نخستین 200 خط.
« تـرجمـه از عـلـيـرضـا و مـيـنا » .:: 3OLiCON & Oceanic 6 ::.
بعضيها ميگن
عشق مثل رودخونه ميمونه
که نِي لطيف رو غرق ميکنه
و بعضيها ميگن عشق
مثل تيغ ميمونه
و تنها باعث آزار روحت ميشه
بعضيها ميگن عشق
مثل قحطي ميمونه
...يه نياز پر درد و رنج بيپايان
دستات به پدرت رفته
من ميگم عشق
...مثل يه گُل ميمونه
پدرم باعث ميشد مضطرب بشم
شايد کلاً آدم عصبي بودي
شايد صبر و حوصله نداشتي
...ميبينم
بين درختها ميدوي
کوچيکي
درختها مثل غول، بلند هستن
يه سري دارن تعقيبت ميکنن
من همينجام
از بين درختها بيرون مياي
سرعتت زياد نيست
...اوه پسرم
اونا ميکُشنت
نابودت ميکنن
کسي که بنظر نمياد چيزي رو بهت بتونه بده
...و روح
اينجا کجاست؟
نميدونم
تو اول اينجا بودي
وقتي که شب
به آدم حس تنهايي ميداد
و جاده
طولاني و دراز بود
و فکر ميکني
که عشق تنها
براي آدمهاي خوششانس
و قدرتمنده
فقط بخاطر بيار
که در زمستان
زير خروارها
برف سنگين
دانهاي آرميده
که با عشق خورشيد
در بهار
تبديل به گل رُزي ميشه
شاشيدم به خودم
اين چه کاريه پسر؟
من افسر فرمانده اين پرونده هستم
اگه چيزي پيدا کردي بايد بهم زنگ بزني
.خب، تير خوردم اينم کم چيزي نيست
.صحنه جرم رو هم پيدا کردم اينم کم چيزي نيست
بدون همکارت... يعني من نبايد وارد صحنه جرم بشي
خب نميدونستم که صحنه جرمه
رفتم توو، بعدش يه نفر با شاتگان بهم شليک کرد
اونم 2 بار - ...پس چطوري هنوز -
.تير ساچمه پلاستيکي بود فقط فشار وارد ميکنه
گلوله کنترل اغتشاش و شورشه
...ميدوني، مثل همونايي که پليسها استفاده ميکنن
حالت خوبه؟
چند تا از دندههام تَرَک خورده
،يکيشون به استخوان جناغ برخورد کرده واسه همين قلبم درد گرفته
و چطوري اينجا رو پيدا کردي؟
از طريق يه مُخبر يه فاحشه بهم گفت
گفت يه بار کسپر اونو آورده بوده اينجا
.خيليخب خب، بذار دکتر معاينهات کنه
ببين ميتوني اون فاحشه رو بياري يا نه
اي تف، اينجا بوي شاش ميده
بوريس رفته داخل
پس من برم و مرخصي بگيرم زينا؟
همه موارد بايد از طريق واحد ويژه دايره جنايي پليس وينچي انجام بشه
با صحنه جرم من چيکار داري ميکني ستوان؟
امنيتش رو تامين ميکنم
،يکي از افرادم تير خورده بهتره باور کني که منم بايد اينجا حضور پيدا ميکردم
همهاش در اختيار شما
عايق صدا
خداي من
فايده نداره
...ببين، اين
لعنتي
اينجائه؟
اين اتفاق تا حالا توي عمرم نيوفتاده
شايد بتونيم همين نزديکي يه اتاق بگيريم
با خيال راحت
وقتش رو ندارم
اين قضيه مهمه فرانک
تو رو خدا؟ فکر ميکني خودم نميدونم؟
توي هيچ بخشي از زندگيم اينقدر مساله مرگ و زندگي در ميون نبوده
وقتي يه اسلحه ميذارن روي سرم با پررويي ميگم
".شليک خوبي کن. خرابش نکني"
عزيزم فقط آروم باش
کل اين قضيه غير طبيعيه
حس خوبي بهش ندارم
دربارهاش حرف زديم
کلي حرف زديم
غير طبيعيه
قبلاً گفته بودن مشکلي ندارم
اين حرفت يعني چي؟
همين که گفتم
اين. اين
دکتر گفت اسپرمهام فوق العاده متحرک هستن
خدا بخاطر اينکه متوجه نشدم
چيزي که تو با کير معيوبت به خوردم دادي
درست به بيمزگي اخلاق تُخميته ببخشه
اگه واسه جفتمون اين کار سخت باشه چي؟
