نخستین 199 خط.
کاري از تيم ترجمه ايران فيلم
اوه ..چه حيون با مزه اي ..اين از کجا اومده
داگ از تو روده ي يه مُرده پيداش کرد
Ugh!
هي کوچولو
داگ هنوزم بابتش يکم ناراحته
اين اونجا چي کار ميکرد؟
هيچ جونده بيماري نبايد نزديک پرنسس حامله من باشه
وقتي کارلا حامله شد همه چيزي عوض شد
دکتر کالسو مهربون تر شد
اوه.فکر کنم بيمارانه بخش اطفال از اين کوچولو خوششون بياد
حاملگي کارلا روي اليوت هم تاثير گذاشت
خُب.من و تو براي چند دقيقه هيچ کاري نداريم ميدوني قراره چي کار کنيم
ميريم خونه من اوه ...آره
من يکم برات شيطوني ميکنم
عاليه...
يه سکس فوق العاده ميکنيم البته بدون استفاده از کاندوم ،که بتونيم بچه دار بشيم
اصلنم عالي نيست کيت..همينکارو ميکنيم
بهش احتياج دارم
منم يه کت شلوار ايتاليايي خريده بودم
ها...نظرت چيه؟ اينو گرفتم براي مراسم نامگذاري بچتون
يه جورايي ترکيبي از جنين و godfather شده
جي دي..ما بايد درباره اين يه چيزي بهت بگيم
ميدوني چيه؟ من فکر نميکنم اين کت وشلوار زياد بهت بياد
ممنون براي اظهار نظرت.. کارلا
اما ميخوام بدونم شما چي فکر ميکنيد
دوسش نداريم.. اصلا کي اهميت ميده..لاني
چون چيزي که واقعا مهمه اينه که آمريکا(بيننده ها)چي رو دوست دارن
براي هزارم ميگم..اين آمريکاايي واقعيه
البته که دوستش دارم ..خودم ساختمش
اون خياط معرکه است البته نميدونم چرا اينجاست
بهتره روپوش پزشکيتو بپوشي .. هربت برگشته
چه طوري رفيق؟
هربت به خاطر وزنش ،مشتري هميشگيمونه
هيچکي دوست نداره مداواش کنه
هيچ دليل خاصي هم نداره
ميبينيد.وقتي يه نفر خيلي گنده باشه ساده ترين کارام سخت ميشه براي تو تخت گذاشتن چند نفر لازمه-
من اهميتي نميدم. چون هربي آدم باحاليه
چه طوري؟عاشق مريضي پُرِ پُرم
هي.الآن وقت حموم اسفنجه .مگه نه؟
من سه تا پرستار -دختر- ميخوام هربي اينجا که حموم خونتون نيست
آقاي براک.ما امروز بانداژ شما رو باز ميکنيم.درسته؟
اوهوم همون طور که همتون ميدونيد
قلب مقدس در حال مجادله با کوهي ازپرونده سورفتار
ومهربانيه انترن ها.دکتر ها وجراحاست
يا چيزي که من دوست دارم بهشون بگم
شما دوستان
از وقتي که تدي خوشگله از اطلاعات اندکش از حقوق بک آپ گرفته
با هيچ اطلاعات پزشکي که داره
به کمک يک از شما تونسته بعضي مسايل پزشکي رو کشف کنه
اونم با وجود مغز اندازه بادوم زمينيش
چقدر تو اين مدتي که حرف زدم بهت توهين کردم؟
اگه تدي خوشگله رو توهين حساب نکنيم ...سه تا شده.
