نخستین 196 خط.
تويه بيمارستان انگار بهار شده بود
و همه جا بوي آخر سال رو ميداد
گلوريا بايد پانسمان زخم آقاي کرن رو عوض کنم
و منم ميگم که خفه شو
واو گلوريا با همين دهنت
نوه ي ،نوه ي، نوه ي، نوه ي ،نوه ت رو ميبوسي؟َ
تد....خنده داري بود چرا نميخندي؟َ
بانک خونمو مصادره کرده
مامانت کجاست؟َ اونم با گربه هاش توي ماشينه
دکتر کلسو بهار رو با پوشيدن لباس گلف جشن ميگيره
که پاهاي نازش رو به رخ مردم بکشه
اينجا رو ببينين ،مردم
براي شما خوشگلش کردم
به بابايي بگو چيکار کردي
من توي توالت پي پي کردم
ميدوني ، دکتر زاده
من همه روزو با پي پي مردم سرو کله ميزنم
نميخوام بهت دروغ بگم،جکي..اين ديگه قديمي شده
الآنم نبايد اينو بگي
من تويه اين سه سال اصلا از اين صحنه که توي پوشکت يه ماهي قهوه اي(پي پي)ببينم .لذت نميبردم
به علاوه که ميخواي همين کارو بزودي برام بکني
گذشته از واقعيت خوشحال شدم که بدنيا اومدي
و وقتي که توي صف بانک واين گرتزکي بهم گفت " چه خبر"ُ
خارج از پوشک بودن براي تو بهترين اتفاق زندگي ت بود
واقعا همين طوره. حالا چرا نميري تو اتاقت وبراي چند دقيقه بازي نميکني
چون منو مامانت ميخوايم به سبک بزرگترا جشن بگيريم
خيلي خب بريم سر اصل مطلب..من ميخوام يه چرت بزنم..چون کل هفته داشتم جون ميکندم
بوس نه..دستات هم پشتت باشه
بزن بريم
آره ، عشق قطعا تو هوا بود
هي کيم..ميخواي شب توي شهر چه طوري باشه
با سکسي ترين دکتر اين اطراف؟َ
من فقط ترجيح ميدم با تو برم بيرون
تو هم؟ البته
من اختراعش کردم اوه خوبه
دروغگو
خب ،جااش، بيماريه تو اسمش "پيموسيسه"َ
اساسا مربوط به پوست ختنه گاته
يه قسمتي از دومانت اين طوريه که ،ازت ميخوام پنج بار در هفته خود ارضايي کني
به اون پسر بيچاره کمک کن
واو ،پنج بار در هفته ،ها؟َ اينا براي من که چيزي نيست
جلوي دوست دخترت از اين حرفا ميزني
ميدوني چي شده؟َ فکر کنم اگه برم بهتر باشه
حواست به قرارمون هم باشه
حول حوش ساعت شش ميبينمت ...َ يه لباس سکسي بپوش
# Zoomzoomzoom! #
اين ماله منه
کاري از تيم ترجمه ايران فيلم
دوستش داري؟َ واي..حس کردم تکون خورد
تاد،دستت بين پاهاته حواسم هست..عاشقشم
هي توبي
جي دي بيا ميخوام يه چيزي رو حس کني
به من نگو توبي
جادوگر حامله
هي ...کيم
اونو اليوت دارن درباره يه موضوعي به سرعت نور با هم تبادل اطلاعات ميکنند
بايد براي شنيدن آهسته ترش کني
حمام کردن ساعت چهار شروع ميشه بعد نوبت غذا خوردنه وبعدش بازي کردن
تو دوست خوبي هستي ..من بهش توضيح دادم،اما مدتيه ديگه به هم نزديک نيستيم.