انگار من دستگاه جوجه کِشي کوفتي توام
کير خودت رو ساک بزن
ويلا از طريق شرکت کاتاليست اجاره شده بوده
همون شرکتي که ماشينش رو هم اجاره کرده
قبوض آب و برق توسط شرکت با مسئوليت محدود پورپوز پرداخت شده
که شرکت کسپر بوده
و خونه يه خط تلفن هم داشته
سوابق تماسها رو چاپ کردم
اگه امروز چيزي گير نياورديم
ازت ميخوام که روي فاحشهها کار کني
از اين قيافهات يه استفادهاي بکن
باشه
نميتونستم بهش اشاره نکنم اما تو آدم بالغي هستي
خيليخب
...خيليخب. اون بازيگر زن
اگه ميخواي ازم بپرسي که کاري که ميگه رو کردم يا نه
پس بهتره بزني کنار پياده بشم
خب، ميخواستم بپرسم بنظرت اين افشاگري
مانع تحقيقات ما ميشه يا نه
واقعاً شک دارم
وقتي اين قضايا تموم شد بايد ازش شکايت کني
داف پولداریه
اون يه سيگار برقي کوفتيه؟
نميتونستي تلفنی حرف بزنی؟
دارم سعي ميکنم از تلفن استفاده نکنم
چيه؟ چي پيدا کردي؟
ديگه کي از اون خونه خبر داشته؟
خونه کسپر؟
منو وارد يه دام کردي فرانک
منظورت چيه؟
عجب
اين از بخت و اقبال توئه. لعنتي
اون دختره که آدرس خونه رو داد کجاست؟
کسپر با فاحشهها ميپريده
اون مال دني سانتوس بوده
افراد من جاکشي نميکنن
خب، پس شايد يه دوست پسر داشته
با همدستي اون براي کسپر تله گذاشته
يا شايدم کسپر اينقدر درگير کثافت بوده
که نميشه حدس زد ،اين بلا از طرف کي سرش اومده
،چون بذار بهت بگم قبل از اينکه اونجا صحنه قتل بشه
يه وضعيت رواني بگايي برقرار بوده
حالا بهم بگي کسپر باهات چيکار داشته ميکرده
يا اينکه بايد صبر کنم که وارد يه اتاق تاريک ديگه
با گلولههاي واقعي بشم؟
حرفهای ناخوشایندی میشنوم
میذارمش پای اینکه تیر خوردی
اوه راستيتش، بدجوري کُفري هستم
خودمم يه کمي عصباني هستم
چرا آب ميخوري؟
.مشروب ارومم میکنه ميخوام عصباني بمونم
کلي از پولهاي من دست کسپر بود
املاک
املاکي که همجوار ريل راهآهن بودن
چند وقت بود اونو ميشناختي؟
چند سال پيش کارم رو باهاش شروع کردم
وقتي از شهر رفتیم اينجا بود
بعد از اينکه بهم شليک کردن
يه دوربين مخفي رو دزديدن
.هارد کامپيوتر موندم چي ممکنه توش بوده باشه
،همونطور که گفتم ميذارم به حساب عصبانتیت
خب، اينکارو بکن فرانک
ري صدمه ديده؟ چي شده؟
يکي سعي کرده بکُشتش
شهردار وينچي در بِل اير زندگي ميکنه؟
شما بتي چساني هستيد؟
پليس ايالتي هستيم خانم
ورونيکا چساني
من مادر خوانده بتي هستم
خانم چساني، اشکالي نداره اگه چند تا سوال ازتون بپرسيم؟
،رئيس شوراي شهر وينچي بن کسپر رو ميشناختيد؟
يه کمي
يه بار در ضيافت شامي ديدمش
ديشب مهموني داشتيد؟
نه
دوای چشامه
سلام
بخاطر داريد که آقاي کسپر و شوهرتون
آخر شبها با هم حرف میزدن يا نه؟
نه، فکر نکنم
با آستين حرف زديد؟
اومدنتون اينجا از نظرش مشکلي نداشت؟
البته
داريم بررسي ميکنيم چون آقاي کسپر
توي اين شهر يه آپارتمان داشته
و سوابق تلفنش از تماسهاي متعددي
به اين خونه حکايت داشته
ساعت 1 و 2 بامداد
نمي... نميدونم
من به اين مسائل توجه نميکنم
.خط تلفن طبقه بالاست مسائل کاريه
خب چند وقته با آقاي چساني ازدواج کرديد؟
شهردار چساني
No comments yet. Be the first to leave one.