نخستین 200 خط.
اپيزود 12
ازت ممنونم
ديدن کسي مثله تو برام مثه يه رويا بود
هيچ وقت تصورشم نمي کردم که همچين چيزي برام اتفاق بيوفته
تو بايد سه سال پيش مي يومدي تو زندگي من
برو خدا رو شکر کن سه سال ديگه نيومدم تو زندگيت
راست ميگي
هيچ وقت تو زندگيم انقدر که اين روزا خوشحال هستم، نبودم
خدا کنه تو هم همچين حسي داشته باشي
يه وقتايي، نگران ميشم
تو به من خيلي لطف کردي ولي من کاري از دستم برات بر نمياد
خوشحالم که مي تونم برات کاري بکنم
به يه دلايلي ، امروز همش ياد خواهرم مي يوفتم
اگه زنده بود، با خودم مي ياوردمش به استوديو و بهت معرفيش مي کردم
خواهرم حتما خوشحال مي شد
بهت که گفته بودم خواهرمم آهنگساز بوده، مگه نه؟
تو استوديوي پخش به تهيه کننده سئو برخوردم و اونم گفت که خواهرم ُ مي شناخته
تو هم خواهرم ُ مي شناسي؟
توي "اينديا سنس" شعر ميخوند اسمش يون سو ا ِنا بود
آقا
بله؟
حواست به من نيست، نه؟
بنظرم به احتمال زياد نشناختيش آخه خواهرم خيلي معروف نبوده
ولي احتمالا خواهرم تو رو مي شناخته آخه تو اون موقع خيلي محبوب بودي
نبايد انقدر زود بر گردم خونه
گونگ چول سوال پيچم مي کنه
بخاطر ساختن آهنگ چند شب نخوابيدي
امروز ُ برو خونه و استراحت کن
ولي دلم مي خواد پيش تو باشم
چر انقدر رنگ روت پريده؟ مست کردي؟
حتما بخاطر اينه که محو زيبايي خانمي که رو به روم نشسته بود شدم
حالا اون خانم کي بوده؟
برو تو
باشه. بسلامت
تو استوديوي پخش به تهيه کننده سئو برخوردم و اونم گفت که خواهرم ُ مي شناخته
چي شده؟ باورم نيمشه اومدي دم خونه من
از کجا فهميدي؟
چيو؟
يون سه نا
اُه، بعدازظهري توي استوديوي پخش ديدمش
فهميدم خواهر سو ا ِنا ـست
هميشه مي گفتم خيلي شبيه همنا
حدسم درست بود
تو هم خبر داشتي ، آره؟
درک مي کنم چرا آورديش شرکت
معلومه که مي خواستي ازش مراقبت کني
پاتو از اين قضيه بکش بيرون
مسئله يون سه نا يه مسئله شخصيه به تو هيچ ربطي نداره
خودمم به اين قضيه علاقه اي ندارم فقط حس بدي دارم
اگه بهم گفته بودي، انقدر با يون سه نا بد برخورد نمي کردم
اگه ديديش بهش بگو متاسفم
اگه همه حرفاتو زدي، مي تونم برم تو؟
سرده برو خونه
بله
دلم برات تنگ شده بود
اگه دلت برام تنگ شده چرا زنگ مي زني؟ بايد بياي ببينيم
يه لحظه
از کي اينجايي؟
بايد بهم مي گفتي اومدي اينجا
تو راه خونه ات بودم
اگه همديگر ُ نميديديم چي؟
تنها چيزي که مي خواي ديدن منه
فردا نمي توني منو تو شرکت ببيني
!شي وو موفق شده
اصلا فکر نمي کردم عکس العملا انقدر مثبت باشه
رئيس ووک، کارتون حرف نداشت
بياين از اين موقعيت استفاده کنيم و آلبوم انفرادي شي وو رو منتشر کنيم
خبراي خوش ُ به شي وو هم بده
نظرتون چيه يون سه نا رو دوباره برگردونيم شرکت؟
با هم ديگه خوب کار مي کننا
فکر خوبيه
قبل از اينکه يه شرکت ديگه استخدامش کنه بايد باهاش يه قرارداد انحصاري ببنديم
بعد از اينکه همه جوانب ُ بررسي کردم بهش رسيدگي مي کنم
راستي مرخصي خانم شين چقدر طول مي کشه؟
چرا مرخصيش انقدر طولاني شده؟
واه. در مورد مقاله ات 2 هزارتا نظر دادن
"هيچ وقت فکر نمي کردم آهنگ شي وو انقدر منو تحت تاثير قرار بده"
خب حالا ديگه مي دونن
"شي وو خوش قيافه ترينه. آهنگاي شي وو تک ـن"
شخصيتشم حرف نداره
من فقط همين آهنگش ُ دوست دارم
اونا فقط همين آهنگش ُ دوست داشتن
چي؟
اشتباه خوندم "آهنگش ُ دوست دارم"
آهنگش ُ دوست داشتن
بدون شک اين آهنگ خيلي عالي بوده
از رئيس ووک خوشت مياد؟
بريم يه چيزي بخوريم؟
من امروز رو مود سوپ خوردنم
شرمنده. ولي من امروز رو مود کيک خوردنم
آهاي ولگرد، چيکار مي کني؟
من ولگرد نيستم. کماندار بي باکم
همچين باهام فرقي هم نمي کنه بيا بيرون. مهموني داريم
اين جشن موفقيتمونه
معروف شدي، با تشکر از من
آهان پس بخاطر تو معروف شدم؟
همه مي گن اون آهنگ عالي بوده
احتمالا با دريايي از تقاضا براي آهنگ ساختن مواجه بشي
تو هم همين فکر ُ مي کني؟
ولي کار ديگه نمي توني انجام بديا
واسه اينکه قراره فقط براي من آهنگ بسازي
دارم يه آلبوم انفرادي منتشر مي کنم توي اين آلبوم باهام همکاري کن
دوست نداري؟
نه، دوست دارم ولي شرکت با همچين چيزي موافقت مي کنه؟
دليل نداره نخوان موافقت کنن بازتاب اون آهنگي که ساختي خوب بوده
شمع ُ روشن کن
اولين موفقيتمون مبارک باشه
يک، دو، سه
.:::کليه حقوق مادي و معنوي آثار تيم ترجمه متعلق :::. .:::ميباشيد انتشار فايل هاي ترجمه بدون"sub-opus"به تيم ترجمه :::. .:::تگ هاي اختصاصي مجاز نميباشد:::.