من فقط ميرم خونه و براي قرارم آماده ميشم
هي تو...ِ من که ديوونه ي امشبم
از مزيت هاي قرار با جي دي خوردن غذاي چينيه يا اگه مکزيکي بخواي
يه قدم اونطرف تر آماده گذاشته
ما که نميريم به فروشگاه ،اليوت
من برات شام درست ميکنم بعدم ميبرمت مهموني
فقط نميدونم چه طور دوتا کارو با هم انجام بدم
مگه اينکه،البته
جي دي نرو توي عالم هپروت
دير گفتي ...الآن اونجام
بدنم ميمونه توي خونه و غذا ميپزه
و مثل هميشه
سرم ميره که بساط جشن رو روبه راه کنه
قلبم رو نشکون
اگه بخواستم هم نميتونستم
اوه عزيزم اگه بميرم
ميکروفونو شکوندي
بدن جان، بيا
بدن احمق
خودم بايد همه چيزو درست کنم
هو هووووو.هيچکي نميدونه
همراهي کنيد.. دست بزنيد هچکي نميدونه
کله م عاشق خوندنه
من براي همه چي آمادم من با دوست پسر دبيرستانم ازدواج کردم
اولين قرارم توي کلاس دوم دبيرستان بود
اولين رابطه ش با من پشت يه ماشين مياتا بود
چون رفيقش بهش ميگفت شات گان
و بايد بگم که بعدش کارمون کشيد به بازي هاي آنلاين
پيتزا خورديم ..چند نفر رو کتک زديم آخرشم من باهاش ازدواج کردم
به من اعتماد کن کيم من تو روز احمق هاي زيادي رو ناکار ميکنم
اما امشب برات بهترين قرار عاشقانه رو درست ميکنم
خيلي خب ،مشت زن
بايــــــــــــــــــــــــــــي تو هيچ نقشه اي نداري،مگه نه؟َ
اصلا اينطوري نيست امشب عين رستوران سوبارو غذايه گوشتي درست ميکنم
اي کاش ميتونستم کمک کنم ولي امشب برنامه مهموني براي کارلا داريم
ميخوام اين کافه تريا رو وحشتناک ،عوض کنم
تد،اين ديگه چه کوفتي بود؟
فقط همين شعر رو درباره "بچه"ميدونيم
پولمو پس بده
چه پولي؟ُ چيه؟من خونمو از دست دادم
يه حالي بهم بده
قشنگ بود..مگه نه؟َ
هيچکي با هم جفت نشده
چرا شما همش با هم ميپرين؟َ
من زرد ميخوام
هميشه ميخواستم چندتا رفيق فابريک داشته باشم
هي بچه ها
لاورن..نميدونستم از اين کارا هم بلدي
البته که بلدم..آقاي روبرت که فروشگاه پوشاک نداشته
براي تو هم يه پوزه بند درست ميکنم
اونا از طرف ماست
اونا فقط پوشک قديمي جکه
خيلي خوشحال بوديم که داشتيم از شرشون خلاص ميشديم
و اينکه ميديدم نوبت شماست که زجر بکشيد
حالا که رابطون با ورود بچه به يه کابوس تبديل ميشه
بازشون کنيد آره زود باش
اونا شلواراي منن
زنم ميخواستاز دستشون خلاص بشه ولي راستش من ...َ
من عاشقشونم چون خيلي راحتن و زود هم ميتوني بپوشيشون
دروغ نميگي
عزيزم اينو ببين
عاليه ممنونم
چرا نميتونيم با مردم صحبت کنيم؟َ
چون اينجا ايستگاه بازي بچه هاست
وقتي که ما شروع کنيم همه ميان طرفمون
خيلي خب،حدس بزن اين کدوم غذاي مورد علاقه بچه ست؟َ
غذاي راننده تاکسي؟ نه کيت، شلغم بود
چون اشتباه کردي بايد همشو بخوري
بچه ها اين کارمون خيلي باحاله
دوستاي انترنت کدوم گورين؟َ
انترن ها گوش کنيد
