نخستین 149 خط.
زیرنویس و ترجمه Patrick
!نامیدا، عقب وایسا از مشتریها محافظت کن
!باشه
!سومیره، واسابی، بریم
!باشه
!لعنتی
!نامیدا، فعلا عقبنشینی کن
.منم میتونم بجنگم
!گفتم برو
!اوه، واسابی چان
!نامیدا، جوتسوی خفنی داری
واقعا؟
چون روی همه اطرافیام !تاثیر میذاره نگرانم میکنه
.امیدوارم حال تاجرا خوب باشه
!جوتسوت واقعا عالیه، نامیدا
،ولی از بارشون محافظت کردیم
پس ما رو میبخشن، نه؟
!جوتسوت عالیه، نامیدا
!سومیره! واسابی چان! هانابی سنسه
...نگید که
خون، عرق و نامیدا
!نامیدا
!همه حالشون خوبه
دکتر میگه یکم باید استراحت کنن
.زود خوب میشن
!خدا رو شکر
!هوی
.شنیدم دستهی گاراکوتا رو دستگیر کردین
اونا یه مشت شینوبی لاابالین
که دنبال اشیای عتیقهن، آره؟
ه هوی! شنیدی چی گفتم؟
هان؟ چیزی گفتی، بوروتو کون؟
.هان؟ من که چیزی نشنیدم
جریان چیه؟
همه بخاطر جوتسوی من .شنواییشون رو از دست دادن
...اوه
.خب، ولی جوتسوی قویای داری، نامیدا
هان؟ گفتی کدوم برنامهی تیوی خوبه؟
!آره، اونجا خیلی دسرهای خوبی داره
نه! داریم دربارهی جوتسوی قوی !نامیدا حرف میزنیم
هان؟ چی گفتی؟
!...گفتم
...شبیه این پیرزنا شدن که حرفای همدیگه رو نمیفهمن
!خب دیگه، قراره بهبودی حاصل کنن
،اگه همیشه اینطوری بشه .روی ماموریتهات تاثیر میذاره
.یک حرکت اشتباه و یک خودی میکشی
هان؟ چی گفتی؟
دربارهی کدوم مغازه حرف میزنید؟
!...خب، گفتم
صداتون خیلی ضعیفه !اصلا نمیفهمم چی میگین
.حق با توئه کدوم مغازه؟
...فکر کنم کدوم برنامه؟
اون مغازه؟
...بخاطر همه !هان؟ بلند صحبت کن
!دیگه داد نمیزنم !آره، خیلی چیز خوبیه
!میرم یک جوتسوی جدید تمرین کنم
هان؟
هان؟ چی گفتی، نامیدا؟
!سبک آب: امواج خشمگین
نامیدا سبک آب بلد بود؟
.ولی نمیتونه یه دشمن ضعیف هم بترسونه
بنظرم باید بیشتر روی .جوتسوی فریادت کار کنی
.فایده نداره
باید یک جوتسوی جدید یاد بگیرم !و قویش کنم
برای همین میخوام از سنسه بپرسم ...چطوری این کار رو انجام بدم
.مسئله کنترل چاکراست
کنترل چاکرا؟
.سومیره
سبک آب: سویریها
.وااو، ایول
،با متمرکز کردن چاکرات در یک نقطه .میتونی قدرتش رو بالا ببری
ولی نامیدا ،وقتی ترسیدی
فورا داد میزنی و .احساساتت کنترلت میکنن
و عاملی میشه که .تمرکزت رو بهم میزنه
،میدونستم ...چقدر مثل بچهها زود داد میزنم
!هانابی سنسه
چکار کنم؟ !خواهش میکنم یادم بدین
!واو! همیشه اینقدر جدی نمیبینمت، نامیدا
این جدیتت خیلی برای !تمرکزت مهمه
!بله
!بیا، یالا
پس اون روحیهت کجا رفت؟
!چاکرات رو متمرکز کن
!نمیتونم
انباشته کردن چاکرا در حال حرکت
کنترلش توسط ناخودآگاهت رو .قویتر میکنه
!بیاکوگان
.زود باش
.چاکرات رو که با دهنت متمرکز نمیکنی
!اگه وقت داد زدن داری، تمرکز کن
میشه خواهش کنم تمومش کنیم!؟
...نمیدونستم هانابی سنسه !قرار نیست زود بری تو فاز استراحت
!اینقدر سختگیره !هنوز کارمون تمام نشده
!بعدی فاصلهس
.باید کاری کنی تا بالای این پارک برسه
!خیلی خب، نامیدا
...باشه
یعنی میشه تا اونجا برسه؟
.نمیتونم بخدا
!نه
!اینقدر باید سعی کنی تا بشه
.خودت خواستی ها
!تا آخرش باید بمونی
.خیلی هم هیجانی شده
،میدونی وقتی یکم روی شلنگ رو بگیری به بالا
میتونی مسافتی که آب طی میکنه رو ببری بالا، درست؟
.با این تصور چاکرات رو توی دهنت متمرکز کن
شلنگ؟
!حالا، روی قدرت کار میکنیم
اینقدر سبک آب بزن .تا اون کنده رو پرت کنی
نامیدا، روی کنترلت کار کن !و به یک منطقه هدایتش کن
!بله
تا وقتی پرتش کنم؟
!نگفتم کافیه
!ادامه بده
،این نه تنها قدرتت رو میبره بالا !بلکه استقامتت رو
...این همه آموزش سختگیرانه رو داره تحمل میکنه
!به خاطر ما، تا دیگه داد نزنه
...خب گمونم الان داره از درون داد میزنه
!ما هم باید تمرین کنیم
تا یه وقت موقع جنگیدن !اون مجبور نشه بیاد کاورمون کنه
!درست میگی !ما هم باید قویتر بشیم
.این جاهام خشک شده
.انگار ورم کرده
!خب چون معمولا ازش استفاده نمیکنی
.دیگه نمیتونم ادامه بدم
!نامیدا، فردا ما هم باهات تمرین میکنیم
هان؟
،ما کنارتیم !با همدیگه انجامش میدیم
!آره، با همدیگه قویتر میشیم
!واسابی! سومیره
!بخاطر شماها هر سختیای باشه میپذیرم
!نهایت تلاشم رو میکنم
!احضار
!هنوز خوب نبود! بعدی
!نوبت منه
!آره
!اومدم
!بیا
!اووپس! ببخشید نامیدا
...چیزی نیست !هنوز کارم تموم نشده
!آفرین
.نامیدا واقعا داره تلاشش رو میکنه
...هانابی سنسه
!نمیدونستم اینقدر سختگیر هستین
،قبلا شنیدم
.که خانوادتون قویترین تو کونوها هستن
.دوره عوض شده
ولی نامیدا تا حالا نگفته که میخواد قوی بشه، درست؟
No comments yet. Be the first to leave one.