نخستین 200 خط.
...آنچه در «کلاس ۰۹» گذشت
« گذشته »
تا حالا به عضویت در «اف.بی.آی» فکر کردی؟
ما دنبال آدمای مختلف میگردیم
،من اشلی پوئت هستم ولی همه پوئت صدام میکنن
من نباید اینجا باشم
من نیاز دارم تو اینجا بمونی
تو من رو نمیشناسی - بهزودی میشناسم -
،من تیو مایکلز هستم ،همینطور که توی دفتر خوبم نشسته بودم
،پیش خودم گفتم
این اون مدل ناعدالتیای نیست
که بخوام زندگیم رو صرف درست کردنش بکنم
پوئت و لنیکس توی پنج سال آینده قراره با هم ازدواج کنن
تو چی؟ چشمت کسی رو نگرفته؟
هیچکس
« زمان حال »
مأموریتم چیه؟
درست همینجا
«داخل «اف.بی.آی
اداره باهام صحبت کرد - در مورد چی؟ -
در مورد تو. ازم پرسیدن میتونی
،با من کار کنی یا نه برای اینکه منتقل شی
ما جاسوسیِ خودیها رو نمیکنیم - بعضیوقتها مجبوریم -
« آینده »
،رئیس مایکلز چرا پنج سال دیگه لازم دارین؟
من فناوریهای ساختارشکن رو
وارد روند تحقیقات کردم
هوش مصنوعیای که هیچچیز از زیر دستش در نمیره
و همه رو یکسان قضاوت میکنه
من رو تعقیب میکنن؟
دارن ازت محافظت میکنن، پوئت
نه تنها در حال حاضر یکی
،از بزرگترین کشورهای روی کرۀ زمین هستیم
بلکه الآن یکی از ایمنترین کشورها هم هستیم
آموس گارسیا؟
میدونم حرفهت کجا شروع شد
میدونم به کجا ختم شد
کجا دقیقاً؟
شدی بازیچۀ دست سیستم عدالتی
که دیگه درکش نمیکنی
حتماً چیزی گفته
چرت و پرت میگفت
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
« کلاس ۰۹ » «قسمت دوم: آمادگی جسمانی»
ترجمه از VahidMax
هی.
خوبی؟
اون بیرون میبینمـتون.
- باشه. - آره.
گوش کنید.
بنا به گزارش خودتون همه شما
آزمون آمادگی جسمانی رو گذروندید.
میدونیم که ادعا میکنید چه کارهایی میتونید انجام بدید.
حالا وقتشه که ببینیم واقعاً چه کارهایی میتونید انجام بدید.
امروز مسافت دو کیلومتر و چهارصد متر رو باید طی کنید.
برای آقایون، زمانی که در نظر گرفتیم
زیر دوازده دقیقه و بیست و چهار ثانیهست.
و برای خانمها هم این عدد به زیر چهارده دقیقه تغییر میکنه.
اگه نتونید آزمون آمادگی جسمانی رو قبول بشید
نمیتونید مأمور ویژه باشید.
هیچ استثنایی هم وجود نداره.
« زمان حال، سال ۲۰۲۳ »
برای کدوم اداره درخواست دادی؟
- برای دوره اصلی آموزشی؟ - اوهوم.
میامی.
- میامی؟ - اوهوم.
آره، معمولاً دوست دارن که
مأمورین رو به جاهای جدید بفرستن.
خانوادهای نباشه...
دوستی نباشه...
بدون کینه، بدون وفاداری.
یه چشم خارجی.
شما یه چشم خارجی دارید، مأمور نونیز؟
مأمور جانسن و فرانکلین قبلاً از اون سؤال کردن؟
بله.
و هیچی پیدا نکردن؟
منظورتون چیه، مأمور نونیز؟
ما حکمی نداریم.
هیچ اثر جرمی هم نداریم.
برای افراد خاصی.
میتونیم محرک باشیم.
گاهی اوقات همینکه خودمون رو نشون بدیم.
باعث فاش شدن یه سری مسائل میشه.
میتونم کمکـتون کنم؟
بله، مأمور ویژه ماکیلز و مأمور نونیز
اومدیم تا با آقای مارک توپیریک صحبت کنیم.
این بیرون، با همدیگه دست میدیم.
