Revelations

Revelations (계시록)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

revelations 2025 hdr 2160p web h265-edith
ناشر warez
Translated subtitle from English to Persian Gyesirok 2025 زیرنویس فارسی فیلم

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2025-11-10
تعداد دانلود: 9
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

کلیسای ملت مأموریت

مکاشفات

سلام آقا. خوشحال شدم اومدید.

بریم یه چیزی بخوریم. باشه.

اون مرد دنبالت بود؟ بهش نگاه نکن. نگاه نکن.

طرفدار پیدا کردی، آیونگ. اون پیرمرده دنبالت اومد؟ هان؟

می‌خوای بکشمت؟ خفه شو.

حالا خیلی بهتره. آره.

آها، درسته، فهمیدم.

ببخشید، معذرت می‌خوام.

سلام علیکم.

آه، شما تا حالا به ما سر نزده بودید.

اجازه بدید خودم رو معرفی کنم. من کشیش سونگ مین-چان هستم.

من فقط داشتم، امم، رد می‌شدم و این کلیسا رو دیدم.

آه.

قهوه میل دارید؟ من آماده‌اش می‌کنم.

من سرم شلوغه.

باید برم.

صبر کنید.

یه فنجان قهوه که زیاد طول نمی‌کشه.

قسم می‌خورم اون دنبالم بود. دوباره داری توهم می‌زنی.

بابتش معذرت می‌خوام. ببخشید خانم.

اوه. حال‌تون خوبه؟

امم، حالتون بده؟ می‌خواید به ۹۱۱ زنگ بزنم؟

من خوبم. نگران نباشید.

بریم.

باشه، خداحافظ. خداحافظ. هفته دیگه می‌بینمتون.

مواظب باشید، لغزنده است. آهسته‌تر.

فکر می‌کنم سایز بزرگ خوب اندازه‌تون بشه.

شما یهویی سر زدید اما امیدوارم دوباره اینجا به ما سر بزنید.

شما تو این منطقه زندگی می‌کنید؟

آره، تا حدی.

پس خوشحال می‌شیم شما رو داشته باشیم.

عالی می‌شه اگه از اعضای ثابت بشید.

شما کلیسا می‌روید؟

آره، یه جورایی. خیلی وقت پیش، وقتی بچه بودم.

اوه. این اتفاق زیاد میفته.

افرادی که در جوانی به طور منظم به کلیسا می‌روند،

ممکنه با بزرگ شدنشون از کلیسا دور بشن،

فقط برای اینکه در نهایت به خدا برگردند.

در این فرآیند، شما مکاشفاتی دریافت می‌کنید،

و جایگاه خدا رو در زندگی‌تون می‌پذیرید.

آه، درسته.

تازه متوجه شدم یادم رفت اسمتون رو بپرسم.

اسم شما چیه؟

کوان یانگ-ره

کوان یانگ-ره

اون برای چیه؟

این فقط...

فرم ثبت‌نام

این... این برای ثبت‌نام اعضای جدیده.

ما قبلاً هرگز

نیازی نبود تمام این اطلاعات رو بگیریم.

ولی این روزا همه چی دیجیتالی شده،

پس فرم‌های دستی گهگاهی به کار میان.

ما یه... ما یه کلیسای نوپا هستیم و خجالت می‌کشم بگم،

من به این عادت ندارم. ببینید.

همونطور که گفتم، من فقط تو این منطقه بودم.

این یه فرم پیچیده نیست. این فقط، امم...

پر کردنش آسون و سادست.

اسم و شماره تلفن که بتونیم باهاتون تماس بگیریم.

آره، زیاد نیست.

دیگه چی؟ آها. یه لحظه.

یه عکس هم قطعا به ما کمک می‌کنه.

عالیه. همین الان پرینتش می‌کنم و وقتی پرینت شد، اینو پاک می‌کنم.

دیدید؟ نگاه کنید. عکس‌تون پاک شد.

اوه، نه. امم...

ببخشید آقا، من باید یه تماس فوری بگیرم.

الان برمی‌گردم.

آره، پس این، فقط یه فرم سادست پس اگه ممکنه پرش کنید.

فقط یه لحظه می‌رم. الان برمی‌گردم.

هی، آقای سونگ.

بله، چی شده؟

خب، حدس شما درست بود.

فکر می‌کنم همسرتون مدت زیادیه که مربی شخصیش رو می‌بینه.

اونا حدود سه بار در هفته ملاقات می‌کنن.

الان براتون چند تا عکس می‌فرستم. نگاه کنید.

خیلی ممنونم. واقعا ازتون سپاسگزارم.

خواهش می‌کنم. شما فوق‌العاده کمک کردید.

نظرتون چیه؟ بیشتر مدرک جمع کنم؟

بستگی داره. منظورتون از "مدرک بیشتر" چیه؟

اونا خیلی وقت‌ها همدیگه رو می‌بینن پس دفعه بعد که برن توی متل،

می‌تونم ازشون عکس و فیلم بگیرم وقتی دارن همدیگه رو می‌بوسن و سکس می‌کنن،

و همچنین دنبال چیزایی مثل کاندوم یا دستمال‌های آغشته به منی بگردم.

اگه از کاندوم استفاده نکنن،

افراد من می‌تونن رد منی رو روی بدن همسرتون پیدا کنن و جمع کنن.

پس نگران اون قسمت نباشید.

پس می‌خواید بیشتر مدرک جمع کنم یا نه؟

الو؟ آقای سونگ؟

صبر کنید آقا، هنوز نرید. ما وقت نکردیم حرف بزنیم.

اوم، کار دارم باید برم.

فرمتون رو پر کردم.

