Tori and Lokita (Tori et Lokita)

Tori and Lokita (Tori et Lokita)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Tori And Lokita 2022 1080p BluRay x264 AAC5 1-[YTS MX
ناشر MAJID__KIA
باتشکر از ترجمه حامی عزیز و گروه سینما دریمینگ من فقط با نسخه بلوری هماهنگش کردم

برچسب‌ها

BluRay
x264
1080
TS
YTS
تاریخ انتشار: 2023-03-22
تعداد دانلود: 34
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 182 خط.

هماهنگی با نسخه بلوری MAJID__KIA

‫«توری و لوکیتا»

‫قوی‌تر از همیشه باشید ‫به امید ایرانی آزاد

‫- چیزی یادت نمیاد؟ ‫- نه.

‫یکی از رودهای فرعی اومه‌ست.

‫اسمش عین همون دریاچه‌ایه که ‫بهم گفتی خونه‌تون بهش نزدیکه.

‫اسم دریاچه رو یادته؟

‫توی مدارک مهاجرتت نوشته بود ‫قبل اینکه بنین رو ترک کنی،

‫توی مدرسه تیتیروی پاراکو تحصیل می‌کردی.

‫مدیر مدرسه کی بود؟ ‫خانم بود یا آقا؟

‫آقا بود.

‫- اسمش رو یادته؟ ‫- آقای مدیر بود.

‫آره، ولی اسمش چی بود؟

‫من صداش می‌زدم آقای مدیر.

‫گفته بودی توی همون مدرسه ‫دوباره داداشت رو دیدی.

‫درسته.

‫از کجا شناختیش؟

‫شناختم دیگه.

‫خانواده‌ات بعد تولدش ولش کردن، ‫تو که ندیده بودیش.

‫از کجا می‌دونستی داداشته؟

‫لوکیتا؟

‫از کجا می‌دونستی خودشه؟

‫توی مدرسه ندیده بودمش. ‫توی یتیم‌خانه بود.

‫بعد فوت مامانم، عموم می‌گفت که ‫مرگش تقصیر داداشم بود.

‫می‌گفت این بچه جادوگره و باید بمیره.

‫منم رفتم به توری گفتم.

‫با همدیگه قایم شدیم. ‫بعد اونجا رو ترک کردیم.

‫می‌دونستی توی کدوم یتیم‌خانه بود؟

‫می‌دونستم که کلی از بچه‌های جادوگر ‫توی یتیم‌خانه مامان مونیک بودن.

‫برای همین رفتم اونجا.

‫از کجا می‌دونستی خودشه؟

‫دنبال اسم توری گشتم.

‫ولی از کجا می‌دونستی اسمش توریه؟

‫توی یتیم‌خانه این اسم رو روش گذاشتن. ‫امکان نداشت بدونی اسمش اینه.

‫حالت خوبه؟

‫- بهتره کمی استراحت بدیم. ‫- حتماً.

‫- داروهات رو همراهت آوردی؟ ‫- آره.

‫می‌خوای مصاحبه رو بندازیم برای وقت دیگه؟

‫آره.

‫ ارائه شده توسط سینما دریمینگ ‫ @CineDreaming

‫مترجم: «حامی مغیثی» ‫در تلگرام: Timelordsubs@

‫لوکیتا، بیدار شو.

‫- توری! ‫- بله، اومدم!

‫- لوکیتا... ‫- توری!

‫- دو تا لیوان کمه، می‌رم بیارمشون. ‫- دستمالم بیار.

‫- قبل اینکه بری نمی‌خوای چیزی بخوری؟ ‫- نه، نمی‌خورم.

‫- تا ده شب برگردی‌ها. ‫- باشه.

‫حالت بهتره؟

‫کلی سوال دیگه به ذهنم رسید که ‫ممکنه درمورد یتیم‌خونه ازت بپرسن.

‫باز خدا رو شکر ازم نخواست ‫به زبان باریبایی جوابش رو بدم.

