نخستین 200 خط.
ارائـهای مشتـرک از تـی وی شـو و تـی وی سنتـر .: Tv-Show . Pro .:: .: Http S :// TvCenter . Tv .::
کـاری از صـابر ، رضـا ، اکبـر S.A.B.E.R , Reza An@rchy , Marshall
.عزیزم این رو ببین
یه شستشو دهنده قدرتمند ؟
.به یکی از اینا احتیاج داریم
.آره
.توی حیاط پشتی لازممون میشه
.آره
میخوای یه نگاهی به پنجرهها بندازی ؟
.نه
هات داگ میخوای ؟
.اونا خیلی خوبن
.عزیزم ، تو مثل یه زن خونهدار هستی
این رو میدونستی ؟
.اما میتونستیم بریم شام بخوریم
...خب ، میدونی
..اگه شام درست نکنی
.نمیتونی شام بخوری
.میدونی چیه ؟ ایده خیلی خوبیه
نظرت چیه من برات شام درست کنم ؟
.من میرم و اون کباب پز رو میگیرم .اون بزرگه
میگو میگیری ؟ .از اون بزرگاش
. چهارتا ردیف پایینتر ، 3 ردیف هم از بغل
.برگرد و من رو همینجا پیدا کن .توی قسمت ابزار
تو اینجا چه غلطی میکنی ؟
.تو به پیغامهای من جواب ندادی
.من خوشحالم
.تو بیچارهای
.من میتونم کاری کنم خوشحال باشم
.تو داری اشتباه میکنی
.ببین ، من بازنشسته شدم ، من خوشحالم .ما خوشحالیم
...فرانک
.تو خیلی وقته که آدم نکشتی
.این که چیز بدی نیست
.این تازه برای خیلی از مردم یه چیز خوبه
.کیموسابه ، من بهت احتیاج دارم .اونا دارن میان ، من دارم حسش میکنم
.داری من رو دیوونه میکنی ، ماروین
.اگه این باعث میشه که حس بهتری پیدا کنی ، دختره رو هم بیار
.من دختره رو هیچ جا نمیارم
دختره رو کجا نمیبری؟
.ما تازه هم رو پیدا کردیم
.ماروین اینجاست ، من تازه ماروین رو پیدا کردم
کجا داریم میریم ؟
.نه ، یالا ، اونا دارن نزدیک میشن
.از دیدنت خوشحال شدم ماروین
.از دیدنت خوشحال شدم
.فرانک
.خودتم میدونی که دوست داری بری
.نه
.یالا
.آخرین فرصته فرانک
.من سارا رو میبرم خونه
.مواظب باش
..خب ، من واقعا میخواستم
.البته ، عزیزم
.تو هیچوقت دوباره توی دردسر نمیفتی
.ما حتی نمیدونیم که چه اتفاقی افتاد
.ما حتی نمیدونیم کی اونجاست
من چطوری میخوام از تو مراقبت کنم ؟
.هی ، اون بهترین دوستت بود
.یالا
.وای
.اون هنوز مثل زندهها به نظر میرسه
.اون نمرده
.اینکار رو نکن ، بذار احساست به بیرون بروز پیدا کنن
.نه ، واقعا
.اون اینکار رو خیلی انجام داده
واقعا ؟
.نه ، یالا ، سنجاق رو بده من
.یالا عزیزم ، بیا بریم بشینیم
.من باید اون رو ببوسم
بفرما ، واقعا میخوای ؟
.بیا بریم بشینیم ، یالا عزیزم
..توی این لحظه ، ما درها رو به روی هرکس
.که میخواد در مورد مرحوم صحبتی کنه ، باز میکنیم
...عزیزم
خاطرهای رو بازگو کنید شاید ؟
.شاید ، یه شعر ، یا آهنگ
کسی نیست ؟
.تو میتونی اینکار رو بکنی
قربان ؟
...ماروین
.متفاوت بود
..اون
.تیرانداز ماهری بود
...بعضیها هم این رو میگن
.که اون مشکل عصبی داشت
وقتی که سازمان سیا بهت اسيد دى اتيلاميد ليزرژيک
تزریق میکنه ، آدم باید انتظار چیزهای بیشتری رو
.توی بیشتر از یک دهه خدمت داشته باشه
اون میتونست یه بمب رو
.سریعتر از هرکسی که من دیدم خنثی کنه
...مردم خوب مولدوا همیشه
.مدیون ماروین خواهند بود
.اون واقعا دوست خیلی خوبی بود
.واقعا خوب
.دلم براش تنگ میشه
.دلم براش تنگ میشه
.باید بریم
کانادا ؟
.زمینهای پست ، منطقههای خوبی برای آدم کشیه ، یه مزرعه کوچیکه