مادرمم بهم ميگفت تدي خوشگله..دوستم داشته مگه نه؟
نه ازت متنفر بوده...چهار تا شد
از وقتي که تد بوجود نيومده بود..حالا شد پنج تا توهين.بهش اجازه دادم خودش قربانيشو انتخاب کنه
تد
من کلِر رو ميخوام اوه..خدا
تو 14 بار پيشنهاد نوشيدني من رو رد کردي؟ حالا کي بازنده ترسوهه؟
به همين راحتي ميتونستم يه کاري کنم که کلِر راحت بشه
به نظر مياد دنبال راه فرار ميگردي
زندگي خيلي خوبه
اما ناگهان يه ملاقات ناگهاني از برادرم
و اينکه ميخواد حرف زدنمو بيخيال بشم ورفتنشو تماشا کنم
برام آسون نيست که بگم
خرچنگ شديم
واو...چه خوشگله
همين طوره .دَن. ممنون..خوش اومدي
بازم برگشتيم
اون داشت با ما حرف ميزد؟ نميدونم..اهميتي هم نميدم
بيا بخور
نميتونم همه اينا رو خودم انجام بدم
نه ميدونم من سوپر من نيستم
من سوپرمن نيستم
خب. دن.چي شد تصميم گرفتي بيا
بايد از شهر ميزدم بيرون مامان دوست پسر جديد گرفته
فرستادتش پيش من که بشناسمش
خب .مامان بايد چي کار کنه
چرا دنبال يه شغل تمام وقت باشم؟ هرچي بخوام تو خونه هست
يه بچه ي عزيز براي مامان. ماشين بابا هم که دست منه
و چون من حکم صاحب بار رو دارم
بال هاي مرغ اضافي هم به من ميرسه..ممنون
دن
بايد يه ويشگون از خودت بگيري که مطمئن بشي اينايي که گفتي خواب نيست؟
اين اصلا احوال پرسي حساب نميشه.کُکسميت
بهش نگو کُکسميت بهش ميگم
خب..ديگه چه خبر؟ کارلا حامله است
پسر..چه بد شانسي
نه .خودمون ميخواستيم بچه دار بشيم اوه.عاليه .تبريک ميگم
ببينيد منو نميتونيد گول بزنيد يعني واقعا نميترسيد؟
نه
واقعا هم همين طور بود.. اونا هر لحظه درمورد بچه شون سحبت ميکردن
براي اسم بچمون بايد کاري رو کنيم که پدر مادر من ميکردند
اگه دختر بود اسمشو من انتخاب ميکنم
اگه پسر بود ..تو باشه
آنجي خوبه براي دختر
اگه پسر بود هم فوکان.. چه خبر؟
شايد بهتره با هم ديگه يه اسم انتخاب کينم
باشه .ولي من فکر کردم ميخواي خودت اسم دختر و انتخاب کني
عزيزم الآنم همينطوره
اما اگه پسر بود چطوره اسم پسر خالتو بذاريم روش؟
تايگر؟
خواهش ميکنم به هيچ کس هيچي نگو.کسي حرفتو باور نميکنه
اينو به دوتا زني که قبل از تو باهاشون خوابيدم بگو
She-boing, boing.
آخ خدا
درباره اون يکي پسر خالت حرف ميزنم جرج.
دوسش دارم آره
جرج وآنجي ...خوبه
اگه اين اسمو به کس ديگه لو بدي
ممکنه اسمو برامون خراب کنن.. پس به کسي نگو
هيچکس
چه خبر سياه جذاب من؟
هيچي
من نميتونم سر در بيارم. هيبرت چشه؟
پشتش خيلي درد ميکنه ولي نشونه اي از بيماري توش نميبينم
اگه بچمون دختر بشه اسمشو ميذاريم آنجل
سلام بچه ها
هي اگه يه تستي باشه که مشخص کنه بچتون همجنس بازه ميخواي انجامش بدي؟
اوه..عزيزم..اون.....
