نخستین 200 خط.
اين زيرنويس به فارسي زبانان و مايک نيکولز (=کارگردان تئاتر و سينما) تقديم ميشود
ترجمه از سيد صالح حسيني
خانمها و آقايان محترم، تا مدتي .ديگر در لُس آنجلس مينشينيم
در صورتي که اين پيام رو .ميشنوين سر جاهاتون بشينيد
.آسمان لس آنجلس صاف .فشار هوا 72 ميباشد
طبق انتظار ما سفر 4 ساعت و 18 دقيقه .طبق زمان بندي طول کشيد
از اينکه از خطوط هوايي ما استفاده کرديد خشنوديم و .اميدواريم در آينده نزديک هم از خدمات ما استفاده کنيد
،سلام ظلمت همدم ديرينِ من
آمدم تا دوباره با تو همسخن شوم
چرا که در من خزيد به آرامي خيالي
بذر خودش را پاشيد وقتي که خواب بودم
هنوز هم پابرجاست آن خيالي که در سرم کاشت
در ميان هياهوي خاموشي
در خوابهايِ بيقرار تنها قدم زدم
بر سنگفرش کوچههاي باريک
و زير هاله تير چراغبرق
سر در گريبان بردم از سرما و رطوبت
وقتي که چشمم را زد درخشش نور نئوني شبشکن
و احساس کردم هياهوي خاموشي را
در آن نور بيپرده
مردماني را ديدم هزاران تن يا شايد هم افزونتر
لب ميزدند مردم بيآنکه سخن بگويند
ميشنيدند مردم بيآنکه گوش دهند
ترانههايي سرودند که آوازش هرگز فراگير نشد
و اَحَدي شهامت نداشت
که برهم بزند هياهوي خاموشي را
ابلهان گفته بودم شماها نميدانيد
خاموشي همچون سرطان ميرويد
سخنم را بشنويد اگر درستان دادم
دستانم را بگيريد اگر سمتتان آمد
اما سخنان من چون قطرات باران، خاموش بر زمين ريخت- مسافرين محترم خواهشمنديم- .اين مکان رو تا 3 دقيقه ديگر ترک کنند
.خواهش ميکنيم از کارتهاتون مراقبت کنين
و زمزمه شد در هياهوي خاموشي
موضوع چيه؟
.مهمونا اون پايين منتظرن تا تو رو ببينن، بن
پدر، ميتوني براشون توضيح بدي که من بايد يه مدتي تنها باشم؟
.همشون دوستان خوبمون هستن، بن
.بيشتر اونا تو رو از موقع تولدت ميشناسن
چي شده، بن؟
...من فقط
نگراني؟
...خب
در مورد چي؟
.حدس ميزنم آيندهام
براي چي؟
نميدونم ...ميخوام باشه
چي باشه؟
.متفاوت
مشکلي پيش اومده؟- .نه، نه. الان ميايم پايين-
!کارلسونها اينجان
اينجان؟ .خب، زودباش
.اونا همه راه رو از تارزانا اومدن
.زود باش. بيا بريم
خيلي خوبه که آدم دوستان .فداکار زيادي داشته باشه
!هي، دانشپژوه برنده ما اينجاست
.ما همه بهت افتخار ميکنيم، بن
.متشکرم، خانم کارلسون
،اين ماشين جديدته بيرونه همون که يکم قرمزه؟
.اون هديه فارغ التحصيلي بنه
براي سوار کردن اونها مشکل زيادي نداري، ها؟
بله، آقا؟
.دخترا. خوشگلا. جيگراي امروزي
فکر ميکنم بن بيشتر دنبال جيگراي امروزي باشه. اينطور نيست، بن؟
.بله، خانم
.ببخشيد .ميخوام چيزي رو تو ماشين بررسي کنم
.هي! ستاره دوميداني ما حالت چطوره، دونده؟
.خوبم، آقاي لوميس
من ميخوام يه نوشيدني بگيرم. بعد مي خوام .همهچيز رو در مورد جايزهاي که بردي بشنوم-جايزه هوپرمن
.هَلپينگهَم
.هَلپينگهَم. درسته. همينجا منتظرم باش
