Umrao Jaan

Umrao Jaan

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

umrao jaan persian
umrao jaan 2006 DVDRip
umrao jaan زیرنویس فارسی
ناشر haseena4
آثار گروه هسینافور

برچسب‌ها

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
تاریخ انتشار: 2017-07-06
تعداد دانلود: 46
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

«قلبم شکسته»

«و آواز من اين موضوع را بيان مي کند»

«همچون آلت موسيقايي هستم که»

«تماميه آهنگهاي غمگين را مي نوازد»

«من کي هستم و چي هستم»

«براي چه کسي زنده هستم»

«خودم هم نمي دانم»

«آن راز را به من بگوييد»

«آن راز را به من بگوييد»

به به سبحان الله. آقاي پيژن اين سيلاب

شاعري و آهنگين از کجا مي آيد؟

از همسايگي

قربان، اين صداي آوااز شاعر و رقاصه معروف عمرائو جان ادا است

خوب که گوش کني متوجه مي شي که به چه زيبايي اين واژه ها رو کنار هم چيده

بهتر از شما چه کسي از اين مسائل سر در مياره

چون شما خودتون يه شاعر و تصنيف سرايه نامدي

من تا حالا خيلي از اين زن شنيدم

و امروز مي خوام ببينمش

پيژن جان به من اجازه مرخصي مي دي؟

شايد من هم بتونم بخشي از داستان زندگيه اين زن رو بشنوم

عرض ادب. من ميرزا حاجي هستم. تخلصم رسوا است

اومدم تا خانم عورائو جان ادا رو ببينم

شما لظفاً منتظر باشيد من ميرم ازشون مي پرسم - چشم، بسيارخب .سپاسگذارم

خانم جان، يه نفر به نام ميرزا رسوا مي خواهد شما رو ببينه

اون ششاعر مشهور؟بگو بياد داخل

خب، بفرماييد جناب سپاسگذارم

عرض ادب عرض ادب.تشريف بياريد جناب رسوا

متشکرم

سپاسگذارم .لطف کرديد

ببخشيد. من اصلاً دلم نمي خواست تا آرامش شما رو برهم بزنم

اما صداي شما منو وادار کرد ، بيام اينجا

اين ذره نوازيه شما رو نشون مي ده. وگرنه مگه من کي هستم يا صداي من چي هست

خواهش مي کنم نفرماييد.شعر، شاعري و موشيقي همه چيزهايي هستند که

به عمرائو جان ادا منسوبند

و از اون جدا ناپذيرند

اما حالا چي شده؟

کِي اين درد به ساز زندگي پيوسته

جناب رسوا شما خودتون خوب مي دونيد

شاعري و موسيقي مولود دردند

به به! يه چيزي بگوييد تا گوش کنيم

دوست داريد داستان کي رو بشنويد؟

مال خودم يا ماجراي ديگران رو؟

خانممحترم. من احساس مي کنم که شما زندگي رو از نزديک و به خوبي لمس ککرديد

و هيچ ماجرايي بهتر و زيباتر از

ماجراي خودتون نيست

آخه من چي مي تونم براتون بگم؟ شما حتي اسم منو هم دزديديد

بله، شما چي فرموديد؟

برنام ترين فرد زمانه من هستم.

