نخستین 200 خط.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
به دستور وزارت فرهنگ و ورزش جمهوری قزاقستان
با حمایت مراکز دولتی
برای پشتیبانی از سینمای ملی شرکت سهامی غیرانتفاعی
«چطور میتونستم گرگ بیابون نباشم، و یه گوشهنشین عجیب و غریب،
وقتی هیچ کدوم از هدفهاشون رو قبول نداشتم و هیچ کدوم از لذتهاشون رو نمیفهمیدم؟»
هرمان هسه، گرگ بیابان
سلام، ببخشید، میدونی... تیمکا داشت بازی میکرد،
باید تیمکا رو پیدا کنم،
سلام... تیمکا رو پیدا کن...
هی، گندش نزن،
چرا هنوز رو زمینی؟ بلند شو،
هی، تو، فکر کردی خیلی شاخی یا چی؟
- بلند شو برو اونجا، - حرکت کن، حرکت کن،
برگرد،
من هیچیو تحریک نکردم،
امضا نمیکنم، بیخیال، مرد، این درست نیست،
فقط درباره مشکلاتم حرف زدم،
نمیتونم راحت حرف بزنم؟
این حق شهروندیم نیست؟
طاها و افرادش کسبوکارم رو گرفتن،
خیلی وقته به پلیس گزارش دادم،
ولی هیچ جوابی بهم ندادن،
تو راستدستی یا چپدست؟
چپدستم،
مگه شما نباید به آدمای معمولی مثل من کمک کنید؟
چرا به این فکر نمیکنید؟ ها؟
همه میدونن که طاها همهچیز رو کنترل میکنه،
اون بهتون پول میده،
همتون برای طاها کار میکنید،
اونا هر کاری دلشون بخواد میکنن،
من وام دارم، خانواده دارم، بچه دارم،
ما قانون داریم یا نه؟
بسه، باید برم،
لعنتی، بیستتا دیگه مثل این دارم،
بذار حرف بزنن، باید تا صبح اینو تموم کنیم،
نگهش دارید، محکمش کنید،
ببخشید، فقط میخواستم...
سلام،
تیمکا گم شده...
تیمکا داشت تاببازی میکرد، بعد غیبش زد...
برو، برو، برو! یالا!
آخ، لعنتی!
برو، برو، برو!
اینو بگیر،
برعکسش کن،
کمربند اسلحهتو درست کن،
از اینجا گمشو، برو، برو!
سلام، تیمکا...
پسر من، تیمکا، رو ندیدی؟
تیمکا...
تیمکا؟
اون کیه؟
صبر کن،
پسرت؟
پسرت گم شده؟
جیبهاشو بگرد،
باید یه کلید اونجا باشه، بیا، بگردشون،
بکن،
همینه، بده به من، بیا،
تیمکا رو توصیف کردم...
...به پلیس...
اون...
اون غیبش زده،
من پلیسام، من یه پلیسام،
پسرت رو پیدا میکنم، قول میدم،
گوش کن، تنهایی؟ تنها اومدی؟ تنها؟
- تیمکا... - چندتا؟
چند نفر؟ چند نفر اون بیرونن؟
بگو، چندتا؟
اون بهتر از والی نقاشی میکشه،
باید پیداش کنیم،
اونجا نبود، پرسیدم و گشتم...
اینجا بمون،
فقط اینجا بمون، هان؟
منتظرم باش، برمیگردم،
اینجا قلم و کاغذه،
میتونی نقاشی کنی، بکشش، یه طرح ترکیبی بکش،
من پلیسام، من پلیسام،
اینجا بمون، دنبالم نیا،
قلم، کاغذ، بکشش، دنبالم نیا،
بذار امتحان کنم، میخوام امتحان کنم،
وای، این یه تفنگ ایکِیئه،
بده به من، بذار ببینم،
لطفاً،
لطفاً، بذارید برم، لطفاً،
برادرها...