!بن! همهگي بهت افتخار مي کنيم- !افتخار، افتخار، افتخار-
حالا ميخواي چيکار کني؟
.من بايد يه لحظه برم بالا
.نه، منظورم آيندته- !در مورد زندگيت-
.خب، يکمي سخته گفتنش
.بن
.منو ببخشين .آقاي مگواير
.بن
.آقاي مگواير
.يک دقيقه با من بيا .ميخوام باهات حرف بزنم
.ما رو ببخش، جوئن- .حتما-
.ممنونم
.اون آروم و دلنشينه- .تبريک ميگم-
.وقتي نگاش ميکنم، باورم نميشه
.فقط يه کلمه باهات حرف دارم .فقط يه کلمه
بله، آقا؟
گوشت با منه؟- .بله-
.پلاستيک
دقيقا منظورتون چيه؟
.آينده بزرگي در پلاستيک وجود داره در موردش فکر کن. در موردش فکر ميکني؟
.بله، فکر ميکنم
.چيز ديگهاي نگو .يه قراري با هم گذاشتيم
!اون اينجاس! بن الان اينجاس- .ببخشيد فقط يک دقيقه-
.همه گوش کنيد .ميخوام همه ساکت باشن
من دفتر سالانه دانشکده بن رو دارم، و مي خوام بعضي .چيزهاي جالبش در مورد بن رو براتون بخونم
!ساکت باشين !خواهش ميکنم
،کاپيتان تيم اسکي صحرايي ،مسئول باشگاه مباحثه
،معاون ويراستار نشريه دانشگاه در سال اول ...سر ويراستار در سال آخر
.اوه، يا عيسيمسيح
گمون کنم دستشويي اينجا نيست، درسته؟
.دستشويي، انتهاي سالنه
حالت چطوره، بنجامين؟
.خوبم، متشکرم، خانم رابينسون .دستشويي در انتهاي سالنه
.چه اتاق دلنشيني
ببينيد خانم رابينسون، نميخوام ...بياحترامي کرده باشم، اما من شديدا
اينجا زير سيگاري پيدا ميشه؟
.نه
.اوه، بله. فراموش کردم .ورزشکارها سيگار نميکِشن
يه دختره؟
چي يه دختره؟
.همون چيزي که تو رو ناراحت کرده
.نه، من فقط، کلا به خاطر يه چيزايي ناراحتم
به طور کلي؟- .درسته-
.خب... تبريک ميگم- .ممنونم-
.اوه، بنجامين. ميخوام يه چيزي ازت بپرسم- بله؟-
ميتوني منو به خونم برسوني؟- بله؟-
.شوهرم ماشين رو برده منو ميرسوني خونه؟
.بياين. بگيريدش ميدونين که دندهها چه جوري کار ميکنن؟
نميدونين؟- .نه-
.بريم
.ممنون- .باشه-
مياي تو، لطفا؟- بله؟-
بيا تو تا موقعي که .چراغها رو روشن کنم
براي چي؟
چون تا موقعي که چراغها رو روشن .نکنم احساس امنيت نميکنم
اشکالي نداره جلوتر از من بري به پذيرايي نورگير؟
من نسبت به رفتن تو يه خونه .تاريک، احساس خوبي ندارم
.اما چراغ اونجاست- .خواهش ميکنم-
نوشيدني چي ميخواي؟ بوربن*؟ نوعي ويسکي است که از ذرت درست ميشود. نام بوربن* از خاندان بوربن در ايالت کنتاکي گرفته شده که اين *نوشيدني براي نخستينبار در آنجا درست شده است
.ببينين، خانم رابينسون، من شما رو ... ،رسوندم خونه. از اين کار خوشحالم
.ولي من يه فکرايي دارم ميتونيد درک کنيد؟
.آره- .خيلي خب-
چه نوشيدنياي ميخواي؟
.بنجامين، متاسفم که اين طوري هستم .اما نميخوام تو اين خونه تنها بمونم
چرا نه؟- .خواهش ميکنم تا اومدن شوهرم صبر کن-
کِي برميگرده؟- .نميدونم-
نوشيدني؟- .نه-
شما هميشه اينقدر از تنهايي ميترسين؟- .بله-
