The Girl by the Lake

The Girl by the Lake (La ragazza del lago)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The-Girl-By-The-Lake-2007-720p-WEBRip-x264-AAC--YTS-MX
ناشر warez
Translated subtitle from English to Persian la ragazza del lago 2007 زیرنویس فارسی سریال

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2025-11-20
تعداد دانلود: 11
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

مستقیم برو خونه، باشه؟

ولی قول بده فردا می‌ری مدرسه.

قول می‌دم، خاله.

خداحافظ.

صبح بخیر ماریا. صبح بخیر مارتا.

سلام مارتا. سلام سیلویا.

آنا.

دیر شد.

داشتم خواب می‌دیدم. چرا بیدارم کردی؟

سلام ماریو.

نه، نمی‌تونم سوار شم. مامانم نگران می‌شه.

باشه پس.

می‌بینمت آلفردو.

لورنزو! پائولا، چی شده؟

مارتا رو پیدا نمی‌کنم!

چطور ممکنه مارتا رو پیدا نکنی؟ چی داری می‌گی؟

یک ساعته دارم دنبالش می‌گردم! چیکار کنم؟

کمک کن وگرنه دیوونه می‌شم!

آروم باش. همه چی رو آروم تعریف کن.

همه جا رو گشتم! همه جا دنبالش گشتم!

وقتی شیفت شب داشتم، می‌رفت خونه لوسی بخوابه.

و صبح‌ها اگه نمی‌خواست بره مدرسه، تنها برمی‌گشت خونه.

اما امروز صبح...

حتماً رفته پیش یکی از دوستاش. نه!

فقط وایمیستاد به سگ آقای آرماندو غذا بده.

کمکت می‌کنم، همه چی درست می‌شه.

مردهای بار هم رفتن بیرون روستا دنبالش بگردن.

"بیرون روستا" یعنی چی؟ چرا بیرون روستا؟

آخه بیرون روستا چیکار می‌تونست داشته باشه؟

اسمش ماسیسه.

خیلی مریضه ولی این خرگوش مورد علاقه منه.

خیلی دوستش دارم چون پیره، از همشون پیرتره.

اگه خواستی می‌تونی نوازشش کنی.

بابام می‌خواد بندازتش توی تابه و بپزدش، ولی من اجازه نمی‌دم.

وقتی مرد، جای دفنشو آماده کردم که بندازمش توش.

بهتره بابامو بذارم تو تابه بپزم!

جیش دارم. دستشویی دارین؟

اونجاست.

بله؟

بله، خودمم.

از کی؟

بگو ۱۰ دقیقه دیگه اونجام.

بچه چی؟

ماریو، دارم در مورد بچه ازت می‌پرسم!

رفت.

خوشحال شدی؟

پس کتت چی؟

کُتت رو کجا گذاشتی؟

گمش کردم.

صبح بخیر. صبح بخیر.

کمیسر، ببخشید که برای چنین چیزی مزاحمتون شدم.

این همونه؟ - بله، اونو دم ورودی روستا پیدا کردم، حالش خوبه.

گفت کجا بوده؟ رفته بود پیش ماریو خرگوشاشو ببینه.

ماریو کیه؟ یه کم دیوونه‌ست، ولی در واقع آدم خوبیه.

همه دیوونه‌ها تا وقتی کار بدی نکردن، آدمای خوبی هستن.

شما کی هستین؟ من جیووانی‌ام.

مادرت زنگ زد چون نگران تو بود.

عصبانیه؟

نه، فکر نمی‌کنم. حالا بریم چون مادرت منتظرمونه.

ماریو می‌ترسه باباش ماسیسه رو ازش بگیره...

و بندازتش تو تابه بپزه.

ماسیسه کیه؟ خرگوشه.

می‌خواستم با خودمون بیارمش ولی...

ماریو گفت خرگوشه از "دریاچه ماردار" ...

خیلی می‌ترسه.

اونجا یه دریاچه کوچیکه.