اون وقت رسوا شماييد/

خيلي جالب بود! اما گفتن اين چيزها فقط از عمرائو جان ادا برمياد

دست برداريد! کدوم عمرائو؟ جان ِکي (عشق)؟

و کدوم ادا (ناز)؟

من تو روستاي فيض آباد به دنيا اومدم و اسمم اميرن بود

و الان هم اميرن هستم

اميرن؟ بله، اميرن

گوش کنيد، الان ماجراي زندگيه اون دختر معصوم رو براتون تعريف مي کنم

تو داري دنبال چي مي گردي؟ انگشترم گم شده ، مادر منو مي کشه

هي، دخترک داري چي کار مي کني؟

هيچ چي، همينجوري

تو دختر کي هستي خب، دختره بابام، پس کي؟

باشه، بسيارخب. اما آخه بابات کي هست؟

بابام داره الان مياد

باباش داره مياد پدرش من هستم، شما کي هستيد؟

اوه! همون دشمن خونيه ما

دلاورخان. سلامعليکم، تو برگشتي؟

به خاطر شهادت تو من 7 سال تو حبس بودم

اما من يه کم زودتر خلاص شدم

ببين دلاور، من دلم نمي خاست حقيقت رو بگم

اما وقتي اونا ازمن خواستم تا دست روي قرآن شريف بذارم

مجبور، به گفتن حقيقت شدم

باشه پس تو از دين خودت مواظبت کن و ما هم از دين خودمون

بيا دخترم بيا بريم خونه

عوضيه حرومزاده!عوضي هميچين با آدم برخورد مي

انگار نه انگار از زندون اومدم، انگار از سفر حج برگشتم

فکر کنم اون دختره از جونش براش عزيزترباشه آره

بيا دخترم اين هم شيريني.

پدر شما خيلي خوبيد هر روز برامون شيرني مي خري

بيا بخور

مي بيني جمال عزيزم خواهرت چقدر دوستت داره

اول مي ده به تو بخوري و بعد خودش مي خوره

دخترم خدا هميشه دلت رو شاد کنه

شما ها برگشتيد؟

سلام عليکم عليکم السلام

خيلي به من لطف کرديد

يادتون نمياد؟

امروز عروسيه دختره آقاي پنده است

چقدر دير اومديد. نگاه کن سرو وضعو؟

زودباشيد بياييد دست و روتون رو بشوريد. ديه وقته رفتنه

من نمي دونم اين درخت چه جادوئي کرده که

اين دختر عزيز دُردونه تو

تمام روز زير اون درخت بازي مي کنه

بد و بيراه به اون درخت نگوه مادر اميرن

اون درخت درست مثل خودت تو مي مونه

تو با محبت مادرانه ات از اونا دربرابر نور خورشيد از اونا محافظت مي کني

اون درخت هم همينکار رو مي کنه

خودش زير نور خورشيد مي سوزه و مارو زير سايه خودش نگه مي داره

پدر هم همينطوره خودش کار مي کنه و ما هم مي خوريم

نگاه کن.دختره عزيزدردونه ات ديگه بزرگ شده

خب، تو برو آماده شو تا دير نشده، اون رو هم با خودت ببر

عزيزم اينو هم باخودت ببر

بيا اميرن، بشين.دستت رو بده من بده دستت رو بشورم

حالا اون يکي دستت رو بده

ببينم! پس انگشترت کو؟

انگشترت کجاست ، اميرن؟

با تو هستم انگشترت کجاست؟

گم شده گم شده؟

مي دوني پدرت براي اينکه اونو برات بخره چقدر زحمت کشيده؟

گم شده.حالا براي چي داري گريه مي کني؟

مگه اولين بارته که کتک مي زنمت؟

براي اين دارم گريه مي کنم که پدر براي خريد اون انگشتر چقدر زحمت کشيده بوده

خداي من! کافيه گريه نکن

بيا، بيا دخترم،پدرت يه انگشتر ديگه برات مي خره

حالا ديگه گريه نکن

«اين نتيجه خلقت توست اي آفريننده»

«اين نتيجه خلقت توست اي آفريننده»

«در زندگيه بعديم منو دختر نيافرين»

«اين نتيجه خلقت توست اي آفريننده»

«اين نتيجه خلقت توست اي آفريننده»

«در زندگيه بعديم منو دختر نيافرين»

«اين نتيجه خلقت توست اي آفريننده»