خوب به اين ساق پاهاي تعريفيم نگاه کنيد
لعنتي ها نگاش کنيد
ميبينيد؟َ
قبلنا براي وردو به نيروي درياي بايد ميتونستيم هشت فوت بپريم.منم پريم
بايد قيافه چارلي رو ميديديد
دشمن نبود پسر،خلبان بود چارلي روس
پسر خوبي بود..هيچ وقت برنگشت
کيک کجاس؟َ هشت فوت؟ باورم نميشه
باور کن ميسي
بايد آماده بشم..ميخوام قرارم با کيت عالي بشه
نظرت درباره يه اسب سواري رمانتيک تو ساحل چيه؟َ
مثل همون کاري که براي تولدت کرديم آره
فقط اين دفعه دوتا اسب ـه چرا نميبريش توي ايوون خونت؟َ
ميتونين لم بدين و ستاره ها رو ببينين
متاسفانه نميتونم
ايوون خونه شده پاتوق چندتا پير مرد همجنس باز
از ايون من بريد بيرون ..ملکه هاي پير
اين ماله کيه؟َ
اين ماله کيه؟َ
يه جاي ديگه رو براي اين کاراتون پيدا کنيد
راستش من يه يتيم خونه توي شهر سراغ دارم
سعي کردم جاشون رو عوض کنم اما اونا اونجا رو دوست دارند
در هر صورت موفق باشي ،پسر
من به شانس نيازي ندارم
چون اين رمانتيک ترين قرار عاشقانه اي بود که شکل گرفته بود
خانمم..اسبتون
جي دي..من هيچ وقت توي ساحل سوار اسب نشدم
بپر بالا
واو..زين نداره مطمئني بدون زين اتفاقي نميافته؟َ
هيچي نميشه
کجاش سخته بدون زين اسب سوراي کرد؟َ
واو..عالي بود چقدر بهمون خوش گذشت
آره بي نظير بود
ممنونم
اين براي وقتيه که توله سگ بگيريم
نه اين قفس بچه ست
يه خوبه شم هست
وقتي من بچه بود ماله من پنجره نداشت
عاليه..اگه براي نهار بري بيرون..ظرف آب هم داره
تازه ميتوني يه خورده خاک اره هم بريزي که اگه بچه خواست بتونه پي پي کنه
از اين بهتر نميشه
شوخي کردم
اين براي وقتيه که بچه...سگ بخرن
از طرف من و کيته
رفته دستشويي،هرچي کدو خورده داره بالا مياره
اينجا رو ببين
لباس حاملگيه
اينو از قسمت لباس زايمان فروشيه فروشگاه خريدم
يه مکالمه جالبي هم با خانم پير صاحب اونجا داشتم
گفت ديگه زنهاي حامله نمياد اونجا براي خريد بيشتر فاحشه هاي چاق ميان
من بايد يکي از اونا رو بگيرم
بگو ببينم ميخواي سکس حاملگي رو تجسم کني؟
نمايش عجيبيه سونو گرافي رو ديدي
چشم دارند...دست دارند
فکر ميکني دربرابر اين مزاحم چيکار کار ميکنند؟ُ
بچه نميتونه از اين کارا کنه
بچه نميتونه از اين کارا کنه؟؟َ نه عزيزم
ببين من آمبولانس خبر کردم،اما بايد بذاري خودم هم معاينه ت کنم
نه نه نه قرارمون ادامه داره
تخصص من همينه..به احتمال قوي بيضه هات پيچيدن
تو اين موارد ممکنه يکي از بيضه هات رو از دست بدي پس بذار شلوارتو در بيارم
مثل اينکه نقشه م داره کار ميکنه
ظاهرا که همه چي عاديه...يکيش از اون يکي بزرگتره
درواقع هميشه همين طوري بوده
پس سمت راستي هميشه بزرگتر بوده؟َ آره صبر کن
راسته تو يا راست من؟َ بذار امتحان فشار دادن رو انجام بدم
No comments yet. Be the first to leave one.