نخستین 200 خط.
ترجمه وزیرنویس - م. تاج الدینی تیرماه1401
رنگ آبی به نشانه قتل
باهنرمندی :جوزف کاتن -- جین پیترز گری میلر
موسیقی - لیونل نیومن
نویسنده وکارگردان : اندرو استون
اتاق پولی کامرون کجاست؟
ببخشید آقا ملاقات ممنوعه من عموش هستم.
لطفا به پاهام دست نزن!
اتاق 362 .
به پاهام دست نزنید!
وحشتناکه.خیلی داره درد میکشه مشکلش چی هست؟
هنوز نمیدونن. دکتر استیونسون ، این برادر همسرم ، ویتنی کامرون است.
حالتون چطوره دکتر؟
من با یه دکتر متخصص تماس می گیرم. به نظرم شبیه تتانی است
خانم کامرون ، فکر کنم جای نگرانی نباشه .
آه ، خدا را شکر. دختر مریض قوی بود خیلی شانس آوردیم
هنوز نمیدونید مشکلش چی بود؟ بطور قطع نه
آزمایش تتانی منفی بود.
ما ازشما خیلی ممنونیم دکتر
باید با داگ تماس بگیرم
از تلفن بیرون استفاده کن
علاوه بر این ، باید یه سیگار بکشم.
کام ، حالا که اینجا هستی ، چطوره چند روز را با ما بگذرونی؟
واقعاً دوست دارم لین اما باید فردا برگردم.
ما در حال افتتاح یه پروژه جدید در ونزوئلا هستیم.
شما همیشه در سراسر دنیا پرسه می زنید.
فکر نمیکنی باید هرازگاهی شمارو ببینیم؟
این برای بچه ها مهمه.
باید وقت بیشتری را با آنها بگذرونم.
مخصوصاً داگ . اون هرگز نتونست مرگ پدرش را تحمل کنه
میدونم ضربه خیلی محکمی بود
اون حالا در سنیه که به پدر احتیاج دارده.
شما نزدیکترین کس بهش هستید.
بذار ببینم چه کاری از دستم برمیاد شاید چند روزی بیشتر بمونم.
همه چی رو ول کردم تا بیام اینجا خیلی از شما ممنونم
منظورم این نبود. تلفن اینجاست
فقط اینکه من باید یه متخصص نگارش عمومی پیدا کنم و نامه هایی تحویل بگیرم.
بسیار خوب.شما بروید برای شام منتظرت هستیم
یک ، دو ، سه ، چهار ، پنج ، شش ، هفت ، هشت. شانس.
اوه اوه افتادی زندان.
خیلی بد بود ، عمو کام.
من مرد جوانی را می شناسم که باید بلافاصله بره به رختخواب.
نمیشه کمی بیشتر بازی کنیم؟ از وقت خوابت گذشته.فردا هم باید بری مدرسه
اما عمو کام فقط چند روزاینجاست قراره با هم سرگرم باشیم
چطوره فردا بریم نمایشگاه یخ اوه پسر! فوق العاده است!
من تو را از مدرسه سوار می کنم. اوه ، کاش پولی هم میتونست بیاد.
شب گذشته حالش وحشتناک بود ، مدام داد می زد ، "به پاهای من دست نزن!"
بله میدونم. شنیدم
اما فکر کنم باید سعی کنیم این مسئله را از ذهن خودمون دور کنیم.
- بابا هم همین جوری فوت کرد؟ - منظورت چیه؟
فکر کنم داگ میخواد که تصوراتش با او فرار کنن.
اما پاهاش مثل خودش چرخیده وسفت وخنده دار شده
درسته؟ مثل همان پولی
همینطوره؟
خب ، حدس می زنم شباهتی وجود داشته باشه.
اما همه دکترها موافقن که بیل به انسفالیت ویروسی مبتلا شده.
به هر حال موارد زیادی باید با همان علائم وجود داشته باش. منم همینطور فکر میکنم.
به عمو کام در مورد تیم بیس بال خودت گفتی؟ پسر ، ما یه تیم داریم
من تا به حال دو مسابقه اجرا کردم.
البته تیم ما خیلی بزرگ نیست.
اگه بوستون بودیم ، میتونستیم خیلی رد ساکس باهم ببینیم
چطوره اجازه بدی داگ تابستان آینده با من بگذرونه اوه اجازه میدی لین؟
چرا که نه؟ به نظر عالی میاد.