خب، من نیومدم اینجا تا یه گاو بخرم، جناب.
برای چی اومدی؟
فقط...
امیدوارم بودیم که بتونیم کمی صحبت کنیم.
اوهوم.
خب اگه من ریگی به کفشم بود،
یه چیزی تو دستات بر علیه من داشتی،
مثل یه... صورتحساب پرداخت نشده،
یا چراغ عقب شکسته ماشین.
ولی من پاک پاکم.
و تو درباره من اشتباه میکنی.
دقیقاً درباره چی شما اشتباه میکنم؟
جسه می.
جسه می، مأمور مایکلز و مأمور نونیز هستن.
ایشون هم همسر منه، جسه می.
دنبالم بیاید.
ممنونم.
ممنون، بنجامین.
متوجه زخمای بنجامین شدی.
به این قسمت از کشور
«کمربند خودکشی» میگن.
هزاران مرد اون بیرون هستن که
به تنهایی در زمینهاشون پرسه میزنن،
و از کشورشون طرد شدن.
خیلی مسخرهست، وقتی نادیده گرفته نمیشن.
آمار خودکشی شش برابر بیشتر نسبت به قتل.
از کی قراره کمک بگیرن؟
بهخاطر همین گفتم که، «بیاید پیش من.»
«شما اینجا جایگاهی دارید. زندگیـتون ارزش داره.
تنها نیستید.»
و به چند نفر میتونی کمک کنی؟
خب، هیچ محدودیتی وجود نداره.
به رشدمون ادامه میدیم و بزرگتر میشیم.
هندیها یه روش معین برای سبک زندگیشون دارن.
چرا من نتونم یه روش برای زندگی خودم داشته باشم؟
جناب، میتونم از دستشویی اینجا استفاده کنم؟
جسه می، میشه لطفاً دستشویی خانمها رو به مامور نونیز نشون بدی؟
و ایشون رو برگردونی.
یهجایی خوندم که «جی. ادگار هوور» عادت داشته که
مأمورهای ناکارآمد رو به بوت و بیلینگز تبعید کنه.
کار اشتباهی کردی، مأمور مایکلز؟
زیاد درباره «اف.بی.آی» مطالعه میکنی؟
کیسی؟
برو پیداشون کن.
بله، قربان.
منو با خودت ببر.
خواهش میکنم، اینجا ولم نکن.
دوباره برمیگردیم، قول میدم.
همهچی مرتبه؟
البته.
خیلی قهوه خوردید.
آره.
خب، ببین...
ممنون که وقتتون رو در اختیارمون گذاشتید.
باهم در تماس خواهیم بود.
دقیقاً در مورد چه چیزی در تماس خواهیم بود؟
روز خوبی داشته باشید.
- باید بهت بگم... - نه، نه.
اینجا جاش نیست.
نونیز، هی!
زودباش! بجنب! ولش کن!
ولش کن! زودباش!
- زودباش! بجنب! - نه! نه!
سوار شو، زودباش!
مشکلی برات پیش نمیاد، باشه؟ دراز بکش! دراز بکش!
لعنتی.
خیلیخب. دراز بکش!
سفت بشین!
لعنتی
هی، هی، هی.
نونیز، زودباش. بجنب، هی.
زودباش، بهت نیاز دارم. از اینجا میریم، باشه؟
تو فقط باید حواست به من باشه، خب؟
با من بمون، باشه؟
قراره دردت بگیره.
هی، گوش کن.
ازت میخوام که هدف تیراندازیـشون رو منحرف کنی، باشه؟
خیلیخب.
نونیز!
نونیز، شلیک نکن!
نونیز؟ نونیز؟
اوه، لعنتی. هی، هی.
هی. هی، حواست به من باشه، خب؟
هی، جای دیگهایت هم تیر خورده، ها؟
بسیار خب.
خوبه، کار عالی بود.
مرکز.
مرکز، مأمور مایکلز صحبت میکنه.
- یه مورد فوری داریم. - بله، مأمور.
مأمور نونیز باید با هلیکوپتر به بیمارستان منتقل بشه.
دریافت شد. تیم پزشکی در راهه.
چی پیدا کردی؟
یه زیرزمین.
No comments yet. Be the first to leave one.