پدر، عروسي، مجلس شادي و خوشحاليه

آره، عزيزم همينطوره

پس چرا تمام افراد خانواده آقاي پنده داشتند گريه مي کردند؟

وقتي داري دخترت رو راهي مي کني، خب عزيزم آدم گريه اش مي گيره

حالا بگيد ببينم،وقتي داريد منو هم راهي مي کنيد شما هم گريه تون مي گيره؟

معلومه دخترم

مادرت انقدر گريه مي کنه تا ديوانه شه

پس من هيچ وقت ازدواج نمي کنم

ببين دخترم، بالاخره که ازدواج مي کني

من که بهتون گفتم ازدواج نمي کنم

من پيش شما مي مونم و هيچ جا نمي رم

امروز آقاي مير از محبود آباد اومده بود خب؟

اومده بود تا تاريخ عروسيه اميرن رو قطعي کنه

اميرن خوابه؟ آره خوابيده

ازدواج کردن که مشکلي نيست اما هزينه اش زياده

از کجا پولشو بياريم؟

نمي دونم اونا در مورد ما چه فکري مي کنن؟

هر کسي اين خونه بزرگ رو مي بينه فکر مي کنه چه خبره

اونا فکر مي کنن ما اين خونه رو به ارث برديم

اما هرچي هم که باشه بايد ازدواج کنه

تا حالا کسي رو ديدي که دخترش رو تو خونه نگهداره؟

بايد براي اميرن عروسي بگيريم

رئيسه، رئيسه بله، خانم جان

نگاه کن ، شعله اين چراغ داره پِرپِر مي زنه

يه کم توش روغن بريز يا که کاري کن

اما کاري نکن خاموش شه بله، چشم

چراغ سرنوشت من هم همينجوري خاموش شد

اون روز مي خواستم به يه پرنده زخمي کمک کنم

و همون موقع با دلاور رفتم خونش

مادربزرگم تو خونست، يه فوت که بهش بکنه حال اين پرنده خوب ميشه واقعاً؟

اونجا نه مادربزرگي بود و نه خاله اي

مادربزرگ، مادربزرگ جواب بده

فقط يه اتاق خالي بود

دهنموبستن و با طناب هم دست و پامو بستن

منو کردن تو يه گونيو انداختنم تو تو يه گاري که گاو اونو مي کشيد

اون گاري از جاهايي که نمي دونستم کجان، عبور مي کرد

جناب موقع راه رفتن حواستو جمع کن

اگر الان اتفاقي ميفتاد

همه مي گفتن که دلاور تلافي کرده

نه، دلاور برادر من، ما که ديگه با هم دشمن نيستيم

فقط اين شيرنيها ريخت زمين

حالا به دخترم اميرن چي بگم؟

دخترم اميرن؟

راه بيفت پيربخش

اون روز من براي آخرين بار پدرم رو ديدم

اين عوضي يا خيلي ساده است يا خيلي زيرکه

مي گه دشمني تموم شده. ح حالا بعداً مي فهمه، لعنتي

حالا مي خواهي باهاش چه کار کني؟ تکه تکه اش مي کنم و مي ندازمش دور

نه، اينکار رو نکن

داغي بزرگتر از مرگ هم هست

اون چي هست؟ اونو مي بريمش لاک نو

مي فروشيمش به يه فاحشه خونه اينجوري هم تو انتقام مي گيري

هم پول گيرت مياد

بگوببينم، چطوره؟ تو خيلي مخت کار ميکنه

فقس طلايي براي طوطيت چرا که نه؟

شما دستور بديد خانم جان

مي گم براش يه مشت مرواريد بيارن

اون براي چي؟ تا تويه قفس طلايي بخوابه و م غذاش هم مرواريد باشه

چرا به طوطيه ما حسوديت مي شه؟

ما هم که به تو غذاي خوشمزه مي ديم

همينطوره خانم جان. همينطوره

بيا

بله، ممنون

عرض ادب عرض ادب

خانم چان يه بچه کوچيه ديگه

منتظره تا شما ببينينش

بگم بياد خدمتتون؟

بگو بياد -پيربخش بيا اينجا

عرض ادب بيا اينجا دخترم، نترس

بيا بشين کنار من.برو بيا دخترم نترس، بيا

اينجا، آفرين -اسمت تو چيه؟

اميرون درسته

کجا زندگي مي کني؟ بنگلا

هاي هاي! اين بنگلا کجا هست؟

تو اين رو هم نمي دوني؟ به فيض آباد مي گن بنگلا

پس تو از فيض آباد اومدي؟

نه، من نيومدم اينا به زور منو آوردن

اي واي! فقط خدا مي دونه که دخترِ کي هست

الان پدر و مادرش چه حالي دارن؟

نمي دونن اين شيادا از کجا اومدن

Umrao Jaan subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Umrao Jaan

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left