بچه دارم، لطفاً،
بذارید برم،
میگم بهتون، من پلیس نیستم،
چندتا از بچههامونو زدی،
اگه بهت پول بدم چی؟
کی؟
فردا،
اون پلیسه، مطمئنم،
توی منطقه قرمز میشینه،
اینجا آوردنش که برای شکنجه کمک کنه
متخصص اعتراف گرفتنه،
پلیس حتی تو زندونم پلیسه،
اون زن رو میبینی؟
گفت اگه کمک کنیم پسرش رو پیدا کنیم، پنج هزار دلار بهمون میده،
چرت و پرت،
لطفاً، داداش، بذار برم، بچه دارم، لطفاً بذار برم،
واقعاً پنج هزارتا داری؟
آره،
تیمکا رو پیدا کن،
واقعاً میتونی پیداش کنی؟
معلومه که میتونم، من پلیسم،
باشه، بیا بهش کمک کنیم، همهمون آدمیم،
هی، یالا،
سوار شو،
میریم دنبال پسرت، بیا، سوار شو،
اونورتر برو،
خب، اون پنج هزارتا بهمون میده و ما پسرش رو پیدا میکنیم، درسته؟
دقیقاً میدونی کجا باید دنبال پسرش بگردیم؟
این شهر حالا اینقدر بیقانون شده، نمیشه کسی رو پیدا کرد،
خب، حالا،
بیا، بگو،
آخرین بار اینجا دیدیش؟
تاب...
داشت تاببازی میکرد، بعد غیبش زد،
بعد راه رفتم، یه چیزی اونجا افتاده بود دیدم...
بسه، فهمیدم،
پسرش رو اینجا دزدیدن،
بیا اون دوربینها رو یه نگاه بندازیم،
همهچیز رو ضبط کردن،
اونجا یه دوربینه، اون یکی هم اونجاست،
این مغازه همینجاست...
ایناهاش،
یه تفنگ دو لول داره،
یه تیر مونده،
اوه، شایدم نه،
اینجا، این اونه؟
انگار داره مستقیم میره سمت این یارو،
هی، تو، این کیه؟ این کیه؟
کنارش کیه؟ مکس نیست؟ مکس، جاکشت؟
جاکششه، این باباشه،
باباش برش داشته،
این مکسِ طاهاست؟ آره؟
آره، مکس برای طاها کار میکنه،
- طاها؟ - لازمش نداریم،
ما با طاها کاری نداریم، توام نباید داشته باشی،
لازم نداریم،
ولی اگه پول داره، باید...
اینه؟
پول رو همراهت داری؟ تو جیبته؟
نشون بده، جیباتو خالی کن، بذار ببینیم چی توشه،
یه دعوا شد،
اومدم داخل،
گفتی نقاشی بکشم،
قول دادی... تیمکا رو پیدا کنی،
قول دادی...
قول دادی... تیمکا رو پیدا کنی...
تو پلیسی، قول دادی تیمکا رو پیدا کنی...
تیمکا،
تابها،
رفتیم... تیمکا...
چی میگی؟
نگام کن،
رفتیم و...
واضح،
واضح حرف بزن،
چی؟ داری دعا میکنی یا چی؟
داری دعا میکنی؟
نه،
برای پیدا کردن تیمکا...
داری به کی دعا میکنی؟
برای پیدا کردن تیمکا... برو پیدا کن...
تاب...
داشت تاببازی میکرد،
خفه شو،
اونجا رو نگاه کن، اون خونه رو اونجا میبینی؟
مکس اونجاست،
مکس که باهاش بودی... اون تیمکا رو داره،
میری اونجا و سراغ مکس رو میگیری،
تیمکا پیش اونه،
یالا، یالا، برو، برو، برو،
نباید به پلیس گزارش بدیم؟
من خودم پلیسم، درسته؟ من پلیسم،
من پلیسم، و باهاتم،
حالا برو بالا و سراغ مکس رو بگیر،
مکس...
مکس لازم نداریم...
برو بالا، من باهاتم،
بهشون بگو با پلیس اومدی، برو دیگه،
مکس، سلام،
تابها، تاببازی،
تیمکا گم شده،
مکس،
تابها، تاببازی، نوشتم...
نوشتم... و اومدم، تیمکا اونجا نبود،
تیمکا...
نمیتونن تیمکا رو بگیرن،
تابها، تابها... تاببازی...
لباساتو دربیار،
مکس داره منو میکشونه،
ازش میپرسم، «تیمکا اینجاست؟» و اون... فقط نگام میکنه...
بعد، یه تفنگ و... نمیدونم،
No comments yet. Be the first to leave one.