کفشم کجاست؟

اینا؟

نباید پشت کفشتون رو تا کنید. خرابش می‌کنید.

بیا، بپوششون.

خواهش می‌کنم.

کلیسا جای گناهکارانه.

همیشه اینجا خوش آمدید. خدا همه‌مون رو دوست داره.

عضو جدید؟

اون آقا ثبت نام کرد؟

خب… یه جورایی.

عزیزم، دیرت نمیشه؟

آره. بیرون می‌بینمت، باشه؟ حتماً.

چی شده بابا؟

الان؟

هیچی. زود میام خونه.

با هم غذا می‌خوریم.

هی عزیزم، فقط منو دم مترو پیاده کن.

این چه تجدید دیداریه؟

تجدید دیدار دانشگاهه.

یادت رفته بود؟

شاید دیر بیام خونه. یون‌وو رو خودت میاری، آره؟

اوه. چرا آخه باید آخرهفته‌ها هم کار کنن؟

بی‌خیال.

بهتره زودتر این ساختمون جدید رو تموم کنن.

تا بتونیم افراد بیشتری رو تو این منطقه جذب کلیسا کنیم.

اون چیه؟

میشه اینجا نگه داری؟ بکش کنار.

کلیسای مردم آسمان

وای خدای من. اینجا دارن یه کلیسای جدید می‌سازن.

وایسا. این کلیسای کشیش جُنگه!

مالک: جونگ گوک-هوان

وای! شاید ازت بخواد که بیای کشیش اینجا بشی.

اون تو رو آورد اینجا تا اون کلیسای کوچیک رو رونق بدی.

این حتماً نقشه‌ی اونه.

تو برای سالیان دراز، تمام افرادی رو که به مراسم دعای صبحگاهیش می‌اومدن، جذب کردی.

داره نتیجه میده.

باید امروز بری یه سر بهش بزنی.

درسته؟ مگه نه؟

اومدم خونه.

امروز کار ساخت و ساز نبود؟ بارون بند اومد.

آره، قرار بود بعدش خیلی بارون بیاد واسه همین فرستادنمون خونه.

معاون کارا رو تموم می‌کنه.

بیا. وقت غذا خوردنه.

اینا چیه؟ سفره رنگین پهن کردی.

فردا اولین روزت تو تیم جدیده.

باید گوشت بخوری.

چیزی نیست.

ساختمون چطوره؟ تقریباً تمومه؟

دو روز دیگه داربست‌ها رو برمی‌داریم.

چه خوب. پس تقریباً تمومه.

به هر حال، تو تو یه تیم خوب بودی.

اما برای ترفیع، راه سختی رو انتخاب کردی.

مجبور بودی داوطلب بشی بری واحد جرایم خشن؟

عالیه.

به خونه نزدیک‌ترم و مسیر رفت و آمدم خسته‌کننده بود.

کوون یانگ-ره، اون عوضی. تو این منطقه آزاد شده.

واقعاً؟

تو که اینو از قبل می‌دونستی.

چه خوشمزه‌ست. سس یانگ‌نیوم رو خریدی؟

نه، بحث رو عوض نکن.

هی. دنبالش که نمی‌افتی؟

بی‌خیالش شو. هوم؟

زندگیتو بکن و ادامه بده.

ساختمون رو بعد از اینکه داربست‌ها برداشته شد، نشونم بده.

کنجکاوم ببینم چطور میشه.

یون-هی، تو تنها کسی هستی که برام مونده، اینو که می‌دونی.

اگه واسه تو هم اتفاق بدی بیفته...

تو ظرفا رو بشور.

کلیسای صلح آسمان

بفرمایید تو.

کشیش.

ببین کی اومده، سلام.

اوه. حالت خوبه؟

بفرمایید بشینید.

حتماً از خودت مراقبت کن.

شما همیشه خیلی سخت کار می‌کنی.

نه، خوبم. اونقدرها هم بد نیست.

می‌دونم خودت هم خیلی سخت کار می‌کنی.

کلیسا چطوره؟

من به سختی شما کار نمی‌کنم.

می‌خواستم اینو بگم که، درست قبل از اینکه بیام...

موفق شدم یه عضو جدید ثبت نام کنم.

اینقدر درگیر ثبت نام اعضای جدید نباش.

باشه؟ فقط یادت باشه که...

تو پیام‌آور خدایی،

کلام نیکوی اون رو تو این زمین بایر دنیا پخش می‌کنی.

همین تنها هدف کافیه که ما ادامه بدیم.

حتماً یادم میمونه.

من دیدم... کلیسای «مردم آسمان» بود؟

اوم، پوستر رو دیدی. آره.

فکر کنم... زنم بیشتر از من تعجب کرد.

چرا به من نگفتی؟

ببخشید. خیلی حواسم پرت بوده.

کی رو برای اون کلیسا پیشنهاد می‌کنی؟

پیشنهاد کنم؟

آره، برای کلیسای مردم آسمان. کنجکاوم بدونم کی رو پیشنهاد می‌کنی.

شما مدت زیادی اون منطقه بودید و فکر کردم باید ازتون بپرسم

به نظرتون کی می‌تونه کشیش مسئول اونجا باشه؟ هوم؟

آه، هوم. به عنوان کشیش...

کسی به ذهنتون می‌رسه اصلاً؟

فعلاً نه، ام...

کمی فکر کنم بهتون خبر می‌دم

باشه، خوبه. بیا با هم فکرا رو روی هم بذاریم

خدا خودش فرد مناسب رو بهمون نشون می‌ده

زود باش. عجله کن! بهت گفتم چترت رو بیاریا

بیا بریم تو. سریع، خیس نشیم

اوه، مین‌چان

اوه، هوان‌سو

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left