نخستین 200 خط.
منم مجردم
خب ديگه من ميرم
به چي زل زدي؟
اين قصه ي دو دوختر است با نامهاي ...آنجو و مانجو
که در اين عمارت مجلل به دنيا اومدند اما از لذت و آرامش آن بهره اي نبردند
وقتي مانجو 6 ماهه بود خدمتکارش او رو دزديد
مي گن که اون خدمتکار اوضاع روحي مناسبي نداشته
!ارباب، ارباب ...پدر و مادر از غم دوري اون دختر به قدري نگران بودند که__
...که براي اداره ي امور و کارهاي عمارت
برادر کوچکش ، تريبوان رو از روستا فراخوندند
...تريبوان به محض رسيدن
به عمارت ، شروع به توطئه چيني کرد
چون به ثروت فراوان برادرش چشم داشت
...وقتي آنجو ده ساله شد
پدر و مادرش در تصادف رانندگي جون خودشون رو از دست دادند
اما همه مي گفتن که اون حادثه، تصادفي نبوده بلکه عمدي بوده
اما چيزي اثبات نشد ...بعد از اينکه همسر تريبوان از دنيا رفت
براي تحويل دادن پسرِ تريبوان خواهر زنش اَمبا به اونجا رفت
امبا اومد ، اما هرگز برنگشت
مردم مي گفتند که تريبوان و امبا با هم رابطه داشتند
يه روز تريبوان سعي کرد تا آنجو رو بکشه
اما ، امبا که خيلي زيرک بود، جلوش رو گرفت
چون بعد از مرگ آنجو اموالش به وديعه در ميومد
...تريبوان ، داشت خون خونش رو مي خورد
اما اون کسي که بايد بهاش رو مي پرداخت بيچاره آنجو بود
!نه! نه عموجون! نه !نه نمي خوام
چرا انقدر دير کردي؟ امروز سالگر فوتِ پدر و مادرشه ديگه_
داشت اشک مي ريخت
...امروز سالگرد فوتِ برادرم و زنشه
اما کسي به من حرفي نزده؟
اين نشونه ي ناسپاسي يه ...که سالگر فوتِ برادري رو که هميشه
به من توجه داشته فراموش کنم
من لياقت عذرخواهي هم ندارم. به خاطر اينگناه بايد مجازات بشم
آنجو دخترم ، تو بگو بايد چجوري مجازات بشم؟ اين چه حرفي يه مي گيد عمو جون ، مجازات براي چي؟_
من داشتم به بيچارگي يه خودم گريه مي کردم
بيچارگي؟ کي تو رو بيچاره کرده؟ امبا تو دختر منو بيچاره کردي؟
چطور ممکنه چنين توهيني کنم؟ من مهمونِ اين خونه ام
آنجو ، خانم اين خونه است
دقيقاً ، امروز هر چي که خانم بخواد انجام ميشه
آنجو دخترم بگو چي مي خواهي؟ بگو دخترم بگو
دلم مي خواد برم معبد و به نيت پدر و مادرم ، 5 روپيه گل بخرم
فقط 5 روپيه گل؟ مي خواهي براي يادبود برادر عزيزم و زنش فقط 5 روپيه گل بخري؟
اصلاً نميشه! هر چي گل تو گل فروشيها هست رو بخريد
...و آنجوي عزيزم براي يابود پدر و مادرش در سرتاسر شهر
با دستاهاي خودش به بچه هاي فقير غذا بده و لباس تنشون کنه
واقعاً؟ - آره دخترم واقعاً ...اما اين همه پول رو مي خواهي از کجا_
تو حق نداري در مورد پولش حرف بزني بيا آنجو دخترم ، اين پول رو بگير
گل و شيريني پخش کن بگير ، بگيرش دخترم_
گل بده ، شيريني پخش کن بگير ، بگير
تو فکر کردي که من 5 روپيه بهت ميدم؟ مگه ديونه شدي؟
براي مرده ها فقط بايد اشک ريخت ، اون هم که تو ريختي خيلي دير شده ، ديگه انقدر وقت رو تلف نکن ، بيا بياد بريم بانک ، راه بيفت
يالا بيا ، تو بانک بهانه نمياريها ديگه ازتو و اون اشکات خسته شدم
بيا اينو بگير و برو
خانم آنجو ، بفرماييد اين هم پولتون ، بفرماييد بديد به من ، من مي گيرمش_
آقاي ماتور ، دور و زمونه خيلي بد شده
اگر بخواهي يه کمي پول با خودت اينور اونور ببري همش بايد نگران باشي
در هر صورت ممنونم ، عجله داريم و بايد بريم
اين همه عجله براي چيه؟
حداقل يه فنجون چاي با ما ميل کنيد راستش آقاي ماتور ، امروز سالگرد فوتِ برادر و زن برادرمه_
خيلي هم کار داريم. دخترم آنجو بايد بره و بين فقرا شيريني و لباس تقسيم کنه
