نخستین 200 خط.
« آنچه در بابیلون برلین گذشت »
وظیفهی ماست که در مقابل هرجومرج سنگر بسازیم
مثل گنجشک بهشون شلیک شد
صبر کن، رفیق. کسی این رو ندید
،خونـش هنوز خشک نشده اونوقت داری روش سرپوش میذاری
« به دنبال کار »
دیگه من رو نمیشناسی؟
!گریتا
باید زیر یه ماشین بوده باشه
گرچه به یه تصادف نمیخوره
.آدم سرسختی نبود این رو خیلی دیر فهمیدم
پس صاحبخونهات دیگه چی در مورد این کارداکوف میدونه؟
ظاهراً، در تور به سر میبره
همهی اونا بهخاطر تو کُشته شدن
!همهشون مُردن
میخواستم بپرسم در مورد مستأجر قبلی تحقیق کردی یا نه
معشوقهی کارداکوف در خیابون هفتم مرانا اشتراسه» زندگی میکنه»
باهاش دیدار میکنم
من رو وصل کنید به سفارت شوروی
!دستها بالا، پلیس
لنی. لنی، ببین
بوم
اون رو ازش بگیر
اون پسر بزرگیـه، طرز کارش رو بلده، درسته؟
بوم
هانس، همین حالا هفتتیر رو بده به پدرت
نه
یالا، بدهش به من
یالا، بدهش به من - نه -
نه
!اسوتلانا
اسوتا، کجائی؟
بجنب
اسوتا، کجائی؟
باید بریم
اون تغییر ظاهر دیگه چیه؟
چه خبر شده؟
اومدن سراغمون. همین الانـش توی راهپلهان
!اسوتلانا، بهت التماس میکنم، بجنب
بیدرنگ به ما شلیک میکنن
به ما نه. به تو
!حرومزاده
!اون حرومزاده دستـم رو جر داد
اسوتا
تموم شد
کـاری از هـومـن صـمـدی Raylan Givens
بدهش من - !نه -
ول کن - !بس کن -
!بدهش من - !ول کن -
اون رو بده من
پس گورت رو گُم کن
« درجه سه - استعمال دخانیات ممنوع »
!گریتا
صبحبخیر
دیشب کجا بودی؟ پیدات نکردم
.فکر کردم برنمیگردی روحـمم خبر نداشت کجا رفته بودی
خوابیدی؟
بیا پس
برتا، ویدو کجاست؟ - طبقهی پایین -
اجازه هست مزاحم بشم؟ - دیگه شدی -
زیاد طول نمیکشه. این گریتاست
خب؟ - شدیداً سفارش میشه -
علاقهمندم
اول باید یه دوش بگیره
،دوشهای کاخ کار نمیکنن در نتیجه خواهش داریم
تارهای صوتیـش که کار میکنه، آره؟
سلام، خانم
واسه من خانمخانم نکن
ممکنه زیبا باشی، ولی نمیتونم چیزی که زیرش هست رو ببینم
میتونیم از کمد قرض بگیریم؟ - در هر صورت که همینکارو میکنی -
یالا
تحت تأثیرم قرار بدید، فرزندان - حتماً -
.برای هر ملاقات، سه مارک میگیری تا فردا میتونی یه اتاق بگیری
.و میتونی لباسها رو قرض بگیری فقط باید برشون گردونی
...باید بشوریشون، ولی
میتونی چیزی که خوشـت میاد رو برداری
گریتا؟
نمیتونم اینکارو بکنم
ولی گریتا، تو زیبائی
ولی نمیتونم اینکارو بکنم
ولی چرا؟
.قول میدم، اونقدرا هم بد نیست خودت میتونی مردها رو انتخاب کنی
.اگه ازشون خوشـت نیاد، پسشون میزنی روالـش اینه
ملتهبـه؟
یهخرده
اشکالی نداره
یه چیزی برات پیدا میکنیم
آره
بیا اینجا
همهچیز درست میشه
گریتای عزیزم
لیگنوزه
اشتفان - شارلوت -
اینجا چیکار میکنی؟ - من اینجا کار میکنم -
الان دارم دنبال یه پرونده میگردم
ولی این میز سرپاسبان ولتره
آره، و منم دستیارشم
تو اینجا چیکار میکنی؟
...من
،من باید یه چیزی تحویل بدم ولی فقط شخصاً. کجاست؟
ولتر؟ یهجایی توی ساختمون
بسیارخب، بعداً برمیگردم - البته -
اوه، دعوت هنوز پابرجاست؟
برای یکشنبه ساعت یازده بریم شنا؟
فکر کردم گفتی واسه باشگاه قایقرانی - اوه -
آره، البته
دم ورودی باش. میبرمـت داخل
عالیه
.واقعاً همهکار رو امتحان کردم بهتر از این ممکن نیست
از لابراتوار فیلم پرسیدم نگاتیوها رو کجا نگه میدارن
