نخستین 200 خط.
an9 (آهنگ فلامنکو)
بیا، ژالو، ژالو.
بیا، ژالو، ژالو.
بیا، بریم اونجا.
بیا، بریم. (or: یالا، بیا بریم.)
بریم اونجا.
هالا، اون دو تا سطل رو ول کن.
عجله کن!
بیا، بریم تو صف.
بزن، بکش. بیا، بریم. بعدی. بکش، بکش، بکش.
-اون دم رو خوب بکن، عوضی!
برو، برو، برو!
پانزده آجر و دو آجر سیمانی.
صد پزوتا. نه، صد تا نه. پنجاه تا.
چی نوشته؟ اگه به تو نفروشم ، به یکی دیگه میفروشم.
چند روز پیش از من نصف پول گرفتی. من به چه حقی از تو نصف پول بگیرم؟
پنجاه سنت و ساعت. نه در ازای تمام طلاهای دنیا.
صد. اگه تو نخوایش، یکی دیگه میخوادش، ها؟ بیا، بریم.
۷۵ و دیگه حرفی نیست. -نه، نه، ۷۵ نه. صد، لعنت بهش.
an8 (به زبان کاتالان صحبت میکند)
برو، برو، برو. بفرمایید.
بفرمایید، آجر. آجر.
گله و شکایت نکن.
بیا، بریم. برو، برو، برو، برو، برو.
-دو تا گونی. دو تا گونی به بچه. بریم، بریم.
بیا. (بیخیال.)
سیمان دارد بیرون میآید. یکی دیگر از سیمانها.
باشه، بذارش سر جاش.
بیا، بکش، بکش، بکش، بکش، بکش، بکش. بیا، بکش، بکش، بکش، بکش.
دو تا سیمان اونجا، دو تا.
چه می خواهی؟
یالا، برو جلو. خفه شو!
داری خودت رو خفه میکنی. یالا!
لعنت.
زود، زود.
بریم، بریم، بریم.
اینو بپوشون، اون رو بپوشون. بزنش اونجا.
اونجا رو بزن.
بیا، هوا داره روشن میشه. بزن بریم، بزن بریم!
بریم، داره سحر میشه! بریم، بریم!
کیه؟ کیه؟ -همینه، بس کن!
اینم یکی دیگه!
مهمانان، پلیس!
رفیق! (چپچ کن) ادامه بده، ادامه بده.
«اوجها»! «اوجها» دارند از این طرف میآیند!
(زن) بیا چوب بذاریم!
باشه، باشه، باشه!
بیا، بیا، بیا، آرورا! بیا، هنوز به اونجا نرسیدیم.
an9 (زنگ هشدار از راه دور)
بیا، بریم!
(آرورا) بیا، بیا، بیا! بیا، ویتال!
بزنش!
an9 (سوت)
ساخت و ساز را متوقف کنید.
حرفمو نشنیدی؟
از پادگانها دور بمون، بیخیال.
-اونا همین الان هم اینجا هستن.
بهشون گفتم ساختن رو متوقف کنن. ساختن. دور بمونین!
-اینجا چیکار میکنه؟
-از اونجا برو بیرون!
هی، از اونجا ببرش بیرون!
اورتگا!
مانولو!
مگر نشنیدهای؟ بگذار بیرون بیایند.
نقش ها.
an9 (رلینچو)
مانولو ویتال.
اهل کجایی؟ از اندلس، اکسترمادورا...
من از والنسیا د آلکانتارا، استان کاسرس.
چی شده، همهتون اونجا جا نشدید ؟
تو هم اهل اینجا نیستی.
بیشتر از تو.
اهل کجایی؟ ها؟ سویلانو، درسته؟
میدونی ما اینجا چند تا موجود از سراسر دنیا داریم؟
چیزی وارد بدنت نمیشه؟ مممم؟
قرار است چه کار کنی؟
قانون را رعایت کنید.
این ساخت و ساز غیرقانونی است،
باید قبل از طلوع آفتاب سقفی بالای سرش باشد . اگر نه، باید آن را دور بیندازد.
این سقف داره؟
خواهش میکنم.
سقف ندارد، باید دور ریخته شود.
(آرورا) نه، خواهش میکنم.
خواهش میکنم.
نه، نه، نه! به خاطر خدا، به خاطر خدا! خواهش میکنم!
لطفا این کار را نکنید.
خواهر، شما نباید اینجا باشید. خواهش میکنم.
an9 (رلینچو)
an9 (رلینچو)
یه چیزی بگو، ویتال.
یه چیزی بگو.
همه گوش کنید! (سیلبا)
اما آیا به اندازه کافی سیر نشدهاید؟
به خودت هم لطف کن و ساکت شو.
تو حتی منو ساکت نمیکنی! همه گوش کنین! خفه شین!
ما اینجا مورد نظر نیستیم.
اما این زمینها مال ماست، ما آنها را با پول خودمان خریدهایم.
