نخستین 200 خط.
... آنچه در «بوش: میراث» گذشت
و راجرز کارگزارهای واقعاً نامناسبی توی ترکیب داشت
نامناسب از چه نظر؟
به روش براتوا
دوست استولی ما میخواد شما رو ببینه
میتونی براموم وقت بخری؟
اونا بیتاب به نظر میان، کارل
اونا؟ - پیرمرده لِو رو هم فرستاده -
راجرز به تازگی با شخصی به نام سایمون تماس گرفت
قصد دارن یه جلسه تشکیل بدن
سایمون ویکفیلد آدمِ مالی اونه
آره خب ولی الان با هیچ بانکی سر و کار نداشتن
یه کار فوری به نظر میرسید و راجرز هم نگران بود
آقای داتز، شما بازداشت هستید - ! لعنتی -
چیکار میتونم براتون بکنم، آقای ونس؟
امیدوارم بتوانی آرامش و رستگاری رو به یه پیرمرد هدیه بدی
اینجا میلیاردها دلار در خطره
و مردم برای متوقف کردن شما دست به هر کاری میزنن
چرا باید یه بازرس خصوصی استخدام کنه؟
یه پیرمرد 88 ساله، محض رضای خدا
... به محض اینکه پیرمردِ بره زیر خاک
فرزندان ویتنی ونس که مدتها خبری ازشون نبود عین مور و ملخ ظاهر میشن
... در این فاصله
افراد من حواس ـشون به بوش هست
موضوع چیه؟
سنت هلن
من 50 سال اونجا بودم
تو این مدت صدها نوزاد به دنیا اومدن
فکر کنم اسمش یادت باشه
ویبیانا
ویبیانا با اون بچه اُنس گرفته بود
کس دیگهای کنار اون و بچهاش نبود
اسمش رو یادته؟
ویبی اسمش رو دومینیک گذاشت
دومینیک - مرد - مجرد اوکسنارد، کالیفرنیا
دومینیک سانتانلو
******************************** LEGACY فصل اول قسمت: 3 ********************************
ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید
اون دلیلی برای صحبت با ما نداره
فکر کنم نداشته باشه ولی هنوزم میخواد اینکارو بکنه
توی لیست یه تیک جلوش بزن فقط نقش منو برگردون، باشه؟
انجام شده بدونش
به هر حال، کارت با پرونده در هرشتات خوب بود
ممنونم
DNA انتقال
حرکت زیرکانهای بود
منم همینطور فکر میکردم
فکرشو کن این احتمال وجود داشته باشه که اون بی گناه باشه
الان این عذرخواهی ـه؟ - عذرخواهی برای چی؟ -
لعنت به تو بوش
خواهش میکنم
خروجی بعدی مؤسسه اصلاحی فدرال
زوج لعنتی پرانرژی
خانم وکیل و سگ خونگیاش
چیکار کردم که لایق این ملاقات شدم؟
ویلی داتز، امروز، روز خوش شانسی ـته
کنجکاو نیستی؟
تخمم نیست
نشستن توی زندان برام عادی شده
باشه حرف بزنین ببینم
میدونیم راجرز باهات تماس گرفته
تو هیچی نمیدونی
میشناسیش؟
نمیتونم بگم میشناسم
یکی از موکلهام رائول آرایا
خب به من چه
یه سردسته ست اِمه
از روی خالکوبی هم میشه اینو فهمید
خانم وکیل خوش سلیقهای مثل تو نماینده یه آشغالی مثل اون میشه؟
خاک تو سرت
آقای آرایا در حال حاضر در جزیره ترمینال زندانیه
بلوک-دی، مثل خود تو
چه حسن تصادفی
یکی از همین روزا، پسراش مجبورن یه سر بهت بزنن
چرا اونوقت؟
رائول یه چیزی به من بدهکاره
نمیتونی اینکارو بکنی
... نمیتونی - نه، نمیخوام -
... ولی
رائول هم نظر خودش رو داره
تو مثلا یه وکیل آشغالی
این خلاف قانونه
برای پول آدم کُشتن هم خلاف قانونه
... حالا میتونم سفارش کنم
شفاعت کنم یا نکنم
همه اینا، به خودت بستگی داره
کی بود؟
کی توی اینکار بهت کمک کرده؟
بهتون میگم، ولی به خدا قسم بخورین که فقط بین خودمون میمونه
!!! به خدا قسم بخورین
مگه من بهتون اعتماد دارم؟
چاره دیگه ای نداری
گندش بزنن
یه روز یکی اومد به دیدنم
یه وکیل دادگستری
قبلاً ندیده بودمش
:میگفت که ... وضعیتت رو تغییر بده
... راجرز رو ول کن
و ما از خانوادهات مراقبت خواهیم کرد
منم گفتم اگه نکنم چی؟
:گفت ... همونطور که گفتم
ما از خانوادهات مراقبت خواهیم کرد
اون وکیله کی بود؟
کار روسها بود عوضیهای به تمام معنا
