Sling Blade

Sling Blade

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Sling Blade (1996) 720p
ناشر mavisjoon
هماهنگ به نسخه 695 مگابایتی

برچسب‌ها

720p
720
تاریخ انتشار: 2013-02-09
تعداد دانلود: 72
مخصوص ناشنوایان: Yes

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

.سلام، کلانتر

.مرکوري" ماشينِ فوق‌العاده‌ايه"

.همون ماشيني بود که اون روز مي‌روندمش

.ماشين‌هاي زيادي داشتم

.آره، مُدل‌هاي مختلف

.مدل‌هاي خيلي زيادي

... اون ايستاده بود، يه دختر

اون طرفِ خيابون، کنارِ يه .مغازه‌ی مرغ فروشی ايستاده بود

،نه از اون بزرگ‌ها .فرق میکرد

... من "مرکوري" رو کنارش پارک کردم

.دکمه رو فشار دادم و پنجره رو آوردم پايين

... و اون يه دامنِ چرمي پوشيده بود

.و دستش پُر از مو بود

من خوشم اومد. اين نشون ميده که .اونجاش مثلِ يه بوته‌ست. که من دوست دارم

"اون گفت، "ميخواي قرار بذاري؟

."من گفتم، "البته ... پس اون سوار شد

... و ما رفتيم

به يه منطقه‌ي دور افتاده .که واسه هردومون راحت بود

،اون بهم گفت "چقدر ميخواي خرج کني؟"

.من گفتم، "فقط ميخوام موهاي بدنت رو ببينم ".ميدونم پولش زياد ميشه

".اون گفت، "25دلار ميشه

.واسه یه زنِ بدکاره ... خیلی زیاده

،خب، من 25دلار رو بهش دادم ... پول رو گذاشت توي کفشش

... دامنش رو زد بالا

و اونجاش باريک و کج‌وکوله .و ختنه نشده بوده

ديگه خودت ميتوني تصور کني .چقدر ميخواستم 25دلارم رو پس بگيرم

نميدونم چرا انقدر عجيبش کردي؟

.اينجا که "سن کوئينتن" نيست .يه ديوونه‌خونه‌ست

.اکثرِ اين بيمارها حتي نميدونن کجا هستن .کاري هم بهت ندارن

اين اذيتت نميکنه که تا چند دقيقه‌ي !ديگه میخوایم با يه قاتل مواجه بشيم؟

هي، تو بودي که ميخواستي .يه روزنامه‌نگارِ بزرگ بشي

.اينا از طرفِ دفترِ روزنامه اومدن

از کالج؟ - .بله، آقا -

.من "جري وولريدج" هستم - .من "مارشا دويگينز" هستم -

.ايشون هم "تريسا اِوِنز" هستن .اون اومده که عکس بگيره

.بفرمائيد بشينيد

"يه مَردِ جووني به اسمِ "جان لگيد هانتر .يه پمپِ بنزين داشت

.يه شغلِ خوب براي پمپِ بنزين

از اون آدم‌هايي بود که مطمئنم ... تو هم باهاشون آشنا شدي

.که لياقتِ چيزي رو که داشت، نداشت

... يکي از چيزايي که داشت

،يه زنِ جوونِ خيلي خوشکل بود ."سارا"

.اون هلوي "جورجيا" بود

درواقع، اون تنها زني بود که بي‌اندازه به زني که .هميشه توي ذهنم تصور ميکردم، شباهت داشت

... پس اونو از "جان لگيد هانتر" گرفتم

.کسي که لياقتِ اون رو نداشت

... اوه، نميدونم بهت گفتم يا نه

.ولي اون فرانسوي بود که ادعا ميکرد انگليسيه

خيلي زحمت کِشيدم که بتونم .دختره رو ازش جدا کنم

،چون علاوه بر اينکه هلوي "جورجيا" بود .يه مبارز هم بود

.فکر کنم يه اشتباهي پيش اومده

،من با سرپرست‌تون صحبت کردم ... معلم يا هرکسي که هست

.و بهشون گفتم نبايد عکس بگيريد

اين کارو براي يه مقاله يا همچين چيزي ميکنيد، درسته؟

خب، آره، اين براي روزنامه‌ي مدرسه‌ست .که بايد عکس هم داشته باشه

.منظورم اينه که، يه روزنامه‌ی عاديه

خب، "کارل" يکم .در موردِ گرفتنِ عکسش حساسه

اون حتی نمیخواد عکسش رو .برای عیدپاک روی تابلوی اعلانات بزنن

... حالا

حتی استفاده از بیل هم .خیلی سروصدا درست میکنه

.من باهاش حرف ميزنم، ببينم چي ميگه

،اگه ميخواي يه چيزي رو کاملاً درک کني .بايد منفجرش کني

بايد تمامِ اون قسمت‌هايي رو که .هنوز دارن آتيش ميگيرن، بررسي کني

.کارل"، پاشو بريم توي اون کلاسِ قديمي"

