نخستین 200 خط.
« گذشته »
...آنچه در «کلاس ۰۹» گذشت
تیو، از خودت آزمون گرفتی؟
بله، قربان، گرفتم
و قبول شدی؟
بله، خانم
خب، آزمون اینجا رو که قبول نشدی
برام مهم نیست
که از همدیگه خوشتون میاد یا نه
اینها افرادی هستن که وقتی زیر آتش دشمن هستید
قراره شونه به شونه شما باشن
حالا اونا واسم بهپا گذاشتن
« آینده »
باید با اور حرف بزنی. اون تنها کسیه که
از اینجور چیزها سردر میاره
« زمان حال »
برای چی اومدی؟
فقط امیدوارم بودیم که بتونیم کمی صحبت کنیم
یهجایی خوندم که «جی. ادگار هوور» عادت داشته که
مأمورهای ناکارآمد رو به بوت و بیلینگز تبعید کنه
کار اشتباهی کردی، مأمور مایکلز؟
دیجیموویز در شبکههای اجتماعی: @DigiMoviez
یه زیرزمین
« همسر »
ما جلوی یه جنگ رو گرفتیم؟
یا یه جنگ رو شروع کردیم؟
اگه ترسیدی، دستت رو بیار بالا تا تمومش کنم
ماشین و اداره با هم بزرگ شدن
ادارۀ تحقیقات در سال ۱۹۰۸ تأسیس شد
،درست در همون سال هنری فورد تولید انبوه
اتومبیلهای مدل تی رو
در «پیکت اونو پلنت» در دیترویت آغاز کرد
برای اولین بار خانوادههای معمولیِ آمریکایی
میتونستن برای خودشون ماشین بخرن
برای اولین بار
مجرمهای معمولیِ آمریکایی هم میتونستن
اداره بدون ماشین چی میشد؟
اصلاً وجود میداشت؟
مسیر برای مانور چرخشی خالیـه
خیلیخب
بزن بریم
زیادی استرس داری
یالا، یالا
سرسختی. خوشم اومد
،اگه بخوای یه چرخش جِی مانند انجام بدی باید کنترل رو از دست بدی
!آره - !ایول -
مترجمین: «علی محمدخانی و VahidMax» کانال تلگرام: AliMK_Sub@
« کلاس ۰۹ » «قسمت سوم: ممنون که رانندگی نمیکنی»
ارتباطات تیم ورودی، اولویت اول
« زمان حال، سال ۲۰۲۳ »
هر دو سمت ساختمون دید داریم
توی «تو بریک رنچ» بوده - محاصرهش کردیم -
میخواد مذاکره کنه
،تیم عملیاتی وارد موقعیت میشیم
!برین سر موقعیتتون
آلفا، تیم براوو توی موقعیتـه
!کسی شلیک نکنه. هی
حواستون جمع باشه، یکی داره میاد
!وارد میشیم
!اف.بی.آی! دستات رو ببر بالا
مارک توپیریک کجاست؟
روحتم خبر نداره قراره چی بشه
« آینده، سال ۲۰۳۴ »
هشدار
اختلالات مغناطیسی شناسایی شد
.هشدار اختلالات مغناطیسی شناسایی شد
هشدار
اختلالات مغناطیسی شناسایی شد
!مامان
میخوام خانوادهام رو ببینی
سلام، من پوئتـم
میدونم کی هستی
این سارائـه
سلام علیکم
چرا اینقدر ناراحت به نظر میرسی؟
ناراحت نیستم. خوشحالم
از دوستای مامانم هستی؟
اون بهترین دوستم بود
به کمکت احتیاج دارم
کمک من؟
حق با تو بود
من اشتباه میکردم
در مورد چی اشتباه میکردی؟ - همهچی -
اونا سیستمت رو دزدین
تبدیلش کردن به یه چیز خیلی بد
بهت گفتم اینجوری میشه
من حق انتخابی نداشتم
داشتی. میتونستی بهت اعتماد کنی - تصمیمش با من نبود -
الآن دیگه یه پیشبینی نیست
.خب؟ واقعیتـه الآن داره اتفاق میفته
چی داره اتفاق میفته؟
آموس گارسیا مُرده - !خوبه -
بذار تو قبرش بپوسـه
اون سیستم من رو دُزدید
تو هم طرف اون رو گرفتی
وقتی بهش شلیک کردن اونجا بودم
اون یه چیزی بهم داد
یه چیزی که برای درکش
به کمکت احتیاج دارم
سیستم به تمام بخشهای زندگیمون نفوذ کرده
التماست کردم تا کمکم کنی
هرگز چیزی ازت نخواسته بودم
و التماست کردم
