نخستین 200 خط.
..."ببین "مایا
.باید گوش کنی
.یه هدف جدید دارم
.باید بری، هر دوتون
...باید وسایلو بذاری تو ماشین و فرار کنی
.تا جایی که میشه از اینجا دور شو
.باشه، آروم باش، آروم باش
!جدی میگم! بس کنین
یا ممکنه این برداشت رو بکنم .که واقعا دلتون برام تنگ میشه
...میدونی، چهل ساله که دارم با هلیکوپتر
از شرکت "ایر آمریکا گرفته تا شرکت ...هادسون اسکای تورز" پرواز میکنم"
.و باید اعتراف کنم که از هر دقیقهش متنفر بودم
"گوش کردن به "مارتی ..که مدام کابین رقتانگیزش دفاع میکنه
!کابینها
تنها دلیلی که تونستم ...با این یارو کنار بیام
این بود که اون بهترین مکانیک کوفتی .تو این کاره
.آره، آره
.تو "ریگلی ویل" بزرگ شدم
راستش رو بخواین، میتونم ...این در مورد هر کدوم از شما هم بگم
...پس افتخاری بود که با شماها کار کردم
...و اگر گذرتون به "پالم دیزرت" افتاد
.خواهش میکنم بهم قول بدین زنگ نمیزنین
!به سلامتی - .به سلامتی -
.به سلامتی - .به سلامتی -
."ریگلی ویل"
.از کجا "وارن" رو میشناسی
.خدمات کرایهای. یک درصدش به عهده منه
.منم مکانیکم
.نمیتونن بدون ما پرواز کنن
.صبر کن
.زیاد طول نمیکشه
تیم ترجمه iMovie-DL تقدیم می کند
:مترجم Highbury
گایا
."سلام "ماشا
میدونم دیره، اما میخواستم .تنها باهات صحبت کنم
کجاست؟
.هرگز نمیخواستم ازش دور بشی
دخترم کجاست؟
.همینجا و در امانه
...اگر اینقدر... اگر بهش آسیبی بزنی
.حقیقت رو میدونم
...تنها دلیلی ـه که دنبالم اومدی
...تنها دلیلی که "اگنس" رو میخوای
...چیزی ـه که تو رو میکشه، یه بیماری ژنتیکه
...و فکر میکنی ما میتونیم درمانت کنیم
...که خون ما
...بله، چیزی که بهش نیاز دارم خونه
.اما چیزی که میخوام این نیست
...چیزی که میخوایم اینه که ما با هم باشیم
"اما تا زمانی که "ردینگتون .از زندگیت بیرون نرفته باشه امکانپذیر نیست
.فقط تو میتونی امکانپذیرش کنی
.میبینم که دستبند مادرت رو دستت کردی
.خوشحالم
.میخوام بدونی که جای بچهت امنه
...این ارتباط شبانهروز بازه
.هر وقت که بخوای "اگنس" رو ببینی
.سلام عزیزم
منظورت چیه، نمیخوای این ارتباط رو ردیابی کنی؟
فکر نمیکنی که فکر اینجاش رو کرده باشه؟
...به محض اینکه بفهمه ما ردیابیش میکنیم
.قطعش میکنه و "اگنس" رو با خودش میبره
...لیز"، تنها راهی که میتونیم "اگنس" رو بگیریم"
اینه که بفهمیم این .ارتباط از کجا میاد
.فکر نمیکنم بهش آسیبی بزنه
.البته که میزنه
.اون آخرین شانس زنده موندنشه
.اگر بهش آسیبی بزنه، منو از دست میده
.آره، و زنده میمونه
کرک" بیشتر از همه چی رو تو دنیا میخواد؟"
...که من بهش اعتماد کنم
.تا بهش اهمیت بدم
...و به خاطر اینکه این بیشترین چیزی ـه که میخواد
.آسونترین راه برای فریب دادنش همینه
.چیزی که میخواد ببینه رو میبینه، علاقه منو
.چیزی که واقعی رو نمیبینه، فریب من
.این ارتباط فرصتی ـه که به "کرک" نزدیک بشم
.و نمیتونم همینطوری به خطرش بندازم
.لیز"، فکر کنم داری سادهلوحانه برخورد میکنی"
.میدونم اینطور فکر میکنی
.و ازت میخوام بهم اعتماد کنی
دمبه" گفت" .یه سرنخی از "اگنس" داری
...چند سال قبل، به نسبت یه مواجه ناجور
...با یه کوسه گاوی داشتم
.وقتی که در سد مرجانی بزرگ شیرجه میزدم
راستش فکر میکنم ...سعی داشت مهربون باشه
.حتی یکم
...اما نتیجه کلی
.شکنجهآور بود
...اما یه ماه زیبای تموم رو
...صرف درمان شدن
...زیر دستان نگهبان بینظیر فانوسدریایی
...در "برمبل کی" گذروندم
...یه جزیره با ارتفاع کم که به سرعت
با بالا اومدن آب دریاها .در نتیجه تغییر آبوهوا زیر آب رفت
تغییر آبوهوا؟
نفر بعدی در فهرست سیاهمون ...کسی ـه که خودشو وقف محافظت از زمین
...در برابر بزرگترین تهدیداتی
.که ما ازشون خبر داریم کرده، خودمون