.چند نفر با آقاي "ولدريج" اومدن که تو رو ببينن

.زود باش، بريم

يادته که در موردِ اون آدمها از روزنامه باهات صحبت کردم؟

.ميخوان يه سؤالاتي در موردِ مرخص شدنت بپرسن

.فکر ميکنن داستانِ خوبي ازش در مياد

باهاشون حرف ميزني؟ مصاحبه ميکني؟

.اونا زن هستن

.من فکر ميکنم برات خوب باشه .ميتوني با آدمهاي مختلفي از بيرون آشنا بشي

.اين يکم کمک ميکنه

حالا يه مسئله‌اي هست، اون فقط درصورتي ... باهاتون صحبت ميکنه که ازش سؤالي نپرسيد

.و نبايد بهش زُل بزنيد

،اگه نميتونم ازش سؤال بپرسم چطوري ميتونم باهاش مصاحبه کنم؟

.متأسفم، اين بهترين کاريه که ميتونم بکنم

از خودتون ميتونم يه سؤال بپرسم؟

،اگه اون انقدر مشکل داره چرا ميخوايد مرخصش کنيد؟

اگه دوباره اونکارو انجام بده چي؟ .هميشه پيش مياد

.اون آزاده. زمانِ بودنش در اينجا تموم شده .اين قانونه

با اون به شيوه‌هاي مختلف رفتار شده و دوباره .ارزيابي شده، ديگه اون علائم رو نشون نميده

علائم؟ - .علائمِ آدمکُشي -

،اوه، خانم، متأسفم .اما شما بايد بيرون منتظر بمونيد

چرا؟ - لطفاً؟ -

من بايد چراغ‌هاي اينجا رو .بخاطرِ "کارل" عوض کنم

.اميدوارم چشم‌تون براي نوشتن ببينه

.فکر کنم ميخوايد بدونيد من اينجا چکار ميکنم

.فکر کنم بخاطرِ اينه که يه نفر رو کُشتم

ولي فکر کنم ميخوايد بدونيد ... چرا يه نفر رو کُشتم

پس از اولش شروع ميکنم .و بهتون ميگم

... بيشترِ عمرم رو پيشِ خونواده‌م زندگي کردم

.توي يه آلونکِ کوچيکي که پدرم برام درست کرد

... اونا نميخواستن باهاشون توي خونه باشم

واسه همين بيشترِ مواقع .توي آلونک مي‌نشستم و زمين رو نگاه ميکردم

... آلونکم کف نداشت

ولي يه جايي داشت ... که بتونم روش دراز بکِشم

.يکي دوتا لحاف داشت که اونجا بذارم

... پدرم

... بيشترِ عمرش مَردِ زحمت‌کِشي بود

.ولي من اينجور نبودم

... اکثرِ مواقع توي آلونک مي‌نشستم

... یکی دوتا ماشینِ چمن‌زنی تعمیر میکردم

.گاهی هم به مدرسه میرفتم

ولي بچه‌هايي که اونجا بودن ... خيلي باهام بدرفتاري ميکردن

،من واسه‌شون يه جور سرگرمي بودم .خیلی مسخره‌م ميکردن

.واسه همين بيشتر توي آلونک مي‌نشستم

... پدرم

... توي يه کارخونه‌ي چوب‌بُري کار ميکرد

."براي يه پيرمردي به اسمِ "ديکسون

.اون يارو خيلي بي‌رحم بود

با کارگرهاش نه خوب رفتار ميکرد .و نه خوب بهشون حقوق ميداد

.مقدارِ زيادي از دستمزدِ پدرم رو هم بهش نداد

.فقط اونقدر بهش ميداد که شکمش سير بشه

.ولي فکر کنم خوب از پسش بر اومد

... معمولاً پدر يا مادرم بهم سر ميزدن

... معمولاً مادرم

.غذاهاي خيلي معمولي‌اي بهم ميداد

ميدونم جوري درست ميکرد که من ... بتونم سه يا چهاربار درهفته

.بسکوئيت و خردل بخورم

... "اما پيرمرده "ديکسون

... يه پسر داشت

."به اسمِ "جسي ديکسون

.جسي" خيلي از پدرش ظالم‌تر بود"

... عادت داشت هميشه منو مسخره ميکرد

.وقتي توي مدرسه بودم ...

