي مهموني؟
آره
تو چي؟
نميدونم چطور انتظار داري اينجا بمونيم
پاول، اگه يه مشکل به اين بزرگي در جريانه
پس شايد بهتره بري پيش رئيسهات
بهشون بگو از پرونده بذارنت کنار
پيچيدهتر از اين حرفهاست
هر چي کمتر بدوني بهتره
نميتونم برم پيش رئيسم، هنوز نه
اين عملياتي که انجام دادم ممکنه چيز خاصي نباشه
اما فقط ميخوام اگه پوششم از بين رفت
هر دوتون جاتون امن باشه
نهايتاً دو سه شب
و ما چيکار بايد بکنيم؟
خدمات اتاق
بغير از من جواب در زدن و تلفن کسي رو نديد
و ميدونيد، استراحت کنيد
خيليخب
،يه نفر رو پرورش ميدي
،وقت و احساسات روش ميذاري
بهش تعلق خاطر پيدا ميکني
و انتظار چي داري؟
برابري
خب، قضيه بزرگتر از بليکـه
احتمالاً فرماندار آينده
و دادستان کل فعلي گلدوف رو هم داري
،و اوني که از شرکت کاتاليست بود، مککاندلس
معامله رو جوش داد - چه معاملهاي؟ -
،مدارکي از يکي از شرکتهاي هولدينگ کاتاليست پيدا کرديم
،که مالکيت داراييها رو انتقال داده بودن زمينهاي خط راه آهن
سهام کسپر رو به دو تا شرکت ديگه فروختن
صاحب يکيشون پسر شهردار، توني چسانيـه
اون؟ پسرک منحرف
واسه اون پدر سوخته يه بار تصادف بزن در رو رو ماستمالي کردم
خب، صاحب اون يکي شرکت يه فرد مسنتره
اونم توي مهموني بود
هفته پيش توي انباري که دخترها رو برده بودن هم ديدمش
بنظر اروپايي مياد
...توي مدارک اسمش رو نوشته بود
اوسيپ آگرانوف
اون روسي-اسرائيليه
بليک بعنوان خزانه دار شرکت هولدينگ ذکر شده بود
بنظر من اينطوري اومد که زير دستت به توني و اون يکي يارو
کمک کرده تا سر سهام کسپر دورت بزنن
ممکنه بخاطر همين کسپر رو کُشته باشن
رئيس سابقم هالووي هم اونجا بود
،اين دختر، ايرينا رولفو
گفت يه پليس وسايل کسپر رو بهش داده
بهش پول داده تا اونا رو گرو بذاره
گفت سفيد پوست بوده
ايرينا رو پيدا کردي؟
يه جورايي
مُرده
اسمي واسم پيدا کردي؟
مردي که مهاجم زنم رو بهت نشون داد؟
تا آخر امروز بهت ميدمش
قول ميدم
پس هنوزم حرفت رو قبول ميکنم که کار تو نبوده
آهان
...ري
برو و در رو هم پشت سرت ببند
،بايد چند دقيقه تنها باشم
و جزييات اين قضايا رو هضم کنم
البته
بهرحال بايد برم
وودرو، ولکورو هستم
اون دختره رولفو گفته يه پليس بهش پول داده تا وسايل کسپر رو گرو بذاره
يه نگاهي به پروندههاي خدمتي پليس لس آنجلس بنداز
ببين سال 92 هالووي کجا بوده
و کي توي جوخهاش بوده
ديويس امروز عصر باهام ملاقات ميکنه
No comments yet. Be the first to leave one.