عالیه.. پس حله دیگه.
من یه قایق بادبانی قدیمی دارم. آخر هفته ها میتونیم خیلی حال کنیم.
تابستان گذشته لین ما رو برد دریاچه جورج
من چیزای زیادی در مورد قایق یاد گرفتم. اون یه ملوان حرفه ایه
مثل اینکه لین خیلی برات زحمت کشیده آره اون خیلی خوبه
شب بخیر پسر ، شب بخیر عمو کام
شب بخیر لین ، شب بخیر داگ
میدونی روش شما درمورد تربیت بچه ها خیلی خوب بوده
خیلی سخت نبود اونا بچه های خوبی هستن
وقتی مادرشان فوت کرد ، فکر می کردم هیچ کس نمیتونه جای اونو بگیره
اونا واقعاً شمارو دوست دارن ، لین.
نمیدونم چطوری میتونن به این کمک کنن
من همیشه فکر می کردم بیل یه مرد خوش شانسه.
حالا دارم می فهمم که چقدر
ببخشید.
الو؟
آره.
باشه. الان میام اونجا
پولی بود. دوباره عود کرده .
کام! کی اومدی؟
سلام ، فرد .مدتهاست همدیگه رو ندیدیم
صبحانه خوردی؟
فرد ، پولی مرده .
مرده؟
مگی؟ مگی؟ بله.بله
سلام کام سلام ، مگی
پولی کامرون فوت شده. چی شده؟
باورم نمیشه
اوه بچه بیچاره . کی اتفاق افتاد؟ امروز ساعت 3:00 صبح.
اوه ، چه شوک وحشتناکی برای داگ کوچک است. حالش چطوره؟
خب ، به هردو آرامبخش داده شده.
لطفا به صبحانتون برسید
برم یه فنجون دیگه بیارم
پولی چه مشکلی داشت؟
خب ، دکتر گفت مرضش نسبتا ناشناخته است
تشخیص نداد؟ فکرکنم گفتنش سخت باشه.
اما یه چیزی در موردش هست که منو آزار می ده. خب چیه؟
ظاهراً پولی و پدرش یه نوع تشنج داشتن.
پولی مدام جیغ می کشید ومیگفت "به پاهای من دست نزن!"
"به پاهای من دست نزن"؟ بله
چرا؟
گفتنش عجیبه.
میترسم ارثی باشه و داگ هم تحت تاثیر قرار بگیره
از دکتر پرسیدی؟ آره گفت امکانش نیست
دقیقاً همین گفته عجیب بنظر میرسه خیلی عجیب
وقتی برادرت فوت کرد تو مشکلی نداشتی؟ نه
دکتر گفت از چه چیزی فوت کرده؟ انسفالیت ویروسی.
یه نوع بیماری خواب
اما در مورد پولی هنوز چیزی نمیدونن؟
یه جورائی در ذهنم موضوع...
"به پاهام دست نزن" چیزی را تداعی میکنه.
دوباره شروع شد. یکی دیگه از ماجرای تعقیب غازهای وحشی.
مگی هنوز درتخیلات خودشه
چند سال پیش داشتم درمورد یه داستان تحقیق میکردم
...یه مورد وجود دارشت که من دوباره
- مشکل چیه؟ - هیچ چی. فراموشش کن.
اگه چیزی تو ذهنته بریز بیرون
فکر کنم خیالاتی شدم چی میخواستی بگی؟
خب .خب؟
باشه. درمورد یه قتل تحقیق میکردم
قربانی همین نوع تشنج داشت...
و مدام فریاد می زد: "به دستهام دست نزن!"
خب بعد؟ بعد براثر استرکنین مرد
بی خیال مگی
میخوای بگی پولی و پدرش ممکنه مسموم شده باشن؟
این یکی داستان نیست. شما با افراد واقعی سر و کار دارید.
خب ، فقط منظوراینه که شباهتی وجود داره.
نگو که دکترها استریکنین را تشخیص نمیدن.
درمورد داستان من.بله تشخیص ندادن
وحالاهم نمیدونن چی باعث مرگ پولی شده
ببینیم که دائرالمعارف در مورد تشنج چی میگه.