.معمولاً از دخترهاي همسايه سؤاستفاده ميکرد

... اون موقع ميگفتن

.که مادرم زنِ خيلي زيبايي بود

وقتي توي مدرسه بودم .زياد اين حرف رو ميزدن

خب ... فکر کنم ميخواي ادامه بدم .و بهت بگم که چه اتفاقي افتاد

.پس فکر کنم بهت ميگم

،يه روز غروب، توي آلونکم نشسته بودم ... کاري نميکردم

... فقط به ديوار خيره شده بودم

منتظرِ مادرم بودم .که بياد و بهم درسِ اِنجيل بده

... از توي خونه صداي دادوبيداد شنيدم

واسه همين سريع دويدم سمتِ ايوان .که بتونم داخل رو نگاه کنم

داخل رو نگاه کردم و ديدم که مادرم .بدونِ لباساش روي زمين دراز کِشيده

.ديدم "جسي ديکسون" روي اون خوابيده

.داشت کارش رو باهاش انجام ميداد

.خب، خون جلوي چشمام رو گرفت

.يه تيغِ کايزر که کنارِ در بود رو برداشتم

.بعضي‌ها بهش ميگن تيغِ اِسلینگ .من بهش ميگم تيغِ کايزر

،يه دسته‌ي چوبيِ بلند داره ... يه جورايي مثلِ دسته‌ي تبر

.با يه تيغه‌ي بلند شبيهِ موز

.يه طرفش تيزه ولي طرفِ ديگه‌ش کُنده

چيزيه که ازش براي بريدنِ علف‌هاي هرز .و چيزاي ديگه استفاده ميکنن. آره

... وقتي رفتم توي خونه

... "و با اون زدم توي فرقِ سرِ "جسي ديکسون

.از روي مادرم بلندش کردم

... فکر کنم اين برام کافي نبود

واسه همين بارِ دوم ... از طرفِ تيزش زدم توي گردنش

و انقدر عميق زدم که تقریباً .کله‌ش کنده شد، ... کُشتمش

... مادرم بلند شد و شروع کرد به فرياد زدن

" چرا جسي رو کُشتي؟ "

... خب، اون موقع فهميدم

که فکر نکنم مادرم از کاري که .جسي" باهاش ميکرد، ناراحت بوده"

اين منو از کاري که "جسي" مجبورم کرد ... انجام بدم، عصباني‌تر کرد

... واسه همين تيغِ کايزر رو برداشتم

،بعضي‌ها بهش ميگن تيغِ اِسلینگ ... من بهش ميگم تيغِ کايزر

.و باهاش زدم توي فرقِ سرِ مادرم

.کُشتمش

... بعضي‌ها ازم پرسيدن

،اگه مجبور بودي بازم اينکارو بکني به همين شکل انجامش ميدادي؟

.فکر کنم آره

... بهرحال، اونا منو گذاشتن اينجا

.و زمانِ خيلي زياديه که اينجا هستم

.يکم خوندن رو ياد گرفتم

چهار سال برام طول کِشيد .تا تونستم انجيل رو کامل بخونم

فکر کنم بخشِ زيادي ... ازش رو متوجه ميشم

چيزي که انتظار نداشتم ... .جاهاي ديگه‌اي يادش بگيرم

براي مدتِ زيادي .روي تختِ خوب و راحتي خوابيدم

.حالا ميگن بهتره که از اينجا برم

.ميگن امروز آزادم ميکنن

بهرحال، فکر کنم اين تمامِ چيزي بود .که ميخواستيد بدونيد

،اگه ميخواي جزئياتِ بيشتري بدوني .فکر کنم بتونم بهت بگم

.نميدونم اينا براي روزنامه‌ت کافيه يا نه

بازم کسي رو ميکُشي، "کارل"؟

.فکر نکنم دليلي براي کُشتنِ کسي داشته باشم

کجا ميخواد بره؟ - .هرجايي که بخواد -

فکر کنم برگرده به "ميلسبرگ"، همونجايي که .به دنيا اومده،حدودِ 30کيلومتر با اينجا فاصله داره

کسي مواظبش هست؟ - .نه -

.روزِ خوبي داشته باشيد

.به "ملوين" ميگم راهِ خروج رو نشونتون بده

ملوين" ميشه خانم‌ها رو همراهي کني؟"

.ممنون

فکر کنم ديگه بايد .به ديدنِ آدمهاي خوشکل عادت کنم

.همينطوره

فکر کنم بايد به نگاه کردنِ اونها .به خودم هم عادت کنم

.بهتره بري وسايلت رو جمع کني

.من هيچي بجز چندتا کتاب ندارم

.بهتره بري برداريشون

.خيلي‌خب، پس

.خيلي‌خب، پس

ميتونم کمک‌تون کنم؟

.ميخواستم يه چيزي بخورم

خب، چي دوست داري؟

بسکوئيت داري؟

.نه، اینجا ساندویچیه .ما بسکوئیت نداریم

.خيلي چيزاي ديگه‌اي داريم

More Farsi Persian subtitles for Sling Blade

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left