و تو بهم پشت کردی
میشناسمت، پوئت
میدونم خیلی
...حس صمیمی بودن بهت دست میداد
...اگه درست بعد از اینکه بهت گفتم
عاشقتم، طرف من رو میگرفتی
...خب
اینم از عاقبت ما
اینم از عاقبت من
تحقیر شدهام، تنهام
،اداره رو از دست دادم بهترین دوستم رو از دست دادم
،و نمیتونم چیزی رو عوض کنم ولی میتونم تلاش کنم
میتونم تلاش کنم و درستش کنم
« زمان حال »
«بهش میگیم «فردای بهتر
برای تو یه فردای بهتر چه شکلیه؟
دنیاییـه که هیچ چیز بدی از زیر دست در نمیره
و هیچ مدرکی هرگز نادیده گرفته نمیشه
ایدهش رو دوست دارم
به نظرت دیوونگی نیست
،که بعد از ۲۰ سال ما رو میندازن بیرون
درست وقتی داریم باهوش میشیم؟ - چرا، هست -
اون همه زمان که صرف یادگیری میکنیم
،حالا چی میشه اگه همۀ اون تجربهها
،همۀ اون دانش و خرد
اینجا جمع میشد؟
همچین دیدی بهش داری؟
وقتی اداره داشت در مورد
،پروندۀ یونابامبر تحقیق میکرد کامپیوترهای با سیستم
زی ایندکس رو وارد کار کردن
یادته؟
هیچکس سیستم زی ایندکس رو یادش نیست
یکی از اولین سیستمهای کامپیوتری بود
که اداره تا حالا استفاده کرده
شامل همۀ ۱۱ میلیون مدرک پروندۀ یونابامبر بود
هشتاد و چهار میلیون اسم - همم -
پس دیگه مأمورها مجبور نبودن توی جعبهها دنبال چیزی بگردن
اداره یه شبه تغییر کرد
این یه سیستم فقط برای بایگانی نیست
یه کتابخونه از مأمورین ویژهست
بهترینهای توئـه
بهترینهای منـه
رؤیاست
رؤیاست
نمیفهمم
چرا اداره باید بگه نه
پذیرفتن این تکنولوژی یعنی
تمام تحقیقات به قضاوت و حافظۀ یک مأمور
بستگی نداره
میتونی هر بازجوییای رو دوباره نگاه کنی
به هر موردی مراجعه کنی
حتی اگه وسط عملیات باشی
یه نردۀ محافظ در مقابل جانبداری و خطاست
خیلیخب
به نظرت چرا اور اینقدر روی
تکنولوژیِ اداره متمرکز شده؟
الآن بهت گفتم چرا
...انگیزهها
میتونن پیچیده باشن...
با این حرفا به کجا میخوای برسی؟
:مأمور نظری درگیر موارد زیر است »
یک: جنسیت و دارای یک شخصیت سرکوب شده
« دو: غیرقابل پیشبینی بودن
توی دهۀ ۶۰ نیستیم که
قضاوت نیست که - خیلی شبیه قضاوت به نظر میرسه -
یه دید کلیـه
تکنولوژی اور در مورد خودش چی میگه؟
میگه که عمیقاً به
انصاف و عدالت اهمیت میده
یا اینکه به تکنولوژی
بیشتر از آدما اعتماد داره
...شاید، شاید اون
میخواد یه دنیای منصفانهتر برای بقیه
بسازه نسبت به دنیایی که خودش توش زندگی کرده
این به نظر من که عالیـه
چه اهمیتی داره اگه انگیزهش این باشه؟
خیلی زیادی شخصیـه
فقط یه پیشنهاد ساده نیست
...این
ریشه در هویتش داره
،وقتی ایدهها اینقدر عمیق میشن
بیخیال شدنشون سختـه
...اگه نتونه اداره رو تغییر بده، اون
ممکنه دچار ضربۀ روحیای بشه
که از رد شدن ایدهش هم عمیقتر باشه
قبلاً هم اتفاق افتاده، پوئت
،میدونم اسماشون رو میدونی لازم نیست اسم ببرم
تو نمیخواستی که من در مورد تکنولوژیـش گزارش بدم
میخواستی اگه پروژهش رو کنسل کردی
احساساتش رو کنترل کنم
اون تمام
اسرار رو میدونه، پوئت
ده سال صرف جمعآوریشون کرده
میدونی کجاش جالبه؟ اداره ادعا میکنه
که آدمای مختلف
با تجربههای مختلف میخواد
اونم وقتی که کار همهمون با هم یکسانه
No comments yet. Be the first to leave one.