‫- هیچی ازش یادم نیست. ‫- «سلام» به باریبایی چی می‌شه؟

‫«خداحافظ» چی؟

‫«ممنونم» چی؟

‫ولم کن! از اتوبوس جا می‌مونیم‌ها!

‫نمی‌ذارم رد بشی.

‫بیا اینجا، باید بریم. ‫بازی دیگه بسه.

‫- می‌شه موهام رو درست کنی؟ ‫- آره.

‫سوال دیگه‌ای هم به ذهنم رسید.

‫در ورودی کلیسای کنار یتیم‌خانه چه رنگیه؟

‫- چه بدونم. ‫- قرمزه.

‫دیگه قرار نیست که رنگ ‫در کلیسای کنارش رو بپرسه.

‫شاید نپرسه، ولی بهتره بدونی.

‫فقط باید توضیح بدم که ‫از کجا می‌دونستم تو داداشمی.

‫واسه اونم فکری می‌کنیم.

‫من و برادرم می‌خوایم براتون ‫ترانه‌ای به ایتالیایی بخونیم.

‫- میکروفون من کو؟ ‫- اونجاست.

‫موقعی که به سیسیل رسیدیم، ‫خانمی به اسم پائولا،

‫باهامون توی مرکز آشنا شد. ‫و ترانه‌ای از شهر خودش بهمون یاد داد.

‫بله؟

‫ده گرم اضافه به مشتری جدیدمون بدید. ‫پلاک چهار خیابون صربستان.

‫دقیقاً قبل ایستگاهه. بلدی کجاست؟

‫آره.

‫میاد جلوی در تحویل می‌گیره.

‫اسپاگتی کاربونرا با سس بولونیایی ‫برای میز شیش حاضر کن.

‫سالاد کاپرسه برای میز سه حاضر کن.

‫- زود باشید. ‫- می‌شه پنج یورو برای آهنگمون بدید؟

‫رینو.

‫- رینو. ‫- بله؟

‫سیاه‌ها ده دقیقه آهنگشون رو خوندن؟

‫آره.

‫- بگیر. ‫- مرسی.

‫- نشونی رو یادته؟ ‫- پلاک چهار خیابون صربستان.

‫چهارصد و پنجاه یوروئه.

‫اینم ده تا.

‫- نمی‌تونی بیشتر بگیری؟ ‫- کلاً چهل یورو برام مونده.

‫وایستا.

‫الآن برمی‌گردم.

‫- فروشنده بتیم‌اید؟ ‫- آره.

‫- سه گرم بده. ‫- حداقلش پنج گرمه.

‫- آشپزه بهم این‌طوری نگفت. ‫- پس چی گفت؟

‫حقوق بازنشستگیم کمه و الآنم آخر ماهه.

‫بذار زنگ بزنم ازش بپرسم.

‫مشتری جدیده می‌خواد سه گرم بخره.

‫قبول نکرد.

‫بذار برم از یکی بپرسم، الآن میام.

‫- گشنمه. ‫- منم همین‌طور.

‫مواظب باش!

‫حواست به خیابون باشه.

‫چهارصد یورو خرید!

‫راه برو. پشت سرت رو نبین.

‫آهای، شما دو نفر!

‫با شما بودم، وایستید!

‫جلوی دیوار وایستید.

‫- چرا اون‌جوری از خیابون رد شدی؟ ‫- می‌خواست نزدیکم باشه.

‫- خواهرمه. ‫- مدارکتون رو نشون بدید.

‫- ساعت چند برمی‌گردید مرکز؟ ‫- ده شب.

‫داشتیم می‌رفتیم ایستگاه اتوبوس دور میدون.

‫بیست گرم بده.

‫رئیس...

‫- راهش بدیم داخل؟ ‫- آره.

‫بگیر...

‫نگران نباش، ده تاست.

‫یکیش کمه.

‫یکی کم دادی.

‫- نه تا اینجاست. ‫- یکیش رو خودت قایم نکردی؟

‫- نه. ‫- ما که دزد نیستیم.

‫به آشپز بگو اگه ارزون‌تر نده ‫می‌گردم دنبال فروشنده جدید.

