نخستین 200 خط.
«دش»! دش!
دش!
عه لامصب
منو پوشش بده
«میلر»
کاری از عـلـی خـزایـی و رضـــا Reyez & Progressive
خودشه؟
پروژه 725
اگه بتونی یه سرور قدرتمند فراهم کنی
هوش مصنوعیاش شروع به کپی کردن اطلاعاتش میکنه
کوچک و درعین حال قدرتمند
بدینشکل
دنیا رو متحول میکنیم
اینجا به کمکت نیاز داریم، عجله کن
میلر
من رو تنها نذار
موفق شدی آفرین
وای پسر
«دِرِک میلر»
- «دیتون چالمرز» - خوشبختم
به «چپتر هاوس» خوش اومدی
من دربارهت تحقیق کردم
به موارد چشمگیری برخوردم
فقط انجام وظیفه بوده
عین سربازای اصیل صحبت میکنی
خب، سربازای اصیل همدیگه رو میشناسن، نه؟
تکلیفات رو خوب انجام دادی
بله قربان
آدم که هر روز نمیتونه با مرد نبردای تن به تنی که تبدیل به مدیر عامل اجرایی شده
ملاقات کنه
هنگ 75، سرباز نیروهای ویژه
گروهان «ب»
«موگادیشو»؟
موگادیشو
سومالی، بوسنی
عراق
حسابی کار و بارت رو تغییر دادی
چرا کارتو عوض کردی؟
زندگی خانوادگی
همهچیز رو تغییر میده
آره
معرفت از بزرگمنشیات تعریف میکرد
واقعا؟
و اونی که من رو معرفی کرد کیه؟
من بودم، حرومی
«فاکس»، نگاهش کن!
مگه کتشلوار و کروات که مال بچهننهها نبود؟
عه، پسر
«مگی» ازم خواست تا هنوز چهارستون بدنم سالمه پام رو از ارتش بکشم بیرون
- عیالبار شدی؟ - آره، چی بگم
اون مجبورم کرد بخاطر صندوق بازنشستگی شرافتم رو به حراج بزارم
- خوشتیپ شدی - ممنون داداش
- خوشحالم میبینمت - منم همینطور
- درسته - هی فاکس
بله قربان؟
دِرِک رو با ماموریت آشنا کن
مطمئنم که این رفیق قدیمت رو یادته
«پاردِنر»
تروریست انقلابیای که طی دو سال گذشته
تو کل دنیا آتش به پا کرده
چطور ممکنه فراموشش کرده باشم؟
اون یه تیر زد تو کمرم
برای اثبات، هنوزم جای زخمش هست
حالا این چه ارتباطی به «چپتر هاوس» داره؟
هفتهی گذشته، «پاردنر» از «چپتر هاوس»
یک قطعهی فناورانه رو دزدید
قطعهی فناورانه و نوآوری مثل اون نباید دست همچین آدمی باشه
چرا آخه؟
ممکنه شر بشه
ممکنه شر بشه؟ برای کی شر بشه؟
برای شما؟
برای همه
پرواز 314
نزدیک دریا سقوط کرد
بدون بازمانده
ما طبق یکسری شواهد باور داریم که «پاردنر» مسئول این حادثه است
خوشبختانه
ما یک مکانیزم امنیت سانحه روی اون وسیله گذاشتیم
محض حوادثی مثل این
پس خوب شد، نه؟
آره
اما فقط یک نفر رمز عبور اون وسیله رو داره
و حالا اون طرف در معرض خطر شدید ـه
اون فرد، من هستم
اعضای هیئت مدیره یه سفرکاری برای جناب «چالمرز» درنظر گرفتن
تا یه مکانی رو برای تائسیس یک کارخونه بررسی کنه
اونجا یه انبار متروکهست
که میخوان هر چه زودتر تخریبش کنن و ما باید سریع وارد عمل بشیم
تشویقهای مالیاتی، بستانکاریها تخفیفها
و میلیونها چیز دیگه در معرض نابودی ـه
خب که چی؟
از من و تیمم میخواین که پرستاریتون رو بکنیم؟
بیخیال
هی، این یه فرصت عالی ـه
ممکنه هیچ اتفاق خاصی رخ نده
اما اگه تو و تیمت دست به کار بشین
با یه حقوق بیدردسر برمیگردین خونه
یا شایدم
شاید یه فرصت دیگه برای رو در رو شدن با «پاردنر» پیدا کنی
نمیدونم «نیک»
ما معمولا کارای محافظتی انجام نمیدیم
