The Smashing Machine

The Smashing Machine

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Smashing Machine 2025 WEB [ 2160p | 1080p | 720p ]
ناشر starn
🔴 2h 03mn 08sc : هماهنگ با نسخه‌ی وب🔴

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2025-11-04
تعداد دانلود: 242
مخصوص ناشنوایان: No
FPS: 23.976

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@

‫« این فیلم بر اساس یک داستان واقعی است ‫که از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۰ رخ داده »

‫سلام، من "مارک کِـر" نماینده‌ی

‫کشتی آزاد آمریکا هستم

‫و توی مسابقات جهانی ‫"والی تودو ۳" شرکت کردم

‫تا ثابت کنم که بهترین سبک مبارزه‌ست

‫و اون کشتی‌گیر مار کِـر بود ‫« برزیل، سائو پائولو »

‫‏۱ متر و ۸۶ سانتی‌متر، ۱۱۸ کیلوگرم، ‫از شهر تولیدو، ایالت اوهایو، ‫« سال ۱۹۹۷ »

‫تخصصش توی کشتی آزاده

‫و این اولین مبارزه‌ی حرفه‌ایشه

‫انتظار زیادی از این مرد داریم،

‫چون مربیش "ریچارد همیلتون"ـه،

‫کسی که سه نفر از قوی‌ترین آمریکایی‌های

‫این مسابقات رو آموزش داد

‫یعنی "دن سورن"، "دن فرای"، و "مارک کولمن"

‫چند ساعت پیش توی مصاحبه‌ش ‫اعلام کرد که این مرد

‫بهترین مبارزیه که تا حالا دیده

‫و حالا که برای اولین بار ‫توی دوران حرفه‌ایش

‫وارد رینگ مبارزه شده، ‫خواهیم دید چطور

‫در برابر رقیب‌های سرسختش عمل می‌کنه

‫و حالا بزرگ‌ترین رقیب وارد می‌شه

‫"پل وارلانز"، ۲ متر و ۳ سانتی‌متر، ‫‏۲۵۰ کیلوگرم

‫از شهر سن خوزه، ایالت کالیفرنیا

‫و ۸ سال توی کشتی تجربه داره،

‫اما قطعاً در مبارزه با پا مهارت بیشتری داره

‫و "سرجیو باتارلی" داره مبارزان رو آماده می‌کنه

‫و منتظر زنگ آغاز مبارزه هستیم

‫و حالا مبارزه شروع می‌شه!

‫کِـر به سمتش هجوم می‌بره

‫می‌خواد حریف رو زمین بزنه. ‫موفق می‌شه؟

‫اوه! بدجور وارلانز رو زمین می‌زنه

‫دوخمش رو می‌گیره و خاکش می‌کنه

‫ببینید چطور برای قرار گرفتن ‫توی موقعیت مناسب تلاش می‌کنه

‫مهارت‌های کشتی گرفتنش رو ‫کامل به نمایش می‌ذاره…

‫اوه! با زانو به صورتش ضربه می‌زنه

‫عجب! یه ضربه‌ی عالی با زانو می‌زنه

‫و بازم یه ضربه‌ی دیگه زد

‫بذارید یه چیزی رو بهتون بگم. ‫وارلانز مبارز سرسختیه،

‫اما ضربه‌ی مهلکی به صورتش می‌خوره

‫صورتش داره داغون می‌شه

‫باتارلی حواسش هست

‫اون… آره، مبارزه رو متوقف کرده

‫تموم شد

‫و کِـر توی اولین مبارزه‌ش پیروز می‌شه

‫درسته. وارلانز نتونست مبارزه رو تموم کنه

‫باتارلی مجبور شد مداخله کنه

‫وای. اونجا رو ببینید. ‫جراحات خیلی بدی داره

‫حالش خوبه؟

‫خیلی‌خب. عجله نکن. آروم باش

‫بیا. هوات رو دارم. ‫یالا. کمکت می‌کنم

‫بشین

‫ضربه‌ی فنی. داور مسابقه رو متوقف کرد

‫همینه

‫می‌دونی کی هستی؟ ‫می‌دونی اسمت چیه؟

‫توی یه مبارزه‌ام

‫آره، توی یه مبارزه بودی. ‫نتیجه چی شد؟

‫- می‌دونی چه اتفاقی افتاد؟ ‫- من… شکست خوردم

‫می‌تونم ازش بپرسم حالش چطوره؟

‫فقط می‌خوام بدونم

‫حالش خوب می‌شه، مارک. ‫چیزیش نمی‌شه

‫برگرد سر جات

‫- رفقا، آماده‌اید؟ ‫- لطفاً ۵ ثانیه بهمون فرصت بده

‫« مـاشـیـن کـوبـنـده »