بعداً هم ميشه چاي خورد ، فعلاً بايد هر چه زودتر بريم
آقاي تريبوان ، فکر کنم يه چيزي رو يادتون رفت نه ديگه ، پول رو که گرفتم _
نه خانم آنجو يادشون رفت که امضاء کنند خب ، خب_
بفرماييد
!درش رو بردار
امضاء کن
اين پول از کجا اومده؟ براي گل خريدن، پدربزرگ داده_
دايال بيا اينجا. بيا اينجا عزيز من
دايال کفشام رو دربيار
باشه آقا
با خدمت کردن به اين خانواده ، انگشتات خيلي دراز شده دايال
من به اين موضوع افتخار مي کنم ارباب
آخه کي براي امرار معاش ، چنين کاري مي کنه؟
من غلامِ امر شما هستم ، ارباب
پس چرا برخلاف امر من به آنجو پول دادي؟
!پدربزرگ
پول مي خواهي؟ پدربزرگ رو نزنيد_
مي خواهي براشون يادبود بگيري؟
پدر بزرگ فقط 5 روپيه داده بود. _چي؟ پدربزرگ فقط 5 روپيه داده بود_
چطور جرأت مي کني جواب من و بدي؟
دايال تو حتماً بايد دستورات من رو اجرا کني بله ، ارباب_
بگير! بگير! بگير
حالا براشون يادبود بگير. يادبود بگير
تو ديونه شدي؟ اگر اين بميره ، جامون وسط خيابونه ...آخه_
بيا بريم. تو نمي توني يه کم صبر کني؟ مي خواهي قبل از اينکه کاري انجام بشه ، همه چي رو به هم بزني؟
تو هنوز اينجا وايسادي؟
تمام کارهاي خونه مونده. دستت فقط يه کم خون اومده ، حنا که نزدي بهش. برو به کارت برس
خواهر ، اگر اتفاقي برات بيفته ، من چيکار کنم؟
آره راج ، من بايد زنده بمونم بايد به خاطر تو زنده بمونم
من تو زندگيم به جز تو کسي رو ندارم
تا موقعي که ما برميگرديم ، تمام اينها بايد تميز شده باشه. فهميدي؟
وگرنه کاري مي کنم تا زمين رو با اشکات بشوري
اين هر روز داره چاق تر ميشه يه وعده ي غذاييش بايد کم بشه ، راه بيفت بريم
تا موقعي که ما برميگرديم ، تمام اينها بايد تميز شده باشه. فهميدي؟
خواهر ، اين تميزکاري رو بذار کنار و برام لبخند بزن
خواهش مي کنم خواهر. خب خواهر بهم بگو تا اداي کيو در بيارم
مي خواي اداي بابام رو دربيارم؟
خيلي چاق شده ، يه وعده ي غذاييش بايد کم بشه
خواهر من مي خوام ازدواج کنم
واقعاً که ! تو اصلاً زندگيه شخصيه من برات مهم نيست؟
بيا رفيق ، خواهر که نمي خواد گوش کنه ، پس تو گوش کن
ميدوني ، اگر من عروسي کنم ، خواهر يه کم آرامش پيدا مي کنه
تازه يه دختر رو هم ديدم ، تو کلاسمونه
تا حالا مجرد مونده ، تو هِجي کردن هم يه بار بهم کمک کرده
اما هميشه دماغش آويزونه
مي گه براي جهيزيه ، يه عالمه شکلات ميخواد
بايد مخالفت مي کردم ، اما مي دوني موضوع سرِ شکلاتِ
خواهر ، تو برو با خانواده اش حرف بزن !ديونه ، بس کن_
خواهر يه چي بگم؟ چند وقتيه که رقصيدنت رو تماشا نکردم
نه نه
خواهش مي کنم خواهر
تو ميدوني اگر کسي ببينه چي ميشه؟
من اين چيزها سرم نميشه ، وقتي که مي رقصي ، لبخند رو صورتت مياد
نه
الان از اينجا صداي اهنگ نميومد؟ من هم شنيدم_
بله ارباب کي داشت مي رقصيد؟_
رقص؟ کي؟ انجئ مه لينجا نشسته بود و داشت گردگيري مي کرد
و راجو هم که داشت بازس مي کرد و من هم که اصلاً رقصيدن بلد نيستم
هر چي که ازت مي پرسن همونو جواب بده ، يالا برو باشه ، آقا_
من براي تولدم ، افراد مهمي رو دعوت کردم
حواست به آنجو باشه ، تا دسته گل به آب نده
تو گفتي و من هم شنيدم
نگران نباش ببينم ف چيزي رو فراموش نکردي؟_
چيو؟ هيچي_
اوه ، آره ، تولدت مبارک
تولدت مبارک باشه خيلي ممنونم_
خب ، ببينم ، امروز چند ساله مي شي؟
من تا حالا از تو پرسيدم چند سالته؟
متشکرم ، متشکرم، متشکرم
تولدتون مبارک. خب تا حالا چند تا زمستون رو ديديد؟
در برابر شما بچه اي بيش نيستم ببينم ، آنجو کجاست؟ نمي ببينمش_
