We're Not Married!

We're Not Married!

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

were not married 1952 720p web h264-rvkd
ناشر warez
Translated subtitle from English to Persian We're Not Married! 1952 زیرنویس فارسی فیلم

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2025-12-27
تعداد دانلود: 9
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

فکر نکنم بتونیم چیزی بهتر از این پیدا کنیم

اوه، بی‌خیال. دیگه از خرید کردن خسته شدم. باشه

هی، کاش یه کم برنج داشتیم

چرا، مگه گشنته؟ می‌دونی منظورم چیه

بدونِ برنج شگون نداره

خب، لازم نیست نگران کفش‌های کهنه باشی. پام هستن

قاضی بوش؟ اوم، بله

نمی‌خواین بیاین تو؟ امشب بیرون خیلی سرده

واقعاً همین‌طوره

ما، اوم، می‌خوایم ازدواج کنیم

ازدواج؟ واقعاً؟ امیدوارم مخالفتی نداشته باشین

اوه، نه، اصلاً. معلومه که نه

بابا، می‌خوان عقدشون کنی

اوه، من؟ اوه، بله، البته

خب، بفرمایید تو. ایشون خانم بوش هستن

خوشبختم خانم بوش. شب بخیر

کریسمستون مبارک. ممنون خانم بوش. همچنین برای شما

بله

اوه، اون گربه کوچولو رو ببین. سلام

خب، ببینم چی کار می‌کنیم

گفتین که می‌خواین ازدواج کنین. بله، درسته

منظورتون الانه؟

خب، تو چهار پنج دقیقه‌ی آینده هر وقتی بشه

اوه، عالیه. حالا، اگه فقط بتونم اون گواهی‌هایی که داشتم رو پیدا کنم

همین امروز صبح همین دور و برا بود

اوم، اسمشون چی بود عزیزم؟ مجوزها، بابا

اوه، بله

بیا، فکر کنم اینا... آره، خودشه

اینم یه دفترچه‌ی نو برای "مجوز ازدواج". اوم، یکی یا دوتا؟

اوم، دو نفر آدم، یه ازدواج. آره

فکر کنم یکی بابا. مگه یکی نیست؟ خب، مگه خودت نمی‌دونی؟

اوم، می‌تونم ببینم؟ بله، بفرمایید

بله، خودشه

بله. بله، ببینین اینجا یه جا برای شماست

بله

و اینجا هم یه جا برای ایشون

حالا، اگه ممکنه اینجا بشینین و فرم رو پر کنین

اوه، حتماً

بفرمایید، اینم خودکار. خیلی ممنونم

خواهش می‌کنم

یه کتابچه‌ی سیاه کوچولو همین دور و برا دارم که همه‌چیز رو توضیح داده

امروز صبح یه جایی همین‌جاها دیدمش

ببخشید آقای قاضی. بله؟

می‌تونم بپرسم چند وقته که تو این کار هستین؟

اوه، حدودِ... اوم، سه چهار ساعتی می‌شه

ساعت‌ها؟

بله. یه آقایی نامه رو حدود ساعت ۶، یا ۶:۳۰ آورد، مگه نه؟

دقیقاً ۶:۳۵. اوه، بله

اوه، درست مثل یه کادوی کریسمس خوشگل بود

بله

مگه نه عزیزم؟ بله، واقعاً همین‌طوره

چه جور نامه‌ای؟ ابلاغیه‌ش

همین الان منصوب شده

این اولین ازدواجیه که ثبت می‌کنه. بله، اولینِ اولینِ من

اوه، راستی. استیو؟

بله؟

سن؟ چهل و چهار

رنگ؟ خاکستری صدفی

ایناهاش. اوه

بله، خودشه. ممنون مامان. حالا دیگه همه‌چی ردیفه

ببینید، استاندار امضاش کرده. استاندار بوش، برادرزاده‌ی قاضی بوشه

واقعاً؟ اما مطمئنید بلدید چطوری بقیه رو به عقد هم دربیارید؟

خب، اِ، همه‌چی همین‌جا توی کتاب نوشته شده. چی می‌تونه جلومون رو بگیره؟

نمی‌دونم. تو چی فکر می‌کنی عزیزم؟

منظورت اینه بریم پیش یکی دیگه؟ چرا که نه؟

اوه، نه. خواهش می‌کنم

آخه چه فایده‌ای داره؟ همه همین کتاب رو دارن

اما اونا می‌دونن کجای کتاب رو نگاه کنن

لازم نیست الکی توی فهرست کتاب وول بخورن

تا بفهمن چطوری باید شروع کنن

لطفاً نرید. این اولین ازدواجیه که ثبت می‌کنیم. اونم شب کریسمس

فکر کنم اگه توش شکست بخوریم، قلبم بشکنه

اوه، ما شما رو مقصر نمی‌دونیم خانم بوش

اما نمی‌تونیم ریسک کنیم

اگه تا فردا ازدواج کرده باشیم، شانس حضور توی یه برنامه‌ی رادیویی درجه‌یک رو داریم