اینجا یه افسانه‌ای هست که تعریف می‌کنن.

یه ماری تو این آب‌ها زندگی می‌کنه که...

همون لحظه که بهش نگاه می‌کنی، تا ابد به خواب میری. باورش می‌کنی؟

نه، اون افسانه نیست.

امروز اون مار اومد.

و واقعاً جادو کرد.

چه جادویی عزیزم؟

به مامانت میگی وقتی با ماریو کنار دریاچه بودی چی شد؟

مارتا!

شاید بهتر باشه ما بریم بیرون.

جناب کمیسر!

خدای من!

می‌دونی کیه؟

آنا. آنا نادال.

میشه ساکت شید؟

سیبولدی، وقت تلفنه؟ خاموشش کن.

ببخشید، خاموش کردم.

کسی از دادستانی اومده؟ بله، دکتر جیانی اومده.

ولی الان نمی‌تونم ایشون رو ببینم.

کُت رو برداریم یا بذاریم بمونه؟ همونطور که هست بمونه.

کارت که تموم شد، کُت رو برمی‌داریم.

چطور مرده؟ ریه‌هاش از هوا محروم شده.

ممکنه غرق شده باشه ولی نمی‌تونم دلایل دیگه رو نادیده بگیرم.

رد روی گردنشو دیدی؟ بله.

سی درجه. کمی پیش مرده.

باید جسد رو ببرم.

کمی صبر کن، می‌خوام یه کم بیشتر نگاه کنم.

سیبولدی، همه رو از اینجا دور کن. لطفاً دور شید!

حالا می‌تونی کُت رو برداری.

می‌دونی ماریو کجا زندگی می‌کنه؟

بله، پایین پل زندگی می‌کنه.

ولی باید ماشین رو برداریم چون از اینجا توضیح دادنش یه کم سخته.

باشه، بریم.

کمیسر، ماریو احمقه ولی حتی یه مورچه رو هم اذیت نمی‌کنه.

فکر کنم قبلاً هم گفتی که اون دوستته.

با همه خوب تا می‌کنه.

با همه به جز من رفیقه. می‌خوام باهاش حرف بزنم، باشه؟

البته. خوبه.

آلفردو، برگرد دهکده و در مورد دختره اطلاعات جمع کن.

اینکه کجا و با کی زندگی می‌کرد، آخرین بار کی دیدتش.

اینم مامور قانون. یه کم صبر کن.

خانم دکتر، همه چی روبه‌راهه؟

کار کردن تو این کار یه دل و روده محکم می‌خواد.

و تو این روزا من همچین دل و روده‌ای ندارم.

ما با سیبولدی می‌ریم، ولی اگه به چیزی نیاز داشتید، آلفردو اینجاست.

آلفردوی خونگرم. برم حرفاشو گوش بدم.

بله. برید دهکده، اگه عجله کنید می‌تونید پیداش کنید.

باشه.

اون آقایی که اونجاست رو می‌بینی؟

اگه به دروغ گفتن ادامه بدی، می‌ندازتت تو سلول.

سلول؟ اونو به جای من بفرست سلول!

آروم باش سیبولدی، آروم باش!

نمی‌تونیم بندازیمش سلول. نه ماریو، نگران نباش.

ما به کمکت نیاز داریم.

ولی باید توضیح بدی چرا اینقدر ترسیدی.

چی تو رو می‌ترسونه؟

چیزی که تو دریاچه دیدی؟ از من می‌ترسی؟

یا از بابات؟

لطفاً برید بیرون، می‌خوام با ماریو تنها باشم.

چرا؟ - چیز مهمی نیست، فقط چند دقیقه.

ولی چرا؟ نمی‌خوام بحث کنم.

آهان؟ اون نمی‌تونه بحث کنه؟

انگار خونه خودتونه که میاید و وارد خونه من میشید.

صداتونو بلند نکنید، می‌شنوم.