‫نگهبانه گفت اگه ارزون‌تر نفروشیم ‫می‌گرده دنبال فروشنده جدید.

‫بگو بره بگرده مرتیکه حروم‌زاده.

‫حسابتون درسته، بگیر.

‫می‌شه فوکاچیا بخوریم؟

‫همه‌اش رو بردارید.

‫می‌شه جعبه خالی بهمون بدی؟

‫تا جمعه خداحافظ.

‫- تا جمعه خداحافظ. ‫- وایستید!

‫می‌خواستم چیزی بهت بگم.

‫تو برو طبقه بالا منتظر بمون.

‫- می‌خوای پنجاه یورو بیشتر در بیاری؟ ‫- نه.

‫اون روز که قبول کردی.

‫خوابیدی؟

‫نه.

‫می‌شه برام بخونیش؟

‫لوکیتا...

‫لوکیتا!

‫یک‌شنبه نیومدی کلیسا.

‫- مریض بودم. ‫- پس چرا بهم نگفتی؟

‫چرا تلفنت رو جواب نمی‌دی؟

‫می‌خوای واسه مامانت پول بفرستی؟

‫آره.

‫- چقدر؟ ‫- صد یورو.

‫پول ما چی؟

‫بیا با فرمین صحبت کن.

‫پول مامانت برام مهم نیست.

‫من شما رو آوردم اینجا، باید پولش رو بدی. ‫متوجه شدی خواهر؟

‫- یک‌شنبه پولتون رو می‌دم. ‫- صد یورو به جاستین بده.

‫- مامانم پول لازمه... ‫- گفتم بده به جاستین.

‫بشین تو ماشین!

‫- بگردش. ‫- چیزی ندارم!

‫- درش میاری؟ ‫- گفتم چیزی ندارم!

‫اگه نذاری بگردت کتک می‌خوری.

‫کفش‌هات رو در بیار...

‫تکون نخور گفتم!

‫دروغ گفتی خواهر.

‫کارت زشت بود.

‫یک‌شنبه میای کلیسا. شیرفهم شدی؟

‫آره.

‫می‌شه کمی ازش رو برای مامانم بفرستم؟ ‫یک‌شنبه بهتون پس می‌دم.

‫برای پول ثبت‌نام داداش‌هام ‫توی مدرسه گاروآست.

‫- نگفته بودی قراره بیای. ‫- دلم خواست ببینمت.

‫منم دلم می‌خواست. نقاشیت رو کشیدم.

‫مربی بهمون گفت نقاشی ‫کسی که می‌شناسیم رو بکشیم.

‫کسی که ازش بدت میاد یا خوشت میاد؟

‫گفت کسی که خوشم میاد.

‫- اون نقطه چیه؟ ‫- خال زیباییه.

‫موهام رو با حالت بافت مکزیکی کشیدی، ‫مگه نگفتی گیس بیشتر بهم میاد؟

‫چرا، ولی نقاشی کردن این‌مدلیش راحت‌تره.

‫پس بافت مکزیکی بیشتر بهم میاد؟

‫- دیگه چقدر بهشون بدهکاریم؟ ‫- ششصد یورو به علاوه بیست یورو.

‫بتیم برات قراری گذاشته بود، ‫می‌خوای من انجامش بدم؟

‫- نه. ‫- پولش رو لازم داریم.

‫- تو به فکر درس و مشقت باش. ‫- پس تو چرا نیستی؟

‫بهت که گفتم وقتی مدارکم برسه، ‫دوره غیرحضوری برمی‌دارم.

‫سلام مامان.

‫آره، قول دادم دویست یورو بفرستم،

‫ولی قاچاقچی که من رو از ایتالیا ‫آورده بود اینجا پولم رو ازم گرفت.

‫فقط بیست یورو دستم مونده.

‫مدارکم که برسه برات بیشترم می‌فرستم.

‫برای خودم خرج نکردم. باور کن.

‫راست می‌گم، باور کن توروخدا.

‫منم می‌بوسمت.

‫همه رو از طرفم ببوس.

‫خداحافظ.

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left