First Love

First Love

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

[Eroanimes] First Love 01
ناشر sokootnew
Game Over مترجم Eroanimes

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2020-10-09
تعداد دانلود: 10
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 93 خط.

! سریع ندو، میوفتی

مشکلی نیست

.برادر زیادی نگرانی

واقعا؟

چیزیم نمیشه

!بیا بهت گفتم! تو دست و پا چلفتیــه

...ممنون... برادر

برادر منحرف

!برادر منحرف

...کاسومی، توهم بزرگ شدی

!منظورم این نبود

کاستومی

Game Over مترجم

یه خواب، ها؟

.انگار فقط من توی خونه ام

...همیشه این چیزا

.برادر مال منه

میدونم

!برادر

!ممنون، برادر

حالت خوبه؟

.خوبم

.اگه اونجا بخوابی سرما میخوریها

.نخوابیدم

پرو گمشو دیگه برنگرد

.خیلی ها بیکار میشن

.نه

.دارم بخاطر کاسومی اینو میخونم

.میدونم

کنجکاوم، که کاسومی برام مشکلی درست نکرده

...گفتم که فهمیدم

...اما مامان

چیه؟

.موندم چرا همیشه توی خودشه

.سوال خوبیه

نگفتی چرا مطالب رو میخونی؟

برای همه فرق داره، از کجا بدونم؟

.دلیلش چی میتونه باشه؟ کنجکاوم

هی، میگم دوست پسر داری؟

میخوای بدونی؟

.نه واقعا. فقط میخواستم بدونم

و برادر توچی؟

میخوای بدونی؟

.نه واقعا

.حالا

.از اون موقع کاسومی رفتار عجیب و غریب شد

چی؟ نمیتونی بیا؟

چرا؟ چیزی شده؟

...ببین، من این دراما میخوام فردا ببینم

!اما دیروز دربارش چیزی نگفتی

!بخاطر اینکه فراموش کردم

...اما

.میدونی، من از اینکار خوشم نمیاد

...نه، من

.اه خب، اگه چیزی برای نگاه کردن هست، مشکلی نیست

انشالله دفعه بعد، خوبه؟

.اره، خیلی بد شد که فردا نیستی

،تونستم راضیش کنم برای یه قرار ملاقات موافقت کنه

.و حالا همش برای هیچی

برای برنامه تلویزیونی؟ جدی میگی؟

.باید رزرو رستوران رو لغو کنم

...هزینه هم داره

کاسومی؟

،ببین، من میخواستم با یکی از دوست شرکتم بریم

.اما مشکلی براش پیش اومد پس نمیاد

.من قبلا رزرو کردم ، نمیخوام هدر بدمش

.پس، میدونی

مثل قرار؟

.همیشه توی اتاق خودشه

.موهاش بهم ریخته و همش لباس های گشاد میپوشه

!هروز هم حموم میره

پس، نظرت درباره غذا خوردن بیرون چیه؟

اخیرا باهم بیرون نرفتیم، مگه نه؟

،میدونم خجالت اوره که با برادرت بری

،اما فکر میکنم گاهی خوبه باهم بریم بیرون

واقعا؟

،فردا وقتی کارم تموم شد

بیا همو توی رستوران ببینم، خوبه؟

...آمم

...خب

.یه لحظه نشناختمت

.خیلی وقت بود اصلا صورتش ندیده بود

.صورتش رو پشت موهاش قایم کرده بود

،و با لباس گشاد اینا رو قایم کرده بودش

.اما قشنگ شده

.اه نــه، نباید اینطوری به خواهرم نگاه کنم

.ببخش، کاسومی، باید کمی استراحت کنم

من دارم به چی فکر میکنم؟

من مستم، چرا اینطوری شد؟

!اون خواهرمه

!کاسومی

داری چیکار میکنی؟

داری شوخی میکنی دیگه؟

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left