شما کی هستید؟ کمیسر هستید؟

من همونی‌ام که می‌خوام جواب سوالامو بگیرم.

اون سگه رو دور نگه دار. اگه بهم حمله کنه، یه تیر می‌زنم تو مغزش.

آرومه، خوبه.

اینجا صبر کن لطفا، صبور باش! سیبولدی، کمکم می‌کنی؟

بیا. می‌خوای کمکت کنم؟

نه، اصلاً نیازی نیست.

بله ماریو.

دختری که تو دریاچه دیدی،

خودش تو اون وضعیت بود یا تو اونو اون وضعیتی کردی؟

خودش تو اون وضعیت بود.

اصلاً بهش دست نزدی؟

کجاشو لمس کردی؟

اینجا. چرا اونجا؟

برای اینکه باهاش حرف بزنم.

پرسیدم خوابی؟ ولی جواب نداد.

منم یه چیزی تو گوشش آروم گفتم.

خب چی گفتی؟

گفتم که شنا کردن تو دریاچه فکر بدیه.

چون این فصل، فصل ماره.

و اینم یه حقیقته که مار به چشمای دختره نگاه کرده.

جادوشو انجام داده و دختره خوابش برده.

از کجا فهمیدی مار به دختره نگاه کرده؟

از اونجایی که جادوشو انجام داده بود فهمیدم.

خب پس چرا کُتتو روش پهن کردی؟

فکر کردم هوا سرده و کُتم قشنگ و کلفته.

ماریو، اون دختر مرده.

به منم یه کم اینطوری اومده بود. به منم اینطوری اومد.

آنا رو می‌شناختی؟ بله، خوب می‌شناختم.

بله، وقتی بارون می‌اومد، از بالای تپه می‌دوید بالا و پایین.

وقتی تو هاکی مدال برد، من کنارش بودم.

دوستش داشتی؟ بله، خیلی هم دوست داشتم.

چقدر زیاد؟

یعنی، همیشه می‌خواستم اون برنده بشه.

خب، به جز تو کیای دیگه دوستش داشتن؟

باباش. البته که باباش دوستش داشت.

خب، به جز باباش؟ همه دوستش داشتن.

کسی بود که بخواد بهش آسیب بزنه؟ نبود.

مطمئنی؟

اگه در موردش حرف بزنم چیکار می‌کنی؟ هیچی.

بینمون راز می‌مونه.

بابام ازش متنفره.

چون برخلاف بابام، آنا پاهای بلند...

و باریکی داره.

آنا یه دوست‌پسر داره که از خودش یه کم بزرگتره.

اسمش روبرتو بیاسووتیه، تو یه کارخونه نزدیک کار می‌کنه.

اسم پدر دختره داویده نادال.

خودش بیوه‌س، امروز برای دیدن برادرش رفته ترویسیو.

بله؟ سیلویا، یه دختر دیگه به اسم سیلویا که تو شهر زندگی می‌کنه...

...داریم سعی می‌کنیم بهش برسیم.

ممنون.

شهردار اسم چند تا از اهالی محله رو داد.

روبرتو با مادرش که نظافتچیه زندگی می‌کنه.

پدرش؟ هرگز پدری نداشته.

هرگز نداشته... همیشه یه پدر هست.

آنا تنها کسی بود که اینجا مرد بود. تنها.

اگه نمی‌تونید، می‌تونیم عقب بندازیم.

نه، می‌تونم.

یه لیوان آب می‌خواید؟

یه چیز قوی‌تر؟

هیچی نمی‌خوام.

مادرتون گفت تمام روز خونه بودید.

بله، سر کار نرفتم. چرا؟

کار کردن تو کارخونه زیاد کار باحالی نیست.

بعضی وقتا ازش متنفرم.

آنا رو آخرین بار کی دیدید؟

امروز صبح.

امروز صبح؟ ساعت چند؟

قبل از ساعت ۸ رفتم خونش.

رابطه جنسی داشتید؟

The Girl by the Lake subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Girl by the Lake

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left