یه برنامه‌ی صبحگاهی مخصوص صبحانه‌ست

و ما هم می‌شیم یه زوج جوون و سرزنده‌ی آمریکایی

که هر روز صبح موقع خوردن تخم‌مرغ و ژامبون

یه کم خوش‌گذرونیِ سالم و البته تهوع‌آور دارن

اوه. با اینکه ممکنه این قضیه به نظرتون چندش‌آور بیاد

ولی برای این خانومِ «خیلی مثبت» و من، نون و آب خوبی داره

تازه، ما همدیگه رو هم دوست داریم

اینم درسته

و ما طبیعتاً دوست نداریم همین اولِ بسم‌الله همه‌چی خراب بشه

کی قراره خرابش کنه؟ تنها کاری که باید بکنم اینه که از روی کتاب بخونم

خب، متأسفم، ولی منم اولین بارمه که دارم ازدواج می‌کنم

و فکر کنم ترجیح می‌دم کار رو بسپرم دست کسی که قبلاً این کاره بوده

مگه نه، عروسک من؟

واقعاً دلتون می‌خواد یه آدم باسابقه کار رو دست بگیره؟

۴۶ می‌تونم کتاب رو ببینم؟ صفحه‌ی

اِ، به یه شاهد دیگه هم نیاز داریم. اوه، درسته

اِ، دقیقاً از همون‌جا شروع می‌شه. آره، دیدم

محض رضای خدا، حق با شماست

هی، تو، کتت رو دربیار

داری ازدواج می‌کنی، توی باشگاه بیلیارد که نیستی

بگو ببینم، تو چطور این‌قدر درباره... نپرس. حلقه رو آوردی؟

"دوستان من، ما در این مناسبت دور هم جمع شده‌ایم تا..."

دست نگه دار قاضی. صبر کن تا من علامت بدم

اوه، اوم، بیاید جلو. بیاید جلو. دقیقاً همین‌جا، خب؟

اِ، تو همون‌جا بمون پسرِ خوش‌خنده

خیلی خب حالا، "شبِ آرام"

حاضری سپیددندان؟ حاضری دخترِ پلنگ؟

بفرما قاضی، نوبت شماست

سناتور عزیز

درباره‌ی درخواست عفو شما برای دامادتون

بله؟ - عمو ملوین‌تون اینجاست

اوه، واقعاً؟ بگو بیاد تو. پدربزرگت اینجاست

سلام عزیزم. چطوری؟ سلام پدربزرگ

مادربزرگ چطوره؟ اوه، فکر کنم خوبه. من

چطوری عمو ملوین؟ چی شده گذرت به این‌طرف‌ها افتاده؟

نمی‌دونم. فرانک دیشب بهم زنگ زد

و گفت که ساعت ۱۱ اینجا باشم

بله؟

دادستان کل اومدن. - بگو بیاد تو

بفرما، خودش اومد

چطوری پسرعمو فرانک؟

آخه خنگِ خدا

می‌بینی؟ دیشب هم پشت تلفن همین‌طوری باهام حرف می‌زد

این نامه‌ایه که از دفتر دادستان کل برای دفتر من اومده

توی ساکرامنتوی کالیفرنیا

اونجا خانمی به اسم "گرایس" هست که هفته پیش درخواست طلاق داده

به دلیلِ آزار و اذیت روانی

شوهرش حاضر نشده نمکدون رو بهش بده

دو تا شاهد هم برای این اتهام داشته و در نتیجه با طلاقش موافقت شده

گرایس؟ یه پرونده‌ی روتین و ساده بود

تا اینکه معلوم شد اصلاً هیچ سابقه‌ای وجود نداره

که اینا از همون اول با هم ازدواج کرده باشن

فکر کنم این اسم یه جایی به گوشم خورده

تازه با وجود این‌که هر دو طرف توی دادگاه قسم خوردن

که توی "گرتنا گرینِ" همین ایالت با هم ازدواج کردن

پیشِ قاضیِ صلحی به اسم "بوش"