صد در صدر . منم هيچ مشکلي باهاش ندارم
به هر حال اليوت تو آزمايشگاه نبود
اوه..خونست
من کارم تمومه ...خودمون سه سوته پيداش ميکنم
باشه
هربت خيلي بهت مياد
قطار دن
خيلي ممنون چي؟
قطار دن . ميخواد اليوتو تور کنه
خب؟ خب؟
جي دي به دن گفته که اليوت هنوز دوستش داره
دکتر -صبور مخفيانه هر دو راه رو ميره
ترجيح ميدم دماي بدنمو از باسنم بگيرن
چيه مگه...؟قلقلکت مياد
ببين .دن هيچ وقت نميخواد با واقعيت کنار بياد
هر وقت بمن ميگه حالش گرفتس. تنها چيزي که من بهش ميگم
اينه که اليوت هنوز تو رو نشناخته
دارم سعي ميکنم يه راهي پيدا کنم که نسبت به خودش احساس خوبي داشته باشه
اگه يه پسر داشته باشيم اسمشو ميذاريم. جرج
تايگر چطوره؟
هي پسر..برادرت کجا رفت؟
اوه پسر
اليوتو بگير
نه.اليوتو بگير
نه...نه
با اليوت تماس بگير
گرفت
نميخوام وقتي ميخوايم بچه دار شيم کسي مزاحممون بشه
خيلي خب.ديگه اينو نگو
ما داريم نقش بازي ميکنيم واقعي که نيست فقط ضد حال نزن
خيلي خب
قول بده وقتي بچمون دنيا اومد بازم منو دوست داشته باشي
من بايد سه تا کاندوم بذارم کيت
چيه؟ -
نه .نميخوام برادرتو سر کار بذارم
.خيلي راحت حقيقتو بهش ميگم
سلام اليوتي که لباس زير پوشيدي
سلام دن. جي دي .گفت داري مياي
اوم.اين کيته ميدونم الآن يکم نا اميد شدي
آره...ميام تو
اول من
اليوت بايد نظر منم راجبه همچين چيزايي بپرسي
اينم پدر بچه قلابيمه
عزيزم بايد برم مهدکودک جک
ظاهرا سيمور خواسته اذيتش کنه اونم با مشت زده تو صورتش
والدين سيمور هم ميان؟ شک دارم .اونا مثل لاکپشتن
تو خيلي خوش شانسي
پسرم يه عکس از خودش برام فرستاه
با دوست پسرش تو آزمايشگاه نشسته.. توي وينستون
اوه
چرا مثل تونتو ولان رانجر لباسشونو درآوردن؟
خيلي دوست دارم بگم اونا دارن ميرن به مهموني .. ولي اين طور نيست
نکته خوبشو ببين پسرت شبيه دختريه که هيچ وقت نداشتيش
فقط همجنس بازه وتنبل
بازم بگو
کار بچه ها خيلي خنده داره.مگه نه؟
هيچ وقت نميفهمي ميخوان چيکار کنن
حالا که دن ميدونه اليوت اصلاش بهش اهميت نميده
تمرکز من از دور نگه داشتن اونا
به حفظ جون خودماز دستش، تغيير کرده
هي آقاي بروک بذار بانداژا رو برات باز کنم؟
چيکار ميکني؟
آقاي بروک ميخواست بخاري اتاقشو براش چک کنم
مگه تو برادرم نيستي؟ منظورش دوستيه
من يه بار يه داداش داشتم البته هنوزم هست
پدر مادرم وقتي 12 سالش بود اونو به فرزند خوندگي قبول کردن
اون 46 سالش بود يعني از پدر مادرم بزرگتر بود
اسمش کِلِت بود ..و اين طوري حرف ميزد چطوري؟
پسر خوب..چي ميگفتند
تخت خواب و مرتب کن.کف اتاقو بشور چمن ها رو کوتاه کن...هرچي
همه چيز خوب بود تا سن 50 سالگيش ،وقتي که بحران ميانساليش شروع شد
اونو پدرم هميشه با هم دعوا ميکردند منظورم دعواي فيزيکيه
البته من کاري بهش نداشتم مشکل من با مامانم بود که با برادرم ميخوابيد
اين ديگه خيلي حرفه آره
دليل اينکه اين حرفا رو برات زدم اينه که برادرت بهم قو لداد
که منم ميتونم ببينم
چي رو ببيني؟
سلام داداش کوچولو
باورم نميشه اونا دارن با اون موشه بازي ميکنن
No comments yet. Be the first to leave one.