مزرعه ؟ بریم رو یه مزرعه واقعی ؟
مزرعهای که محصول داره ؟
.آره ، خوش میگذره
...گوش کن عزیزم
... میدونی که مردم میگم بعد از دست دادن کسی
.نباید تصمیمی در مورد تغییر زندگی گرفت
.اگه اونا تونستن ماروین رو بشکن ، اونا میتونن هم تو و هم من رو بکشن
اونا کی هستن ؟
.برو به خونه امن
.من رو ببین
.برو به خونه امن
.خودم میام پیدات میکنم
.من تو رو ترک نمیکنم
.مشکلی پیش نمیاد
چی شده ؟
...آقای موزس
.اونا میخوان که از شما توی سرویس بازجویی کنن
این تک تیراندازتونه ؟
.شما به عنوان یه فرد بازنشسته بسیار خطرناک شناخته شدید
سرویس تحقیقات جنایی
.سلام عزیزم
.موکل من ، فرانک موزس اینجاست
اون یه شهروند آمریکاییه که به صورت غیرقانونی و بدون هیچ مدرکی .بازداشت شده
.کت دوست داشتنیه
.ممنون
.ممنون
.خواهش میکنم
معذرت میخوام ، من نمیدونم راجع به چی صحبت میکنید ، اما بذارید .که آقای اسنایدر رو خبر کنم
.ممنون
چه کمکی از دست من برمیاد ؟
سلام ، اسمتون چیه ؟
.جان اسنایدر
.جان ، اسم شما رو نپرسیدم
.کلی هستم
.سلام کلی
...جان
...جان
...اگه تو هم میخوای مثل کلی بهم جواب بدی
بهت پیشنهاد میکنم که بهم بگی الان .فرانک موزس کجاست
! حالا
.در حال بازجوییه
...من اینجا مدرکی دارم که میگه
.شما علاقه خاصی به جنگ سرد دارید
ما این رو میدونیم که در گذشته شما زمان زیادی رو توی .روسیه سپری کردید
.من فقط میخوام بدونم که شما در مورد پروژه " نایگ شد " چی میدونید
.من واقعا چیزی در موردش نمیدونم
این دیگه چیه ؟
.اسلحههای دستی سبک ، 180 متری
.مواظبش باش
.90 متر
.اونا دارن میان تا ما رو بکشن
.من رو از شر این دستبندا خلاص کن
.من نمیتونم این کار رو بکنم قربان
تو کلیدا رو داری درسته ؟
! دستا بالا
.پنجاه متر
.اونا هردوتامون رو میکشن اگه تو من رو از شر این دستبندا خلاص نکنی
.یالا
.فرانک موزس
.پلههای ترقی رو طی میکردی ، تو قهرمان من بودی
.به هرکسی وقت کافی بدی پیر میشه
.فرانک
تو کی هستی ؟
من ؟
.من کسی هستم که دولت برای گرفتن اطلاعات استخدام کرده
.و به من اجازه دادن تا از هر نوع شکنجهای که دلم خواست استفاده کنم
.و من سارا رو تا موقعی که تو به حرف بیای شکنجه میکنم
...حرف سارا شد
...من دوست دارم وقتی
.که پاهاش رو توی وان تمیز میکنه ببینم
.یه جورایی من رو یاد اون مزدورای بلژیکی که توی کونگو دیدم میندازه
.اونا مردم رو زنده زنده پوست میکنن تا به حرف بیان
و میدونی اونا از کجا شروع میکردن ؟
.حدس بزن
.از قوزک پا ، مثل سارا
....پس
...پس تو بهم اطلاعاتی رو که میخوام میدی
.یا من سارا رو از سر تا پا بدون هیچ رحمی پوست میکنم
.عالیه
.وای
...برای یه مرد بازنشسته خیلی خوبه ، اما تو
...یک ، دو ، سه ، چهار ، پنج ، شش
هفت نفر در برابر یه فرد دستبند خورده بدون هیچ سلاحی ؟
...مادر به
! برو . برو برو برو
.بهش شلیک کن ، اما نکشش
.خیلی خب ، بکشیدش ، پخش شید
.فرانک ، این آخرین فرصتته
.آتش
! برید اون تو ! برید
. لعنتی
! ماروین
! من رو دیوونه کردی
.من کلیدا رو آوردم
.تو مرگ خودت رو جعل کردی
.باید بریم
.بریم
.باید بریم
! تو هیچ ایدهای نداری که من رو وارد چه قضیهای کردی
No comments yet. Be the first to leave one.