اوه، یادم اومد. همون پسره بود که ۲۰ دلار بهم داد

تاریخش یادت هست؟

الان حضور ذهن ندارم. ولی همین‌جا دارمش

می‌تونم برات پیداش کنم

می‌دونم که یکی از اولین زوج‌هایی بود که عقدشون کردم

آهان، آره. بیا، ایناهاش

دسامبر. دقیقاً دو روز بعد از کریسمس ۲۷

خب، مگه چیه؟

اولین زوج رو کِی عقد کردی؟

خب، همون روزی بود که حکمم رو گرفتم

شبِ کریسمس

توی اون هفته چند تا زوج رو عقد کردی؟

بین شب کریسمس تا ۳۱ دسامبر؟

نمی‌دونم. بذار ببینم. ۹۶ دلار کاسب شدم. خیلی خوبه، نه؟

مبلغش رو نپرسیدم. تعدادشون چند تا بود؟ اوه، خب

بذار بشمرم... یک، دو، سه، چهار، پنج، شش

شش تا زوج. همین بود

توی یک هفته شش تا بمب ساعتی کار گذاشته

منظورت چیه؟

عجله کرده. حکم انتصابش برای اول ژانویه بود

و این دلقک قبل از اینکه اجازه داشته باشه، شروع کرده به عقد کردن مردم

خب، نامه‌ای به دستم رسید که می‌گفت من منصوب شدم

فکر کردم یعنی همین الان می‌تونم شروع کنم

حتی نامه رو کامل نخوندی؟

خب، همه‌ش رو نه

اولیش پرید و پنج تای دیگه مونده

چیکار می‌تونیم بکنیم؟ هیچی

فقط باید اینجا بشینیم و منتظر باشیم تا منفجر بشن

بنگ، بنگ، بنگ، بنگ! یکی پس از دیگری در سراسر کشور

تا اینکه بالاخره یکیشون پاش به روزنامه‌ها باز بشه

اونوقت بزرگترین رسوایی به پا می‌شه

از اون ماجرای پالتوی پوستِ کاخ سفید هم بدتر

خب، نمی‌شه یه جور قانونی چیزی تصویب کنیم؟

چه قانونی؟ اصلاً چرا فقط براشون نامه ننویسیم و بهشون نگیم؟

برای کی بنویسیم؟ برای اون زوج‌ها

و بهشون چی بگیم؟ که شما زن و شوهر نیستید. همین و بس

به همین راحتی. باشه، اگه می‌خوای یکم پیازداغش رو زیاد کنی

فقط بگو یکی گند زده به کار و معامله باطله

بعدش چی؟ بعدش هم بذار خودشون یه خاکی به سرشون بریزن

نظرت چیه؟ جواب نمی‌ده

چرا نه؟ چون خیلی ساده‌ست

اتفاقاً به نظر من که خیلی هم خوبه

بیا، اون دفتر رو بده به من

به هر حال، از اینکه اینجا بشینیم و انگشت تو گوشمون کنیم که بهتره

خب، اون دفتر مال شما. من همه‌ش رو توی یه دفتر دیگه کپی کردم

موفق باشید همگی

اسم خانواده «گرایس» رو خط می‌زنیم، پنج تای دیگه می‌مونه. پس همین کار رو می‌کنیم

یه نامه‌ی شیک و مجلسی با سربرگ فرمانداری برای هر زوج می‌فرستیم

و قضیه رو توضیح می‌دیم و بقیه‌اش رو می‌سپاریم به خودشون

این رو بنویس، لطفاً

آقای و خانمِ فلان

پیرو یک سوءتفاهم بسیار تأسف‌بار

مراسمی که شما را به عقد هم درآورد

توسط عاقد، جناب آقای

ملوین بوش

پیش از تاریخ رسمیِ شروع به کارِ ایشان برگزار شده است

بر همین اساس، ما ناچاریم به اطلاع شما برسانیم

که ازدواج شما وجاهت قانونی ندارد

اون آقای گلدوینه. برم پیشش؟

برو. آقای گلدوین

آقای گلدوین، فقط می‌خواستم بگم چه اتفاق بزرگ و فوق‌العاده‌ایه

کاری که شما و خانم گلدوین برای من کردین

من و شوهرم... خب، یه مدتی اوضاعمون یه جوری بود

خودتون که می‌دونین گاهی چطوری می‌شه

ولی هر دومون از طرفدارای پروپاقرص برنامه‌تون هستیم. هیچ قسمتی رو از دست نمی‌دیم

و در نهایت، اون الگویی که برای همه بودین

با اون عشق و خوشبختیِ بزرگتون

باعث شد دوباره به هم برگردیم

مگه دیوانه‌ای؟

We're Not Married! subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for We're Not Married!

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left