بیخیال من بهت احتیاج دارم
نمیشه لاقل یه لطفی بهم بکنی؟
یه چنتا تیم دیگه هم استخدام کنی؟
«پاردنر» خودش عضو سابق نیروهای ویژه بوده که دست به شورش زده
نفوذش خیلی زیاده
حالا ما نمیتونم ریسک نفوذ داشتن اون بین باقی تیمها رو بکنیم
من به تو اعتماد دارم
اما این جمله رو راجب باقی رابط هام نمیتونم بگم
«دفور» رو یادته؟
من جونت رو نجات دادم
به گمونم تو یکی بهم بدهکاری
«چپتر هاوس» منابع مالی نامحدودی داره
ما آمادهایم تا بهت یه قرارداد پرمنفعت پیشنهاد کنیم
یه قرارداد با یه عالمه صفر، رفیق
با یه عالمه صفر
باشه
اگه قرار باشه چنین کاری کنیم به روش من انجامش میدیم
تو هم باید راجب همهچیز بهم اطلاعات بدی
تمام چیزهایی که من مربوطه
بدون سوال و جواب
اونوقت حاضری انجامش بدی؟
آره
«کریستال» دوتا آبجو میدی؟
- باشه - ممنون
دیشب چیکار کردی؟
یکم شست و رُفت
- چه دختر خوشگذرونی - آره
واسه امشب برنامهای نداری؟
حموم بردن سگ ـم
عجب
باشه پس، فعلا تا بعد
با سگت خوش بگذره
همون همیشگی، عزیزم؟
بله لطفا
نوشابه به همراه لیمو
ممنون
چی شده؟ بنظر ناراحت میای
فقط یسری مسائل
چه خبر رفیق؟ خوشحال شدم دیدمت
رفیق، بنظرت برم با دختره صحبت کنم؟
- اون؟ - آره
صد درصد
نمیشه گذاشت همچین دختری تنهایی نوشیدنی بخوره، مگه نه؟
بنظرت
گوش کن
اون یه دختر معمولی نیست
یه خانوم ـه یه خانوم حسابی
حالا شجاع باش
پاشو برو اونجا
توی چشماش زل بزن
و لبش رو بوس کن
خب؟
دافها عاشق این حرکت هستن
برو به چنگش بیار، گندهبک
- برو ببینم - لعنتی
تو خیلی لاشی هستی
صحنهی جالبی میشه
سلام
دست کثیفت رو به من نزن
از دست تو «ساشا»
خدایی «دش»؟
ولش کن ساشا
لامصب
یه بحث کاری پیش اومده
ببین، میدونم که زیاد دارم سوال میپرسم
سری پیش «پاردنر» زد دهنمون رو سرویس کرد
دسترسی ویژهمون رو از دست دادیم
و اگه درست یادت باشه
نزدیک بود با کفن برگردی خونه
قضیه انتقامی چیزیه؟
بنظر نمیاد تو اهل همچین چیزی باشی
یه فرصت کاری ـه مسئله شخصی نیست
ببین اگه قراره تو انتقام بگیری به یه ورم نیست
اما الان بحث یه خروار پوله
- درسته - زندگی رو زیر و رو میکنه
من پایهم
شما دو تا چی؟
میدونی، یکی برای همه، همه برای یکی
مگه نه؟
چی بگم، حس میکنم کل قضیه رو بهمون نگفتی
و اینکه میخوام بدونم که این «پاردنر» چه چیزی رو دزدیده
همهمون میخوایم بدونیم
اما کار ما این نیست
کار ما صرفا حفاظت ویژه است
پول بیدردسر
اما خب چرا با تعداد افراد کم؟
اگه تعداد به چشم بیاد منطقیتر جلوه نمیکنه؟
تو این مورد من موافق فاکس هستم
میدونی، دست به کار شدن با قوای کامل
ممکنه شورای شهر رو به وحشت بندازه
ممکنه حتی وجههی بدی برای «چالمرز» داشته باشه
لازمه که این دلقک گروه رو هم بیاریم؟
ما خیلی وقته همدیگرو میشناسیم
اون بدرد مبارزه میخوره بهم اعتماد کن
خیلی خب
اگه دنبال یه فرصت دیگه برای تقابل با «پاردنر» هستی
من پشتت هستم رئیس
ببین، میدونی که من حاضرم هرجایی که پای کتککاری وسطه با شماها بیام
اما این مورد، چیز جالبی نیست
No comments yet. Be the first to leave one.