خب، چرا راحت درها رو قفل نميکنين برين بخوابين؟
.من خيلي عصبيم
ميتونم ازت يک سوال بپرسم؟
در مورد من چي فکر ميکني؟
منظورتون چيه؟
.تقريبا در تمام عمرت من رو ميشناسي .بايد يه نظري در مورد من داشته باشي
خب، من هميشه فکر ميکردم .که شما انسان خوبي هستيد
ميدونستي من الکلي بودم؟
بله؟- اينو ميدونستي؟-
.ببينيد، فکر کنم ديگه بايد برم
.بشين، بنجامين
... ،خانم رابينسون، اگه حرفم رو به دل نميگيريد
.بايد بگم که اين گفتگو داره کمي عجيب ميشه
...حالا، مطمئنم که آقاي رابينسون هر لحظه ممکنه بياد
.نه- بله؟-
.شوهرم خيلي دير مياد .تا چند ساعت ديگه به خونه برنميگرده
.اوه، خداي من
ببخشيد؟- .اوه، نه، خانم رابينسون. اوه، نه-
مشکلي هست؟
...خانم رابينسون، شما ...منظورم اينه که، شما منتظر نبوديد
چي؟
منظورم اينه که، شما فکر نميکنيد که من کاري مثل اين رو انجام بدم؟
مثل چي؟
چي فکر ميکنيد؟- .خب، نميدونم-
.به خاطر خدا، خانم رابينسون
.ما اينجا هستيم. شما من رو به خونتون آوردي .بهم يه نوشيدني ميدي. موسيقي ميذاري
...حالا براي من زندگي شخصيتون رو تعريف ميکنيد
.و به من ميگيد شوهرتون تا ساعتها خونه نمياد
پس؟- .خانم رابينسون، شما سعي ميکنيد من رو اغوا کنيد-
مگه نه؟
.خب، نه، من بهش فکر نکردم .احساس تحسينشدگي ميکنم
خانم رابينسون، منو براي چيزي که گفتم ميبخشين؟
.اشکالي نداره
نه، اشکال داره. اون بدترين چيزي .بود که تا حالا به کسي گفتم
.بشين
،خواهش ميکنم منو ببخشين .چون ازتون خوشم مياد
من در مورد شما اينجوري .فکر نميکردم، اما گيج شدم
.باشه. نوشيدنيت رو تموم کن
خانم رابينسون، به خاطر حرفي .که به شما زدم، ناخوشام
.خب، حالا فراموشش کن .نوشيدنيت رو تموم کن
چم شده؟- تا حالا پرترهي ايلِين رو ديدي؟-
پرترهاي از ايلِينه؟- .آره-
.نه
.کريسمس پارسال کشيدنش تموم شد- دوست داري ببينيش؟ .خيلي زياد-
.اينجا اتاق ايلِينه
مشخصه ايلِين يه دختر جذابه، مگه نه؟
.يادم نمياد چشمهاش قهوهاي بوده باشن
.بنجامين- بله؟-
يه لحظه مياي اينجا؟- .اونجا؟ حتما-
زيپ لباسم رو باز ميکني؟- .فکر کنم بايد برم بخوابم .اوه. خب، شب به خير-
زيپ لباسم رو باز نميکني؟- .ترجيح ميدم اينکارو نکنم، خانم رابينسون-
...اگه هنوز فکر ميکني سعي ميکنم تا تو رو اغوا کنم- .نه، فکر نميکنم، اما فقط احساس ميکنم يه کمي خنده داره-
.بنجامين، تو هميشه منو ميشناختي- ...اينو ميدونم، ولي من فقط-
.يالا. سختمه دستمو بهش برسونم
.ممنون- .باشه-
چي تو رو ميترسونه؟- .من نميترسم، خانم رابينسون-
پس چرا همهاش ميخواي بري؟
.چون ميخواين برين بخوابين
.فکر نميکنم من بايد اينجا باشم
تا حالا قبلا نديدي کسي بخوابه؟- ...بله، ديدم. ولي من فقط-
ببينيد، اگه آقاي رابينسون الان بياد چي؟- چيکار ميکنه؟-
خب، به نظرتون خندهدار نيست؟
No comments yet. Be the first to leave one.