‫وقتی مبارزه شروع می‌شه

‫چه فکری توی سرته؟

‫می‌دونی، لحظه‌ای که زنگ به صدا درمیاد،

‫فقط با نگاه کردن به بعضی‌ها

‫می‌تونی بفهمی

‫که طرف به شدت می‌ترسه

‫توی چشم‌هاشون مشخصه

‫حتی می‌تونی از بوی عرق‌شون هم ‫ترس رو حس کنی

‫- عجب ‫- اما می‌دونی،

‫ولی اول باید لمس‌شون کنم،

‫و خودم رو بهشون تحمیل کنم،

‫اون موقع قطعی می‌فهمی

‫که طرف مقابل تسلیم می‌شه یا نه

‫بعدش چی می‌شه؟

‫ساده‌ست

‫می‌تونم قبل از اینکه بهم آسیب برسونه، بهش آسیب برسونم؟

‫و اگه اون بهم آسیب برسونه،

‫اون‌وقت دو برابر قبل بهش آسیب می‌رسونم

‫چون بذار یه چیزی رو بهت بگم،

‫وقتی یه مشت به صورتت می‌خوره،

‫دو تا واکنش مختلف می‌تونی نشون بدی

‫یا باید از ترس عقب‌نشینی کنی،

‫یا کسی که بهت ضربه زده رو تنبیه کنی

‫اما من یه راه سومی ابداع کردم

‫می‌دونی، اگه یکی با لگد ‫یا مشت بهم ضربه بزنه،

‫به‌جای تنبیه کردن،

‫یه کار دیگه انجام می‌دم

‫اراده‌م رو به‌صورت فیزیکی بهت تحمیل می‌کنم

‫و اون موقع… وقتی اون اتفاق می‌افته ‫واقعاً می‌تونی حسش کنی،

‫وقتی طرف تسلیم می‌شه،

‫و زیر دست‌هات از رمق می‌افته

‫و اون…

‫باعث می‌شه خیلی ‫احساس قدرتمند بودن بکنی

‫خیلی عجیبه، چون اولش…

‫فقط خوش می‌گذروندم

‫بر اساس یه غریزه‌ی حیوانی عمل کردم

‫که کنترلم رو به دست گرفت

‫سعی می‌کنم توضیحش بدم

‫و شاید این‌طوری…

‫اما… یه‌کم عجیبه، می‌دونی؟

‫کلاً خیلی غریزی و غیرارادی بود

‫من توی دانشگاه کشتی گرفتم،

‫اما… اما این مبارزات خیلی فرق دارن

‫خب، منظورت چیه؟

‫وقتی هیجان اولین مشت رو احساس کردم

‫فهمیدم که خیلی نزدیک شدم

‫به چیزی که…

‫تقریباً جادوییه

‫عجب

‫به مرحله‌ای می‌رسی

‫که باید از خودت بپرسی

‫حاضری انگشتت رو بکنی

‫توی زخم حریفت؟

‫و یه‌کم گشادترش می‌کنی؟

‫فقط… برای اینکه برنده بشی؟

‫تا کاری کنی که درد رو احساس کنه؟ ‫حاضری اون کار رو بکنی؟

‫فکر کنم من حاضرم

‫معلومه که حاضری

‫می‌دونی چرا؟

‫چون برنده شدن بهترین حسه

‫- آره ‫- و این رو هم یادت باشه

‫که اون مسابقات توی برزیل برگزار می‌شدن

‫پس اگه برنده می‌شدی، ‫بعدش نمی‌رفتی خونه

‫نه. می‌رفتی با نفر بعدی مبارزه می‌کردی،

‫و بعدش با نفر بعدی مبارزه می کردی،

‫و بعدش با نفر بعدی، ‫و بعدش با نفر بعدی

‫پس به آخرش که می‌رسیدی ‫احساس می‌کردی یه خدا هستی

‫شگفت‌انگیز به نظر می‌رسه

‫فوق‌العاده‌ست

‫راستش رو بخوای، وقتی برنده می‌شی،

‫دیگه هیچ چیزی توی این دنیا برات مهم نیست

‫و شاید بهترین حسی باشه

‫- که توی دنیا وجود داره، می‌دونی؟ ‫- آره

‫و حسی که من حتی نمی‌دونستم

‫اصلاً وجود خارجی داره

‫لعنتی همین‌الان که دارم تعریف می‌کنم هم

‫موهای بدنم سیخ شدن

‫« آلاباما، برمینگهام » ‫« سال ۱۹۹۷ »