نگه میدارن؟
،گوشهی پایینی سمت راست کنار سوراخ رو میبینید؟
جنس بنجلـه
،لابراتوار مطمئنـه ،تکهای که پیدا کردید
باهاش ظاهر شد
خب؟ - جنس مورد نظر -
،از یوگسلاوی وارد شده بود از زاگرب
.پرسوجو کردم اگه اجازه هست؟
البته
تنها لابراتوار فیلمی که گاهی اوقات از روداکور استفاده میکنه، گایرـه
کجاست؟ - نویکُلن -
کارگاه بزرگیـه
کمکی بهتون میکنه؟ - بله -
ممنون از زحماتـت
یوکاتان
.الو، یه شمارهی کُلنی میخوام سیزده-صفر-هشت. ممنون
رت
هلگا، منم
گیریون - میتونی صحبت کنی؟ -
آره، البته. اتفاقی افتاده؟
فقط میخواستم تماس بگیرم
یه خواب عجیب دیدم
از آنو
منظورم اینه، از اسب تراکنرش
یوکاتان
آره
گیریون؟
بله؟
خیلی دلم برات تنگ شده
چرا نمیای اینجا؟
بیا برلین
ولی نمیتونم اونکارو بکنم
هیچکس اهمیتی به ما نمیده
منظورت چیه؟ - ...منظورم اینه -
خیلی خوب میشه اینجا باشی
،منظورت اینه، من و تو ،«و دوتا آبجو توی پارک «تیرگارتن
در شب توی «ریسی» برقصیم و در «کرومه لنکه» صبحونه بخوریم؟
« هرکس یکبار در برلین »
« هرکس یکبار در برلین »
اوه، خیلی خوب میشه
ولی به اون سادگیها نیست
...آره
حق با توئه. فکر مسخرهای بود
دیگه باید برم
این رو دیدی؟
« مبارزات خیابانی خونین » « دویست مُرده؟ »
!قاتلها! قاتلها
...قاتلها! قاتلها
« مبارزات خیابانی خونین » « دویست مُرده؟ »
و این اتفاقیه که در اورانیناشتراسه برامون افتاد
نسخهی رسمی. بهخاطر دوتا خانم
از سمتهای مختلف بهمون شلیک شد... »
چندتن از کمونیستها در حال تیراندازی « به خود من و کاراگاه رت بودند
جدی هستی؟
« یک دست، تنها با دستی دیگر شسته میشه »
« اگه میخوای بدست بیاری، باید فدا کنی »
ذینفوذها زیر فشار زیادی هستن
با حزب کمونیست آلمان بجنگید » « مرگ بر پلیسهای قاتل
همقطارها
به کارگرها مثل سگ شلیک شد
!خونهها زیر و رو شدن - میتونی سبک خودت رو اضافه کنی -
!از بچهها سوءاستفاده شد - من قدرت بیان خوبی ندارم -
توسط افراد
پشت دیوارهای این ساختمونی که اینجاست - خدا، بازم اون -
من خودم شاهد این بودم که چطور سعی داشتن برای مبارزینمون
.بهخاطر مرگ بدست پلیس، پاپوش درست کنن !برای دو زن بیگناه
و رئیس پلیس به مردم میگه که آرامشتون رو حفظ کنید
حفظ آرامش» در این وضعیت» ناجورترین شعاره
بهخاطر خون همقطارهامون که پاشیده میشه روی سنگفرشهای خیابونهامون
خونشون بدست اون قاتلهای یونیفرمپوش ریخته میشه
باید این آشوبانگیزی رو فوراً متوقف کنیم
!خون کارگران در برلین جاری شده
خون ما ساکن نیست
!خون ما در درجهی جوشـه
میدم میدان رو خالی کنن
...کارل
،باید محتاطانه اقدام کنیم نه اینکه فشار بیشتری به کار بگیریم
در غیر اینصورت این وضعیت گریبان خودمون رو میگیره
باید زمان بیشتری بهشون بدیم که یه «فتح باستیل» طرحریزی کنن؟ ،اشاره به یورش به زندان باستیل در ۱۴ ژانویهی ۱۷۸۹ ] [ که نقطه انفجار انقلاب فرانسه بود
ما باستیل نیستیم
!جناب شهردار
آقایون
...اونا دیوونه
« دویست مُرده در اول مـِـی؟ »
اون بیرون آشوب تماموکمالـه
چرا نمیشینید، شهردار؟
برنامه دارید چیکار کنید؟ !تمام شهر در اغتشاشـه
زنجیرهای از اقدامات رو کلید زدیم
تا امشب، دوباره کنترل کامل رو بدست میاریم
چه اقداماتی؟
No comments yet. Be the first to leave one.