براتوا؟
نه، باله بولشوی کثافت آره، براتوا
اسمهاشون؟
فقط یکی ـشون رو میدونم الکس ایوانوویچ
نگفتن چرا؟
نگفتن چرا میخواستن راجرز رو کنار بذارن؟
چیزی نگفتن و منم نپرسیدم
:من فقط گفتم دا
هیچوقت به عنوان وکیل یه مافیای مکزیکی توی ذهنم نمگنجی
همه به وکیل نیاز دارن
مجانی؟ - به ندرت -
آرایا یه زندگی بدون آزادی مشروط داره
چطور ممکنه مدیون تو باشه؟
طرف رو سر کار گذاشتی؟
من تو تیم دفاع جنایی آریانا نبودم
ازش یه پرونده حقوق مدنی و بعدش وکالت گرفتم
آه، این هانی چندلری ـه که من میشناسم
حقوق مدنی برای آشغالهایی که پول زیادی دارن
آره، رائول دیابت نوع یک داره
که توسط مقامات زندان ویکتورویل بدون درمان رها شده
به کما رفت و نزدیک بود بمیره
نقض اصلاحیه هشتم
اوه، پس تو هم قانون اساسی رو خوندی
شک نکن خط به خطش رو خوندم
فدرال به جای محاکمه تصمیم به حل و فصل ماجرا گرفت
منم رائول رو به یه مرکز با امنیت پایینتر و با مراقبت های بهداشتی بهتر منتقل کردم
جزیره ترمینال
که به من این ایده رو داد که چطور ازش علیه داتز استفاده کنم
آه، به هر حال به خدا قسم؟
من یه بیخدا سفت و سختم
به هر حال، اون تهدیدی تو خالی سطحش خیلی بالا بود
چی باعث شده که فکر کنی تهدید تو خالی بوده؟
سلام، بوش - پرز
شیفتت تازه شروع شده؟
بله، مشخصاً فردا چی شد؟
مشخصه برای فردا یه روز مرخصی گرفتم
خوبه برنامهای داری؟
نه، وقتم آزاده میخوای ناهار با هم باشیم؟
... من ... من نیستم ... نمیخواستم
ببخشید، فکر کردم هستی - ... قرار بذارم یا هر چیزی دیگهای -
فقط داشتم حرف میزدم
اشتباه از من بود
... امTO ،باید برم - حتماً، برو -
ببین، این هفته قراره یه شب نوشیدنی بخوریم
فقط سربازا هستن چیز بزرگی نیست، هستی؟
میام
باشه فعلاً
معذرت چطور پیش رفت؟
بیش از حد انتظار
داتز اعتراف کرد؟ - آره -
این چیزیه که منو شگفت زده میکنه
خب، تغییر موضع داد
و چی باعث این تغییر موضع شد؟
من متقاعدش کردم - آخه چطور؟ -
یه تصوری جامع بهش دادم
میدونی، به اصطلاح جوانب مثبت و منفی رو براش بیان کردم
به سوالم جواب ندادی
بهش اطلاع دادم که یکی از هم بند هاش یکی از موکلهای قدیمی منه
و این موکل قدیمی شما کیه؟
رائول آرایا
تهدیدش کردی
نخیــر
به این نکته اشاره کردم که دیر یا زود راه ـشون میخوره به هم
و به عنوان کسی که در گذشته ... بهم صدمه فیزیکی زده
شاید شایسته باشه که ... من در مقابل رائول
شفاعت ـش کنم
به نظرم که این تهدیده
مارتین، من بهش یه راهحل پیشنهاد دادم.
من میتونستم از طرف اون مداخله کنم
در ازای برخی اطلاعات که میتونه مفید ،حتی اگه غیرقانونی باشه
،یا نه
میتونست تاس بندازه و از شانس خودش استفاده کنه
فکر کنم انتخاب درستی داشته
مسیر خوبی رو پیش گرفتی
فکر کنم تو مسیر درست حرکت میکنم
و آرایا؟ اجازه میده داتز زندگی کنه؟
شاید
از من خوشش میاد و مدیون منم هست
،از سوی دیگه
تو هیچوقت سر از جامعه ستیزی در نمیاری
شوخی بود، مارتین
شوخی بود
من نگرانتم
دومینیک سانتانلو
دومینیک که با حروف «سی» و «کی» نوشته میشه
«اوه، «کی تاریخ تولد؟
سی و یکم ژانویه 1953
خیلی خب، گواهینامه رانندگیاش در کالیفرنیا در 31 ژانویه 1969 صادر شده
تولد 16 سالگیش
آخرین بار کی اونو تمدید کرد؟
اووم، به نظر میاد اصلاً تمدید نکرده
منظورت از اصلاً تمدید نکرده چیه؟
خب، تمدیدش نکرده
شاید از این آمریکا رفته باشه
اووم، تعداد انگشت شماری از این بچهها با این املا هستن هیچکدوم سن ـشون به اون نمیخوره
یه لحظه صبر کن این تمام کاریه که کردی؟
No comments yet. Be the first to leave one.