‫خب، "موتی"… "چکش"

‫آره

‫تجربه‌ی مبارزه توی ‫قفس هشت‌ضلعی رو داره

‫ولی تو چنین تجربه‌ای نداری. ‫اون مبارز خیلی سرسختیه

‫فکر می‌کنی تو چه ویژگی خاصی رو

‫با خودت به اون مبارزه می‌بری؟

‫خب، می‌دونم که حس خیلی خوبی

‫راجع به آمادگی قلبی-عروقیم دارم

‫از قدرتمند بودنم مطمئنم، ‫و خیلی پیشرفت کردم

‫اما می‌دونی چیه،

‫مثل تفاوت چراغ‌قوه و پرتو لیزره

‫عجب

‫عالیه. ولی منظورت چیه؟

‫باید مطمئن بشم که ۱۰۰ در صد تمرکزم

‫روی کاریه که باید انجام بدم

‫چون اگه حواسم پرت باشه، ‫اون‌وقت احساساتم

‫آشفته و پخش و پلا می‌شن،

‫مثل یه چراغ‌قوه که همه‌جا رو روشن می‌کنه

‫آره، منطقیه

‫آره، اگه بهش فکر کنی

‫در مورد خودت و کسایی که اینجا هستن هم

‫- صدق می‌کنه ‫- حتماً

‫اگه احساسات‌مون رو کنترل نکنیم،

‫ترس‌ها و اضطراب‌هامون ‫ما رو کنترل می‌کنن

‫و می‌دونی چی می‌شه؟

‫احساسات‌مون بهمون ضربه می‌زنن…

‫- …و نباید چنین اتفاقی بیُفته ‫- درسته

‫- مگه نه؟ ‫- هی، کِـر

‫تل لشت رو بلند کن. ‫همه‌شون منتظرن، رفیق

‫هی، خیلی ممنون

‫- که وقتت رو در اختیارم گذاشتی ‫- خواهش می‌کنم. ممنون از خودت

‫- ممنونم ‫- منم ازت ممنونم

‫- آماده‌ای؟ از دیدنت خوشحالم ‫- چطوری، رفیق؟

‫- هی، تنها تفاوتی که دارن… ‫- آره

‫…شکل رینگشه، خیلی‌خب؟

‫- قفسه ‫- یه قفسه

‫می‌دونم. می‌دونم

‫اولین مبارزه‌ش توی قفس هشت‌ضلعیه

‫منم داشتم همین رو بهش می‌گفتم

‫- درسته ‫- هی، بچه‌ها، یالا

‫تا الان فقط ۱۴ تا مسابقه برگزار شده

‫- اون یه قاتله ‫- ببخشید

‫- کولمن؟ ‫- آره، آره

‫از "ویدمارک اِنترتینمنت" اومدم

‫می‌شه در مورد برنامه‌هاتون ‫برای شکست دادن "بابیش" صحبت کنید؟

‫- اوه، بابیش. آم… کِـر؟ ‫- بله؟

‫- سریع کارش رو تموم کن ‫- حله

‫- می‌رم گرم کنم ‫- خیلی‌خب

‫شرمنده. چی می‌گفتم؟

‫در مورد بابیش حرف می‌زدید

‫« تـرجـمـه: امـیـررضـا و حسین اسماعیلی »

‫و حالا بریم سراغ سنگین‌وزن

‫مارک کِـر اولین مبارزه‌ش رو

‫در مقابل "موتی هورنشتاین" انجام می‌ده،

‫کسی که دومین حضورش

‫توی قفس هشت‌ضلعیه ‫و فقط از مارک کولمن شکست خورده

‫و مارک کِـر ۱۱۶ کیلویی وارد می‌شه

‫قهرمان سابق دسته‌ی اول ‫اتحادیه‌ی ملی ورزش دانشگاهی

‫در دانشگاه سیراکیوس

More Farsi Persian subtitles for The Smashing Machine

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left