چرا همیشه باید همه چیزو دراماتیک کنی؟ داری شورشو درمیاری
وقتی می بینه یه مرد چاقوی جیبی را بیرون میاره تا مدادشو را تیز کنه...
بلافاصله براش پرونده قتل درست میکنه
حالا چرا هردو پریدین بمن؟ فقط میخوام یه چیزی رو بررسی کنم
خب ، هشت مورد ذکر شده
کزاز که باید درمان بشه
واضحه که مرض هاری نبوده
صرع؟ نه هیچ سابقه ای در خانواده نبوده
تتانی چطور؟ مطابق گفته دکتر استیونسون نیست.
با وجود همه این موارد ، مثل تومور مغزی نشانه های اولیه وجود داشته .
میدونید ، یه چیز هست که خیلی مشکل میشه ردش کرد
چی؟ استریکنین
استریکنین؟ جدی میگی خانم سارجنت؟
خب ، شما اعتراف میکنید که علت مرگ رو تشخیص ندادید
درمورد مرگ با استرکنین همین علائم را ایجاد میکنه.
عقیده شما هم همینه ، آقای کامرون؟ نمیدونم دکتر.
موارد گیج کننده زیادی وجود داره
شما گفتین علتش کزاز نبوده.ولی همین علت را درگواهی فوت ذکر کردین.چرا؟
چون مریض را برای این مورد معالجه میکردیم
او به داروی های کلسیم پاسخ داد ماهم ادامه دادیم
در حقیقت ، من کالبد شکافی را پیشنهاد کردم
چرا نذاشتی کالبد شکافی کنن؟ چون لین مخالف بود
ببین. اگه موافقت هم میکردم فایده ای نداشت
یه سوال دارم. فکرمی کنید کودک چطوری مسموم شده؟
خب ، نمیدونم ، نمیتونم بگم تصادفی بوده یا نه
فکر نکنم بخوام بیشتر تو این ماجرا درگیر بشم آقای کامرون
بسیار خوب.بسیارخوب متاسفم که مطرح کردم . بریم؟
تصور اینکه کسی بخواد کودکی رو مسموم کنه خیلی عجیبه
من نمیدونم. پس کار کی ممکنه باشه؟
چند نفر خب مثلا کیا؟
به عنوان مثال ، لین. روزتون بخیر دکتر
مگی
مگه دیوونه شدی که این موضوع را به لین نسبت میدی ؟
ممکنه به دردسر بیفته. بسیارخوب دیوونه شدم.فقط گفتم ممکنه. وهست.
چرا از لین خوشت نمیاد؟ میتونم ببرمش یا ترکش کنم
بی خیال ، مگی. همه رو اشتباه میکنی
اون مطمئناً همسر خوبی برای بیل بود باهاش خیلی خوشبخت بود
شاید همینطور باشه.
مراسم خاکسپاری فردا چه ساعتیه؟ ساعت ده
تا کی قصد داری بمونی؟ تا آخر هفته
خب ،حداقل چند روز فرصت دارم خداحافظ
هر چه بیشتر با لین بودم ، بیشتر فهمیدم که
شخصیت نجیب و خوبی داره
واقعا باید فردا بری؟
تا جایی که میشد موندم میدونی که بیش از یک هفته گذشته .
بله میدونم من باید هرچه زودتر برگردم
میتونی رو من حساب کنی خوبه
گرما و علاقه لین به داگ...
خیلی کمک کرد تا ضربه مرگ خواهرش کم بشه.
سوءظن درمورد لین کاملا مسخره است
لین از همه نظر خوب بنظر میرسید
آقای سارجنت.تلفن باشما کار داره
بهش بگو خودم تماس میگیرم
نه ،جواب بده کام
ببخشید.
فرد؟ هنوزم میخوای فردا صبح بری؟
بله حتما. باپرواز هفت وربع
نمیتونی کمی بیشتر بمونی؟
چیزی هست که باید بهتون بگم
مگی خیلی اصرار داره
نمیدونم میتونم یانه.خب ادامه بده
تردید دارم از طریق تلفن بگم چرا؟
میدونی داشتم به موضوع برادرت رسیدگی میکردم
طبق وصیت نامه ، لین سهمی نمیبره
- فقط سود دریافت میکنه مگر اینکه مگر اینکه چی؟
حالا فکرنکن داریم نتیجه گیری میکنیم
No comments yet. Be the first to leave one.