ما را بیرون نخواهند کرد، ما هرگز اینجا را ترک نخواهیم کرد.
ما یک بار ساختیم و دوباره هم خواهیم ساخت.
اما قرار نیست تک تک آنها را خودمان بسازیم، قرار است همه را با هم انجام دهیم.
هر شب یک خانهی مجردی
و وقتی خورشید طلوع کند، خانهای سقفدار خواهیم داشت.
و خانهی سقفدار گنج است، نمیتوانند آن را ویران کنند.
و اولین مورد چه خواهد بود؟ مال شما.
اونجاست.
آنها را برای توزیع در اختیار شما قرار میدهم.
بیا، همین. اما به آنجا نمیرسد!
اینجا.
خواهش میکنم.
an8 (به زبان کاتالان)
چه دختر زیبایی.
نه، مال من نیست. مال توست.
اوه، ممنون. بفرمایید.
ببینم میتونم یه نردبان دیگه گیر بیارم یا نه!
یه نردبون دیگه!
دارم میام.
مانولو، بچه الان خوابه.
باشه.
متشکرم.
an9 (چکش زدن روی میخ)
گلابی؟
برای بعد.
و مادر دختر؟
از خدای خودت بپرس.
اگر مایل باشید، میتوانم در این مدت از بچه مراقبت کنم.
ببین، من واقعاً یکی از شما نیستم.
از مال من؟ بله، از کاهنان.
خب، من که کشیش نیستم.
خب، اگه میخوای، ازش مراقبت کن،
اما زیاد در مورد عیسی مسیح و این جور چیزها باهاش حرف نزن.
لطفا یه لطفی در حقم بکن.
من کاتالان را نمیفهمم.
اسمش چیه؟
مانولو ویتال.
منظورم اون دختره است.
خوانا، در نقش مادر.
چطور اینو به کاتالان گفتی؟
نه؟ درست میگم؟
بله.
آنجا، این اتفاق میافتد.
بیا، این آخریه. همین.
an9 (چکش زدن روی میخ)
مسقف است.
عقبنشینی کرد. یالا، بزن بریم، اورتگا.
بفرمایید.
ما اینجاییم، ما اینجاییم.
بریم، بریم. خب، خیلی خوبه. خیلی خوبه.
بیا بریم.
an9 (بریینگ)
بفرمایید، بفرمایید.
و من در استان خاین متولد شدم.
و در غاری.
غاری که پنج اتاق خواب داشت.
من کوچکترین فرزند از بین ده فرزند هستم.
ببینم، اسمت چیه؟
ماریا
کاتالینا، دیر کردی.
چه اتفاقی افتاده؟
«ماریا» با M نوشته میشود. میدانید M چه شکلی است؟ M مخفف چیست؟ کسی میداند ...؟
بدین ترتیب.
(نینا) من بلدم چطور بنویسمش...
آیا میدانید کلمه «ماریا» چگونه نوشته میشود؟ بیایید ببینیم که آیا آن را درست نوشتهاید یا خیر.
سلام!
که تو منو دور انداختی. مگه نه؟
ببین، اونا...
«آه، ساکت، ساکت.»
آیا اینطور است؟ صبر کن.
نمیدانم.
an8 (رادیو به زبان کاتالان)
مانولو! چی؟
کارمن، بدون خروس که نمیشه مرغداری داشت!
-نه، اونا خیلی بد هستن.
بیشتر، بیشتر.
درست است، بیایید همینطور ادامه دهیم.
-من یکی دیگه پرتاب میکنم.
-من عبور خواهم کرد.
(بوفا)
لعنت به آب.
چه خبر، پاکو؟ صبح بخیر، پاکو.
مانولو، من گلابیهایی که کارمن ازم خواسته بود رو دارم!
بعدش میاد سراغشون. دیر نکن وگرنه به یکی دیگه میفروشمشون.
برای ناهار، خواهید دید که چقدر خوشمزه است. خوشمزه. خیلی ممنون.
ماریکویلا، چقدر موهات خوبه، موهات. من ازشون خوشم میاد.
اول بذارش سر جاش!
خم شو، خم شو، خم شو! همه چیز را خم کن!
بچه جون، همه چیز رو تا کن، داری به عقب برمیگردی!
بزنش!
بهت میگم، کامیون رد نمیشه. بله، رد میشه!
اما دیدی جاده چطوره؟
خب، پسر کوچولو، یواش یواش بهت نشون میدم .
ما آن را بیرون میآوریم و من آن را به شما نشان خواهم داد. فیلیپین!
صبح بخیر.
ویتال، ما اینجا با این مروارید هستیم، کسی که نمیخواهد سوار کامیون شود.
وگرنه از هم میپاشم، بابا، بچه. یالا، بیا بریم.
an8 هی، هی!
an8 مراقب حرف زدنت باش.
تو هم اینو میفهمی؟
دیگه چی...
an9 (به صدا درآمدن زنگ)
چه خبر، روبیو؟
No comments yet. Be the first to leave one.