ميخواي از همين امروز کارمون ُ شروع کنيم؟
چه کاري؟
مگه تو خنگي؟
من يه نفر ديگرو دوست دارم
يعني الان ردم کردي؟
واه. چطور روت ميشه با وجود من از کسي ديگه اي خوشت بياد؟
نمي تونم درست رانندگي کنم آخه خيلي شوکه شدم
راستشو بخواي، از اينکه با هم ديگه آهنگ مي ساختيم خيلي حال مي کردم
،ولي اگه بخواي به اين رفتارت ادامه بدي ادامه همکاريمون با مشکل مواجه ميشه
خيلي خوب ميشد اگه غير آهنگ ساختن کاراي ديگه ام مي کرديم
آهاي
خيلي خب، فعلا همين کافيه
ولي از امروز، به هيچي ديگه فکر نکن. فقط بايد به من فکر کني
فقط اينجوري مي توني به آهنگ بي نظير برام بسازي
نخند دوست ندارم از ماشين پياده شي
با احتياط رانندگي کن
يه نفر ديگه؟
شنيدم دو روزه نرفتي شرکت
تو از اون تيپ آدما نيستي که همچين مرخصيايي بگيرن
نکنه، ميخواي از شرکت بري؟
شرمنده اتونم
با هيون ووک مشکلي داري؟
موضوع اين نيست
تو که مي گفتي عزمت ُ جزم کردي بدستش بياري
چي شده يهويي نظرت ُ عوض کردي؟
هيون ووک با زن ديگه ايه؟
اشتباه مي کنيد فقط مي خوام يکم استراحت کنم
تو اين مدت زيادي از خودم کار کشيدم
دلم ميخواد برم مسافرت و کتاب بخونم
خوش بگذرونم
هائه يون
هستي ANA تو يکي از اعضاي هيئت مديره
مسخره و بي معنيه ANA جدا شدنت از
پيش خودت فکراي بي معني و مسخره نکن برگرد شرکت
جناب رئيس
من پدر دوستتم
دختر دوستم مثه دختر خودم مي مونه
نمي دونم از چي ناراحتي
...ولي پيش خودت فکر کردي اگه اينجوري بذاري از
شرکت بري من چه حالي ميشم؟
در موردش بيشتر فکر کن
دارم يه آلبوم انفرادي منتشر مي کنم توي اين آلبوم باهام همکاري کني
ميخواي از همين امروز همکاريمون ُ شروع کنيم؟
چرا همينجوري اونجا خشکت زده؟
بهم پيشنهاد کار توي يه پروژه شده ولي مطمئن نيستم از پسش بر بيام
آهاي، فکر کردي مي توني برا خودت بي کار و بي عار برا خودت ول بگردي؟
- من ولگرد نيستم - بي خيال
وقتي نودلت ُ پختي، سريع ميري دستشويي تميز مي کني
سلام؟
بله، يون سه نا هستم
چي؟ من؟
آهاي
بالاخره بهم پيشنهاد کار شد
الانم منتظرم که جلسه شروع شه بنظرت عالي نيست؟
تبريک مي گم
بنظرم اون گردنبد کار خودش ُ کرد
شايد از اين به بعد ديگه فقط اتفاقاي خوب بيوفته
يکي داره مياد بعدا بهت زنگ مي زنم
باشه
بشين
شما اون مديري هستيد که ميخواست منو ببينه؟
بله، خودمم
آهنگ شي وو خوب بود
منو به وجد آورد
واسه همينم بطور رسمي بهت پيشنهاد کار دادم
نظرت چيه با هم همکاري کنيم؟
تنهايي نمي تونم درباره اش تصميم بگيرم
پيشنهاد هايي ديگه ايم دارم و بايد در موردشون با مدير لي هيون ووک صحبت کنم
نيازي نيست با اون صحبت کني
نيستي ANA تو که ديگه کارمند
- ...با اين حال - چرا؟
چون من سئو جائه يونگ ـم؟
درسته. اين وسط کلي موضوعات ناخوشايند وجود داره
بنظر منم همين طوره
اگه مي دونستم خواهر سو ا ِنا هستي، حواسمو بيشتر جمع مي کردم
خواهرم ُ از کجا مي شناسيد؟
کسايي که تو کار موسيقين همديگر ُ مي شناسن ديگه
با اينکه سبک کاريمون فرق مي کرد ولي بهم نزديک بوديم
بعد از اينکه تو رو ديدم، خيلي به ياد سو ا ِنا افتادم
يادمه درباره ات چي مي گفت
يادمه از دست دوست پسرش عصباني بود
دوست پسرش؟
چي دارم ميگم بايد درباره کار حرف بزنم
-اگه با شرکت ما به توافق برسي
دوست پسرشم تو کار موسيقي بود؟
آره
ظاهرا خواهرت خيلي درباره دوست پسرش حرف نزده
نه
اونم تو کار موسيقي بود
ولي نميدونم چرا حس خوبي ندارم بگم کيه
اين موضوع به خودش ربط داره
No comments yet. Be the first to leave one.