اون یه تروریست پنهانکار فعال در ...محیطزیست ـه که با اسم "گایا" شناخته میشه
.گایا" مادر زمین در افسانه یونانیه"
...باشه، پس، این ارتباط
...بین مادر زمین
و "اگنس" چیه؟
.چی ارتباطی نداره
.فقط مکان مهمه
...باید این مرد رو پیدا کنیم
.مگراینمه سرنخ بهتری از "کرک" داشته باشی
باهات تماس گرفته؟
.نه، نگرفته
."پس میریم سراغ "گایا
یه تروریست پنهانکار فعال محیط زیست؟
یه کلمه مرکب متضاد نیست؟
...نه نفر تا از ده تا
...عموم به اقدام ترور برای محیط زیست واکنش نشون میدن
...با عصبانی شدن از دست تروریست
...به جای جرم محیطزیستی که اتفاق افتاده
.که میخواد توجه رو به اون جلب کنه
با جلوه دادن خرابکاریهاش ...به عنوان تصادف
گایا" موفق میشه" ...خشم عمومی رو
...روی خطر واقعی متمرکز کنه
.نه جنایتی که اون به نمایش میذاره
میشه ادامه بدم؟
...در سال 2011، 10000 گالن از ام.سی.اچ.ام
یه ماده شیمیایی سمی ...مه برای شستن زغال به کار میره
...از نیروگاه شیمیایی فولرتون
.نشت کرد
...حالا، این نشت وارد آب آشامیدنی
.در شهرهای محلی شد
...چند صد نفر مسموم شدن
از جمله دو کودک و سه ...قربانی بزرگسال
.که بعدا مردن
...فعالان محیطزیست
...خطر این نشت رو از سالها پیش هشدار داده بودن
...اما هیچکس تا زمانی که اتفاق افتاد گوش نکرد
و بعد سرانجام سازمان حفاظت از محیط زیست .تغییراتی رو اعمال کرد
.پس جواب داده
.در نظر "گایا"، از مردم محافظت کرده
آره، خب، اینو به .پدرومادرایی بگو که بچههاشونو از دست دادن
...پس، افراد بیگناه رو میکشه تا
.نشون بده افراد بیگناه در خطرن
...چطوری گرفتن این روانی
بهمون کمک میکنه به "کرک" و "اگنس" نزدیکتر بشیم؟
.ردینگتون" چیزی نمیگه"
با این حال این باید .به پیدا کردن دخترت ربط داشته باشه
.عوضی
.میخوام این یارو پیدا بشه
.در مورد اون نشت همه چیزو بررسی کنین
.اگر خرابکاری بوده باشه، "گایا" یه ردی باقی گذاشته
.پیداش کنین
.هی
...خب، در مورد دیشب
.ببخشید که نتونستیم حرف بزنیم
...اما اگر میخوام امروز بریم ناهار و با هم حرف بزنیم
.چیزی نیست، حلش کردم
چی رو حل کردی؟
.که آیا درخواست انتقالم رو بفرستم یا نه
.تصمیم گرفتم که باید بفرستم، پس فرستادم
پس رسمی شد؟
منظورم اینه میدونستم ...داری در موردش فکر میکنی
...اما راستش - .چیز مهمی نیست -
.برای همه اینطوری بهتره
.درسته، حتما
...همین، در موردش کلی فکر کردی، پس
.تبریک میگم
.نباید "رسلر" رو منتظر بذارم
نیروگاه شیمیایی فولرتون گریسون، کنتاکی
.دیوونگیه
یه تیم کامل از ...بازرسان هئیت امنیت مواد شیمیایی
.این نشت رو بررسی کردن
.چیزی مشخص نشده
.این جعبه شماره 7 ـه
.43جعبه شواهد و مدرک دیگه هم هست
.دوست دختر جدید "آرام" رو جستجو کردم
چرا؟
چرا یه مرد از این کارا میکنه؟
.تا ببینم جذابه یا نه، که هست
.فکر کردم که همه چیزو داریم
.همه چیز از طرف هئیت امنیت مواد شیمیایی
.اینا از بخش تحقیقات داخلی هستن
.بهت گفتم که دارین وقتتونو تلف میکنین
.اون نشت یه تصادف بوده
...دو روز قبل از نشت، یه معاون بازرس کهنهکار
.تانکهای ذخیرهسازی رو بررسی کرده
...مشکلی ندیده
و دو هفته قبلش هم .اون یکی دیگه مشکلی ندیده بود
کدوم یکی؟
فقط به فهرست ...بازرسیهای برنامهریزی شده نگاهی انداختم
و فقط یه بازرسی .در یه ماه پیش از نشت اتفاق افتاده
...برنامهریزی شده، آره
.اما گاهیاوقات بازرسی بدون برنامهریزی داریم
...میخوایم هر چیزی که در مورد
.اون بازرس محلی دارین بدونیم، الان
."خدمات انرژی "بوران
بخش استخراج درسته؟
.خب، من یه بازرس عملیاتیم
...کار بدی ـه مرد
.استخراج
.آلوده کردن آب آشامیدنی
...یه جاهایی هست که میتونی
No comments yet. Be the first to leave one.