حتماً سرش شلوغه
تا حالا چندين بار بهش گفتم که لازم نيست تو کار کني
اما انقدر کار کردن رو دوست داره که که نميذاره کسي دست به سياه سفيد بزنه
حالا اينها به کنار. بگيد ببينم سورج کجاست؟ والا من که اصلاً سر از کار اين سورج در نميارم _
بچه هاي همه تا ساعت 10 شب بر مي گردن خونه اما شبِ پسر ما تازه از ساعت 10 به بعد شروع ميشه_
پسر زرنگيه ، پسر زرنگيه
امشب شما برنامه رقص و آواز هم داريد يا اينکه فقط کيک و تمام؟
اين چه حرفيه که مي زنيد آقا ويشوانات يه دقيقه صبر کنيد و بعد ببينيد
دوستان ، خيلي متشکرم که در شاديِ من شرکت کرديد
شما تا حالا به خاطر خسيس بودن من خيلي بد و بيراه بهم گفتيد
اما امروز اميدوارم که تو تشويقهاتون اون بدو وبيراه ها گم بشن ، کف بزنيد
آنجو دخترم ، تو اينجا تنها چيکار مي کني ، جات اونجا خاليه بيا تو مجلس. بيا ، بيا
بيا دخترم
اون جرأت کرده که جلوي همه بزنه تو گوشِ تو؟
الان ديگه دستش باز شده ، اگر الان تنبيه نشه فردا ، همه چي رو مال خود مي کنه
هرگز چنين اتفاقي نميفته امبا چون خيلي وقت ميشه که شلاق من خونش رو نچشيده
اما حالا مي چشه
برقص ! باز هم برقص و بهم نشون بده که امروز چقدر مي توني برقصي
امروز انقدر ميرقصونمت تا عقده هات خالي بشه
نه! منو نزنيد
!بلند شو
بزن! منو مي زني؟ بزن
مي خواهي برقصي؟ رقصيدن رو خيلي دوست داري آره؟
الان چنان رقصي نشونت بدم که رقص خودت رو فراموش کني
رقصيدنت رو فراموش کني
با آهنگ که خيلي رقصيدي حالا با صدايِ شلاقِ من برقص
اگر همينجا ولت کنم ، ميفتي و چلاق ميشي
اونوقت ديگه تا آخر عمرت نمي توني برقصي حالا ولت کنم؟
ولت نکنم؟ ولت نکنم؟ نه عمو جون_
طوريت شد؟ پات شکست؟
حالا بايد چک کنيم. الان دخترم آنجو رو بلند مي کنيم تا ببينيم پاش شکسته يا نه
نه نشکسته. خب حالا مي شکنه
رو من دست بلند مي کن؟ تو روز تولدم رو من دست بلند مي کني؟
جلوي همه رو من دست بلند مي کني؟
!ارباب، ارباب جون! اينکار رو نکن !رحم کن
!دخترم ، آنجو رو ببخش، قربان اون ديگه نمي رقصه
پس بهش حالي کن که اگر يه وقتي دوباره دلش ...خواست برقصه
ديگه پاي سالمي براش نمي مونه ، که خاخال ببنده
ديگه نمي رقصه
بلند شو دخترم
پدر بزرگ به من زهر بديد دلم مي خواد بميرم
چرا مرگ سراغ من نمياد؟
من ديگه... ديگه بيشتر از اين نمي تونم تحمل کنم
دخترم صبور باش و به خدا توکل کن
يه چيزي يادت باشه
همون کسي که اون شلاق رو به دست تريبوان داده .
به يه نفر ديگه اين قدرت رو داده تا اون شلاق رو ازش بگيره
اسم من مانجوئه، چي؟
ببخشيد ، داداش مانجو من! داداش؟ _
به يه هنر منده روي صحنه مي گي رقاص؟ داداش؟
من نگفتم که رئيسم گفت
ببينم رئيس پولم رو ميدي يا نه؟
يه نمايش کامل اجرا کردم
ببينم ، اون حرفي رو که بهت گفتم به اين نگفتي؟
چي...؟ چي گفته بود؟
رئيس گفتن براي اينکه تمام پولتونرو بگيريد شام تشريف بياريد
بيا حساب اين دختره رو برس
داداش ، شما؟ من... من فقط داشتم شوخي مي کرد
مهم نيست و بعداً پولم رو مي گيريم تاتا ، باي بايب
سي يو . سايانورا. خداحافظ
جاگو جاگو! من نمي تونم از پَسِ اين بوفالو بربيام
من نمي خوام خودم رو درگير مشکلاتِ تو کنم
آقا ، زدي به ماشينم لطفاً خسارتش رو بده
پول مي خواهي؟ پس بگير
صب کن ، صب کن
جناب جاگو ، جناب جاگو . داشتم ميدادم ، ميدادم
بگير. اين 60 روپيه بابات خسارت تاکسي
بقيه اش مال تو عوضي زد ماشينو داغون کرد
چي چي؟ !اي کثيف ، اي کثيف
No comments yet. Be the first to leave one.